-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ شهریور ۱۷, پنجشنبه

اخبار وگزارش های امروز


یک افسرغند هوا باز فرانسه درکاپیسا کشته شد.
شورای صلح ولایت غزنی هیچ دست آوردی ندارد.
آمراستخبارات ولسوالی بتی کوت ننگرهار کشته شد.
تا ساعت یازده قبل ازظهر، 17 سنبله هیچ صدایی از خیمۀ اصلاح طلبان درچهارراهی پشتونستان برنخاست.

روزنامه ویسا- کابل
کدام اپوزیسیون؟

به حوالۀ شمارۀ دیروزه یکی از روزنامه های چاپ کابل یکی از فالبینان سیاسی کشور پیشبنی کرده است که حکومت حامد کرزی در آستانۀ سقوط قرار دارد، باید یک اپوزیسیون نیرومند فراگیر تشکیل گردد تا قیادت مملکت را بر عهده بگیرد.
درین شکی نیست که دولت کنونی افغانستان تحت قیادت آقای حامد کرزی یک سلسله مشکلات و کاستیهای خود را دارد که این مشکلات از خود عوامل عدیده یی دارد؛ بحیث مثال عدم همکاری راستین نیروهای بیرونی مستقر در افغانستان، و عدم همکاری راستین قوتهایی که خود را اپوزیسیون می نامند. عجیب اتفاقی است که حتی کلیۀ منطق را غلط ثابت ساخت. کلیه منطق است که اجتماع ضدین محال و رفع آن ممکن است؛ بحیث مثال یک چیز نمیتواند در عین حال و در عین زمان هم سیاه باشد و هم سفید، هم خوب باشد  هم بد ولی این ممکن است که از یک حالت به حالت دیگر برود؛ مثلاُ یک گرم به سرد مبدل شود و یک سرد به گرم ولی بیایید ببینید که اپوزیسیون افغانستان هم در حزب حاکم سهیم است و هم اپوزیسیون. اگر رئیس جمهور فرمایشات شانرا بجا آورد، در آن صورت خیر و خیریت است ولی زمانی که امتیازات دلخواه شان برای شان داده نشد در همان لحظه عنوان اپوزیسیون را بخود می گیرد. ما نمی دانیم که حزب مهاجرین هندی در پاکستان (MQM) از اپوزیسیون ما پیروی می کند یا اپوزیسیون ما از آنها؛ زیرا آنها هم در هفتۀ یک بار با حزب حاکم  (حزب مردم پاکستان) برهبری آصف علی زرداری رئیس جمهوری آن کشور آشتی می کنند و هفتۀ یک بار از حکومت خارج شده بر کرسیهای اپوزیسیون در پارلمان می نشینند.
متأسفانه آنچنان که حزب حاکم در کشور ما تعریف روشنی ندارد، بهمان سان، اپوزیسیون هم تعریف مشخصی ندارد و همین امر یکی از مشکلات عمده فراراه نظام حاکم بر افغانستان است.
از سوی دیگر در کشور ما از اپوزیسیون تعریف نادرستی ارائه می شود. معنای اپوزیسیون هرگز این نیست که با حزب حاکم همیشه یخن به یخن باشد، بلکه اپوزیسیون وظیفه دارد تا متوجۀ اشتباهات حزب حاکم باشد و بر وقت و زمانش آنرا انتقاد کند و راه حل آنرا هم برایش نشان دهد یعنی به یک تعبیر بخاطر منافع ملی کشور یکنوع همکار حزب حاکم باشد؛ ولی در کشور ما اپوزیسیون بحیث مخالف و دشمن حزب حاکم تعبیر و تفسیر شده و میشود.
اگر در  کشوربالای حزب حاکم این انتقاد وارد می شود که اجندای روشنی ندارد، تا بحال همانهایی که خود را اپوزیسیون میدانند و برای سقوط دولت لحظه شمای میکنند تا اینها بقدرت برسند، نیز کدام اجندای روشنی ندارند حتی که کاندیدای واحدی در انتخابات ریاست جمهوری نداشتند واگر قسماٌ داشتند او هم کدام اجندای روشن و بهتر تری نسبت به اجراآت و سیاست های دولت نتوانست ارا کند، ورنه باید رای می گرفت.
ما نمیگوییم که شاید پروسۀ انتخابات صد در صد شفاف  بود؛ ولی متأسفانه ناکامان اصلی هم خود را با استفاده از بهانۀ تقلب در انتخابات کامیاب جلوه میدهند.
ای کاش ما در کشور اپوزیسیونی میداشتیم که تعریف یک اپوزیسیون سیاسی بر آن صادق میآمد، و میتوانست درمداوای درد های ملت نقش مثبتی ایفا کند و آرزویش تنها کسب امتیازات سیاسی در دولت نمیبو
روزنامۀ هشت صبح- کابل

چهره‌های پر ادعای پارلمان کجا‌اند؟‌

برای دومین روز پیاپی حضور سنگین نیروهای امنیتی در اطراف ساختمان شورای ملی به چشم می‌خورد. وزارت دولت در امور پارلمانی و گروه اصلاح‌طلبان شام روز شنبه فتح پارلمان را جشن گرفتند. اما منابع موثق در ارگ می‌گویند که حکومت به آنچه که پلان‌گذاری کرده بود دست نیافت. ظاهرا هدف  حکومت از لشکرکشی به اطراف پارلمان زمینه‌سازی برای برخوردهای فزیکی و در نهایت بسته  نمودن دروازه‌ی پارلمان بوده است
این رویداد اکنون شکاف‌های بزرگی را در لایه‌های مختلف حکومت ایجاد کرده است. گفته می‌شود که به‌زودی معاون دوم ریاست جمهوری با برخی از والیان و اعضای کابینه نسبت به اقدام اخیر حکومت موضع‌گیری خواهند کرد.
هرچند تلاش‌هایی برای رسیدن به یک راه‌حل منطقی  جهت عبور از فضای موجود شروع شده است. اما معلوم نیست که این تلاش‌ها با چه نتایجی همراه خواهد بود. گفته می‌شود که گروه ایتلاف حمایت ازقانون در دیدار با رییس مجلس نمایندگان خواستار ممانعت از ورود نه تن از چهره‌های جدید و خارج شدن نیروهای امنیتی از اطراف پارلمان شده است. نمایندگان ایتلاف  حمایت از قانون در تلاش‌اند تا با بحث در درون تالار به یک راه‌حل جمعی توسط  نمایندگان دست یابند.
در این میان آنچه جالب به نظر می‌رسد، غیبت چهره‌های پرادعا در مجلس نمایندگان می‌باشد. آقایان قانونی و سیاف که 40 روز پارلمان را در مواجهه قرار داده و به گروگان گرفته بودند اکنون آرام جدال موجود را تماشا می‌کنند. میرویس یاسینی هنوز در رویای ریاست پارلمان است.  گفته می‌شود وی اخیرا 62 کاندیدای برنده از سوی محکمه خاص را به خانه‌ی خود دعوت کرده و با آنها در رابطه به تغییر ریاست پارلمان به رایزنی پرداخته است. محمد محقق با سیاست دوگانه تلاش کرده است تا از هردو طرف سود ببرد. وی از یک‌سو در جمع ایتلاف حمایت از قانون به سخنرانی می‌پردازد و از سوی دیگر با سکوت در برابر اقدامات حکومت عملا از سیاست‌های آن حمایت می‌کند

آرمان ملی- کابل
چند هفته پيش دو تن ازاتباع كشور آلمان درولايت پروان به گونه اسرار آميزي سر به نيست شدند. هرچند اين دو تن از رفتن شان به محل، به مقامات امنيتي نه در كابل ونه در ولايت پروان به كسي اطلاعي نداده بودند ولي نفس مفقود شدن آنها موضوعي است كه به بد تر شدن اوضاع امنيتي در اين ولايت اشارت دارد. ربوده شدن دو آلماني و بعد بردن آنها به مناطقي در غوربند و كشته شدن آنها به دست افراد نا معلوم كه به قول والي پروان كوچي بوده اند، يك زنگ خطر جدي تلقي شود. ولايت پروان از ولايت هاى بسيار امن كشور بود كه در اين اواخر نشانه هاي خطر ناكي از بد امني در آن به مشاهده ميرسد. حمله به دفتر والي آن ولايت گواه روشني بر اين ادعا است و افزون بر آن برخي از مناطق در اين ولايت با ظهور جنگجويان طالب در شرف بيرون از شدن کنترول دولت مركزي مي باشد. اين در حاليست كه تا هنوز هيچگونه اقدامي در راستاي برچيدن بساط بقاياي طالبان كه درحال افزايش اند از سوي نهاد هاي امنيتي كشور گرفته نشده است. در حال حاضر ولسوالي هاي كوه صافي و غوربند در اين ولايت در معرض خطر جدي قرار دارد كه مي تواند براي دولت مركزي بسيار هشدار دهنده باشد. هرچند برخي گزارش هايي در دست است كه برخي از نقاط در حوالي مركز پروان نيز دستخوش تحولاتي است كه مي تواند نشانه اي از بد تر شدن اوضاع در اين مناطق باشد...



كيهان- تهران

«وقت آن است كه...» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد:
هرچند نظام سلطه به سركردگي آمريكا و چند كشور اروپايي «اسلام ستيزي» را به عنوان يكي از راهبردهاي اصلي در دستور كار خود قرار داده‌اند؛ اما حتي در همين كشورها با وقوع بحران مالي و اقتصادي اخير در غرب، بسياري از كارشناسان و پژوهشگران به اين مسئله اعتراف دارند كه راه برون رفت از بن بست اقتصاد سرمايه داري و بانكداري ربوي، عمل به آموزه‌هاي شريعت اسلامي در حوزه اقتصاد و بانكداري است. 

خراسان

« نماد مقاومت در مقابل طاغوت» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم محمدعلي ندايي است كه در آن مي‌خوانيد:
در حالي که با سياست سرکوب خونين شاه در اواخر بهار و اوايل تابستان ۵۷، تصور مي‌شد از شدت اعتراضات مردمي و فعاليت‌هاي مخالفان رژيم طاغوتي کاسته شده است، با آغاز ماه رمضان حرکت ملت ايران، چهره تازه‌اي يافت و عمق بيش تري به خود گرفت. 


روزنامه جمهوري اسلامي
مدير كل آژانس در گزارش خود بدون ارائه مداركي مدعي شده كه برخي از كشورهاي عضو شوراي حكام شواهدي ارائه كرده‌اند كه دال بر فعاليت هسته‌اي ايران در مسير نظامي است. اين ادعاي بي‌پايه و اساس، همان رگه اتهامي است كه در گزارشهاي قبلي آژانس از زبان البرادعي در گزارشهاي مدير كل تحت عنوان "مطالعات ادعايي" گنجانده شده بود ولي اكنون با فشار غربي‌ها به آمانو، اين ادعاها تحت عنوان "منابع معتبر، مفصل و جامع" از آن نام برده مي‌شود و همچنان هيچ اطلاعات و مداركي هم از آن ارائه نمي‌شود.

رسالت
«پاسخ به عطش معنويت در دانشگاه» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:
84
سال پيش وقتي برتراند راسل فيلسوف و رياضيدان مشهور انگليسي کتاب مشهور «‏«Why I Am Not A Christian‏ چرا من يک مسيحي نيستم؛ را به رشته تحرير در آورد و دلايل الحاد خود را تشريح کرد با توجه به روحيه منطقي وي اگر پاسخ صحيحي براي شبهه تسلسل خود در قالب يک ديالوگ فلسفي مي‌يافت هيچ وقت نمي‌گفت: «در جواني به خدا اعتقاد داشتم و بهترين برهان را برهان عليت مي‌دانستم... ولي بعدا از اين عقيده به کل برگشتم زيرا فکر کردم اگر هر چيز بايد علت و آفريننده‌اي داشته باشد پس خدا نيز بايد علت و آفريدگاري داشته باشد.» ‏

البته اين شبهه امروزه با برهان وجوب و امكان و امتناع تسلسل به بهترين شکل پاسخ داده شده است برتراند راسل اما ملحد از اين دنيا رفت. 

قدس
«آمريکا، نگران سرمايه‌هاي ازدست رفته» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن مي‌خوانيد:
سخنگوي وزارت امور خارجه آمريکا از تنشهاي ديپلماتيک بين متحدانش، ترکيه و اسرائيل، ابراز نگراني کرده و از آنها خواست منازعاتشان را درباره عمليات کماندوهاي اسرائيلي حل و فصل کنند؛ موضوعي که پس از حمله به کشتي مرمره بر واقع بيني سران حزب عدالت و توسعه بيش از پيش افزود و آنها را به موضعگيري صريح در مورد رژيم صهيونيستي وادار کرد. 


سياست روز
بارها به نقل از دولت اخباري مرتبط با نشستهاي تخصصي و کارشناسي دولتمردان با نخبگان دانشگاه و حوزوي منتشر شده است. حال چرا با گذشت بيش از ۶ سال از عمر دولت‌هاي آقاي احمدي‌نژاد رهبري همچنان توصيه راهبردي به ضرورت نشست هيات دولت با نخبگان حوزوي و دانشگاه براي شنيدن پيشنهادات و انتقادات آنان را دارند جاي سوال جدي است چرا که يا اين نشستها بيشتر جنبه تشريفاتي داشته است و يااينکه افراد دعوت شده ازجامعيتي برخوردار نبودند و مدعوين صرفا از يک طيف خاص و فرضا طرفدار دولت بوده‌اند. و در اين جلسات فقط تعريف و تمجيد از دولت کرده و احسنت و بارک‌الله گفته‌اند و برخاسته‌اند و يا اينکه در همان جلسات محدود هم گوش شنوايي براي شنيدن پيشنهادها و انتقادات نخبگان وجود نداشته است. 

آفرينش
«ترکيه - ناتو- ايران» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد:
سير تحولات منطقه و قيام‌هاي مردمي به فرصتي مبدل شد تا کشورهاي مختلف با توجه به معيارها و امکانات خود از آن برداشت کنند و به ترفيع جايگاه خود در ميان ديگر کشورها مبادرت ورزند. 

در اين ميان ترکيه به عنوان عضوي از ناتو ازجمله کشورهايي بود که همچون هميشه براساس نظرات سياست گذاران خارجي خود رويکردي فعال و تاثير گذار با توجه به مقتضيات زماني اتخاذ کرد. 

حمايت

«رسانه و امنيت‌رواني» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد:
با عنايت به قدرت شگرف رسانه كه امروزه در جهان دارد دركشورما نهاد«رسانه» به عنوان ركن چهارم جامعه تلقي شده و به همراه نهادهاي اجتماعي ديگري مانند خانواده، ازجمله نهادهاي غيرحاكميتي هستند كه در كنار سه ركن اصلي و حاكميتي، در ايجاد امنيت اجتماعي نقشي مهم دارند و بايد ‌همواره در خدمت ارتقاي فرهنگ و افزايش دانش اجتماعي و رشد امنيت اجتماعي باشند. 


مردم سالاري

«رقابتي که رقابت نيست» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم محمدحسين روانبخش است كه در آن مي‌خوانيد:
هميشه چند ماه مانده به انتخابات، فعاليت و رايزني و جنب وجوش در ميان گروه‌ها و دسته جات و طيف‌هاي مختلف سياسي شدت مي‌گيرد و رفتارها و گفتارها تحت تاثير انتخابات پيش رو شکل ديگري به خود مي‌گيرد. اين روزها هم 5 ماه مانده به انتخابات مجلس، همين داستان قديمي در حال تکرار است. 

تهران امروز

«آمريكا و طرح‌هاي از پيش شكست‌خورده» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسام‌الدين كاوه است كه در آن مي‌خوانيد:
؛چندي پيش نگارنده همين قلم، آورده بود كه گروهك پژاك فرزند نارس و ناقص آمريكاست. اكنون روزنامه آمريكايي «وال استريت ژورنال» به صراحت مي‌نويسد: «آمريكا به دلايل امنيتي و ديپلماتيك يك رشته عمليات مخفي در عراق عليه ايران ترتيب داده است.» اين اعتراض ضمني است به اينكه آمريكا از گروهك پژاك براي ايجاد حملات ايذايي در ايران استفاده كرده و مي‌كند. 

شرق
«از ارس تا تنگه گرژال» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم پروفسور پرويز كردواني است كه در آن مي‌خوانيد:
چندي است كه موضوع خشك شدن آب درياچه اروميه به داغ‌ترين بحث رسانه‌ها بدل شده، دريغ از اينكه اين مساله، خاص اين برهه زماني نيست بلكه از 14 سال گذشته آغاز شده و امروز به دليل عدم چاره‌انديشي به موقع، بدل به بحراني ملي شده است. در حالي كه به باور بنده هنوز دير نيست و مي‌توان از اين تهديد فرصت ساخت. طبعا در اين مجال بازگويي اهميت از ميان رفته اين درياچه به مثابه يك اكوسيستم آبي كه در دل خود 102 اكوسيستم خاكي جا داده بود و از حيث پزشكي نيز با دارا بودن لجن كم‌نظير هوموس اهميت اقتصادي نيز براي اين جغرافيا داشته و... چيزي به يافته‌هاي پيشين‌ ما نمي‌افزايد.