-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ شهریور ۱۹, شنبه

برش هایی از نشریات امروز داخل ایران

«بازي دو سر باخت كرزي و طالبان»
 عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم مرتضي محمودوند است که در آن می خوانید:
سخنان اخير رهبر طالبان مبني بر تمايل به شركت در مذاكرات صلح با دولت افغانستان بيش از آن‌كه يك حركت جدي و قابل ملاحظه بنظر برسد اقدامي تاكتيكي با هدف وقت كشي است. طالبان سعي كرده است تشكيلات خود را جدا از القاعده نشان دهد.اين در حالي است كه طالبان و القاعده بصورت مبنايي و ريشه‌اي اشتراكات زيادي دارند و سال‌هاي سال در كنار هم حكومت كرده‌اند لذا بسيار ساده‌انگارانه خواهد بود اگر بخواهيم القاعده را از طالبان جدا كنيم.
همان‌طور كه پيشتر گفته شد طالبان بصورت تاكتيكي خود را جدا از القاعده اعلام مي‌كند و در نهايت اين دو جريان يك هدف را دنبال مي‌كنند.
دولت مركزي افغانستان و شخص حامد كرزي در موقعيت ويژه‌اي قرار دارد. كرزي تحت فشارهاي داخلي و خارجي ناچار است تدابيري اتخاذ كند تا عملكرد طالبان از فاز نظامي به فاز سياسي كشيده شود. امريكا طي سال‌هاي گذشته در افغانستان پايگاه‌هاي نظامي، امنيتي و سياسي متعددي ايجاد كرده است و تمايل ندارد با خروج از اين كشور اين موقعيت‌ها را از دست دهد.
از سوي ديگر منطقه نفت خيز شمال شرق افغانستان؟  عمدتا در اختيار طالبان قرار دارد و امريكا و ناتو تمايل دارند شرايطي ايجاد شود تا بتوانند از اين منابع بهره‌مند شوند. مجموع اين شرايط امريكا و به تبع آن دولت افغانستان را وادار كرده است كه تلاش كنند با يك بازي سياسي اسلحه را از دست طالبان بگيرند. غافل از اين‌كه طالبان هم در حال بازي با غرب و دولت افغانستان است. طالبان بدليل شرايط خاص پاكستان و محدوديت‌هاي اعمال شده از سوي دولت پاكستان قدرت خود در اين كشور را تا حدودي از دست داده است. از طرف ديگر بدليل ضربه‌هاي وارده به همپيمان خود القاعده، در موضع ضعف قرار دارد.
طالبان براي بازسازي موقعيت خود نيازمند خريد زمان است به همين دليل هر از چند گاهي براي ورود به عرصه مذاكره پیام ‌هاي نامفهومي ارسال مي‌كند. با بازي سياسي طالبان از سويي دولت افغانستان و غرب به مذاكره اميدوار مي‌مانند و از سوي ديگر هواداران طالبان از ادامه مبارزه نا اميد نمي‌شوند.در اين ميان ورود برخي چهره‌ها به عرصه مذاكره، مانند برهان‌الدين رباني كه از مجاهدان با سابقه به شمار مي‌رود نيز ناشي از تمايلات سياسي است.

رسالت

«نظام سازي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
جمهوري اسلامي ايران يك نظام مستقر اله است كه با بيش از سه دهه حيات كارآمد، مي‌رود تا به عنوان يك الگو در جهان اسلام و حتي كل جهان، امروز غلبه خود را بر نظام‌هاي فكري در دنيا نشان دهد.
 
آنچه امروز در غرب به عنوان يك نظام مطرح است در كمتر از 300 سال پديد آمده است. نظريه پردازان آن مرتب با روش آزمون وخطا تئوري‌هاي خود را در باب فلسفه، حقوق، سياست، اقتصاد و … محك زده‌ و به تدريج تصحيح و تكميل كرده‌اند. 
سياست روز

«هزينه‌هاي انتخابات» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم حسن اختري است كه در آن مي‌خوانيد:
ايراني جماعت در كنار تمام خوبي‌ها و شايستگي‌هايي كه دارد، يك عيب بزرگي هم دارد كه متاسفانه با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي، نشاني از برطرف شدن آن به چشم نمي‌خورد. در مواقعي هم ديده مي‌شود كه بدتر نيز شده است و آن هم عيب «اسراف كاري» است. اصولا «اسراف» در آموزه‌هاي ديني اسلام عملي حرام و افراد «مسرف» مستوجب عقوبت و عذاب اله خواهند بود. 
براي مثال ميزان مصرف سرانه آب، برق، گاز، تلفن، نان و... در ايران بعضا چندين برابر مصرف ساير ملل جهان و استانداردهاي بين‌المللي است. شايد يكي از دلايل عادت بد «اسراف» يعني بد مصرف‌كردن وفور اين نعمت‌هاي خدادادي در كشور پهناور ايران اسلامي باشد كه ارزش واقعي آن را پايين آورده است. چرا كه به تجربه ثابت شده، در محيط‌هاي جغرافيايي كه بنا به شرايط اقليمي برخي از اين نعمات اله با كمبود مواجه است مردم آن ديار نيز علاوه بر آنكه در مصرف فرضا آب اسراف نمي‌كنند بلكه مردماني اقتصادي و مقتصد نيز تربيت شده‌اند. 
براي جلوگيري از سو‌ء تفاهم درآوردن مثال معذورم، تكرار اين عادت بد باعث شده است كه نه تنها در مصرف «سرمايه‌هاي مادي» زياده‌روي شود بلكه در مصرف سرمايه‌هاي معنوي نيز از جمله «سرمايه‌هاي اجتماعي» ‌كه «اعتماد عمومي» يكي از مصاديق بارز آن به حساب مي‌آيد بي‌محابا زياده روي گردد. 
حمايت

«اعتراف اشغالگر» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد:
سرانجام وپس از سال‌ها اشغالگری وتجاوز، هیئت تحقیق وتفحصی در بریتانیا تشکیل شد تا در خصوص شکنجه شهروندان عراقی توسط نظامیان انگلیسی تحقیق کند. گزارش این هیئت هم منتشر شد. هر چند با شناختی که از استعمارگر پیر داریم بعید نیست گزارش های این هیئت واحکام دادگاه انگلیس صرفا یک بازی سیاسی در راستای انحراف افکار عمومی دنیا باشد اما اصل موضوع را باید به فال نیک گرفت. 
دولت انگلیس در چند سده اخیر، همواره از اهرم جنگ، اشغال وشکنجه در برابر ملت های خاورمیانه والبته برخی کشورهای دیگر استفاده کرده است. شکنجه شهروندان کشورهای مستعمره انگلیس امری طبیعی در سیاست های بریتانیا ورفتار نظامیان روباه پیر بود. اما این کشور در دوران استعمارگری خود کمتر مجبور می شد در مقابل رفتار وحشیانه نظامیان خود واکنشی نشان دهد. 
آفرينش

«حاشيه و حاشيه سازي» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي‌خوانيد:
به طور کلي حاشيه و حاشيه سازي از ابعاد و جنبه‌هاي گوناگوني مي‌تواند مورد بررسي قرار گرفته و تعريف گردد. در اين بين اگر بخواهيم به طور کلي اين امر را مورد بررسي قرار دهيم بايد گفت اصولا حاشيه سازي همچنان که از نام آن بر مي‌آيد گريز از ساختار و اصول اصلي در هر حوزه و بخشي و در واقع ناديده انگاشتن متن و جريان يا ساختار اصلي و توجه دقيق و موشکافانه به حاشيه و اطراف آن ساختار، متن و يا اصول است. 
در اين ميان اين رويکرد از يک سو مي‌تواند در برخي از موارد امري ناخودآگاه باشد و توسط جرياني مداوم و به عبارتي در دوري باطل تداوم يابد و از سويي ديگر اين جريان و حاشيه سازي در برخي از اوقات نيز به گونه‌اي خودآگاه و هدايت شده و يا توجه عمدي به موضوعات فرعي به جاي موضوعات اصلي تداوم مي‌بايد. 
ابتكار

«آوردگاه انتخابات و ابهامات پيش رو؟!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وكيلي است كه در آن مي‌خوانيد:
ضرب‌آهنگ پاندول انتخابات مجلس شوراي اسلامي دوره نهم در حال شتاب گرفتن است. با سرعت گرفتن اين شتاب، سرگيجه و ابهام در فضاي سياسي کشور بيشتر رخ مي‌نمايد. ابهام از اين‌جهت که تکليف يک سر قطب، يعني اصلاح‌طلبان، روشن نيست. اگرچه برخي چهره‌هاي معتدل اصولگرا تلاش‌هاي متفرقه و غيررسمي زيادي به خاطر ترغيب اصلاح‌طلبان براي فعاليت در انتخابات انجام داده‌اند، اما اين اقدامات تاکنون نتوانسته به نقطه مطلوب و پاسخ روشن دست يابد. 
سايه حوادث سال هنوز بر فضاي سياسي کشور سنگيني مي‌کند. شايد يکي از دلايل روشن‌نبودن وضعيت اين است که اصلاح‌طلبان خود نيز نمي‌دانند که آيا تعارفات صورت‌پذيرفته، موضع نظام است يا ديدگاه افراد غيرمؤثر. از طرف ديگر، بر فرض که تعارفات کنوني رسميت داشته باشد، پيش‌شرط‌هاي واقعي براي حضور آنان کدام است؟ به‌ عبارت‌ بهتر، آنان که تمايل به کانديداتوري دارند، پيش‌شرط‌هاي شرکتشان را نمي‌دانند. اصلاح‌طلبي با کدام معنا پذيرفته و اصلاح‌طلبان با کدام پارامتر و مقياس، مجاز به شرکت‌اند؟
شرق

«وعده اقتصادي يا‌... ؟» عنوان سرمقاله روزامه شرق به قلم سعيد ليلاز است كه در آن مي‌خوانيد:
در نظر و دست‌كم روي كاغذ، سه برابر شدن يارانه پرداختي به مردم نه تنها شدني است بلكه اين رقم را تا شش برابر و حتي بيشتر هم مي‌توان رساند. ارزش مجموع نفت و گاز توليد شده سالانه در ايران به قيمت‌هاي كنوني جهان به حدود 200 ميليارد دلار مي‌رسد و اگر فرض كنيم كه مي‌توانيم همه اين انرژي توليدي را چه در داخل و چه بازارهاي بين‌المللي به همين قيمت روز بفروشيم سرانه هر ايراني به نرخ امروز دلار از محل توليد نفت و گاز ماهانه 300 هزار تومان است و نه 45 هزار تومان يا حتي سه برابر آن، يعني 135 هزار تومان. 
بنابراين، ادعاي توانايي دولت به افزايش يارانه‌ها به سه برابر نه تنها چيز عجيبي يا معجزه‌اي هزاره‌گونه نيست، بلكه تلويحا يا حتي تصريحا بيانگر ژرفاي ريخت‌و‌پاش بي‌همتايي است كه اقتصاد ايران و همه اجزاي آن را در خود فرو برده و موجب شده تا از درآمد سرانه 300 هزار تومان در ماه هر ايراني بابت «توليد» نفت و گاز و فروش و صادرات آن تنها يك‌هفتم به مردم برسد و كلي هم منت بر گردن آنان نهاده شود. اما براي اجرايي شدن اين وعده و تبديل ايران به گلستاني رشك‌برانگيز براي ديگران، چند بايسته كوچك و آن هم شدني بايد به فرجام برسد.