-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ شهریور ۲۸, دوشنبه

جرقۀ نیش دندان ایران وفرار دپلومات های سعودی

سوال حساس درارتباط به خروج غیرمنتظره دپلومات های عربستان ازکابل هنوز پاسخ نیافته است. رسانه ها ظاهراً اهمیت مسأله را چندان درک نکرده یا این که سرنخی برای این اقدام سری به دست نیاورده اند. برخی رسانه های ایرانی رخ ماجرا را به طور معکوس برگردانده وگفته اند که دپلومات های عربستان از «طالبان» ترسیده اند و درپی حملات انتحاری درکابل، بیم ازآن داشته اند که نوبت بعدی، طالبان سراغ آن ها خواهند آمد. این است شگرد «اطلاعاتی» رسانه یی برای توجیه اذهان مخاطبان به یک جهت کاذب.
عربستان از زمرۀ « پدران» چندگانه طالبان به حساب می آید وهنوز هم تا حدزیادی ازنظرفکری وروابط پیچیدۀ مالی ( البته تلاش می شود غیررسمی باشد) با سعودی ها همسو اند. امریکا وکرزی ازطریق عربستان، پیام های شان را به ملاعمر ارسال می کنند. پادشاه سعودی به حیث چهرۀ مرکزی جهان اسلام- متولی خانۀ خدا- پانزده سال پیش طالبان را به «رسمیت» شناخت وبدین ترتیب، به ملامحمدعمرآخوند به عنوان «امیرالمؤمنین» بیعت کرده بود و هیچ گاه دیده نشده است که رسماً « شناسایی رسمی» ازگروه طالبان را پس گرفته باشد.
دالرهای سعودی، طراحی تکنیکی انگلیس، چراغ سبزامریکا و پیمانکاری پاکستان درایجاد بنای «طالبان» برهیچ کس پوشیده نیست. همین نیروها هنوز هم، حاصل دست خود درافغانستان را به شیوه های متفاوت؛ اما مسلم، درکنترول دارند. طالبان هرگزتوانایی آن را ندارند که درموجودیت 130 هزار سرباز خارجی و300 هزارنظامی افغان، بتوانند بدون حمایت قدرت های طالب ساز، ازنظرموقعیت سوق الجیش، اقتصادی، نفرگیری، تبلیغات، مخابرات ومدیریت جنگی روی پا بیایستد. یاوه گویی ها درمورد استقلال رأی ورهبری طالب دیگرقابل شنیدن نیست.
زاویه بندی ایرانی ها درمورد این که فرارخاموش دپلومات های سعودی ازکابل درپی احساس خطرازجانب طالبان صورت گرفته، به ما کمک می کند تا بتوانیم یک گوشه ازپرده راز را بالا بزنیم. دروهلۀ نخست این طوربرداشت می شود که تغییرآدرس سیاسی طالبان از«اسلام آباد» به «قطر» جایی که مصؤون ترازپاکستان و نزدیک تر به پایگاه امریکایی ها درآن جزیرۀ کوچک عربی است، احتمالاً باعث ناخرسندی سران پاکستان شده است. آن ها این طورفهمیده اند که انتقال آدرس سیاسی طالبان به قلمرو عربی، نتیجۀ همکاری سعودی ها با امریکا بوده است. سران پاکستان، برای حفظ طالبان در ده سال اخیر، رنج ها وتحقیرهای زیادی را تحمل کرده اند. روی گردانی طالب ازپاکستان به سوی عربستان وامریکا، برای سران اسلام آباد دیوانه کننده است.
نتیجۀ اولی شاید این باشد که پاکستان نسبت به تبانی سری سعودی با امریکا خشمگین است وممکن است دسته هایی را مأمورگوشمالی دادن به سران ریاض کند. اما این حدس چیزی است که هیچ گاه درگذشته مشاهده نشده و پاکستان درنزدیکی با سعودی، پروژۀ طالبان را تا این مقطع، مدیریت کرده اند. نکتۀ دیگراین است که رقابت میان ایران وعربستان سعودی درمحور افغانستان ازگذشته وجود داشته ودرحال حاضرتشدید شده است. عربستان پس ازسرنگونی طالبان درافغانستان نفوذ وحضورچندانی ندارد؛ درعوض، جای آن را نفوذ اطلاعاتی وتجارتی ایران پرکرده است. درواقع ازنظرایرانی ها، صحنۀ افغانستان محل مانوراستراتیژیکی برای ایران است وپول های زیادی درین راه مصرف شده است. فعال شدن عربستان براثرتشویق امریکا، به هدف دامن گستری مجدد نفوذ درافغانستان، ایرانی ها را ناگزیرمی کند تا از« دست آوردهای حیاتی» خود درافغانستان حراست کنند. آن ها ازیک نظر، قادر به انجام هرکاری درافغانستان هستند. امریکایی ها نیزاین را خوب می دانند؛ اما جگرزیردندان گرفته تا زمان حساب وکتاب با ایران فرا برسد.
بنابرین احتمال قریب به واقع آن است که نیش دندان های شبکه های تهدیدی ایران درکابل به سوی سعودی ها جرقه پرانده است وسران ریاض فرمان داده اند که تا فرونشینی گردوغباری که در راه است، دامن برچینند وبه خانه برگردند.