-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ مهر ۲۹, جمعه

قذافی ازسالیان پیش عاشق دلسوختۀ کاندولیزا رایس بود



قذافی عاشق کاندولیزایس بود. خبرگزاری فرانسه نوشت: کاندولیزا رایس وزیرخارجه پیشین امریکا، در خاطراتی که به مناسبت مرگ قذافی منتشر کرده است، از علاقه شدید و عجیب قذافی نسبت به خودش خبرداده است.

کاندولیزا رایس در کتابش با عنوان " هیچ شرف بزرگتری نیست " که در به زودی به چاپ می رسد از استقبال ویژه ای که سرهنگ در محل اقامتش برای رایس ترتیب داده بود، صحبت کرده است.

رایس در این کتاب نوشته است که: " قذافی به شدت نسبت به من ابراز علاقه کرده و از میهمانانش پرسید که چرا به دیدار این شاهزاده آفریقایی نمی روید؟"

وی افزود که قبل از دیدارم با وی به من هشدار دادند که رفتار عجیب رهبر انقلاب لیبی ممکن است به من آسیب بزند اما اتفاقی افتاد که ترس من به سرعت از بین رفت.

وی می نویسد: " ناگهان قذافی از سخن باز ایستاد و به جلو و عقب خود نگاه می کرد. سپس با صدایی بلند گفت : به بوش بگویید که از سخن درباره دو کشور مستقل اسرائیل و فلسطین دست بردارد. تنها باید یک کشور تشکیل شود و نام آن اسراطین باشد."

وی افزود: " او از آنچه در ادامه به او گفتم خوشش نیامد و ناگهان دو مترجم را بیرون کرد. با خودم گفتم که وضع به خوبی پیش نمی رود. او قذافی است! بعد از آن مرا در آشپزخانه مخصوصش به شام دعوت کرده و آلبومی که حاوی عکس هایش با رهبران جهان بود را نشانم داد. در همان لحظات بود که آهنگی با نام " گل سیاهی در کاخ سفید" با صدای یک ترانه سرای لیبی که مخصوص من ساخته شده بود، پخش می شد."

کاندولیزا رایس در خاطراتش در حالی که می خواهد به خوانندگانش اطمینان خاطر دهد می گوید: " این موضوع عجیبی است اما بد نیست."

شایان ذکر است که در آن دوره آمریکا به طرابلس کمک کرد که به جامعه بین الملل بازگردد زیرا لیبی پذیرفته بود که سلاح های کشتار جمعی اش را از بین ببرد.

رایس همچنین می نویسد: " وقتی که از این دیدار بازمی گشتم به این فکر می کردم که قذافی تا چه حد در عالم خاص خود زندگی می کند ". " از خود می پرسیدم آیا او دقیقا می داند که اطرافش چه می گذرد و از این که سلاح های کشتار جمعی را از او گرفتیم خوشحال بودم".

وی ادامه می دهد: " او مطمئنا در پناهگاه مستحکمش در استفاده از این سلاح ها تردیدی به خود راه نمی داد ".