-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ شهریور ۱۸, جمعه

دکترسپنتا ازسفرامریکا دست خالی برمی گردد

دکترسپنتا رئیس شورای امنیت ملی امروزهفده سنبله برای یک مأموریت جدید، کابل را به مقصد واشنگتن ترک کرد. اهمیت این مأموریت چیزی بیش ازیک وزش تبلیغاتی در رسانه ها نمی تواند باشد. درواقعیت امر، آن چه دکترسپنتا درعقب درهای بسته درواشنگتن انجام می دهد، عملیۀ مشاورتی- مقدماتی درحد نطفه بندی تفاهم اصلی درخصوص نزدیکی راهبردی افغانستان وایالات متحده امریکا است. تعیین زمان مذاکره شدیداً با ملاحظات سیاسی گره خورده و ممکن است تا مدتی نامعلوم، گردش نامشخص مذاکرات درمنحنی بستۀ سیاست بازی ها ادامه پیدا کند.
برخلاف انتظاراتی که درسطح اذهان عمومی درین باره پدید آمده، دکترسپنتا ازنخستین مأموریت « استراتیژیک» لزوماً دست خالی برخواهد گشت؛ چون قرارنیست به این آسانی وزمان اندک، با کوله باری ازدست آورد های دل خوش کن برای تیم حکومت به کابل بازگشت کند. دکترسپنتا درموقعیت یک عامل ارتباطات، مأموریتی سخت متغییر وپرچالش را به جلو می برد. حوزۀ مانور ایشان فقط  تشریح یا ابلاغ دیدگاه های کلی«تیم حکومت» افغانستان به مقامات میزبان است.
نقش سپنتا درین مقطع، چانه زنی روی مفادات مندرج درمتن پیشنهادی حکومت افغانستان ودرنهایت، تلاش برای به دست آوردن توافق کلی برای ایجاد چهارچوب مذاکره «اصلی» بین افغانستان وامریکا است که بتواند دست کم مدرک یا مجوزی برای ورود به تالار کنفرانس «بن دوم» به دست بیاید.
هنوزبرای دستیابی به توافق دوجانبه ونهایی درین باره نه این که راه درازی درپیش است، بل، دیوارضخیمی ازمشکلات واما واگرهای دپلوماتیک میان حکومت وامریکا از یک سو وبین قدرت های منطقه ازجانب دیگر، سرراه قرار دارد.
ویژگی اصلی چنین دیوارضخیم آن است که هیأت حکومت با توجه به اهمیت قضیه، از«صلاحیت وکفایت» لازم برای امضای نهایی پیمان استراتیژیک بهره مند نیست. حکومت افغانستان ازرهگذرمقبولیت قانونی درداخل ودرسطح بین المللی با آسیب پذیری سختی مواجه است. «مشروعیت» انتخابات دوردوم ریاست جمهوری زیرسوال است وهمچنان حاکمیت ملوک الطوایفی «تنظیمی» درمرکزقدرت وسراسرافغانستان برقرارباقی مانده است. علاوتاً تعریف ملی ازمنافع ملی وجود ندارد. درسیاست گذاری های حکومت کنونی، بارها اتفاق افتاده است که طالبان دریک هفته «دوست وبرادر» خطاب شده اند ودرهفته بعدی، به «تروریست ها ودشمنان مردم افغانستان» تغییرهویت داده اند.
این تعاریف وموضع گیری های نوسانی، به مردم افغانستان رابطه ندارد. نظرپرسی ازمردم هیچ گاه صورت نگرفته است. نکتۀ دیگراین که ایران- دشمن امریکا ومخل امنیت ملی درافغانستان- تا آن جا پیش رفته است که درقضیۀ ملی وتاریخی «پیمان استراتیژیک» دررسانه ها، به عوض حکومت ومردم افغانستان سخن می گوید.
اخیراً شبکه های اطلاعاتی ایران، برای مقابله وایجاد آشوب علیه امریکا اما درحقیقت، تخطئه مسأله پیمان راهبردی افغانستان با امریکا، درسطح علمای معاش بگیروبرخی جامانده های سیاسی وتنظیمی، هسته هایی را درکابل، مزارشریف وهرات وبدخشان ومهم تراین که درداخل دستگاه حکومت تشکیل داده اند.
با توجه به مسایل فوق، حکومت امریکا هرگزبا حکومت آقای حامدکرزی توافق راهبردی امضاء نخواهد کرد. آنان دربهترین حالت ناگزیری، زمان می خرند، سرگرم می سازند ودنبال اجماع اهرم های قانونی وسراسری درسطح ارتباطات دوکشور هستند.
نتیجۀ اجمال ونخست ازبازگویی نکات فوق این است که امریکا چنین توافق مهم وتاریخی را که آن کشور را دربرابرسرنوشت کشوری به نام افغانستان ملزم وذمه دارمی سازد، با حاکمیتی که ازمنظرملی متزلزل وازنظرقابلیت وحکومت داری، عمیقاً غرقه درفساد مالی وقومی است، امضاء نمی کند. مجامع غربی خاصتاً مقامات واشنگتن بارها اظهارداشته اند که حکومت کنونی افغانستان برای غرب وامریکا «شریک بااعتماد» نیست. بنابرین بازی های سیاسی ممکن است تا استقراریک حکومت جدید ویا برگزاری «لویه جرگه» که صلاحیت راه اندازی گفتمان ملی برای پیوستن استراتیژیک با امریکا را دارا باشد، ادامه پیدا کند.