-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۶, جمعه

خانه‌‌ی کرایی دیده بودیم اما وطن کرایی نه

عبدالرحمان خان در نادانی دعوای خدایی می کرد.

خط دیورند کرایی نه بود قطعی فروخته شده و ملکیت خریدار است…

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

بخش های اول و دوم


امیدواری استراتژیست‌های بایدن به تبدیل افغانستان به باتلاق چین، روسیه و ایران

 نویسنده: امانوئل پیتروبن

منبع: ایل جورناله (ایتالیا)

دیدار قوماندان گل حیدر با افسر آی، اس آی- طارق امجد/ 1393


 خبرتازه به گزارشنامه افغانستان واصل شده است که نشان می دهد سقوط ناگهانی پنجشیر براساس تبانی از مدت ها پیش بین دکترعبدالله و قوماندان گل حیدر با شبکه حقانی صورت گرفته است. عبدالله نفرخاص خلیلزاد است و نقش خلیلزاد نیز درین گیرودار، امری قطعی است. 

حالا اندک اندک دانسته می شود که منظور حشمت غنی از وقوع کودتا علیه درغل بابا چندان بی پایه نبوده است. افزون برین، کرام الدین کرام نیز در زمان فرار درپنجشیر با شبکه حقانی ملحق شده بود. درین میان پیشینۀ رابطه مستقیم بین جنرال جرأت و آی اس آی به نخستین سال های دوره کرزی بر می گردد.

اینک به گزارش اطلاعاتی نظر بیاندازید که من بنا به راپور شبکه امنیت مؤرخ هشت قوس 1398 انتشار داده بودم؛ بدین شرح:

قوماندان گل حیدر؛ لواطت درکابل و دهلی، همدستی با آی اس آی

دشمنی عبدالحمید خراسانی با گل حیدر خان/ گل حیدر هیآت آی اس آی را برای جور آمد با حمید خراسانی به پنجشیر برده بود.

فرمانده گل حیدر از باقی مانده های نسل اول جهاد علیه شوروی و جنگ علیه طالبان را همه می شناسند. او تا سال 2001 مردی صالح و متقی بود و همانند اسدالله خالد ها، کرام الدین کرام ها و ...غرقه در فساد دیگر همقطاران خود نبود. خانه ای داشت و یک زنده گی ساده و پر افتخار.

اما وقتی دولت طالبان سقوط کرد و بذر جادوی دالر های باد آورده و دموکراسی تفاله ای در زنده گی اجتماعی افغانستان پاشیده شد، قوماندان گل حیدر از نخستین سر حلقه هایی بود که شیطان در قالب روحش حلول کرد. 

او که زمانی ممثل جهاد فی سبیل الله شمرده می شد، به خوش خدمتی به درگاه ارباب فسق، حق گیری، چنبر زدن بر گنج حرام و استفاده از بچه جوان های «ستاره افغان» روی آورد.

نامبرده با یک گروه از مفسدان مادرزاد، دم و دستگاه کوچکی درست کرد و به کمپاین کردن به این یا آن ستاره افغان دست زد. بسیاری را تا دوازده بهترین و رده های اول، دوم و سوم ارتقا داد. پاداش این همه جهاد دنیایی آن بود که بعداً آن پسران را مدتی به لاجپتگر دهلی نو دعوت داده و به همکاری یکی از دوستان سیکهه خود، اتاقی و بارگاه کوچک عشرت بنا کرد و هر آن چه از دستش پوره بود و مغزش هدایت می داد در حق ستاره ها انجام می داد.

درحال حاضر، مرداب خانه لواطت کاری و بچه رقصانی گل حیدر و شرکاء تهکاوی بلند منزل قادر بخشی است. هرکه به این گزارش مشکوک است، یک بار سری به تهکاوی فساد بزند.

گذشته ازین به گزارش شبکه ملی اداره امنیت ( نه امنیت ضد ملی وابسته به خونتای ارگ وجهادی های فاسد) گل حیدر خان در سال 1393 توسط فردی از ننگرهار از جمع دوستان دوره جهاد به بهانه ماهی خوری به مشرقی کشانده شد و طبق اجندای قبلی، گل حیدر درآن جا با یک فرستاده سازمان اطلاعات نظامی پاکستان – آی، اس آی- به نام طارق امجد دیدار و گفت و گو کرد. 

گل حیدر در آن ملاقات، به تعهدات و بسته های پیشنهادی افسر آی اس آی گردن نهاد و دست پر ( به نام تحفه) به کابل برگشت. وظیفه گل حیدر، لگام زنی و درهم شکستن تشکیلات مردم در شمال و شمالی است که هرگاه به حکومت مورد حمایت آی اس آی درکابل دست رد بزنند؛ از سوی گروه گل حیدر خاموش ساخته شوند. تا کنون چند گزارش مشرح از صورت فعالیت های انجام گرفته تا در دست انجام از سوی گل حیدر در اختیار پاکستانی ها قرار گرفته است. 

نکته مهم درگزارش هذا این است که درجریان حمله گروه تروریستی طالبان به کران ومجان، عبدالحمید خراسانی با یک قوای جنگنده درپنجشیر تجمع کرده بود تا به رزم طالبان برود. درین اثنا، گل حیدر یک گروه از نماینده گان طالبان را به پنجشیر با خود آورده بود تا با عبدالحمید خراسانی جور آمد کنند. یک دلیل محوری دستگیری خراسانی همین مساله بود. خراسانی با شدت به این پیش مرگی گل حیدر اعتراض کرد و اجنت های آی اس آی دوباره به کابل رجعت داده شدند.

کانال ارتباطی گل حیدر با آی اس آی درحال حاضر از طریق استاد عطا محمد نور است که با فرستاده گان ای اس ای چندین دور ملاقات ها را در امارات سپری کرده است. 


داریوش رجبیان خبر داد

 در نشست سران پیمان امنیت دسته‌جمعی در دوشنبه صادر جبارف، رئیس‌جمهور قرقیزستان بر ضرورت گفتگو با طالبان تأکید داشت. ولی امامعلی رحمان، رئیس‌جمهور تاجیکستان مخالفت کرد و گفت طالبان با خلف وعده دولت فراگیر تشکیل ندادند و به جایش  بر پایهٔ قانون‌های شریعت قرون‌وسطایی امارتی اسلامی بنا نهاده‌اند.

 در نتیجه، همان گونه که انتظار می‌رفت، سران این سازمان در مورد افغانستان به اجماع نظر دست نیافتند.

نگاه کنید: مردم با استعدادی داریم!

گرفته شده از رخنامه ذکی بهرام

 لیست‌ فعالین مدنی، ژورنالیستان و فعالین سیاسی که ترک وطن کرده اند.

زبیر زیمپق، شاه‌زمان نیفه، گلاب پس‌قات، شمس بَرزو، غیاث تُرایی، سهیلادیسکو، شمیلا روده، پرستو گنگس، کریم چوری‌کش، حنیف گیله‌نه، ظهور چهار دستماله، مامدگل سگ‌دهن، توتی‌شاه تبرکون، موسی نسق، عبدل کُون‌چشم، آغاگل پوپنک، ماه‌گل ماکیان‌لب، مروه مرچ‌کمر، جاوید پَتَک‌زبان، مریم منتو بینی، کریمه واسلین‌خور، جمهورآغا پس دبل، غوث غالمغالک، فاروق فِرنی، فرید بستره، رُوکَی بی‌نیکر، سید مراد قروت، سید حیدر کُوکه و ...

این قبر قسیم فهیم نیست

 از مرگ مرموز مارشال فهیم هنوز راستی آزمایی نه شده است. 

فهیم درین جا گور نه شده. گرچه برای مردم اهمیتی ندارد؛ اما مردم باید آگاه باشند.

 من از ماجرای عجیب هفتۀ اول خاک سپاری وی آگاهی داشتم اما درین سال ها لب فروبستم. حالا که خاندان فهیم به طالبان پیوسته و درقتل عام قریه خود شان شریک هستند و پسرش حدیث تسلیمی می نویسد، رسالت خود را به انجام می رسانم.

این ساختمان سپید رنگی را که می نگرید، جسد فهیم خان را درخود جا نداده است.  مارشال فهیم سه روز بعد از مرگش نیز به نحوی زنده بوده ! حالا وقتش است... حالا که قوماندانان پنجشیری به دستورشبکه حقانی وآی اس آی زادگاه و خانه امن ناموس خود را فروخته و درسقوط ولایت شرکت کرده اند؛ دربرابرعوامل خیانت دیگر هیچ مصلحتی را در نظر نمی گیرم. 

به خصوص قسیم فهیم-  آن دزد سگ باز، لاف زن و کم سواد، که درتقویت و کمک وسیع به طالبان همدست کرزی شد و  تاریخ ما را دو باره سیاه کرد. یاد آور می شوم که این ساختمان یک تفرج گاه است که به پول حرام اعمار شده است. جسد فهیم درجای دیگراست...

چی کسی تصور می کرد که زمانی مأمن احمد شاه مسعود - مبارزجاویدان قرن بیست- وکوهستانات افتخارآفرین پنجشیریان روزی به وسیلۀ عبدالله، گل حیدر و جنرال جرأت زیرلگد های اجنبی به یک متروکه بدل شود؟

میکانیزم تسلیمی روی میز یک خائن


عبدالله پیمان

 اطلاعات موثق و غیرقابل انکاری وجود دارد که اخیراً داکتر عبدالله در پی نشستی محرمانه با طالبان متعهد شده که جبهه مقاومت در پنجشیر و اندراب را از درون متلاشی کند. وی اجرای این سناریورا در بدل یک سری امتیازات مالی و سیاسی متقبل شده است.

 سازوکار خشکاندن نهال نورس مقاومت این است که وی ماهیت و اعتبار ارزشی ایستادگی رهبری مقاومت در برابر طالبان را زیر سوال برده و نتیجه تداوم جنگ را منتفی دانسته و فرماندهان قرارگاه های مختلف را تشویق به ترک جبهه و پیوستن به طالبان می کند.

 برای تحقق این امر وی یک یک نماینده به هر قرارگاه فرستاده تا از نزدیک با فرماندهان جبهه و اشخاص محلی ذی نفوذ پیرامون مکانیسم تسلیم شدن صحبت کنند. نمایندگان اعزامی داکتر عبدالله به فرماندهان گفته اند سازوکار دست کشیدن از جنگ و ادامه زندگی بی دردسر بسیار ساده است؛ فقط نزد والی تشریف ببرید و هر کدام تان یک یک “میل سلاح” تسلیم وی کنید تا در بدل آن نامه ضمانت یا “ضمانت خط” دریافت نمایید. براساس داده ها، نمایندگان وی برای اقناع فرماندهان از مشوق های مالی و سیاسی نیز بهره گرفته اند و به آنها گفته اند حضرت داکتر در حکومت آینده طالبان نخست وزیر خواهد بود و کثیری از مطالبات شمارا برآورده خواهد کرد. هم چنان افزوده اند، با آمدن شما به کابل طالبان نیروهای خودرا از پنجشیر خارج خواهند کرد و پنجشیر غیر نظامی خواهد شد. 

خلاصه کلام این که ایشان عزم خودرا جزم کرده اند تا هم چون دوران انتخابات که حق حاکمیت حوزه مقاومت را به کرزی و غنی مصادره کرد و از ورود این حوزه به ساحت حکمرانی سیاسی زیرکانه جلوگیری نمود، کمر مقاومت را بشکند و آن را از سر راه طالبان بردارد تا این گروه به راحتی بتواند پایه های نظام متمرکز خویش را تحکیم و تقویت نماید.

سرقطار جوخۀ اعدام غیرنظامیان، دعوای مردی دارد!

 

بهتر بود که جنرال جرأت، مردی و نامردی را تعریف می کرد. تو با عمل کرد خود بدترین نوع نا مردی و نا مردمی را تعریف کرده است.

جنرال جرأت با دستگاه مخابرۀ خاص در دست، پیشاپیش قطعات پاکستانی و تروریستان چند قومی، به فتح زادگاه خود می رود؛ اما می گوید نا مردی درفطرتم نیست.

 قتل غیرنظامیان درپنجشیر استمرار دارد؛ سنگ آرامگاه مسعود را می شکنند، نفراتش نگاه می کنند؛ اما می گوید نا مردی درفطرتم نیست. افرادش خانه به خانه به قطعه مرگ طالبان، نام و نشانی مدافعان پنجشیر را می دهند؛ می گوید نا مردی درفطرتم نیست. دارالمعلمین و دانشگاه پنجشیر را حریق می کنند؛ همه خانه ها را پیش چشمانش قفل می شکنند وغارت می کنند و همه را کوچ اجباری می دهند؛ این می گوید نا مردی درفطرتم نیست... پس با آن همه اجیرانی که داری، درپنجشیر تحت تسخیرطالب مشغول کدام کارمردانه هستی؟

فرماندهی مقاومت دوسیه جنرال جرأت را به دادگاه نظامی رجعت خواهد داد. نقش وی درسقوط نظام زنده گی و قتل عام های جاری درپنجشیر بسیار کلیدی است. جرأت، نسخۀ دکترعبدالله در شق لمپنی و شارلاتانی علیه مقاومت و پنجشیر است. اولی، از خلیلزاد فرمایش می گیرد؛ دومی از آی اس آی.

او راست می گوید که رقیبی را نمی شناسد؛ چون هیچ گاه، تا کنون یک فردی به نام حراست از ارزش های جهاد ومقاومت این چنین درطلایۀ دشمن، به اشغال خانۀ خویش اقدام نکرده بود. واقعاً رقیب ومانندی درین ماجرا ندارد.


چشم انداز تجاوزمستقیم پاکستان بر افغانستان

عارف عرفان - لندن


حضور نابه هنگام رییس آی اس آی در کابل، تجاوز نظامی ملیشه ها وارتش پاکستان در پنجشیر وبمباردمان آن خطه، امواج  عظیمی از رستاخیز ملی را علیه پاکستان ولشکر نیابتی اش در افغانستان پدید آورده است.

ملا برادر بار دوم زندانی شد


 این آقا از هشت سال تحقیر و خوارشماری در زندان پاکستان و زنجیرپیچی ها جلو دوربین ها درس نگرفته بود. به عکس نگاه کنید، چهرۀ یک زندانی گیرافتاده را می بینید که از میلۀ تفنگ، کمتر از نیم متر فاصله دارد. پاکستان مأموریت را بالایش انجام داد؛ سپس او را دور انداخت تا شبکه حقانی را به قدرت بیاورد.
او یک باردیگر، به تلخی، زبون شد.
 اگر ملابرادر ذره یی از همت دروجودش باقی مانده باشد، برای تطهیر گناهانش هنوز فرصت هایی دراختیار دارد. یک فرصت آن است که به احمد مسعود دست یاری بدهد و تا زنده است علیه پاکستان بجنگد. اگر کشته هم شود، درراه حراست از افغانستان کشته شود؛ نه برای اهداف ویرانگر پاکستان

وضعیت به کدام سو می رود؟

 قسمت دوم سرنوشت جدید افغانستان:

احمد ادریس رحمانی

قرار وعده نهایت کوشش کردم که این قسمتی از نوشته را کوتاه تر از قسمت اول بنویسم ولی متاسفانه باوجود کوشش زیاد بازهم چندان موفق نشدم.  چون وقتی مسایل مغلق را هر قدر بخواهید ساده تر ساخته بررسی نمایید به همان اندازه نتایج به دست امده از بررسی تان بدور از واقعیت های عینی میگردد.


طالبان نکتایی دار: غنی جنگ درکابل را به پنجشیر بُرد

 یک  طالب نکتایی دار مقیم غرب استدلال کرده است که هرگاه اشرف غنی با شبکه حقانی و آی اس آی کابل را تحویل نمی داد، همین جنگی که هم اکنون در پنجشیر در جریان است، درکابل جریان می داشت. برهنه تر ازین، نمی توان خیانت تاریخی یک مختل الحواس را توضیح داد.

عجبا! فرقۀ هیستریک، اشغال کشور براشغال کشور به وسیلۀ پاکستان چشم می بندد؛ درعوض، ازین که جنگ به پنجشیر برده شده، خوشحال اند! جنگ پنجشیر، افغانستان را ویراستاری می کند؛ ورنه، کارافغانستان تمام است.

این ها ظاهراً هنوز نه فهمیده اند که بعد از شاهکاری وحشتناک درغل بابا، زلزلۀ تغییر از رگ وپود کل افغانستان عبور کرده است وپس لرزه های آن، خشم و خروشی است که ازین پس می آید که طالبان نکتایی دار درخواب هم ندیده باشند. ازین بعد، زورگویان، پامال کننده گان انصاف، درهرمکانی لمیده باشند، اگر از امواج واگیر جنگ پنجشیر وکابل، جسماً جان به سلامت ببرند؛ گرفتارعذاب روانی آن خواهند بود. 

منادیان این نظریه، به اشکال مختلف، به ویژه در یک صد سال اخیر، شپپورهای همیشه چالان منازعۀ اجتماعی در قلمرو جغرافیایی به نام افغانستان بوده اند. برای مردم ما دم نقد، دفاع مسلحانه از پنجشیر و سپس نجات کابل وافغانستان است. فعلاً مردم ما اول باید تروریست های بین المللی را که به پنجشیر اعزام شده اند؛ درهم بشکنند. پاسخ طالبان نکتایی دار مرحله به مرحله داده خواهد شد. 


تروریست های چچینی در پنجشیر/ مارشال دوستم وارد می شود

 فداحسین مالکی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران گفته است: «پنجشیر پیچیده‌ترین منطقه در دنیاست و به سادگی سقوط نمی‌کند، اما پاکستان از تمام ابزار و جنگجویان خارجی برای حمله به پنجشیر استفاده کرد». او گفت پاکستان جنگجویانی را که در سوریه جنگیده بودند به پنجشیر فرستاد.

مالکی می‌گوید: «اقدامات پاکستان درافغانستان نقض قوانین بین‌المللی است و مجامع بین‌المللی باید درباره دخالت‌های اسلام آباد در پنجشیر ورود کند.»

او در گفتگو با خبرگزاری «شفقنا» گفته است که کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران با وزیر خارجه این کشور درباره افغانستان جلسه‌ای داشتند که در آن تاکید شد حضور پاکستان در افغانستان نه تنها مسالمت آمیز نبوده، بلکه خطرناک هم هست.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران می‌گوید: «پنجشیر پیچیده‌ترین منطقه حتی در دنیا است و به همین سادگی سقوط نمی‌کند. طالبان هم تجربه شکست در دهه ۷۰ در این منطقه را دارد، اما پاکستان از همه ابزار و نیروهای چچنی و نیروهایی که در سوریه و عراق بودند، برای حمله به پنجشیر استفاده می‌کند و این باعث شده که جبهه شمال هم تحرکاتی داشته باشد و [مارشال] دوستم صراحتا اعلام کرده که به صحنه می‌آید».

۱۴۰۰ شهریور ۲۵, پنجشنبه

عمر مستعمره سازی افغانستان، برای پاکستان سخت کوتاه است

 به غیر از یک قشر کوچک قومیت گرای منجمد الفکر، یک قشرکوچک طالبان مغز شویی شده و یک قشرکوچک طالبان نکتایی دار، مابقی همه ای مردم در داخل و خارج از افغانستان درک می کنند که پاکستان پس از ده ها سال خودش را درموقعیتی می بیند که افغانستان را مستعمره ساخته است. 

پاکستان هیچ ابایی هم ندارد که ملیشه ها وقطعات ارتش پاکستان درلباس محلی، درپنجشیر می جنگند و آزادانه به زبان اردو مصاحبه هم می کنند. عمران خان صریح می گوید که افغانستان را آزاد کرده ایم. شاه محمود قریشی درنقش وزیرخارجه طالبان سرگرم لابی گری است. اما چرا وارخطا معلوم می شوند؟

بدین علت که پاکستان با مشت زد؛ با لگد گیرمانده. تاریخ افغانستان را بنگریم. عمرمستعمره گری اش همیشه کوتاه است. هیچ کشوری شبکه حقانی را به رسمیت نخواهد شناخت. جامعه شهری و روستایی افغانستان هرگز مقهور جهالت چسبناک طالبی نمی شود. طالب ازنظرنظامی به زودی در پنجشیر از چند مفصل شکسته خواهد شد. افغانستان پس گرفته می شود. پاکستان مرتکب خطای محاسباتی سختی شده است. 


گنجینۀ باختر دربازار عتیقه فروشی تهران؟

 ۸صبح، کابل: یک سایت خبری ایران ادعا کرده است که محموله زرین افغانستان شبیه به آثار طلاتپه که گنجینه بزرگ باختر از آن به دست آمده است، از یک بازار عتیقه‌فروشی در مازندران این کشور سر درآورده است.


ارباب طالبان هیچ اشتها ندارد!

 جهان باید به طالبان مشوق هایی فراهم کند!

عمران خان در مصاحبه با شبکه خبری سی ان ان امریکا به روز چهارشنبه ۱۵ سپتمبر (۲۴ سنبله)، بهترین راه برای آوردن صلح و ثبات در افغانستان را تعامل با گروه طالبان عنوان کرد.

صدر اعظم پاکستان گفت که جامعه جهانی به خاطر رعایت حقوق زنان و ایجاد حکومت فراگیر، باید به طالبان مشوق هایی فراهم کند. تشکیل حکومت همه‌شمول، احترام به حقوق اساسی بشری به ویژه حقوق زنان و اقلیت‌ها از توقعات عمدۀ جامعۀ جهانی از طالبان است.

وی در پاسخ به پرسش یک خبرنگار افغان پیرامون عملکرد طالبان در افغانستان گفت: "ما سخنگوی طالبان نیستیم."

عمران خان هشدار داد که اگر طالبان یک حکومت‌همه شمول را در افغانستان تشکیل نکنند، این کار سبب آغاز یک هرج و مرج، بروز بزرگترین بحران بشری و وقوع کلان ترین مشکل پناهجویان در افغانستان خواهد شد.

تخلیه غیرنظامیان درپنجشیر تکمیل شد/ فاز اصلی نبرد فرارسید

 خبرهایی دریافت شده که نشان می دهد اهالی غیرنظامی از زون های جنگی ولایت پنجشیر تخلیه شده اند. سراز امروز، ما باید منتظر اتفاقات جنگی در جبهه پنجشیر باشیم. واحد های ضربتی مقاومت ملی سرگرم نقشه کشی روی تغییر هندسۀ جنگ در پنجشیر اند. به تجربه می توانم بگویم که در پنجشیر دو حادثه می آید: یا طالبان به سرعت از دره خارج می شوند؛ یا به امید دفاع و مقابله دربرابر نیروهای مقاومت درمواضع قایم می شوند. پاکستان تکبر خود را نمی شکند و احساس بنده این است که طالبان زیادی به دام و کمین خواهند افتاد وتمامی تجهیزات جنگی شان تصرف خواهد شد. 

معادلۀ جبهۀ مقاومت و شاخۀ طالبان درانی

 نشر نگارۀ ملابرادر ومحبوبه سراج درکنار یک صد تن از شخصیت های اثرگذار درپشتی مجلۀ جهانی تایم یک اتفاق سیاسی است. به نظر می رسد که اتحادیه اروپا و امریکا به این دریافت رسیده اند که جناح میانه رو طالب ها، همانا شاخۀ درانی ها می باشد که بسترتاریخی شان درقندهار است. پذیرایی از احمد مسعود رهبری جبهه دفاع از افغانستان درپارلمان اروپایی احتمالاً گوشۀ دیگری ازهمین جریان است. برنامه ایجاد حکومت گذار و سپس راه اندازی انتخابات منصفانه درافغانستان همچنان دردستور کار است.

من فکر می کنم که یک رشته تماس ها درسطح داخل و خارج درجریان است تا طالب های درانی را با جبهۀ مقاومت ملی افغانستان هم سو بسازند. اما جبهه مقاومت ملی فعلاً مأموریت تاریخی خود را بیرون راندن لشکرهای اجنبی از پنجشیر و سپس از سراسر کشور است. شاخۀ درانی نیز به نحوی رفتار مدارا و غم شریکی با مردم پنجشیر از خود نشان می دهد که ترمیم و بازسازی سنگ ضریح آرامگاه مسعود بزرگ یک نمونۀ آن است.

 دنیا دربرابر شاخۀ تروریستی حقانی تحت مدیریت مستقیم آی اس آی صف خود را مشخص می کند. از ملابرادر سیمای مثبت جهانی نشان می دهند؛ اما مُهر تروریست تحت پیگرد بر پیشانی سراج الدین حقانی زده می شود. شبکه حقانی پیشقراول ارتش پاکستان دیر یا زود عقب زده شده و به لانه های شان بر می گردند. باوربرین نیست که پاکستان قادر به حفظ سیطرۀ طالبان حقانی درکابل و دیگرمحورهای شهری افغانستان باشد.

شهر ها را پشت هم بر رهزنان بخشید ورفت

 

شعری در توصیف کارنامۀ سیاه درغل بابا

  شعر: استاد لطیف ناظمی   

صبح دم ناگه بساط خویش را برچید و رفت

هستی و دارایی یک ملک را دزدید و رفت

سالها دامی برای فتنه اش افگند و ماند

سال ها تخم نفاقی هر طرف پاشید و رفت

جیغ زد؛ دستان خود لرزاند؛ حرف یاوه گفت

عاقبت با حرف های یاوه اش کوچید و رفت

گرچه می زد لاف میهن دوستی ،دیدیم ما

شهر ها را پشت هم بر رهزنان بخشید ورفت

رفت پنهان همچو دزدان از بر مادر وطن

تخم ننگی در کنار نام خود پاشید و رفت

خانه را آهسته خالی کرد بهر دشمنان

خود زدست خشم سرخ مردمش ترسید و رفت

لاف زد؛ پیمان سپرد و بر سر پیمان نماند

ابر بود اما نباریدو فقط غرید و رفت

گفت هرگز مثل آن شاه فراری نیستم *

خود فراری شدبه ریش ملتش خندید و رفت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* گفته بود که من مانند شاه امان الله نیستم که فرار کنم.

سردارولی: من خاطرات شش جلدی ظاهرشاه را سوختاندم

 

اشاره: این یادداشت، برگردان پاره یی از یادداشت مرحوم نبی مصداق نویسنده و روزنامه نگار معروف است که نمایش کوتاهی از سریال خیانت هیأت حاکمه درافغانستان به شمار می رود. از خواندن این یادداشت تاریخی، تا ژرفای وجودم احساس دلگیری و تأسف کردم. رزاق مأمون

ظاهرشاه که با ورود امریکاییان به کابل به هدف رهبری اداره موقت از ایتالیا به کابل برده شد، سایر اعضای دودمان شاهی از کشورهای دیگرنیز روانۀ کابل شدند. درآن جا بعد از وفات عزیز نعیم و خود پادشاه، میدان به سردار ولی خالی شد و او به همراه یک شهزادۀ بی خرد درکابل، کتاب خاطرات شش جلدی ظاهرشاه را درآتش افگند و جنرال ولی به کسی گفته بود که « ما ورق های کتاب را با شمشیر شور می دادیم که خوب بسوزه»

باید اضافه کنم که عزیزنعیم هم کتابی نوشته است که امانت حفظ شده و چند سال بعد انتشار می یابد. باری وی و همسرش بانو مریم جان – دختر بزرگ اعلیحضرت درمنزل ما درشهر برایتن مهمان بودند. من در بارۀ کتاب  از ایشان معلومات طلبیدم که تحلیل فشرده ای از تاریخ یک سال اخیر افغانستان است که امیدوارم در زنده گی موفق به خوانش آن شوم. 

بعد از واپسین مصاحبه ام در روم که اعلیحضرت درمحضر دو پسرعمو ها – جنرال ولی و سلطان جان- و دیگراعضای جوان خانواده که آن جا نشسته بودند، من از پادشاه پرسیدم که شنیده ام شما کتاب خاطرات خویش را می نویسید/ نوشته اید. وی گفت: آره، مگرمی خواهم بسوزانمش، چرا که مصیبت های دیگری سر بالا می کند.

من فی البداهه به ایشان گفتم: نه، باید این طور نشود. شما از جمع پادشاهان افغانستان مدت زیادی حکومت کرده اید. هیچ کسی چهل سال درافغانستان درسلطنت نبوده است و ملت حق دارد که از زبان شما بدانند که درحکومت چه دشواری ها و چه دست آورد هایی داشته اید. برای ما صرفاً ازامیرعبدالرحمان خاطراتی برجای مانده که برای مردم و اهل فهم ارزشناک است. اگر شما نمی خواهید خاطرات خود را انتشار دهید؛ می توانید آن را دریک بانک یا یک ادارۀ قانون دانان حفاظت کنید که پس از 15 یا بیست سال بعد به چاپ برسد.

به شمول شخص سردار ولی، همه ای حضار که در خانه رئیس دفتر پادشاه در لاس انجلس گرد آمده بودند، با این سخن من موافقت کردند که « راست می گوید... بهترین تصمیم است.»

این جنرال ولی مصدربسیاری از آفات و مسوول بسا بی اتفاقی ها در دودمان شاهی بود. وی سرانجام بدنامی ابدی را به نام خود ثبت کرد و ملت افغان را از خاطرات بسیار مهم و ماندگار ظاهرشاه محروم کرد. 

من نمی دانم که چرا بلقیس جان دختربزرگ اعلیحضرت که همسر سردارولی بود؛ و میرویس پسرآخری پادشاه نتوانستند کتاب خاطرات پدرشان را دریک مکان مصوون نگهداشته تا به چاپ برسد.


کابینۀ نژاد پرستی

 نورعلی دولتف، دانشمند تاجیک

 دیروز طالبان لست اعضای حکومت نژادپرستانه و متعصب خود را اعلام کردند. شاهدیم، که اکثریت مطلق آن را تعدادی از پشتون‌های افراطی‌گرای فاشستی تشکیل می‌دهند. بدون شک در پشت تاسیس این حکومت یکقومی پاکستان ایستاده‌است .

اکنون طالبان انتظارند که کدام کشور‌آن‌ها را به رسمیت می شناسد .

سرور دولت تاجیکستان امام علی رحمان هنوز روز 25 آگست ضمن ملاقات با وزیر  خارجه پاکستان محمود قریشی موقع کشور ما را در این مسأله واضح معین نموده قاطعانه اظهار داشت که اگر در افغانستان حکومت همه شمول با شرکت مناسب همه قوم‌ها از جمله تاجیکان، که قرب نصف اهالی افغانستان را تشکیل می‌دهند، تاسیس نیابد، طالبان را به رسمیت نخواهد شناخت. دقیقاً بعد چند روز این ملاقات رئیس سازمان کشف نظام پاکستان فیض حامد به کابل سفر کرد و حمله طالبان به پنجشیر آخرین دیژ آزادی در افغانستان شروع شد. آشکار است که برای از بین بردن خطّ جبهه در اینجا هواپیما‌های پاکستانی مستقیماً شرکت کردند .

بیش از یک هفته است که طالبان اینترنت و علاقه مابلی را با پنجشیر قطع کرده‌اند، تا که در باره جنایت‌های نظامی اشان علیه ساکنان این منطقه که سراسر تاجیک می‌باشند، جهان خبر نیابد. این در حالیست که در شبکه‌های اجتماعی خبر‌هایی پخش می‌شود، که از کشتار دسته‌جمعی مردم پنجشیر به دست طالبان وحشی و این میمون‌های ادمبشره گواهی می‌دهند .

حضرت وهریز، سابق رئیس مرکز تحقیقات استروتژیک وزارت امور خارجه افغانستان ضمن یک پیام در صحیفه فیسبوک خود نوشته‌است :

" در قریه بادكول پنجشیر عین همان کاری انجام شده میشود که در دیهه ختین بیلاروس سال 1943 صورت گرفته بود. در این روز دسته قر‌کننده فاشیستان به خاطر قساس گرفتن از کشتار چند سربازشان  149 تن از ساکنین این دیهه را زنده به زنده سوزاند . طالبان حالا در دیهه بادكول ولایت پنجشیر زنان، کودکان و مویسفیدان را بی امان می کشند. آن‌ها به خانه مردم وارد شده کسی را که پیدا کنند میپررانند ".

با درنظرداشت این گفته‌ها ، می‌خواستم چند پیشنهاد خود را اینجا ارائه کنم :

1- حکومت طالبان همچون حکومت نژادپرستانه و متعصب به هیچ وجه شناخته نشود!

2 - به دلیل این که پاکستان یکی از حامیان اصلی سازمان تروریستی طالبان است، درخواست می‌شود سفارتش در تاجیکستان فوراً بسته شود!

3-  درخواست می‌شود که جم و و کشمیر همچون جزء جدانشونده هندوستان اعتراف کرده شود !

 4 -  فرودگاه نظامی شهرک عینیدر تاجیکستان به اختیار نرو‌های هوای هندوستان واگذار کرده شود !

 5- فعالیت تاجیکستان در لایحه CASA-1000 قطع کرده شود .


کودتای عجیب ای اس آی برضد آمریکا و قطر

  قرار بود ملا برادر یک  حکومت به ظاهر مشترک بسازد. سررشته در دست قطر بود تا اعلام کابینه شود؛ ولی یک روز پیش رئیس ای اس ای داخل کابل شد و توسط شبکه حقانی  برنامه دوساله و آمریکایی ها را نقش بر آب کرد.

 فهرست کابینه را  تغیر داد؛ حتی برادر زخمی شد و تمام ارکان دولت در  دست شبکه حقانی گذاشت و  کندهاری و  قطری ها را رخصت کرد. فشار بر کرزی و  عبدالله را شدید ساخت.  رئیس دفتر عبدالله حاجی قهار عابد از طریق قاچاق با ایران ترکیه فراری شد.  دیگران در کابل گروگان مانده اند. قطر از صحنۀ سیاسی و نظامی کنارزده شد و تمام امور را ظاهرا شبکه حقانی دردست دارد.

  در اصل متخصصین پاکستان عملا  کار های فوری را پیش می‌برند. پاکستان مستقیم اعلان کرد که به خاطر  شروع پروسه کاری متخصصین پاکستان در دفاتر کابل کار نمایند تا زندگی و کار به حالت عادی برگردد. والی کنر یک مفتی پاکستانی تعیین شده تا تمام  جنگلات  کنر زده شود و به پاکستان انتقال یابد. میلیون ها دالر عاید درخت ها به جیب پاکستان می ریزد. بالای معادن فعلا به شدت کار دارند.

اطلاعات می رسانند بعد از آن که آرامش نسبی دست دهد، طالبان پنج هزار نیروهای البدر را به کشمیر انتقال می دهند تا کار کشمیر را تمام یا یکسره نمانید  وقتی از ناحیه کشمیر  فکر شان اندکی راحت شده تا آن زمان بالای مردم  در قشلاق های تاجیکستان  کار دارند تا برای یک قیام آماده باشند و اقدامات پاکستان از طریق شمال درجریان است.

  همین حالا  باند حکمتیار به دستور  ای اس آی  از مناطق دیگر اسلحه خریداری دارند و به ولایت کندز انتقال می‌دهند. تفنگ های بی صدا از طریق افراد ارتباطی به تاجیکستان قاچاق می شود. برنامه ریزی شده است که در آینده نزدیک  افراد سرشناس تاجیکستان ترور شده و انفجاراتی درآن کشور روی دهد. هدف ازین اقدامات، جلب حمایت امریکایی را به دست آورند.

جنگ در تاجیکستان یعنی جنگ در روسیه است  و واکنش روسیه دوباره باعث فعال شدن آموزشگاه های تروریستی درپشاور می شود که در آن افراطیون روسیه و آسیای میانه تحت آموزش تروریستی قرار می گیرند؛ زیرا هیچ گاهی آمریکا از ذخایر  آسیای میانه چشم دور نخواهد  کرد.

استراتیژی چین تغییر کرده و ناگزیرخواهد شد که به نفع آسیای میانه موضع بگیرد؛ مگر این که آرام نگاه کند تا طالب روسیه را  زمین گیر کرده و هند را درگیر بحران کشمیر سازد تا راه برای چین و پاکستان باز شود و آنگاه آمریکایی ها را از آسیا بیرون برانند. 

۱۴۰۰ شهریور ۲۴, چهارشنبه

این گریه، گریۀ دوران مستی «شش ونیم» بوده است

 “کابل پست “ به راز گریه امرالله صالح دست یافته است .یک کلیپ ویدیویی اخیرا در رسانه های اجتماعی نشر شده که  نشان می‌دهد امرالله صالح معاون سابق اشرف غنی به شدت گریه می‌کند .ادعا شده که وی  با شنیدن خبر کشته شدن برادرش در پنجشیر در این حالت قرار گرفته  و زار زار می گرید برخی نیز گفته اند که شاید به دلیل کشف شش و نیم میلیون دالر پولد نقدش  توسط طالبان  گریه کرده باشد. اما منابع موثق به « کابل پست » کفته  اند که این ویدیو به  حدود یکسال پیش بر میگردد زمانی که محمدزی کوچی، قوماندان پولیس حوزه پنجم امنیتی شهر کابل به تاریخ ۲۳ دلو‌سال ۱۳۹۹ در چار راهی بر ه کی شهر کابل در اثر وقوع یک انفجار بم کشته شد.

امرالله صالح ‌در جلسه امنیتی  شش و‌نیم صبح  با شنیدن کشته شدن محمد‌زی کوچی شدیدا متاثر شد و گریه کرد و  این کلیپ  درهمان لحظه گرفته شده بود.

صالح در آن وقت در صفحه شش و نیم صبح در فیس بوک نوشته بود «امروز یکی از برادران و همکارانم را طالبان شهید ساختند. محمدزی کوچی، با وقار و پاک بود. آهسته آهسته بر وضعیت حوزه پنجم از دید اطلاعاتی مسلط شده بود. صد روز با هم کار کردیم. فراموش نمی‌کنم و انتقام خواهم گرفت.» گروه طالبان در این مورد اظهار نظری نکرده‌اند. معلوم نیست که این کلپ چگونه از آرشیف تلویزیون ملی به بیرون درز کرده و یا چه کسی در آن وقت گریه آقای صالح را فلمبرداری کرده بود ‌و‌چه  کسی انرا در رسانه های اجتماعی پخش کرده است

دادگاه علنی برای غنی خائن و شرکاء

 دنیای سرمایه داری بر لابی گری، نمایش و تبلیغات ساختاری مداوم و نرم مبتنی است. در قطعنامه اتحادیه اروپا ضمن آن که از احمد مسعود برای سخنرانی در پارلمان اتحادیه اروپا دعوت صورت گرفته، بر تحقیق و رسیده گی به دوسیۀ تخلفات مالی اشرف غنی نیز اشاره رفته است. به نظر می رسد که غنی خاین به مقتضای مصلحت، مانند حسنی مبارک رئیس جمهور پیشین مصر، دربرابر دادگاه علنی کشانیده خواهد شد. 

فریب، چتر نجات نمی شود


فیلم گریۀ صالح از سابق است.

 به جای گریه، از روی رادمردی ( ولو یک بار) ، پوزش خواهی کن! با اهریمن خیانت ( غنی) تا آخرین لحظه دست اتحاد دادی و در تبانی با شبکه حقانی وفادارماندی. تا زمینه برای زیرساطور رفتن مردمی با غرور، زود تر مساعد شود.

دپلوماسی خدعه با مظلوم نمایی، گریۀ فریب، بازی با عواطف عوام و حتی خواص، بدون ویراستاری ماهیت خویش!

احمدشاه مسعود را شهید کردند تا دسترسی به افغانستان ساده شود


نوشتۀ عثمان نجیب

   کوچ دادن اجباری در دوره‌ی اول طالبان هم بود اما نه به وسعت امروز. چون امروز پاکستان تصمیم گیرنده است و پشتون خیبر پښتونخواه:


در دور اول حاکمیت طالبان هدایت صریح تخلیه‌ی بلاک های پلیس موسوم به شهرک څارندوی از طرف طالبان داده شد. سرعت عمل و‌ خشونت برای تخلیه چنان بود که قباله های دست داشته‌‌ی منسوبان شهرک څارندوی توسط ملا عمر باطل شد. نقطه‌ی قابل توجه برای تخلیه آن نه بود که منازل مردم به شدت زور از آن ها گرفته شده و خود شان در روی جاده ها رها شوند. در مورد دوم برای طالب ارزشی نداشت که زن و مرد و طفل و کودک بی‌جا شده از منازل و‌ ملکیت های شخصی شان را چی سرنوشتی انتظار داشت. مخصوصاً که اکثریت کامل باشند‌ه‌گان و‌ مالکان آپارتمان ها باز مانده های شهدای څارندوی آن زمان بودند و آنان هیچ پناه گاهی غیر از دربار خدا نه داشتند. فامیل ها از همه اقوام شریف کشور تاجیک،‌ هزاره، پشتون، ازبیک و دیگر اقوام محترم افغانستان در آن جا اسکان داده شده بودند. مهم آن بود که آپارتمان ها را پس تخلیه نه برای طالبان افغانی که عمدتاً برای طالبان و جنگ‌جویان عرب، چیچین، پاکستانی. آفریقایی توزیع می کردند.

خشونت مقامات طالبان در ایستاده‌گی در حدی رسید که کالا های مردم را از کلکین های آپارتمان های شان به بیرون پرتاب می کردند و خود شان به زور و تهدید و ارعاب مجبور به ترک خانه های شان می ساختند تا اجنبی ها را با فامیل های شان جا به جا کنند. چنانی که اعراب پسا مشرف ساختن مردم به اسلام چنین کار ها را کردند و حالا باز مانده های شان بخشی از افغانستانی ها اند. با این تفاوت که بر خلاف آفریقا و بخش هایی از شرق میانه اعراب کوچ کرده از بادیه نشین های عربستان و شبه جزیره‌ی عرب نتوانستند زبان عام ملت افغانستان را از فارسی دری و پشتو و سایر زبان های بومی تغییر بدهند و خود شان در میان زبان فارسی دری و قسماً پشتو مدغم شدند و اگر عمر هر نسل عرب آورده شده به افغانستان پسا توسعه‌ی امپراطور دین مقدس اسلام هشتاد تا صد سال محاسبه کنیم و آغاز متوطن شدن شان را از سن بیست سالگی پدران شان محاسبه کنیم، نسل موجود قوم شریف عرب حد اقل چهاردهم نسل از اعراب خود شان اند که در وطن ما لنگر انداختند.

 خوش‌بختانه که پس از حادثه‌ی جعلی و ساخته‌گی یازده‌ی سپتامبر ۲۰۰۱ توسط آمریکا و لشکر کشی آمریکا به بهانه‌ی انتقام از طالبان مردم نفس راحت کشیدند و طالبان اعراب و آفریقا و نیرو های تروریستی چند ملیتی نابود شدند. آمریکا و اروپا که مقاومت ملی و شخص احمدشاه مسعود قهرمان ملی را مانع هجوم شان به افغانستان می دانستند و آن امر در سفر احمدشاه مسعود به اروپا یقین کامل شد که قهرمان ملی به هیچ صورت موافق به لشکر کشی غرب در افغانستان نبود‌ در نهم سپتامبر ایشان را شهید ساخته و بزرگ‌ترین مانع فرا راه لشکر کشی شان دیگر حیات نداشت و آنان از هوا و بعد ها زمین به افغانستان ریختند.

حالا من نه می دانم همان نسل بیست سال پیش ساکن در شهرک څارندوی همه نابود شدند تا از گذشته‌ی خود به مردم قصه کنند یا سایه‌ی ترس طالبانی ایشان را جبون ساخته است. طفل پنج ساله‌ی آن زمان بیست و پنج ساله شده حداقل روایتی را از کلان ها شنیده باشد، طفل ده ساله حالا سی ساله شده که بی گمان اگر همه ماجرا نه فیصدی آن را به یاد دارند. همین گونه بیست بیست سال به عمر هر باشنده‌ی شهر کابل و به خصوص شهرک څارندوی اضافه کنید. محاسبه‌ی تان برای پرسش چرایی سکوت آنان دقیق می شود.

امرالله صالح در شهر دوشنبه است

 گزارشنامه افغانستان اطلاع موثق دارد که امرالله صالح، هم اکنون در تاجکستان به سر می برد. او شبانگاه از ارتفافات دور دست به وسیلۀ چرخبال به تاجکستان برده شده است. درشهر دوشنبه، جمع وسیعی از سیاستگران و نظامیان مخالف طالبان گردآمده اند. تحرکات دپلوماتیک ورزمی مقاومت ملی نیز درحال افزایش است.

قطعه 313 تروریستی طالب، کارکنان امنیت و وزارت دفاع را شکار می کند


قرار گزارش قطعه ۳۱۳ در همکاری با جواسیس گروه طالبان در نواحی مختلف کابل به دنبال کارمندان امنیت ملی، قطعات خاص و کماندو و عقده گشایی علیه کارکنان امنیتی است.

 گروه طالبان پس از ترور ۳ تن از کماندو ها در ناحیه ۵ شهر کابل این بار در آخرین اقدام خویش یک  قوماندان تولی قطعه خاص ۳۳۳ مربوط به وزارت امور داخله تحت حمایه کشور انگلستان را که قبلا در شکار قلعه ولایت لوگر مستقر‌ بودند پس از شناسایی، نخست او را از منزلش در ناحیه ۸ شهر کابل شب هنگام بیرون کرده و بعد از تحقیق ابتدایی به شکل فجیع که حتی چهره او قابل شناسایی نبوده است کشته و جسم بی جان آن افسر را در مقابل کوچه منزل شان انداخته بودند.

گفتی است که قبلا این گروه برای یک تعداد دیگر ازکارمندان امنیت ملی را شکار کرده اند.


مارشال فهیم چه گونه مرده بود؟

 من از اول آگاهی داشتم که مارشال فهیم سه روز بعد از مرگش نیز زنده بود! تا امروز در آن باره قصداً چیزی را فاش نکردم. حالا وقتش است... آن دزد سگ باز، لاف زن و کم سواد، تاریخ ما را دو باره سیاه کرد. جزئیاتش را می نویسم.

پاکستان، دولت نیابتی در افغانستان تشکیل داده است!

 پیک نت: در کنار حرف های تکراری و سطحی که راه به عمق و دلیل آنچه که در افغانستان روی داده نمی برد این نظرات کوروش احمدی؛ دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل را بخوانید: 

«نام پاکستان امروز بیش از پیش در حال گره خوردن به نام طالبان افغانستان در افکار عمومی مردم این کشور و مردم منطقه و جهان است. سفر رئیس سازمان اطلاعاتی پاکستان به کابل در شرایطی که هنوز دولت طالبان تشکیل نشده بود، بر تردیدها در مورد نقش پاکستان در این کشور افزوده است.

پاکستان افغانستان را به عنوان عمق استراتژیک پاکستان در برابر هند و نیز راهی برای دسترسی پاکستان به آسیای میانه میخواهد. اجماع وجود دارد که از 1994 به بعد پاکستان بدون هر گونه محدودیتی در همه زمینه‌ها، از جمله تامین مالی عملیات و سازمان و نفرات طالبان، استخدام نفرات طالبان و آموزش آنها، برنامه‌ریزی و هدایت عملیات آنها، تحویل و انتقال سلاح، مهمات و سوخت به طالبان، پشتیبانی لجستیک و عملیاتی از طالبان و نهایتا ارائه حمایت‌های دیپلماتیک به این گروه نقش موثر داشته است. پاکستان همچنین تردیدی در اعزام اتباع پاکستانی برای جنگ در کنار طالبان نداشته است. در فاصله 1994 تا 1999، بین 80 تا 100 هزار پاکستانی توسط ارتش پاکستان آموزش دیده و در کنار طالبان جنگیدند. حتی در مقاطعی شمار پاکستانی‌های درگیر در جنگ در افغانستان از طالبان افغانی بیشتر بوده است. یک گزارش وزارت خارجه آمریکا در 1998 تایید کرد که بین 20 تا 40 درصد نفرات طالبان اتباع پاکستان هستند.

عجیب‌تر اینکه پاکستان همواره مشوق گرایش‌های افراطی در طالبان بوده و از افراطی‌ترین جناح طالبان یعنی شبکه حقانی حمایت کرده است.

پاکستان اگر تصور ‌کند تصرف با واسطه افغانستان می‌تواند آینده‌ای یا دوامی داشته باشد، سخت در اشتباه است. سیاست پاکستان در قبال افغانستان در حکم بی‌اعتنایی به منافع مشروع دیگر همسایگان افغانستان نیز هست. کشورهای منطقه بویژه ایران خواستار ثبات در افغانستان و عدم صدور بی‌ثباتی از مبداء آن کشور به تمام منطقه هستند. »