-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۱ مهر ۸, جمعه

حمله شبکه حقانی و لشکر طیبه بر مجتمع آموزشی کاج

 

دیدار انورالحق احدی با امیرخان متقی در تاشکند

پوتین: جلو تروریست های أفغانستان را می گیریم


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 498 | تشویش پوتین/ خطر حمله از افغانستان


 

تشویش پوتین/ خطر حمله از افغانستان

 


حکم هیبت الله بردشت برچی واجب الاجرا شد

صدای اجل از نورستان به گوش طالبان

حمله بر شیعیان در غرب کابل


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 497 | نابودی طالبان، درفاصلۀ 18 ماه تا سه سال


 

۱۴۰۱ مهر ۷, پنجشنبه

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 496 | قطعه بدری به جنگ بدخشان سوق شد


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | عنایت الله توفان | برنامه 495 | جبهه جدید تروریسم بر ضد تمدن فارسی


 

شمال افغانستان، داعش مصنوعی و گروه طالبان


عبدالناصر نورزاد


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 494 | نیزه اندازی مگس به کشتن شاه فیل


 

«جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 493 | بدخشان/ 27 کشته در جنگ «دانشگاه» و «پوهنتون


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 492 | سرد خانۀ چهارصد بستر، پر از اجساد بی صاحب است


 

۱۴۰۱ مهر ۵, سه‌شنبه

2001: پخش تصاویر زرمینه از طیاره امریکا

  


بایدن 20 سال بعد: به جای سوال در بارۀ زنان افغانستان،

 از چیزهای خوشحال کننده سوال کنید.


قطار تانک ها به دنبال نان


جنگ جهانی برای غذا

ما شاهد یک "کوچ مردم" جدید به مکان هایی خواهیم بود که حداقل بتوانند چیزی برای خوردن داشته باشند.



پاسخ عثمان نجیب به کریم رادمل

 هویتِ‌ من و زبانِ مادری من ارزش والاتر و بالاتر از هر ارزشی غیر از خدا دارند.

پاسخی از عثمان نجیب برای این پرسش از آقای کریمِ رادمل:

نجیب جان گهی عضو حزب دیمو کرات خلق می شوید؛ گهی جمعیتی گهی ملا در جواب دودختر من ندانستم.

جنابِ رادمل صاحبِ محترم را سلام،

 انسانی که متحول نباشد،‌ آبِ ایستاییْ را می‌ماند. آب در ایستایی تازه نشده بل می‌گَندد.‌ ورودِ شما در متنِ زنده‌گی سیاسی من زمانی کامل می‌شود که همه بیش از دوهزار بخش روایاتِ زنده‌گی من را بخوانید. اینان همه پیوسته و گسسته منتشر شده اند. من با جمعیت هرگز هم‌سو نیستم. من برای خودم آدمی با خط و نشان و اندیشه ام. مادامی که من در عنفوان جوانی مبارزات سیاسی را آغاز کردم، آن مبارزه را با همه کمی و‌ کاستی هایش راهی برای رسیدن به یک زنده‌گی آرمانی ملی دموکراتیک می‌دانستم. 

زمان های گذشته بر من ثابت ساختند که پسا کودتای حزبی دولتی بنام پلنوم ۱۸  تلاش های مهره های قوم‌کرای نظام در دهه‌ی شصت به ثمر نشستن. چه بسا بدی هایی که خودی های خاین در آن سیاست و دولت کنارِ دکتر نجیب ایستادند و علیه رهبر قرار گرفتند. بدترین اینان نوراحمد نور، سلطان علی کشتمند، فرید مزدک، نجم‌الدین کاویانی، ظهور رزمجو، سلیمان لایق، اسحاق توخی، ماڼوکۍ منگل و دیگران بودند. مندان آن زمان چیزی را بنام حزب نمی‌شناسم. 

بعد از آن زمان تا امروز تحولی در خطِ فکری من ایجاد شد که گروهی آگاهانه تلاش دارند هویتِ ما را به معامله بگیرند و برای من هویت به مثابه‌ی آب حیات است. چرا من از مادری با هویتِ زیبای فارسی متولد شدم و با پدر مهربانی که فارسی‌گو بود هم‌رکاب بودم و درک می‌کردم که انسانِ بی‌هویت درست مثل کاهی هرزه‌ی قابل سوخت موردِ کاربردِ مالکانِ داش های هویت سوزی سوزانده می‌شود و اندوه‌ناک ‌تر آن که آتش افروزان و شعله برانگیزان و هیزم بیاورانِ این داش ها خودی های خاین از تبارِ خودِ‌ ما اند و شما هم احساس می‌کنید. لذا مخالفتِ من تبارستیزان، معنای هم‌سویی من با جمعیت نیست.

 برای قرارگیری در سنگرِ مبارزه‌ی سیاسی آموختاند که سنگرگاهِ مبارزه برای حفظِ هویت و زبانِ مادری خودم را هم با حصار های تسخیر ناپذیر مستحکم سازم. حالا  دیگر مخالف سیاسی هم‌تبارِ من نور چشمِ من است. راستی یا چپی. اندیشه اش مربوط خودش است. مشروط به این که خاین به وطن و ملت و مردم و تبار خود نباشد و از نوکری به تبارِ ظالم و جبار بپرهیزد و تیشه به ریشه‌ی خود نه زند و درک داشته باشد که همه تبار های مظلوم قرار گرفته شده شایسته‌ی حمایت اند.

 انا در بحثِ آگاهی دینی، من چندان آگاهِ دین نیستم و خطابِ شما به عنوانِ ملا به من نشانه‌ی برداشتِ خودِ شماست. اما این‌قدر میدانم که خدای منان در قرآنی که من و شما به آن ایمان آورده‌ایم، سوال می‌کند که آیا آن که آگاه است و می‌داند با آن که آگاه نیست و نه می‌داند برابر است؟ و در جاهایی از همین قرآن حکم می‌کند که بپرسید از کسانی که می‌دانند در صورتی که نمی‌دانید. من بارها در روز از دوستان و علمای دین پرسش هایی می‌کنم، شرمی هم از پرسش ندارم و برای دوستانی که از من بپرسند در حدِ توانِ خود معلومات می‌دهم. از این بابت ناراحت نباشید، چون شما هم می‌توانید انسان چندین بُعدی باشید. من از شما هم می‌آموزم. 

خطر جدی آسیای میانه را تهدید می کند؛ چین کماکان در تیررس است


دجال طالبانی، رخش را نمایان می کند

عبدالناصر نورزاد


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 490 | قطار تانک ها به دنبال نان | جنگ جهانی برای غذا


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 489 | دست بشر نورزی بر یخن احمد شاه درانی


 

۱۴۰۱ مهر ۴, دوشنبه

دست بشر نورزی بر یخن احمد شاه درانی


تهدید طالبان: حکمتیار را اعدام می کنیم

انفجار بزرگ در حوزه دوم شهر قندهار 


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 488 | 2001: پخش تصاویر زرمینه از طیاره امریکا


 

جنگ داخلی با توپ وطیاره در بدخشان

 

انعام الله حقانی فرمانده واحد لیزری کشته شد

پسر فرمانده قسیم دره در پنجشیر به طالبان پیوست


افغانستان در چاله ی ابهام ژئوپلتیک با کشور های منطقه



عبدالناصر نورزاد

از لحاظ تئوری های امنیتی و ژئوپلیتیک، افغانستان را نقطه تلاقی میان کمربندی های امنیتی و کانون های ژئوپلیتیک منطقه ای حساب می برند. مرز بندی های ژئوپلیتیک در واقع، محدودیت های استند که می توانند ثبات و امنیت ویا برعکس آن را در افغانستان، تضمین کنند. از اینکه اکثر تعاملات امنیتی و راهبردی های ژئواستراتیکی در قلمرو ژئوپلتیکی جنوب و شمال افغانستان صورت می پذیرند، تاثیر آن ها نیز بر وضعیت افغانستان کماکان مورد بحث است.

 این تاثیر گذاری در بحبوحه حوادث بزرگ تاریخی و رقابت قدرت های منطقه ای و جهانی، متاثر از پدیده ی موسوم به " عمق استراتیژیک" است که زمینه را برای بحران افزایی های ژئوپلتیک مساعد ساخته است. زیرا دوکانون ژئوپلتیکی جنوب و آسیای میانه که در مجاورت افغانستان قرار دارند، منبع گرم تنش و رقابت میان قدرت و نظام های امنیتی ای است که زمینه عینی آن در افغانستان تثبیت شده است.

 افغانستان در گیرو دار رقابت میان قدرت های بزرگ، با محدودیت های جغرافیایی و عدم ثبات سیاسی، همواره دستخوش عواقب نامیمون، این رقابت ها بوده است. هند و پاکستان دو منبع تنش در شرایط و وضعیت افغانستان استند. هردو دارای تفکر امنیتی مبتنی بر عمق استراتیژیک اند و این تفکر، زمینه را برای رقابت های امنیتی و استفاده وسیع از نیابتی ها در قلمرو افغانستان مساعد ساخته است. پاکستان با نگاه عمیق استراتیژیک، تلاش می کند تا با توسل به این تفکر استراتیژیک، مسئله مرزی دیورند، مسئله امنیتی حفظ عقب گاه امنیتی در افغانستان در صورت وقوع جنگ با هند و مسئله اقتصادی مانند دسترسی به منابع ارزان معدنی آسیای میانه و بازار یابی در این کشور ها را برای خود مساعد سازد. 

هند با نگاه اندک متفاوت تر، تلاش می کند از یک طرف رقیب تاریخی خود پاکستان را مغلوب این رقابت ها سازد و فضای امنیتی را مطابق دکتورین امنیتی خود، عیار سازد و از طرف دیگر، به منابع کشور های آسیای میانه دسترسی پیدا کند. چین در شمال شرق افغانستان، با نگاه ارام اما با دید استراتیژیک به جغرافیای افغانستان می نگرد که توقع می رود بعداز خروج امریکا از این کشور، این نگاه آرام توام با تفکر استراتیژیک، به یک حضور پررنگ سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی مبدل شود. چین در لایحه این تفکر استرا تیژیک، سه فاکتور را دلیلی برای حضور گرم خود در افغانستان می بیند. اول، روند روبه رشد افراط گرایی که بعداز به قدرت رسیدن طالبان، سیر صعودی خود را می پیماید و نشان از مبدل شدن افغانستان به پناهگاه امن تروریستان چند ملیتی دارد.

 دوم، نگاه اقتصادی است که سرخط کاری، چین را در تعاملاتش با کشور های دیگر می سازد. چین بر علاوه چشم داشتن به معادن افغانستان، نگاه راهبردی به تطبیق ابر پروژه یک کمربند- یک جاده دارد. بدون شک اگر ثبات و امنیت در افغانستان تامین نشود و تضمین های امنیتی قابل توجه برای عدم موجودیت چالش های امنیتی در مرز های شمال افغانستان که امنیت کشور های آسیای میانه را که این پروژه از آن می گذرد، داده نشود، تطبیق این ابر پروژه پراز درد سر خواهد بود. سوم، برای چین که نگاه راهبر گونه به نظام بین الملل دارد و آسیای را حوزه نفود آینده خود می داند، یک افغانستان فاقد حضور پررنگ سیاسی چین، دور از منطق استراتیژیک خواهد بود.  چین بادرک این سه عنصر، تلاش دارد این حضور را در چوکات معین و با مدنظرداشت محدودیت های سیاسی و امنیتی، کماکان در آینده حفظ کند.

از اینکه روند تحولات منطقه‌ای در حدفاصل جنوب آسیا ، آسیای میانه و غرب آسیا پس از روی کار آمدن مجدد طالبان سرعت یافته است. به‌نظر می‌رسد که رقابت‌های ژیوپلیتیکی ابعاد و عمق بیشتری یافته است و مرزبندی‌های متفاوت در هریک از این حوزه‌ها سرنوشت رقابت و فرم ژیوپلیتیکی جدید را در بازی‌های بزرگ قدرت‌های بزرگ مشخص خواهد کرد. 

همچنین مسیر تحولات به‌وضوح، تغییر شکل مرزهای قدیمی و شکل‌گیری مرزبندی‌های جدید را نشان میدهد. سه سناریو در دل این ابهام ژئوپلیتیکی با توجه به تصورات ژئوپلیتیک هر یک از بازیگران در تعامل با واقعیتی به نام افغانستان تحت تسلط طالبان قابل وقوع است که عبارت‌اند از: الف) شکل‌گیری مثلث همکارهای امنیتی _ اقتصادی چین، روسیه و ایران با پوشش پازل افغانستان؛ ب) تشدید مناقشات منطقه‌ای با رقابت ایران، پاکستان و مداخله بازیگران فرا منطقه‌ای به‌خصوص هند، ترکیه و کشورهای عربی؛ ج) وجه‌المصالحه شدن ایران و افغانستان با شکل‌گیری اتحاد پاکستان، روسیه و چین در رقابت با غرب. این مرزبندی‌های جدید ژئوپلیتیک سرنوشت منطقه‌ و بازیگران ان را  در دهه پیشِ رو در تعاملات جهانی مشخص خواهد کرد.

 بنابراین، از سه سناریوی محتمل، سناریوی همسویی ایران، روسیه و چین نامحتمل، سناریوی وجه‌المصالحه شدن ایران و افغانستان در رقابت بین غرب و روسیه و چین با احتمال کمتر و سناریوی تشدید رقابت بین ایران و پاکستان و متحدان منطقه‌ای احتمال بیشتر دارد. 

با مدنظرداشت اینکه خروج ایالات متحده آمریکا و متحدینش از افغانستان زمینه برای اعمال نفوذ و تاثیرگذاری بیشتر چین در منطقه فراهم شده و در صورت تمایل چین به ورود در پروژه تاپی، گمانه زنی ها حاکی از اخراج احتمالی هند از این پروژه عظیم منطقه ای است؛ که در این صورت، ردپای هند در معادلات مربوط به افغانستان کمرنگ تر از پیش شده و به طور طبیعی تامین منافع منطقه ای این کشور را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت. زیرا ساخت فرم ژئوپلیتیکی افغانستان، به گونه ی عیار شده است که از یک طرف، منبع منافع اقتصادی و معیشتی برای افغانستان و کشور های ذیدخل است و از طرف دیگر، منبع تنش های امنیتی و راهبرد های نظامی میان این کشور ها. کشور های آسیای میانه با سه چالش عمده علی رغم نارسایی در تثبیت یک نظام قدرتمند سیاسی مواجه استند: 

جدایی طلبی، قاچاق مواد مخدر و افراط گرایی مذهبی. افغانستان هم زمینه های تشدید بحران های ناشی از قاچاق مواد مخدر و افراط گرایی مذهبی را برای این کشور مساعد ساخته است که جدایی طلبی نیز در این گستره قابل تقویت است. فرصت های مشترک بهره برداری از منابع اقتصادی و پروژه های اقتصادی که افغانستان می تواند پلی میان آسیای میانه و جنوب باشد، زمینه های عینی این تنش زدایی را مساعد می سازد، اما محور جنوب با تشدید رقابت های امنیتی، عملا این زمینه را نا محتمل ساخته اند. 

چنانچه افغانستان کماکان بخشی از پازل ژئوپلیتیک آمریکا و ناتو باشد، در آن‌صورت منطقه افغانستان به کانون منازعات جدید در منطقه حدفاصل آسیای مرکزی، جنوب آسیا و غرب آسیا و حوزه چین تبدیل خواهد شد که تهدیدات مستقیمی را برای ایران در گام نخست، روسیه و چین در گام‌های بعدی ایجاد خواهد کرد. این چاله ی ژئوپلیتیک، کانون گرم رقابت های خون بار امنیتی در قلمرو افغانستان خواهد بود. افغانستان امروزی که فاقد دید استراتیژِیک نسبت به این کشور هاست و نتوانسته از قدرت ملی خود در جهت شکل دهی یک اتحاد منظم و یک همسویی ژئوپلتیک با کشور های دچار منازعه، استفاده برد.


مارشال دوستم؛ پیش گام در فروپاشی قابل پیش‌بینی

 محمدعثمان نجیب نوشت:  

دوستم باید آشتی با رهبران ترک‌تباران از جمله جنرال ملک را در اولویت بقای خود قرار دهد. مرگ قانونی جشنی برای ملت و‌ حُزنی به خانه‌واده‌اش است.

معادلات و تحولات سیاسی در جهان از جمله در افغانستان همان‌گونه که سریع در تحول اند، به همان اندازه غافل‌گیری هایی دارند که اسباب اقدامات گونه‌گون را فراهم می‌آورند. فرآیند چنین اقداماتی اند که موقعیت های فکری و رفتاری اشخاص را عریان می‌کنند و زمان به‌ عنوان داور و شاهد بی‌رحم اما راستی‌آزما و راستی نگر، هر یک از خردگریزی ها یا خرد‌گرایی ها صاف و پوست کنده محاسبه کرده و در کاسه‌ی همه‌نگر جاسازی می‌کند. زد و بند های سیاسی، کنار همان ها و کنار رفتن ها در کارگاه های قدرت و سیاست امر طبیعی است. ویژه‌گی و لازمه‌ی چنان اقدامات پرداختن عقلانی گفت‌و‌مان ها و شور و غوغا های سیاسی است. بیش‌ترین سیاسیون دهه های اخیر افعانستان فقط نامی از سیاست مداری دارند و بس. اینان در پس هر اقدامی برای یک گام‌برداری سیاسی قبل از همه منافع گروهی و شخصی خود شان را اولویت می‌دهتد و تکاپو و تقلای شان هم داشتن مقام و درجه های اول حتا در صف های مخالف با سیاست هایی اند که ايشان همه بر علیه آن ها غوغایی در قافله انداخته اند. این کم سنجشی و کم اندیشی بیش‌تر در میانِ اقوام غیر افغان دیده می‌شود. 

 ما در درازای دو ده سال پسین دیدیم که ائتلاف ها و وابسته‌گی های مختلف سیاسی در این جاه و آن‌جا، در این گاه و آگاه به‌ میان آمدند. اما باز هم دیدیم که جنین های بی‌چاره بی تکامل در درحم های مادران شان سقط شدند و به نیستی رفتند. آخرین مرحله از این اقدامات و در این برهه‌ی زمان اعلام تشکیلات تازه‌یی بنام شورای مقاومت برای نجات افعانستان بود که با طول و عرض تشریفاتی و با محتوای تنها اعلامیه‌یی بسنده و گویا عرض وجود کرد. حضور چهره های خاین و تکرار ۹۰ در صده به این جریان مطبوعاتی از اول نمایان‌گری معرفت کم‌اندیشان و هیچ نه اندیشان و هیچ مدان های سیاست را آشکار ساخت. ده فی‌صد جدید برگزیده شده در این شورا هم که آدمان عاقلی به شمار می‌رفتند نارسیده به منزل‌گاه مراد دچار آسیب پذیری چرخش و گردش کشتی این شورا در طوفان شدند که به ساحل مراد برسند. از اول هم معلوم بود، عضویت بی خاصیت هایی که همه می‌شناسیم شان در این شورا تکانه های لرزان آن بودند. 

همان‌گونه که آنان به مبارزات سیاسی باوری نداشتند، توانایی های اقتداری خود را هم در قمار دریوزه نشستن به مرحمت کرزی غنی آمریکا و انگلیس  و اروپا و حتا پاکستان و ایران و ترکیه و روسیه و چین و هند و قلدر های قومی گرای پشتون هم‌از دست دادند. چنانی که آگاهان از روز اول حادث  شدن این اقدام در ترکیه آن را ناپاي‌دار دانستند. تجربه و گذشت زمان محک زد و فروپاشی حتا زودتر از پیش‌بینی اتفاق افتاد. فراموش نکنیم که خمودی و جمودی و سکوت مرگ‌بار مصلحتی شخصی این رهبر نما ها در طی یک سال و اندی پیش از امروز بسیار شرم‌گینانه بود.

 آنان به‌ چشم های سفید و با وجدان های خوابیده و با غیرت های نداشته شاهدان خاموش و بی سر و صدای نگاره های تلویزیونی و شبکه‌یی از شبکه های اجتماعی بودند که گروه دجالی زیر نام طالبان تروریست چه‌گونه مردم شان را شکنجه می‌کردند و به شهادت‌می‌رساندند و و بومی‌ها را بی‌جا ساخته و ناقلین را در محلات شان جا‌به‌جا می‌‌کردند که این ظلم تا حال ادامه دارد.

اینان حتا مردی نشدند تا حد اقل‌ از مقاومت شکل گرفته و جان‌بازانه‌ی مردم‌ افعانستان در شمال تحت قیادت مسعود پسر جوان متعهد به رهایی ملت از یوغ اشغال حمایت کنند. 

سر انجام پسا درکی که مارشال دوستم کرد و دید که مردم افعانستان در شمال به جوخه های مرگ تروریستان طالبانی محو و نابود می‌شوند  راه خود را از گویا شورای نجات افعانستان جدا کرده و حمایتش را به جبهه‌ی اصلی و فداکار مقاومت ملی علنی ساحت. صحبت های مارشال دوستم در مورد حوادث افعانستان و موضع‌گیری های مزدور منشانه‌ی خلیلی درست و بدون تردید حقیقتی بود که همه می‌گفتند و کسی به آن التفاتی نمی‌کرد. تا آن که سخنان مارشال خلیلی را زبون ساخت و تقلای برائت به خود را دارد.  جدایی دوستم از این شورای نام‌نهاد آغاز خوبی بود به فروپاشی آن قصر تخیلی اعمار در حدِ اعلامیه و مطبوعات. اکثریت رهبر نماهای غیر پشتون باید تشخیص دهند که دگر نمی‌شود خون جوان های خود را برای بقای قدرت و سرمایه‌ های خود و  پشتون ریخت. شما نباید در فکر آن باشید که امنیت بگیرید تا سیاف آرام باشد و کرزی و غنی مانند فردا دور تان بیاندازد. 

و اما جدایی قانونی از این گویا جبهه نه برای مبنای آن است که وجدان قانونی بيدار شده. قانونی مثل مارمولک های مدام در تقلای منفعت جویی تشخیص می‌دهد که خروج دوستم از این شورای حتا موجود در روی کاغذ معنای از میان رفتن و رنگ باختن کاغذ است. برای مردم غیر پشتون مرگ قانونی نفس راحت کشیدن است تا زنده بودن او. چون او مدام وطن‌فروش، هویت فروش و معامله‌گر است. شاید او در تلاشی باشد نا باز هم‌پای و دست یک پشتون وطن‌فروش دیگر را ببوسد اگر شده حتا در نظام نروریستی طالبانی هم برای خود جای پایی پیدا کند. چنانی که بار ها گفته ام قانونی آدم بی ریشه‌یی است که بر کشتی اقبال سوار و با موج سواری بر حوادث مدام برنده‌ی منافع شخصی خودش و خانه‌واده‌ اش است. مرگ قانونی جشنی بر همه ملت و حزنی برای اطرافیانش است. به هر حال  من فکر می‌کنم بهتر است انحلال رسمی آن شورای به نام از همین حالا صورت گیرد

. ارچند گمان هم‌ نمی‌رود که دوستم بدون استشاره‌ی اردوغان چنین کاری را کرده باشد و بعید هم نيست که ناکامی های پی‌ در پی تزکیه دز تحولات اخیر منطقه و جهان سبب شده تا دوستم از حالت فشار های چند جانبه رهایی یابد. اما با تاکید می‌گویم که تعامل و آشتی و هم‌گرایی دوستم با سایر رهبران ترک‌تبار از حمله جنرال ملک بسیار مهم و حیاتی است. مبارزه‌ی امروز مبارزه‌ی بقا و فنای ساختار جغرافیایی سیاسی هویتی و تباری و رهایی ملت از اشغال است. بدرود.


نسل کشی ها وکوچ دادن های اجباری

 

                  نوشته ی : اسماعیل فروغی

      نسل کشی ها و کوچ دادن های اجباری اهالی بومی ولایات شمال ومرکزافغانستان ازخانه های اجدادی شان و جابجاکردن کوچی ها و وزیرستانی های دوسوی مرز درخانه ها وقریه های مردم ، یکی ازاهداف اصلی وخصمانه ی طالبان وحامیان پاکستانی شان علیه سایراقوام است که اززمان دست یافتن آنان به قدرت ، به جدیت و بدون ترحم ، به پیش برده می شود . 

     براساس مستندات نهادبین المللی " دیده بان حقوق بشر " ، روند نسل کُشی و کوچ دادن های اجباری که گذشته ی سیاه تاریخی درافغانستان داشته و به دوران حکمرانی امیرعبدالرحمان خان می رسد ، هم اکنون درولایات مختلف افغانستان - ازدایکندی تا هلمند ، قندهار، ارزگان وهرات وازپنجشیرواندراب ها تا بلخاب ، تخار ،غزنی ، فاریاب ، بلخ وبدخشان ، باشدت ادامه داشته ، طالبان بیرحم ،هموطنان هزاره و شیعه ی ما را، تاجیکان واوزبیکان را مجبوربه ترک خانه ها و زمین های شان می کنند. این نهاد بین المللی ، اینهمه کوچ دادن های اجباری را یک جنایت بزرگ بشری ومجازات گروهیِ مغایربا حقوق بین الملل خوانده است .

       طالبان میخواهند با تسخیر و تصاحب تمام افغانستان وتمرکزکامل قدرت دردستان خونبارشان ، سایراقوام ساکن افغانستان به ویژه هزاره ها ، تاجیکان ،اوزبیکان وترکمنان را مطلقاً به حاشیه رانده ، اگرقادرشوند ، جوانان شان را فراری ، خودشان را پراگنده و دربه در وخانه ها وجایداد هایشان را تصاحب کنند تا با فراغ خاطرازتمام منابع سرشار مملکت وازتمام ثروت وقدرت درتمام کشور فقط به نفع خود وحامیان پاکستانی شان سودببرند .

     فراردادن جوانان هزاره ، اوزبیک و تاجیک ازافغانستان ، کوچ دادن اجباری اهالی شمال و مرکزافغانستان ازخانه های پدری شان و جابجایی وزیرستانی های دوسوی مرز درقرا وقصبات خانواده های فراری ، یک نقشه است . این نقشه را آی اس آی ، انگلیس وآمریکا طرح نموده و اززمان حامدکرزی و محمداشرف غنی برای تحقق آن کوششهای بسیار بخرچ داده شده است . آنان با شناخت ازماهیت زورگویانه و تمامیت خواهانه ی طالبان باتسلیم دادن قدرت به آنان وسپردن وعده وعیدهای مخفی وعلنی به طالبان جنوب و وزیرستانی های  هردوسوی مرز ( اززمین و خانه گرفته تا زنان سپیدچهره و ماهروی تاجیک ، اوزبیک و هزاره ) ، می خواهند آن را هرچه زودتر بطورقطع و بصورت مکمل به اجرا درآورند . تطبیق این نقشه ، تحقق مو به موی همان نظریه ییست که یون ها ، طاقت ها و اصولی ها آرزو می بردند – تحقق نظریه ی همان طالبان درس آموخته ودریشی پوشی که حالانیزبا افتخاردرکنارطالبان ایستاده اند . آنان همواره جار می زدند که : « تاجیکان به تاجیکستان بروند ، اوزبیکان به اوزبیکستان و هزاره ها به گورستان »

    اکنون پرسش اینجاست که آیا طالبان و نظریه پردازان بزدل آنان توان این را دارند تا افعانستان را خالی ازسایراقوام بگردانند ؟ آیا خاموشی و بی پروایی دربرابراین قصدِ طالبان و دربرابراینهمه جنایات بشری ونسل کشی های دوامدارآنان ، گناه نابخشودنی نیست؟ آیا مردم تا چه زمانی می توانند نابودی فرهنگ ، زبان و تمدن شان را ، بی عزتی و بی آبرویی شان را تحمل نمایند ؟

    به باورمن نسل کشی و کوچ دادن اجباری قابل تحمل نیست . مردم با فرهنگ و علم دوست ما بخوبی می دانند که اکنون یک راه بیشتر برای شان وجود ندارد : یا باید برده گی و اسارت طالبان تروریست و بسیارنادان را بپذیرند ویا قاطعانه دربرابر این گروه نادان و سیاست های تک قومی ، تک گروهی و تک جنسیتی آنان ایستاده برای نجات از نابودی و بی عزتی بیشتر وبرای آزادی کشورازاسارت پاکستان به پا بخیزند و قیام های عمومي براه بیندازند . نسل کشی ، تصفیه های قومی ، کوچ دادن های اجباری ، دشمنی با مدنیت و زنان و هویت زدایی های زبانی که طالبان درافعانستان براه انداخته اند، مردم را به ستوه آورده است . به نظرمی رسد که تنها راه نجات ازچنگ این گروه تروریست دینی - تباری ، جنگ متحد ملی - میهنی است نه تعامل . 

     نباید درانتظار یازده ی سپتمبرِ دیگروکمک بیگانه از بیرون بود . نباید منتظربود تا بازامریکای جهانخواربا بکس های پرازدالرو بالشکرعظیمی ازدزدان دیسانتی وجهادی اش ، از افغانستان باردیگر لجنزاری ساخته ، درپایانِ کار، بازمردم را به دام گروه بنیادگرای دینی- قومی دیگری بیندازد.

     باید مردم همه بپابخیزند . رسوایی و بدنامی به اوج اش رسیده است . جهان ، ما را مدنیت ستیزترین وجاهل ترین مردم ومملکت دنیا قضاوت می نماید . جهان هرگز با کشوری که قانون و نظام نداشته ، دشمن زن ، دشمن هنرودشمن تمدن باشد ، رابطه و مراوده نمی خواهد.

      مردم افغانستان - بخصوص اهالی شمال و مرکزافغانستان ، دیریا زود با شورش ها و خیزش های بزرگ شان ، طالب این لکه ی چرکین ننگ ونادانی را از دامان خود پاک خواهند نمود . 


جمهوری پنجم | رزاق مامون | برنامه 487 | جنگ داخلی با توپ وطیاره در بدخشان


 

جمهوری پنجم | رزاق مامون | فیاض بهرمان نجیمی | برنامه 486 | افغانستان بر شاخ یک گاو وحشی ایستاده است


 

۱۴۰۱ مهر ۳, یکشنبه

بازی گرم نیابتی ها در میدان افغانستان



عبدالناصر نورزاد

 ایران قبلا هم در قالب گردان های نظامی فاطمیون از افغان های و ریزرف های خود در جنگ سوریه و عراق کار گرفته بودند. بنا احتمال سربازگیری این جبهه از فاطمیون نیز وجود دارد. گروه دیگر، جبهه مقاومت برای رهایی ترکستان آزاد است که ظاهرا از ازبیک ها تشکیل شده و از نفرات سابق مارشال دوستم است.