-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ شهریور ۲۱, دوشنبه

حکومت کابل حالا درجستجوی راه نجات افتاده است

شرایط حاضر، حالت روانی سران حکومت را تقریباً فلج کرده است. این همان چیزی بود که باید اتفاق می افتاد. عاقبت حکومتی که برای بقای خود بازی « دوسرباخت» به راه می اندازد، غیرازین چیز دیگری نمی تواند. درشرایط کنونی حکومتی که دربرابرمدیریت بین المللی به طورمنفی مقاومت می کند، چه گونه می تواند روی پا خود بیایستد؟ حکومتی که نام اصلی اش پادشاهی فسادسالاران وزمین خواران است، چه گونه می تواند ازمردمی که درتمام سطوح زندگی ازرمق افتاده اند، نمایندگی کند؟ این حقایق ازنظرجامعه جهانی پوشیده نیست. جامعه بین المللی قطعاً نتیجه گرفته است که برای ایجاد یک حاکمیت درافغانستان که حمایت مردم واعتماد غرب را با خود داشته باشد، زمان درحال از دست رفتن است.
وضعیت سیاسی ونظامی افغانستان خیلی پوشیده است و عموماً درحوزۀ تحلیل وپیش بینی نمی گنجد.  درسال 2009 رئیس جمهورکرزی به طورآشکاراعتراف کرد: ما اصلاً نمی دانیم که خارجی ها درافغانستان دنبال چه هستند! اگر اهداف شان فراتراز افغانستان باشد درآن صورت باید بسیار با احتیاط با مسایل برخورد کنیم.
درعمل آن چه ازسوی رئیس جمهور مشاهده شد، التزام به «احتیاط» نبود ودراظهارات خویش، درکمال بی احتیاطی، راه افراط درپیش گرفت و جامعۀ بین المللی را که افغانستان را جزوی ازسیاست خارجی خویش انتخاب کرده اند، «اشغالگران» خطاب کرد.
درهمان مقطع، رژیم تهران وحلقات آی، اس، آی جشن گرفتند اما آنچه عاید افغانستان شد، تشدید جنگ وانتحار، کاهش وسپس قطع کمک های مالی وبی میلی ایالات متحده برای حمایت قاطع ازنظام سیاسی حاکم درافغانستان بود. حال به نظرمی رسد که ادامۀ چنین حالت، دیگرممکن نیست؛اما توقف این وضع به چه شکلی خواهد بود؟ این سوالی است که ذهن مردم را به خود گرفته است.