-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

پیام امریکا به کابل؛ تمرکز دوباره به طالبان


عنوان این تحلیل درواقع هدف سفر بانو کلنتن را کابل را بازگو می کند. حالا رقابت برسراین که کدام یک ازبازیگران بین المللی ومنطقه یی، گروه طالبان را دراختیارخود داشته باشد، بالا گرفته است. ابزار طالبان با اسلحۀ انتحاری مجهز است تا کنون به طورانحصاری دردست پاکستان قرارداشته واین موضوعی است که آه وحسرت به دل واشنگتن ومقامات ایرانی نشانده است. امریکا تشخیص داده است که بدون استرداد طالبان از دست پاکستان، هزینۀ مأموریت جهانی بسیار بالا خواهد رفت. به این ترتیب، سیاست دولت افغانستان در برابر طالبان با سفر شب گذشته هیلاری کلنتن سراز نو تعریف می شود. امریکا خواستار ادامه تماس مستقیم با طالبان است نه با پاکستان. این همان چیزی است که پاکستان خطرآن را احساس کرده است. پیام جدید واشنگتن گروه های مجاهدین را نیز درموقعیت مأیوس کننده یی قرار می دهد. تاکید بیشتر روی خواست واشنگتن، ممکن است حکومت کرزی را به دو یا چند دسته تقسیم کند. تشدید تنش بین افغانستان وپاکستان پس از ترور استاد ربانی، ظاهرقضیه است. واقعیت جریان این است که این وضع ثمرۀ جنگ پنهان پاکستان با امریکا برسر طالبان است.  برگ برندۀ پاکستان طالبان است واز دست دادن این برگه، برای مقامات آن کشورکابوس سیاه است.
روی گردانی حکومت کرزی از طالبان وترجیح رویکرد با پاکستان، به معنای برنده شدن اسلام آباد بود؛ اما مقامات امریکایی نمی گذارند که لذت این پیروزی کام پاکستان را شیرین کند. امریکا در صدد کشیدن طالبان از چنگ پاکستان است. تصوراین که پاکستان بدون طالبان دربرابرافغانستان خلع سلاح خواهد شد، برای مقامات واشنگتن اهمیت حیاتی دارد. این چیزی است که درافغانستان یک رؤیای دست نیافتنی تلقی می شود.
فکرمی شود که امریکا درصدد عملی کردن همین امرناممکن است. طالبان باید ازحیطه ونفوذ پاکستان خارج ساخته شود. برخی ها نتیجه می گیرند که دررفتن طالبان ازچنگ پاکستان به معنای آن است که آفتاب ازمغرب طلوع کند. این نتیجه گیری هم با توجه به تجارب سی سال جنگ بسیار با اهمیت است. نباید اوضاع جدید را دست کم شمرد و یا رویداد های سالیان پسین را با دیدگاه های گذشته ارزیابی کرد. درین احوال، باید متوجه نیازها وتغییراتی بود که در سیاست بین المللی و درمیدان رقابت ها رونما شده است. طالبان یک نیروی قوی، ارزان وبا روحیه است که درجنگ های فرسایشی واستراتیژیک درمنطقه خیلی هم کارساز است. امریکا هرگزمایل نیست این نیروی مؤثراستراتیژیک را به نفع پاکستان از دست بدهد وحضور خودش را درمنطقه با خطر مواجه کند. تا سال 2014 و خروج ارتش های بین المللی ازافغانستان باید شرایطی فراهم شود که حضورغرب وامریکا با بومی سازی قدرت درافغانستان بدون مزاحمت ادامه یابد. پاکستان درآزمایش سختی قرارگرفته وبین جنگ داخلی و انصراف ازتروریست پروری علیه افغانستان باید یکی را انتخاب کند.
درین میان حکومت کابل نیز ناگزیر است فیصله های اخیرخود در مورد دست رد زدن به طالبان را پس بگیرد و نقشه راهی را که امریکا ترسیم کرده روی میز بگذارد. درغیرآن، نزدیکی درسطح حکومت ها میان کابل واسلام آباد، واقعیت جنگ وبحران را تغییر داده نخواهد توانست. درسفر هیلاری کلنتن، یک نکته دیگر هم مشخص است وآن این که رابطه میان کابل وتهران لزوماً شفاف ومبتنی به منافع افغانستاان وامریکا باشد. ازیک هفته به این سوکه امریکا جاسوان قدس سپاه پاسداران- گردان های برون مرزی ایران- را به ترورسفیرعربستان سعودی درواشنگتن وانفجار سفارت سعودی متهم کرده، انتظار می رود اتفاقات مهمی درهفته های آینده روی بدهد. اکنون مستندات پرونده مشارکت ایران درترور سفیرسعودی به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شده است واحتمال یک فیصلۀ جدید جهانی علیه مقامات ایرانی قوی است. سران حکومت کابل، قادرنخواهند بود که ازفیصله های شورای امنیت به هدف انزوا ومجازات ایران سرپیچی کنند؛ این همان چیزی است که می توان ازآن به عنوان رخ دیگر مأموریت هیلاری کلنتن به منطقه به خصوص کابل یاد آوری کرد.