-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

عقب نشینی؛ نتیجه معکوس دارد



درجلسه مشورتی «رهبران جهادی» به تاریخ ششم میزان درارگ ریاست جمهوری، آیت الله شیخ محمدآصف محسنی حضور نداشت. درآن نشست که پس ازشهادت استاد ربانی برگزارشد، دو گرایش نسبتاً تازه سیاسی از سوی رئیس جمهور ومتحدان جهادی مطرح شد. مورد نخست، «مذاکره با پاکستان» به جای «طالبان» و«پذیرش»مذاکره استراتیژیک با امریکا که پیش ازآن با بلند پروازی های غیرواقعی آقای کرزی همراه می شد. اتحاد جهانی درمقابله با تلاش های مجرد حکومت کابل با «امضای پیمان استراتیژیک» شکل دیگری به خود گرفته است. مقامات واشنگتن به هدف بی اثرکردن تلاش های ایران وسرکشی های «شخصی» تیم کابل درمقابله با امریکا به هدف گرفتن تضمین بقای تیم حاکم درقدرت، از موضع دیگری وارد میدان شده است. امریکا اکنون متحدان بین المللی خود، اتحادیه اروپا، بریتانا، ناتو وهندوستان را نیز درفهرست جریان هایی که باید با افغانستان تعهدات استراتیژیک امضاء کنند، اضافه کرده است. درین میان پاکستان نیزبرای رسیدن به امتیازات دلخواه، مشمول سیاهی لشکر است ونقش مجری تخریب حکومت کابل را برعهده گرفته است.
عقب نشینی تیم حکومت نمی تواند شبح یک تصمیم سری امریکا، اتحادیۀ اروپا و پاکستان را که نهایتاً شخص کرزی ومتحدان جهادی را هدف قرار داده است، از پیشروی مانع شود. این موقعیت لرزان کنونی، نتیجۀ ازدست دادن فرصت های قبلی است که جبران آن بعید به نظرمی آید.
 سوال اساسی که مطرح می شود این است:
آیا پاکستان حکومت کنونی را برای حل مسایل تاریخی وبحران جدی منطقه یی واجد شرایط می داند وحاضربه مذاکرۀ کارسازبا حکومت کابل خواهد بود؟ همین پرسش دررابطه به دیدگاه واشنگتن نیز دربرخورد با حکومت کابل می تواند مطرح شود.
اگرپاکستان پیش ازین به یک رشته خواسته ها وپیشنهادات مشخص قانع می شد، دروضع تازه که حکومت حاضر به پذیرش مذاکره با اسلام آباد به جای طالبان شده است، احتمال طرح شرط وشروط سنگین تر می تواند وجود داشته باشد. باخت در مذاکره با پاکستان درصورتی که هیأت آن کشورطناب دست وپاگیرتری را پرتاب کند، حتمی است. ازجمله ممکن است طرف مقابل ازافغانستان بخواهد که به دادن امتیازات بیشتری آمادگی داشته باشد واز افغانستان بخواهد که بسته یی ازخواسته های امروزی را لزوماً نباید با شرط های گذشته یکسان تلقی کند.
درهرحال، وضع به طورتأسف باری به زیان منافع افغانستان رو به دگرگونی است. قبل از یافتن پاسخ های مستدل ورسمی به پرسش های بالا، می توان به واقعیت جدید تمرکز کرد. واقعیت جدید آن است که پس از ترور استاد ربانی، حکومت کرزی ناگزیربه قبول یک «نرمش» نا به هنگام سیاسی به امید بقای تیم حاکم شده است که تعبیر اصلی آن، با نوعی عقب نشینی واکنشی پیوند دارد. اما این که آیا «زمان» کنونی به این نرمش چه گونه پاسخ خواهد داد، بحثی است که به ایجاد پروسه جدید وهمچنان به «زمان» نیاز دارد که دسترسی به چانس زمان اخیراً به شدت محدود شده است.
پاکستان مانند ایران، «حق» خود می داند که درنقش یک جانب عمدۀ بحران افغانستان اهداف خود را محقق کند. اهدافی که عناصر واجزای آن تا کنون درعقب میزمذاکره رسمی بیان نشده وصرفاً درپیام های عقب درهای بسته به تیم کابل منتقل شده اند.
به طورکل، با آن که آن پاکستان دربرابر ادعاهای شکسته وگذشتۀ دولتمردان افغانستان برسر«پشتونستان» کفاره های چند مرحله یی گرفته اند، بی ثباتی دردیدگاه های سران کنونی کابل را هم هنوز خطری برای بازگشت بهانه های تازه برای چنگ زدن به ادعا های گذشته تلقی می کنند.
هندوستان به طورسنتی، پشتیبان وهمکارحکومات افغانستان بوده است. به ویژه درده سال اخیر، هند درعرصۀ حضوراقتصادی وسیاسی، پاکستان را تا حدزیادی درصحنۀ افغانستان در انزوا کشانیده است. ژرفاپذیری وادامۀ حاشیه زنی پاکستان برای رهبران اسلام آباد همچون کابوس لرزاننده جلوه گرمی شود که براساس محاسبات آنان می تواند هستی پاکستان را تهدید کند.
خواست دیگرپاکستان، مداخله درتشکیلات نظامی وسیاسی افغانستان است که درواقع درچهارچوب «حق» خود تعریف کرده و از سوی مقامات آن کشور دردیدارهای رویارویی به رئیس جمهور کرزی بیان شده است.
حضورامریکا وتقویت مرحله به مرحله ارتش نوپا درافغانستان، به اضافۀ یاری هند وفوران سوء ظن عمومی مردم افغانستان نسبت به پاکستان، سران اسلام آباد را متوحش ساخته است. این نظریه برای آنان برجسته شده است که اگردرهمین مقطع، خطرات احتمالی را ازبین نبرند، ممکن است فردا  برای اقدامات بازدارنده برای پاکستان خیلی دیرباشد. ازهمین جاست که آی،اس، آی با استفاده از سردی روابط میان کابل وواشنگتن، با تمام قدرت، کوبیدن تأسیسات سیاسی واقتصادی وپیوند های ملی افغانستان را دردستورکار خود قرار داده است.
پاکستان درک می کند که با ضعیف ترین حکومت ازهم گسیخته وفاسد درکابل رو به رو است؛ حکومتی که با متحدان بین المللی خود نیز سرمدارا و تعامل مثبت ندارد. ازنظرآنان، حکومت نیم بند درکابل ازمردم خود وهمچنان از متحدان جهانی خود فاصله گرفته است. آنان محاسبه می کنند نباید گذاشت که درهم ریختگی مناسبات کابل وواشنگتن بازسازی شود؛ بنابرین بهترین زمان اعمال فشاربرافغانستان  وامریکا فرارسیده است.
دراسلام آباد بی تردید این واقع بینی وجود دارد که پاکستان هرگز قادرنخواهد بود به طوریک جانبه، افغانستان را به ضمیمه یا دنباله یی برای منافع خودش مبدل کند. آن ها حداقل درپی آن اند که با بهره برداری ازبحران وفرصت ها، طرح مدیریت مشترک امریکا- پاکستان درامور افغانستان را به واشنگتن پیشنهاد کنند.
بنابرین، این طوربرداشت می شود که جایگاه واعتبارتیم کابل درحدی نیست که بارسنگین چنین معامله های کلان را بردوش بکشند. درشرایطی که ضربات برتیم کابل نخستین پی آمد های خود را نشان داده، امریکا وپاکستان، پروژۀ سرنگونی حاکمیت کابل را به تأخیر نخواهند انداخت. آنان ازتغییرسیاست تیم کابل درمورد مذاکره مستقیم با پاکستان وشروع مذاکرات جدی برای امضای پیمان استراتیژیک با امریکا عملاً استقبال نخواهند کرد.
دریک سال اخیر، تیم حکومتی درکابل درهمکاری با حلقات اطلاعاتی ایران، با تکیه برشیوه های رسانه یی، تشکیل شورا ها ودسته های تبلیغاتی برخی چهره ها که ازآن ها به نام علمای دین نام برده شده، درداخل حکومت وخارج ازآن، کمپاین نا هم آهنگ وپراکندۀ مبارزه با امضای پیمان استراتیژیک با امریکا و ایجاد پایگاه های نظامی امریکا درخاک افغانستان را ادامه داده اند.
 به نظرمی رسد که برنامه ریزی امریکا وپاکستان درمقابله با روش های تحریک  آمیز حکومت کرزی نیزدرگرماگرم تیره شدن مناسبات بین کابل وواشنگتن انجام گرفته است. اکنون که نخستین نتایج برنامه مشترک پاکستان وامریکا برای زمینگیرکردن تیم کابل رونما شده است، نرمش حکومت کرزی، پروسه تقابل را توقف نخواهد داد.