-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ شهریور ۳۰, یکشنبه

پیام مولانای مقاومت: منتظر چه روزی هستید؟


مولانا حبیب الله حسام از علمای سرشناس وقاطع در اردوگاه مقاومت علیه بلک واترامریکایی (طالبان) است. وی نامه ای نگاشته است خطاب به جوانان میهن. در آئینه نام مولانا حسام، سرنوشت محتوم رژیم خاین کابل را می توان به روشنی دید. در بخشی از خطابیۀ مولانا چنین آمده است:


آیا میدانید روزانه چند صد جوان کشته وچند صد طفل یتیم، چند صد زن بیوه ، چند صد مادر و پدر داغدیده می شوند ؟! میدانم کم وزیاد میدانید؛ زیرا که هر روز پاره ای از تن وپیکرتان را از دست می دهید وبه سوگ می نشنید.

- آری این اسلام خونین واین عدالت زخمی و این آزادی معلول واین کرامت مظلوم و این سرزمین اشغال شده واین مردم محروم واین جوانان مقهور واین ناله ای بلند بیوه زنان واین اشک توفندۀ یتیمان واین قلب های داغدار پدران و مادران از دست کیست ؟!.

- شما منتظر چه کسی وچه نسلی هستید که ملت تان را از زیر تیغ ستم ، بی امنی وبی باوری وفقر نجات دهد؟!

- چرا شماری از جوانان رو آوردند به کیسه بری، سرقت، زور گیری، رهگیری ، راهزنی وبقیه فعالیت های خلاف انسانی و شرعی امرار معاش نمایند به چه دلیل ؟!.

درحالی که بالای دوتریلیون دالر به مملکت تان آمد وهنوز بیمارتان در خارج تداویی می شود، برق تان وارداتی است وطفل تان زیر چادر وبیابان درس میخواند مگر نقش تقدیر واسلام را در این فضاحت دخیل میدانید ؟ ویا جانیان استعمار بر سرتان آورده است ؟!!.

آری شما در سرزمین مملو از ثروت قرار دارید، فقر، تنگ دستی، درماندگی، غربت و مظلومیت شما تصادفی نیست شما باید احساس مسوولیت نمایید که دستگاه های توطئه و حلقه های انحصار گر وارثین استعمار شما را از مسیر انسانی به مسیر بردگی وشرمساری وفقر واعمال بد کشانده است ، آیا این نا امنی واین جنگ تصادفی است ؟!

هرکسی که از طریق شجره خبیثه استعمار مدیریت می شود مطمیناً که سود وبقای شان در جنگ وخون ریزی وسفاکی است !

آیا این تصادفی است که یک شخص در ۵ پست وبست دولتی کار می کند وبرای بقیه افراد جامعه حق کار و ماموریت نیست چون حلقه فاسد از خود اعضا وارکان دارد و برای دیگران فرصت تعامل نمانده است، کرسی های دولتی به پول فروش می شود، ترویج فساد وفحاشی مدیریت می شود ، هویت ، تاریخ ومبارزه اسلامی تان توهین وتحقیر می شود! وشما منتظر چه روزی وچه نوع حاکمی وچه نوع نظامی هستید؟

اهالی «جمهوری» دروزارت خارجه چه حال انداخته اند؟


برای ارسال مطالب مستند، با خاطرجمعی کابل به این نشانی بنویسید: rmamoon20@gmail.com


آن پائیزهای کابل چه شدند؟

 خاطره یی از قهارعاصی، به قلم رحمت الله بیگانه

اشاره: رحمت الله بیگانه از نیمه دوم سالی های شصت خورشیدی روایت کرده است. هنگام خواندن این متن، همان موترواگون دار سیار رحمت الله- عزیزایما یادم می آمد که عقب شفاخانه فروشگاه ایستاده می بود. گویا آن جا مرکز فرهنگیان بود. گاه گاه من هم آن جا سری می زدم. از خود می پرسم آن صبح ها و آن پائیز های کابل را چه حال افتاد؟ ( مأمون)




امریکا، دیگر «بزرگ» نیست؛ کوچک تر شده است




نوشتۀ ستاررفعت یاوز


۱۳۹۹ شهریور ۲۹, شنبه

چرا طالبان حاضر به پذیرش گلبدین حکمتیار نمی شوند؟

 آیا این پرسش همیشه در خاطر شما جان نگرفته است که چرا طالبان هیچ گاه حکمتیار را به صف خود نمی پذیرند؟

گلبدین از زمانی که من به خاطر می آورم، ظرف 26 سال اخیر، بیش از ده بار دست دوستی و التماس به طالبان دراز کرده است؛ اما آنان هرگز دست دراز شدۀ او را نه فشرده اند. حتی درسال های حاکمیت کرزی، حکمتیاراز پاکستان اطلاعیه رسمی به شبکه القاعده منتشر کرد و به بن لادن و ظواهری بیعت کرد. القاعده هم به صدایش پاسخ نداد. 

به نظر من، علت پرهیزطالبان از آشنایی با حکمتیار این است که بعد ازسقوط چهار آسیاب و سپس سقوط ننگرهار به وسیلۀ طالبان و مارش به طرف کابل، تقریباً تمامی اعضا و جنگجویان حزب اسلامی به طالبان پیوستند. فارسی زبانان شان بعداً یکه یکه از صف طالبان رانده شده و تیت و پرک طرف پشاور رفتند. همه اعضای حزب حکمتیار تا هنوز درصف طالبان جنگیده و میجنگند.

اگر طالبان به حکمتیار آغوش وا کنند، خواه نا خواه شرایط به نفع حکمتیار در داخل تشکیلات طالبان تغییر می کند ویک تحریک دیگر در درون تحریک طالبان جان می گیرند. بنا برین طالب با همه ممکن است نزدیک شود، جز با حکمتیار. برای آن ها بهترین حکمتیار، حکمتیار تنها است. 

اتحاد جنگی امریکا وطالب علیه افغانستان

 مذاکرات تحمیلی و دروغین صلح در قطر، به جایی نمی رسد. این حقیقت درسخنان اخیرمک ماسترمشاورامنیت ملی پیشین ترمپ مشهود است.

در مذاکرات باید لااقل یک وجهه مشترک بین دو جناح با هم دشمن وجود داشته باشد. من هیچ ارزش مشترکی را بین طالب و مردم افغانستان نمی بینم. نظام طالبی معادل است به فضای کوته قفلی کلان تر. قیمت این صلح انتخاباتی ترمپ، به مراتب بدتر از جنگ است. اتحاد امریکا با شبکه ترور، آنان را دیر یا زود با مردم سراسر مسلح درسراسر افغانستان رویاروی خواهد کرد. کارشکنی و سنگ اندازی کشورهای نیرومند آسیایی که به جایش!

آقای امرالله صالح، چرا قاه قاه می خندید؟

 دکترلطیف پدرام

یک پیشنهاد وطندارانه به جناب آقای صالح!

لااقل دو کار را را از رئیس تان تقلید نکنید:

- وقتی شعر می‌خوانید، اگر به حافظه‌ی تان اعتماد ندارید، به متن اصلی مراجعه کنید یا از مشاور فرهنگی تان کمک بخواهید.

در سالگرد شهید صلح،شعر مولانا را مثل جناب رئیس تان غلط خواندید. این غزل اول از دیوان کبیر است و چنین است:

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها

ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه‌ها...

- در مصاحبه طلوع‌نیوز با نجفی زاده چند بار قاه‌قاه خنده کردید، درست مثل رئیس تان. روایات داریم که خنده‌ی بلند و قاه قاه برای یک مسلمان پسندیده نیست.بهترین خنده لبخند است:خیرالضحک التبسم.

امام‌علی‌علیه‌السلام، در وصف مومن فرموده‌اند:

ان‌ضحک ‌فلایعلو‌صوته‌سمعه:

چون بخندد، صدای خنده‌اش از گوش فراتر نمی‌رود.

نکته‌ی آخر این که، در چنین روزگار بد و سال بد، که بر سراسر خراسان آه و اشک پارو می‌کشد، و از "برکت" این نظام شما مرده‌ها نوبت دفن پیدا نمی‌کنند و به قول عطارنیشاپوری(عارف‌بزرگ)،چیزی نمانده است که "نان" اسم اعظم شود،یک لبخند هم گاهی سنگینی می‌کند.

اگر غنی قاه‌قاه می‌خندد باید بخندد، یک آدم بیمار شوونیست رانده‌شده از وطن، و به قول خودت بی ریشه، بعد از چهل سال غیاب مطلق، به کمک باداران اش به منصه‌ی قدرت می‌رسد و آخرین تازیانه‌های شوونیزم قومی را بر جان هویت و زبان مردم فرود می‌آورد و بخشی از اهداف قومپرستانه‌ی خود و اسلاف خود را تحقق می‌بخشد،اما تو چرا؟

آقای‌صالح!

قول می‌دهم در این جایگاه نمی‌مانید، نشود دوباره بیایی و بگویی:این آدم، قومپرست و بی‌ریشه است و پاس خدمات و صداقت این بنده را ندانست!



عجب عجب عجب عجب عجب!

 


حسن کاکر نویسنده و محقق مشهور زبان پشتو است که تاریخ یک طرفه را عموماً به زبان انگلیسی درخارج انتشار داده است.

«ذریعهٔ این نامه، محترم حسن کاکر که در خارج زندگی می‌کند و می‌خواهد به وطن عزیز خود افغانستان برود، معرفی می‌شود. ما به وی توصیه کردیم که ریش خود را مطابق شریعت اسلامی بسازد. فعلاً با وی همکاری کنید.»

آرندهٔ پرزه: حسن کاکر، تاریخ‌نگار مشهور کشور

نگارندهٔ پرزه: عبدالسلام ضعیف، سفیر حکومت طالبان در پاکستان

برگرفته از برگۀ فهیم رسا


اختراع تازۀ سفارت امریکا درپسا ائتلاف با طالبان

 

سرکردۀ گروه های افراطی، فرقه تبه کار طالبان است. سفارت امریکا درکابل چی مرجعی را آدرس می دهد؟

سفارت آمریکا در افغانستان با انتشار اطلاعیه‌ای هشدار داد که «گروه‌های افراطی» قصد دارند به « هدف‌های پرشماری» از جمله به زنان افغان که در بدنه دولت صاحب مقام هستند، معلمان زن و همچنین فعالان حقوق زنان حمله کنند.

سفارت آمریکا در افغانستان در این اطلاعیه‌‌ درباره جزئیات طرح گروه‌های افراطی برای حمله به زنان افغان سکوت کرد.  

اطلاعیه سفارت آمریکا در افغانستان همزمان با برگزاری دور نخست مذاکرات بین‌افغان در دوحه قطر منتشر شده است. زلمی‌خلیل‌زاد، نماینده آمریکا در امور صلح افغانستان در آغاز این گفت‌وگوها در شنبه گذشته هشدار داد که در هر دو طرف کسانی هستند که می‌خواهند گفت‌وگوها به نتیجه نرسد و وضعیت به شکل کنونی باقی بماند.

خلیلزاد جز به گروه های ضد طالبان به کی اخطار می دهد؟


استاد ربّانی به مردم تاجیکستان چه پیام داد؟

 


 عبدالله رهنما، مشاور مرکز مطالعات استراتیژیک دفتر رئیس جمهور تاجیکستان 

همه در گرد هم جمع شوند، دولت اصل اول است، امنیت یک وجیبه دینی است. 


هشدار به طالبان بی فرهنگ شهرداری کابل




آقای سلطان زوی: دست چوکره های بی شرف خود را از یخن کتاب فروشان کوتاه کن!

اطلاع رسیده به گزارشنامه افغانستان بیان می دارد که «حق گیری» مأموران غیر مسوول شهرداری کابل از کتاب فروشان ناحیه تیمور شاهی فزونی یافته است.

کتاب فروشی های تیمورشاهی و مناطق دور وپیش آن، درچهار دهۀ سرشار از نا امنی و جنگ ها، رسالت بزرگ آگاهی دهی و ترویج کتاب خوانی درمیان پایتخت نشینان را به دوش داشته اند و اکنون بعد از روی صحنه آمدن داوود سلطان زوی، رشوه گیری از مروجان فرهنگ و مدنیت، کارد را به استخوان شان رسانیده است. 

به بهانه های مختلف، همه روزه، کتاب فروشان را به برچیدن کتاب فروشی های شان تهدید کرده و درنقش طالبان بی فرهنگ «جمهوری» آنان را فشار می دهند که برای شان باج بدهند. در رأس باج گیران و رشوه ستانان بی آزرم، رئیس ناحیۀ دوم شهرداری قرار دارد و به وسیله شماری از «چوکره» های خویش، لقمه های حلال این خادمان معنویت را از دهان شان می ربایند.

طالبان ناحیه دوم درحالی از روزی خانواده های کتاب فروشان دزدی می کنند که در سراسر شهر بازار پودرفروشی و عرضه چرس های گونه گونه رونق دارد وروزانه میلیون ها افغانی به جیب خلافکاران شهر می ریزد. شهرداری به جای خالی کردن جیب باشنده های بیچارۀ شهرکابل، درآئینۀ تیرۀ وجدان های خویش دمی به صورت خویش خیره شوند و برعواقب کردارشوم خویش فکر کنند.

پریشانی عمومی همراه با شیوع کرونا، نا امنی و کاهش سطح متقاضیان کتاب، ضربت سنگینی بر کاروبار نشر و فروش کتاب وارد آورده است. من از سلطان زوی اولاً می خواهم که فوری به بی شرفی مأموران بی فرهنگ خویش خاتمه دهد؛ درغیرآن، یک رشته مدارک و شواهد تکان دهنده ای را که از سه ماه پیش در دسترس من قرار گرفته است، انتشار خواهم داد. 


۱۳۹۹ شهریور ۲۸, جمعه

بازگشت ترمینولوژی «مقاومت دوم » درمباحث جاری

بار دفاع از جمهوریت، مدنیت و افغانستان به دوش چی کسانی است؟


پایان تاریخ برای افغانستان

 

اسلحه و انبارهای استراتیژیک میراث مانده از مسعود در زراد خانه های پنجشیر را دربدل پول به اردوی ملی نوتاسیس پس از طالبان به فروش رسانیدند. این همان رازی را فاش کرد که ما چرا درهزار سال اخیر، صاحب حکومت نبوده ایم. لباس زیبای فرهنگ و زبان ما زیب قامت همه حکومت های آمده و رفته درین حوزه بوده است. اما ما حکومتی برای خود نداشته ایم. زیرا به جای تفنگ، به قلم، بی غرضی، عیش و گذاره و همزیستی به هر بهای ممکن باورمند بوده ایم. نا برابری و اشاعۀ خوی ایلغاری سرانجام به مردم آموخته است که بیزاری عادتی از نبرد برای تشکیل حکومت مقتدر، و مقابله با جبر همسرنوشت شدن غیرعادلانه، گردن نهی به  برده گی خوش به رضا است که نخستین پی آیندش، زوال ارزش های انسانی است. 

اگر پایان تاریخی درکار باشد، تاریخ گردن خمی فرهنگی و سیاسی باید سپری شده باشد.


۱۳۹۹ شهریور ۲۷, پنجشنبه

مذاکرات صلح دوحه در 4 پرده


محمدحسین جعفریان کارشناس ارشد مسائل افغانستان

این مذاکرات به نتیجه خواهد رسید، اگر به‌راستی «بین‌الافغانی» باشد و نه ذیلاامریکی و پاکستانی [ذیل آمریکا و پاکستان]!


پاسخ رحمت الله نبیل به خواجه آصف پاکستانی که گفته بود: الله اکبر، شما زور دارید، ما خدا داریم!

 «خواجه صاحب! [آقای خواجه!] خدا در انحصار شما نیست اما بی‌شک تروریسم و کشتار در انحصار شماست.» 

نوع ترسناکی از خطر برای بشریت در کره زمین

دو کوه یخی حیاتی در قطب جنوب در حال نابودی است.

تغییرات اقلیمی برای کوه‌های یخی قطب جنوب بسیار گران تمام شده است. به علت گرم شدن کره زمین، دو کوه یخی حیاتی در قطب جنوب در حال نابودی هستند.

به گفته دانشمندان، دو کوه بزرگ برف و یخ در قطب جنوب ضعیف شده و در حال شکسته شدن هستند. به گفته آنها، گرم شدن هوا و آب اقیانوس‌ها به یخرود‌ها و کوه‌های یخی جزیره پاین در قطب جنوب بسیار آسیب رسانده است.

بقای این کوه‌های عظیم یخی برای زیست انسان و کره زمین بسیار حائز اهمیت است. تصاویر هوایی سازمان هوا-فضای آمریکا، ناسا، نیز وضعیت نگران کننده‌ای درباره کوه‌های یخی قطب ترسیم می‌کند. این یخرود‌ها پس از ذوب شدن در حال حرکت به سمت اقیانوس‌ها هستند که نتیجه آن، بالاآمدن سطح آب اقیانوس‌ها و جاری شدن سیل و امثال آن خواهد بود.

به گفته دانشمندان، سرعت ذوب شدن این کوه‌های یخ بسیار نگران کننده است و برای کاهش سرعت این روند باید اقدامات جدی صورت پذیرد.

پاسخ کوتاه وحید «عمر» به یک بی دینِ انتحاری


به سید اکبرآغا
در قرآن کریم چندبار عیسی علیه السلام بنام مادر اش مریم یاد شده است. هویت یک پیامبر بزرگ نام مادرش است.
اسماعیل علیه السلام با مادرش بی بی هاجر در دشت رها شد و آب زمزم به خاطر او مقدس است.
محمد صل الله علیه وسلم بنام مادر اصلی اش بی بی آمنه  و مادر رضاعی اش بی بی حلیمه یاد میشود.
در کتاب‌های مقدس خداوند جل جلاله تذکره پیامبران بنام مادران شان شده است و این ثابت است که نام مادر بی ناموسی نیست.
بی ناموسی این است که که کسی از نام مادرش بشرمد.
بی ناموسی این است که یک مادر در محضر هزاران نفر با کلاشینکوف تیرباران شود.
بی ناموسی این است که فرزند جوان یک مادر در حمله انتحاری کشته شود.
بی ناموسی این است که  در مقابل مادر عزت و عفت دختر گرفته شود.
این ملت براساس نصوص اسلامی مبنای ناموس را خوب میشناسند و بی ناموسی را هم مشاهده کرده اند.

نقش ویرانگر عبدالله درین مقطع تاریخ سیاسی

باورمن این است که خلیلزاد به وسیلۀ دکتر عبدالله، غنی را منزوی کرده و راه را برای حکومت مؤقت باز می کند.

 توازن برهم می خورد و برنامه واگذاری قدرت به تروریزم وپاکستان وارد مرحلۀ نوین می شود. این فاجعه زمانی اتفاق می افتد که مقاومت ملی به طور کامل صدا بلند نکند و روسیه، هند وایران نیز تسلیم همین پروسۀ یک جانبۀ امریکا و پاکستان شوند. حتی اگر چنین شود، چانسی برای سیطرۀ انحصار سیاسی تحت نام « نظام اسلامی» وجود ندارد؛ نفس زنده گی امروز، برطالب غالب می آید. مردم با طالب طرف اند، چند سیاستگر سازشکار و بردۀ پول درسرنوشت مردم نمی توانند دستکاری کنند.
اکنون برنامه این است که درقدم اول همه نهاد های به ظاهر مدنی، ابن الوقت ها، قوم پرستان  وتوهم زده ها گردن خود را نرم نگهدارند.
بعد از استقرار احتمالی طالبان درشهرها و محور قدرت، استحاله و هضم گریزناپذیر آنان شروع خواهد شد. یکی ازمولفه های شکست طالبان، زنان اند که نخستین قدرت نرم و جنجالی و نامیرا به حساب می روند. 

سید اکبرآغا کی است؟


نیروهای خارجی حتی قرص های تقویت جنسی به اکبرآغا می فرستند!

سید اکبر آغا در دهۀ حاکمیت حامد کرزی ظاهراً حرکت جیش المسلمین را بنا نهاده بود. مشارالیه در سال ۲۰۰۵ توسط امنیت دستگیر  شد . سپس در زندان  امنیت به اجنت امنیت ملی بدل شد و درنتیجه به فرمان حامد کرزی از زندان آزاد شد و امنیت ملی درکابل برایش امکانات و بودوباش تهیه کرد. امریکایی سپس حاضر شدند که ماهانه مبلغ دو هزار دالر مخارج زنده گی وی را تأمین کنند. 
 او طی این سال ها رابط بین امنیت ملی، امریکایی ها، یک افسر آی اس آی به نام امجد اقبال و طالبان بوده است. درین مدت حتی قرص های خاص تقویت جنسی برایش اکمال شده است.
از خدمات سودمند سید اکبرآغا به امریکایی ها یکی هم این است که شماره تلفن تمام فرماندهان و رهبران طالبان را جمع آوری کرد؛ به خصوص شماره های ارتباطی فرماندهانی را که با کرزی و غنی درارتباط بوده اند. او درازاء سه وقت غذا و معاش و دیش آنتن، در واقع اجنت دو جانبه شناخته می شود. 

هجویه ای به رفعت حسینی، بر دشنام دهندهء حافظ و فردوسی!

نسیم نریمان( پوشنگ پور)

یک مدعی شاعری به سبک نیما، به اسم و رسم رفعت حسینی، نمیدانم، زیر تاثیر مواد مخدر است یا روان پریشی ای دیگر، که پیوسته در یک وبسایت نه چندان خوشنام، بر زبان پارسی دری و نوابغ شعر فارسی، اهانت میورزد و جعلیاتی، سرهم بندی میکند.

از احمدشاه بابا درانی تا غنی بابای احمدزی همه بی ناموس هستند!؟



سید اکبر، طالب مهمانخانه امنیت ملی جواب بدهد.

 نوشته ی محمد عثمان نجیب

ما اسیران دست چی گروهی هستیم؟

کوبیدن چکش واقعیت بر منخرین مدعیان «نظام اسلامی»

حجاب اسلامی دیگر اجباری نیست. حجاب در دارالاسلام حرمین شریفین رسماْ اختیاری شد.

این مکتوب وزارت داخله عربستان را به طالبان در دوحه و شایقان حجاب عربی ارجاع کنید.

وزارت امور داخله  کشورشاهی عربستان سعودی، با صدور فرمانی مبارزه برعلیه بی‌حجابی زنان در این کشور را لغو کرد. 
این فرمان که از تاریخ ۲۳ سپامبر قابل اجرا است، در آن تاکید شده که اگر فردی به خاطر نداشتن حجاب بر زنی مزاحمت ایجاد کند، پولیس موظف است که او را بازداشت و مورد پی‌گرد قرار دهد.

۱۳۹۹ شهریور ۲۶, چهارشنبه

از قطر تا کاشغر

از قطر تا کاشغر
(محمد افسر رهبین، کابل ـ سنبلۀ 1399)

نشسته ای، که از آن مژده های تر برسد!
 قطارِ قافلۀ صلح از «قطَر» برسد

نشسته ای که «برادر» تفقُّدی بکند
که خونبها به تو از کُشتۀ پدر برسد

مگر که قسمتِ آدم به دستِ شیطان بود!
که شوکران به من و شیخ را شکر برسد

به نرخِ روز مخور نان؛ که «خواجه» می داند
تفالِ خربزه بی گفت و گو به خر برسد

چه کرده اند از این باغ سرفرازان را؟
کجاست کاج بلندی که در نظر برسد

زِ دجله رَد شدنت ساده نیست، می بینیم
دمی که خِنگ ترا آب تا کمر برسد
........
عزیزِ من!  چه سراسیمه و پریشانی؛
چه مانده از بدِ این چرخ؟ تا دگر برسد

بدان! گر آتش بلخِ من از شرار افتد
نوای نای من از سند و کاشغر برسد

اکثر مردم ترسو از همین حالا خود را به برده شدن آماده می کنند

از قلم عبدالکبیر ستوده

اکثریت مردم افغانستان از همین حالا تسلیم تفکر طالبانی شده‌اند و در فکر ریش ماندن و چادری خریدن و لباس پنجابی پوشیدن و پاچه بلند کردن و لنگی زدن و روزی چند بار مسجد رفتن هستند. طالبان هم وقتی که این بره‌گی و برده‌صفتی اکثریت را می‌بینند، می‌گویند اگر نام مادرت را گرفتی بی‌ناموس هستی و... حالا سوال این است که گناه یک مشت طالب متحجر و بدوی است یا گناه یک جمع منفعل و نقش‌پذیر و ترسو؟

چرا مردم یک‌صدا نمی‌گویند: بلی ما از جنگ خسته شدیم و صلح می‌خواهیم و آرزو داریم طالبان بیابند و داخل جامعه شوند و در سیاست مشارکت کنند و مثل اولاد آدم خواسته‌های انسانی خود را پیش ببرند و از خشونت و تندروی دست بردارند، اما ما استبداد دینی را نمی‌خواهیم، ما زندگی وحشی و بدوی را نمی‌خواهیم، ما قرائت طالبانی از دین را قبول نداریم، ما حقوق و آزادی‌های خود را می‌خواهیم. چرا نمی‌گویند: وقت دره و توبه و تناب گذشته است، زمان تحمیل و اجبار دینی گذشته است، دیگر زندگی بدوی را نمی‌خواهیم، نظام بردگی را نمی‌خواهیم، جامعه قرون میانی را نمی‌خواهیم، و...

چرا این صداها بلند نمی‌شود و هیئت مذاکره کنند دولت را حمایت نمی‌کند و گوش طالبان را کر نمی‌سازد؟ یک طالب می‌گوید: اگر نام مادرت را گرفتی بی‌ناموس هستی و اکثریت ما می‌گوییم: ولا چطور کنیم؟ پیش از پیش تسلیم شدن شاخ و دم ندارد. درست است که ما جنگ نمی‌خواهیم، اما این نباید به معنای این باشد که دیگر هرچه طالب گفت را قبول داریم و موبه‌مو عملی می‌نماییم.

افغانستان را به کدام سو می برند ؟

 نوشته ی: اسماعیل فروغی   

امریکا به دروغ می گوید که ما نمی خواهیم نظام و حکومتی را بر مردم افغانستان تحمیل نمائیم.

دعوت صلاح الدین از انشعابگران درکنگرۀ سراسری جمیعت اسلامی


گزارش غیررسمی ارجاع شده/ مخاطبان این گزارش می توانند به این آدرس پاسخ خود را گسیل بدارند:
rmamoon20@gmail.com

علی شـریـعتی همـکار سـاواک بـود‎


اشاره: من درکتاب « دردامگه حادثه» مجموعه گفت وگو با پرویزثابتی مدیرشعبه سوم داخلی ساواک نیز چنین اشاراتی مشروح را دیدم. پرویز ثابتی درآن کتاب می گوید که علی شریعتی تریاک مصرف می کرد و ما مجبور بودیم از بیرون زندان برایش مواد تهیه کنیم.

سید حمید روحانی، از تاریخ‌نگاران معاصر، پس از انقلاب، با استفاده از برخی مطالب، نامه‌ها و همچنین گزارش‌هایی از ساواک، شریعتی ( نویسنده و متفکر شیعه و جامعه شناس که آراء و نظریات او در شکل‌گیری فاجعه ی ۲۲ بهمن ۵۷ خورشیدی نقش داشت) را همکار ساواک دانست و نظرات خود درباره شریعتی (نویسنده، جامعه‌شناس و پژوهشگر دینی) را در جلد سوم کتاب نهضت امام خمینی و نیز نشریه ۱۵ خرداد منتشر کرد.

نویسنده در بخش ریشه اندیشه اسلام منهای روحانیت نویسنده کتاب ـ به نسبت شریعتی و ساواک پرداخته است و تز اسلام منهای روحانیت را به تعبیر نویسنده ـ محکی برای ارزیابی اندیشه‌های شریعتی و نظام شاهنشاهی دانسته است.

ادعای همکاری شریعتی با ساواک، با پاسخ‌ها و تحلیل‌های فراوانی مواجه شد.

شناسنامه ی کاملِ کتاب؛

نهضت امام خمینی، جلد سوم

نویسنده: سید حمید روحانی ( زیارتی)، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول خرداد ۱۳۷۲، قطع وزیری، صفحه ۹۴۷، تیراژ ۵۰۰۰

تغییرطالب، برابر است با مرگ طالب

ضیاء مسعود در پاریس گفت: تا دو ماه دیگر جنگ در افغانستان آغاز می شود، رهبران آمادگی های لازم را بگیرند.

 منظور از شروع جنگ « تا دو ماه دیگر»، آن چنانی که ضیاء مسعود اشاره داشته، درواقع آغاز «مرحلۀ تکاملی جنگ» درحضور نیروهای خارجی ( نه بعد از خروج آن ها) است که این بار، جنگ با طالب، با جنگ سال های هفتاد خورشیدی متفاوت خواهد بود. درآن سال ها، سه محور جنگی ( حزب وحدت، جنبش ملی و دولت اسلامی) درجنگ چهارسالۀ بین همی، خسته شده و کارآمدی خود دربرابر یک نیروی به شدت مجهز را از دست داده بودند. از همه جا به نفع طالب موج شکست آمده بود.
 شورای مصالحه با پیشقراولی دکترعبدالله که از سوی خلیلزاد نظارت و مدیریت می شود،  دیر یا زود به نقطۀ افتضاح آمیزی نزدیک خواهد شد؛ ازین رو، آماده گی های مردمی برای دفاع از مدنیت درکشور از چند ماه به این سو دربسترهای سنتی مقاومت علیه تروریزم آغاز شده و هنوز هم درجریان است.
چانس صلح عادلانه با امضای پیمان اتحاد طالب جمع آی اس آی با امریکا عملاْ از بین رفته است.

 اکنون افزون براردوی ملی ضد تروریستی حاضر درصحنه، لشکرهای جوان وفوق العاده با روحیه درمیدان حاضراند تا حساب خود را بدون مداخله وکارشکنی نیروهای خارجی، با طالبان یکسره کنند.
طالب، تنها با یک میلیون رزمندۀ زیرسن سی سال در کابل رویاروی است. مسلم است که سر پنجه هایش درنبرد با مردم خواهد شکست. 
جنگ افغانستان در موجودیت نیروهای خارجی، استمرار خود را حفظ کرده و نیروهای خارجی می خواهند انتقال قدرت به طالبان درحضور آنان به انجام برسد. اما شواهد، نشانه ها و آماده گی مردم نشان می دهد که این برنامه با کمک قدرت های منطقه ای مخالف امریکا خنثی خواهد شد.
 ضیاء مسعود فقط این موضوع را همه گانی ساخته است. ادغام یا مشارکت طالبان در نظام آینده امری ناممکن است؛ زیرا تغییرطالب، با مرگ طالب برابر است. برفرض، اگرطالبان تن آسا وپروار از اطعمه واشربه دردوحه، تن به صلح و مدنیت بدهند، بی تردید با خشم وغضب هزاران تن از ساکنان میرغضب مدرسه های پاکستان مواجه خواهند شد. نبرد با این پدیده تا زمان انتقال واقعی مصیبت وتبعات جنگ به داخل پاکستان، برای نجات افغانستان امری حیاتی است. پذیرایی از آنان درشهرها و قصر ارگ، اشک کباب است که باعث طغیان آتش درهستی افغانستان می شود.


متوجه کلاه برداران باشید

نوشته ی محمد عثمان نجیب.
خواننده های عزیز!
قبلن یادداشت مفصلی خدمت شما تقدیم کرده بودم که کلاه برداران از سراسر جهان و حتا کشور خود ما با نیرنگ های مختلف و ترفند های اینترنتی در پی شکار هستند. 
در تازه ترین اقدام گروهی را به نام همسر یابی یا  دوست یابی ایجاد و همه گی را دعوت به ثبت نام می کنند.
هشدارید که در دام نیافتید.
این عکس را از جایی کپی کرده به من هم فرستاده اند تا آدرس و اطلاعات بیشتر خود را برای شان بفرستم.
من برای دریافت نمبر تلفن و آدرس مکمل شان کمی پیام رد و بدل کردم.
متاسفانه که موج نمرات از آمریکا هستند.
که به خاطر محرمیت شان هم رسانی نه می‌کنم.
من فقط وظیفه ی وجدانی خود را ادا کردم.
چون ما در داخل کشور نظام و دولت مسئول نه داریم، فکر کردم این یک کمکی خواهد بود به شما عزیزان. 
حالا دیگر این کار ها جهانی شده و بیشتر کشور های جهان آن را در خود دارند. اما نظام های شان متوجه اتباع خود هستند. 
سلامت باشید.
من ثبوت های فراوان دارم. 
یکی را به عنوان نمونه به شما با عکس ان تقدیم کردم. 
اختیار دارید که با خودتان چی می کنید.
این عکس یکی از آن ها است.
متاسفانه دیدم که چند نفری ثبت نام هم کرده اند.

گول دقیقۀ نود آقای اشرف غنی از روی نقطه پنالتی

عزیز آریانفر