-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه

کنفرانس بن وسبوتاژ کشور های همسایه

اکرام صدیقی- ویسا
بن دوم از یک لحاظ تداعی گر بن اول است شاید بیشتر به این دلیل که بن اول سرآغاز باهمی سیاسی وتفاهم بر سریک نظام دموکراتیک بوده است. در بن اول تهداب یک نظام مردمی ومشارکتی گذاشته شده اما چیز هایی در آن فراموش شده بود، شاید به فراموشی گرفته شده بود بگوییم بهتر شود. به طور مثال
نظام طالبان توسط قهر و غضب کشور های عضو ائتلاف درهم ریخته بود اما همین نظام فروریخته ، دارای ایدئولوژی ونفوذی بود که بطور حتم جنجال هایی را برای جامعه جهانی ونظام بر سر اقتدار در افغانستان به وجود می آورد. در حقیقت فراموشی همین واقعیت ملموس ، زلزله های بعدی را به وجود آورد که امروزه گروه طالبان به یک معمای لاینحل تبدیل شده است. از دیگر سو بن اول شاید شبیه جرگه های قومی در افغانستان ترکیبی از قدیم وجدید با نماینده گی از جناح های مختلف بود در حالیکه در بن دوم قضیه کمی فرق پیدا می کند.

بن دوم تعریف تازه ای از یک دور سیاسی مغلق در افغانستان است. کشورهای اشتراک کننده در کنفرانس بن دوم ، هرکدام با تفکر وعلایق خاص خودشان در این کنفرانس خواهند آمد؛ علایقی که می تواند بعضا جزئی از مشکلات حل ناشده افغانستان تعریف شود. به گونه مثال پاکستان یکی از کشورهایی است که قاعدتا در این کنفرانس باید شرکت کند گرچند که در این روزها گفته شده  که این کشور روی مساله اشتراک یا عدم اشتراک غور می کند. لکن از همین اکنون معلوم است که پاکستان نمی تواند برای ابراز خواسته های خودش ، استیچ بن را از دست بدهد.
 شاید یکی از موارد تردید این کشور برای اشتراک در بن حداقل طی همین روزها طوری که وانمود می شود مساله امتیاز گیری های بیشتر و به نحوی تحت فشار گذاشتن افکار عمومی غرب به خاطر حمله قوای هوایی ناتو بر پوسته های نظامی اش باشد. موضوع دیگری که در هر ذهنی متبادر می شود این است که پاکستان از موضوع مرگ سربازانش توسط حمله ناتو می خواهد افغانستان را نیز وادار به تضرع نماید. چون سیاست گزاران این کشور به خوبی می دانند که هر موضوعی به ارتباط امنیت و آینده افغانستان خواه مخواه با مسایلی در درون این کشور گره می خورد. طوری که صحبت از گروه طالبان بطور دقیق ریشه مساله را به پاکستان می کشاند و تاکنون این پاکستان بوده که از موضوع طالبان ومساله تروریزم به قول معروف که دو طرف جوی را چریده است. حال آیا پاکستان به راستی نمی خواهد در بن اشتراک کند؟ گذشت چند روز محدود  این  مساله را واضح خواهد ساخت . این قلم  معتقد است که پاکستان با علاقمندی به بن خواهد رفت زیرا بن دوم نه اساس یک نظام را در افغانستان می سازد بلکه در آن صحبت از دوام یک نظام مردم سالار هست. این مساله برای پاکستان اهمیت خواهد داشت که ببیند چطور می تواند با نظامی در افغانستان بازی اش را دوام بدهد که اینک روابط گسترده ای با جهان دارد وکشور های دونر بطور یقین دوام کمک هایش را با همین نظام قول خواهند داد.
مساله دیگر نحوه اشتراک افغانستان است طوری که گفته شده ریاست این کنفرانس به عهده حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان است واین بدان معنا است که سررشته امور در بن دوم به دست افغان ها است حال آیا خواست کشورهای دارای علایق مختلف در بن دوم برآورده خواهد شد؟ شاید همین پرسش است که یکی از دلایل سبوتاژ این کنفرانس را از سوی کشور های همسایه می سازد. اگر چنانچه ایران وپاکستان که هرکدام به نحوی دست در آتش برافروخته شده افغانستان دارند دراین کنفرانس شرکت نورزند در می یابیم که یک جای کار در بن دوم لنگ خواهد ماند. همسایه ها با عدم اشتراک شان شاید به اهداف از قبل تعیین شده  خویش دست یابند اما افغانستان که این کنفرانس را هدایت ورهبری می کند چه بدست خواهد  آورد؟ مخصوصا که هدف اصلی جرمن ها هم در تدویر ومیزبانی بن دوم خیلی واضح نیست. واصولا چه دلیلی باعث می شود که آلمان ها همواره متصدی کنفرانس های مربوط به افغانستان است. همانگونه که میدانیم تا چند روز پیش آلمان یکی از مخالفین عمده صلح با طالبان بوده اما هم  اکنون از طرفداران سرا پا قرص مصالحه افغانستان با مخالفین است ونمایندگان طالبان برای اشتراک در  کنفرانس در آلمان رسیده اند. پرسش هایی از این قبیل فراروی بن زیاد است اما باید منتظر ماند ودید که چه بازی های دیگری ازنوشروع وبه چه بازی هایی خاتمه داده می شود.