-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

نکاتی دربارۀ مجریان شبکه های تلویزیونی درکابل


حاشیه یی بر«برنامه های سیاسی»

درسال های پسین، مجریان جوان و رو به کمال، درشبکه های تلویزیون های خصوصی درکابل ظهور کرده اند که درتاریخ روزنامه نگاری درافغانستان بی مثال اند.
این ها سیاسیون مجرب ومربیان مسئول فردای کشور خواهند بود. ویژه گی این روزنامه نگاران، صرفاً داشتن افکار تازه و تا حد زیادی به دور از بیماری ها دورۀ انقطاب وستیزه گری نیست، بل، این مجموعه، کوله باردرد های چند نسل تباه شدۀ حاصل از طولانی ترین جنگ قرن وبیست وبیست ویک را دریک کشور نا به سامان وبه هم ریخته بردوش می کشند.
اما این قافله سالاران پرتلاش عرصۀ اطلاع رسانی درجریان بحث وکندوکاوی قضایا، درمواجهه با ارباب سیاست وتحلیل گران، بالطبع با مشکلاتی هم دست وپنجه نرم می کنند. چنین لغزش ها البته اجتناب ناپذیراند. به گونۀ مثال، با نوعی سردرگمی وتمرکززدایی ذهنی درگیرمی شوند که علت آن، فوران سریع حوادث وجمع بندی ریخت وپاش مواردی است که دراثرسرعت رویداد ها به وجود می آیند.
من درجایگاه یک مخاطب احساس می کنم برخی مسایل را به مجریان ارجمند برنامه های« سیاسی» تلویزیونی یاد آورشوم.
درمناظره ها معمولاً گسترۀ صحبت ها بی اختیارپهن وپهنتر می شود. «مهمانان» اغلب مواقع مشتاق برون افکنی افکارو دریافت هایی اند که قبل از حضور عقب میز مباحثه، درذهن خویش «پخته» می کنند. قید زمان و ابتکار نظم بخشی عناصر مورد مباحثه دردست مجری است. این کار سختی است. اما قیچی بری منصفانه، ازمجری برنامه، ظرافت، قدرت خود داری وزاویه زنی های گذرنده اما منطقی را می طلبد؛ مشروط برین که با پیشدستی های نا به هنگام و تخلیط فرآورده های ذهنی شخصی وقرض گیری گفتارهای قبلاً مصرف شده، «فضای» مناظره را اخلال نکند.
مجری درعین حال چند کار را برعهده دارد:
یک: تنظیم موضوع واحرازسکوی مسلط برای خودش
دو: مقابله روانی با کش وگیرهای متغییر وبعضاً ناراحت کنندۀ عقب صحنه
سه: کنارآمدن با پالیسی عمومی
چهار: مدیریت مهمانان، مدیریت خود، مدیریت بیننده ها
پنج: تلاش برای ارایۀ بهترین محصول
افزون براین، وزن ومرتبۀ فکری و موقعیت رسمی مهمانان، وجایب مجری برنامه را حساس ترمی کند. حفظ توازن شرط عمده است و نگه داشتن جاذبۀ مناظره، علی الاصول تنها با تکیه به کلیات شنیده شدۀ مسایل، محقق نمی شود. هرچند سرعت زمان وغافلگیری حوادث، آدم را به اضطراب می اندازد، مجری، قبل ازآمدن روی صحنه، روی ریشه های یک بحران ( موردبحث) با خود کار کند.
هرمجری قبل ازظاهرشدن درمحضرمهمانان ( مثلاً یک ترکیب چهارنفری) درارزیابی هریک نیاز دارد حد اقل دررابطه به نکات زیر، به نتایجی برسد:
یک: ازنظرتجربه، موقعیت اجتماعی ومیزان تخصص
دو: جایگاه رسمی و یا غیررسمی
سه: اطلاعات آنان ازجریان های عقب صحنه
چهار: قدرت ونوعیت تحلیل
پنج: تأمین رابطه شخصی برای مشورت گیری
تجارب روزمرۀ مجریان ایجاب می کند که جهت پرهیز از پراکنده گویی وازیک شاخه به شاخۀ دیگر پریدن، ابتداء درک خود را از چندوچون موضوع مورد بحث، کامل کنند وآنگاه وارد صحنه شوند. مجریانی که طول پرسش های شان نسبت به جواب طرف مقابل بیشتر است، هم خود را ملول می کنند، هم بیننده را وهم فرصتی برای جوابدهی مهمان محدود می شود.
گاهی اوقات مجریان احساس می کنند که درحاشیه کشی طرف و «بند انداختن» مخاطب لازم است با طرح سوالات به اصطلاح « پینگ پانگی» آن ها را درمضیقه قراردهند. این یک اشتباه حرفه یی واخلاقی است. مجری باید طرف مقابل را ازهرمنظر، درک کرده ومحترم بشمارد. چه بسا اتفاق می افتد که «مهمان»، مخزن اسرار، منبع اطلاعات جالب وحامل نکات فوق العاده با اهمیت باشد که دراثر گلاویزی شتاب زدۀ مجری، خود را کنار می کشد وبه اصطلاح «آبروی خود را می خرد.»
مجریان عزیزنیاز وقتی احساس می کنند که یکی از مهمانان، صاحب اطلاعات جالب وهیجان انگیزی است، باید به طورحساب شده به وی موقع دهند تا گوینده، خودش را «تخلیۀ اطلاعاتی» کند. البته رئوس مسایل ونکات پنهان را از زیرزبانش برون دهد نه آن که به وراجی غیرضروری خود ادامه دهد. به جای «بندش» گفتارمهمان، باید فرصت فراهم شود تا ازیک سو، یک گوشۀ ناگفتۀ قضیه افشا شود واز سوی دیگر، رشتۀ حساس فکری بیننده دربرابر حرف های مهمان، ازهم گسیخته نشود.