-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

ماجرای قتل سفیر امریکا در کابل - 1358

سی ویک سال قبل درزمان حکمروایی تره کی- امین،  ادولف دابز سفیرامریکا درکابل به طور مرموزی کشته شد. این راز تا به امروزمکتوم مانده بود که درپس قتل دابز چه کسانی قرار داشتند؟ اما درسال های اخیر، اسنادی ازآرشیف کا، جی، بی برون آمده است که این ماجرا را روشن می کند. کتاب واسیلی متروخین تحت نام « کا، جی، بی» درافغانستان به وسیلۀ دکترحمید«سیماب» به دری برگردان شده است.
این هم بریده یی ازکتاب دربارۀ «قتل سفیرامریکا»
«... کی جی بی از تقرر دابز به حیث سفیر امریکا در افغانستان نگران بود. حینی که دابز پیشتر از آن سمت سکرتر اول سفارت امریکا در ماسکو را داشت، کی جی بی او را زیر مراقبت شدید قرار داده بود. از نظر کی جی بی، دابز با منطقه و فعل و انفعالات سیاسی آن از نزدیک آشنا بود و با سی آی ای پیوند هایی داشت و مورد اعتماد آن بود، بنا برآن انتصاب وی به حیث سفیر به افغانستان به مثابۀ جزئی از تلاش های ایالات متحدۀ امریکا برای اثر گذاری بر حکومت جدید افغانستان جهت مانع شدن از  نزدیکی بیش از حد آن با اتحاد شوروی تلقی می شد.
 دابز در تقویۀ موقف و نفوذ امریکا در شرق میانه و منطقۀ خلیج فارس نقش داشت و از جملۀ کسانی بود که برای تحقق مفکورۀ مثلث افغانستان – پاکستان – ایران فعالانه تلاش می کردند. به روز 3 اگست 1978 اوسادچی نمایندۀ مقیم کی جی بی تلگرامی در مورد دابز دریافت داشت که در آن اضافه بر آنچه ذکر گردید چنین اظهار نگرانی شده بود: «منتفی نمی توان دانست که دابز در تماس هایی که با رهبری افغانستان خواهد داشت درک "عمیق" و آگاهی خود در مورد وضعیت در اتحاد شوروی و سیاست خارجی آن را به کار خواهد گرفت. به عقیدۀ ما این یکی از خطرناک ترین جنبه های فعالیت هایش است.» اقامتگاه ( مرکزکا،جی، بی درکابل) پاسخی با همین روحیه به دفتر مرکزی کی جی بی نوشت و اظهار داشت که سفارت امریکا در کابل تحت ادارۀ دابز فعالانه مشغول تبلیغ و نشر پروپاگند میان مردم و روشنفکران افغانی است و کوشش می کند این باور را به آن ها بدهد که اتحاد شوروی کشور شان را اشغال نموده تا به مثابۀ تختۀ خیزی برای گسترش نفوذ آن به هند، پاکستان و آسیای جنوب شرقی از آن استفاده نماید.

پرده های اسراری که حادثۀ مرگ دابز را پیچانیده اند هنوز هم برداشته نشده اند. آنچه درین مورد برای ما آشکار است چنین است:                                                                                 
به روز 14 فبروری 1979 اشخاص ناشناسی دابز را از روی جاده ربوده و او را به هوتل کابل بردند. دهشت افگنان تقاضا داشتند تا بحرالدین باحث و مولینا فیضانی ( فیضانی ستمی نبود و بانی مدرسه روحانیت وتوحید بود) مربوط به گروه ستم ملی در برابر رهایی سفیر امریکا از زندان رها ساخته شوند (باحث و فیضانی هردو بلافاصله پس از کودتای ثور اعدام شده بودند). امین به مشورۀ کی جی بی به یک گروه هجومی امر کرد تا به اتاقی در هوتل کابل که سفیر در آنجا نگهداری می شد، یورش برند و تروریستان را نابود سازند. دستۀ هجومی که واسکت های محافظتی روسی به تن و کلاشنیکوف به دست داشتند اتاقی را که دهشت افگنان و گروگان شان در آن قرار داشتند زیر رگبار گلوله گرفتند. حد اقل دو مرمی بر دابز اصابت نمود و او را زخم مرگبار زد که به اثر آن جان داد. از تروریستان دو تن کشته، یکی دستگیر و یکی هم مؤفق به فرار شد. بعداً واضح گردید که چهار تروریست فقط سه تفنگچه به دست داشتند.                                                                                                                 

بختورین (نام مستعار «ولگین») دستیار امنیتی سفیر و سکرتر اول سفارت شوروی، کوتیپوف (نام مستعار «کرابز») سکرتر دوم سفارت، و کلوشنیکوف مشاور جلوگیری از جنایات وزارت امور داخلۀ افغانستان در زمان یورش در هوتل حاضر بودند. آن ها در جریان عملیات پیشنهاد کرده بودند تا دفع الوقت صورت گیرد، اظهاراتی به خبرنگاران صورت نگیرد، مذاکراتی با تروریستان راه نیفتد بلکه از بین برده شوند و اشخاص کنجکاو از هوتل دور نگهداشته شوند. آن ها به امریکاییانی که به هوتل آمده بودند اجازه ندادند تا پوچک های مرمی را با خود ببرند. در برابر احتمال این که اتاق هوتل مورد معاینۀ کارشناسان امریکایی قرار گیرد، ماشینداری شبیه به کلاشنیکوف ولی از منشأ نامعلوم در اتاق جا گذاشته شد و به نام سلاح بدست آمده از نزد تروریستان ثبت دفتر گردید.                                                                                                       

فردای آنروز اوسادچی و یولی به هدایت دفتر مرکزی کی جی بی به دیدار امین رفتند تا در مورد این که موقع را چگونه به امریکایی ها توجیه کنند صحبت نمایند. توافق بر آن شد تا مراتب تعزیت و غمشریکی با امریکاییان ابراز گردد، پرچم کشور بالای ساختمان های دولتی نیمه افراشته گردد و عکس آن چهار دهشت افگن در روزنامه ها به چاپ رسد. جهت عقیم ساختن درخواست امریکایی ها برای استنطاق از تروریست دستگیر شده و تعقیب و جستجوی تروریستی که مؤفق به فرار شده بود، تصمیم گرفته شد تا تروریست دستگیر شده یکجا با یکتن زندانی دیگر بنام تروریست چهارمی اعدام گردند و داستان کشته شدن هر چهار اختطاف کننده در جریان یورش بر هوتل به خورد روزنامه ها داده شود. هر دو محکوم شب همان روز اعدام گردیدند. قرار شد تا اگر امریکایی در مورد دست داشتن مشاورین شوروی در عملیات دستگیری تروریستان توضیح بخواهند امین، سروری و سیدداوود ترون بگویند که جانب افغانی تصمیم گرفت تا مستقلانه و بدون استشاره دست به اقدام قاطع زده  و به حساب تروریستان برسند و هیچ مشاور شوروی در صحنه حاضر نبوده است. و اما، به مجرد این که کی جی بی خود را از شر امین خلاص کرد خدمات کژ آگاه سازی داستان جدیدی از ماجرای مرگ سفیر کبیر دابز را در مطبوعات خارجی به شرح ذیل کاشتند:    

«هنگام تحقیق در جنایات حفیظ الله امین، این ایجنت سی آی ای، کاشف به عمل آمد که چهار نفر "دهشت افگن" مذکور اعضای یک سازمان شیعی اسلامی بودند که عکس العمل خود را در برابر سرکوب ناحق و کتلوی شیعیان توسط امین ابراز می کردند. امین با نابود سازی مسلمانان بمثابۀ یک ایجنت امپریالیزم عمل می کرد؛ بنابر آن تروریستان دست از جان شسته به اقدامات افراطی دست زدند تا امریکاییان را به اذعان و تصدیق این امر وادارند. نقشۀ آن ها چنان بود که سفیر امریکا را اختطاف نموده و با تهدید بمرگ وادار سازند تا پرده از راز بردارد و به پیوند نهانی میان سفارت امریکا در کابل و حفیظ الله امین اقرار نماید. حینی که دابز در هوتل کابل اسیر دست تروریستان بود امین فرمان یورش بی لزوم و غیر ضروری را صادر کرد و امر نمود تا هیچ گونه گذشت و مدارا در کار نباشد. هنگام تیراندازی سفیر کبیر دابز جراحت مرگبار برداشت، یک دهشت افگن کشته، دیگری زخمی و دو دیگر زندانی و فردای آن روز به امر امین بدست ترون نابود ساخته شدند. ترون نیز خود در شرایط ابهام آمیزی بروز 14 سپتمبر 1979 کشته شد.        

گروه تروریست ها که اعضای یک سازمان اسلامی بودند قصد داشتند تا با اختطاف سفیر امریکا دابز او را مجبور سازند در مورد همکاری امین با امریکایی ها صحبت نموده و امین را منحیث یک جاسوس سی آی ای رسوا سازد. امین به اقداماتی دست زد تا با نابود سازی همه اعضای گروه مذکور خود را از رسوایی نجات دهد. برخورد ادارۀ کارتر درین مورد تکان دهنده بود. آنها باکی نداشتند بخاطر مخفی نگهداشتن ارتباط امین با سی آی ای جان سفیر خود را قربان نمایند.»