-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

عبور غرب از کرزی در مذاکره با طالبان


گفتاری از محمد ابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در افغانستان و پاکستان برای دیپلماسی ایرانی.

مجموعه وقایعی که در هفته گذشته در افغانستان رخ داده به دو دسته عمده تقسیم می شود. یکی مجموعه فعالیت هایی است که از طرف اپوزیسیون فعال در چارچوب قانون اساسی پیگیری می شود و مورد کم مهری دولت است و دیگری مجموعه وقایعی است که با محوریت جریان افراط  پیگیری می شود.
حدود دو هفته قبل خبری منتشر شد مبنی بر این که جریان افراط دفتری را در دوحه، پایتخت قطر افتتاح کرده که این دفتر مورد حمایت امریکا و آلمان است و طبعا دولت قطر هم از آن حمایت کرده است. این امر مورد اعتراض حاکمیت در کابل قرار گرفت و منجر به احضار سفیر دولت افغانستان از دوحه به کابل شد. بعد از این اتفاق، یکی از اعضای شورای عالی صلح افغانستان که البته در مورد جایگاه قانونی او و شورای عالی صلح ابهاماتی وجود دارد، این مسئله را مطرح کرد که ترجیح ما این بود که این دفتر در ترکیه یا یکی از کشورهای عربی دیگر مانند عربستان افتتاح می شد. اما حال که این دفتر در قطر افتتاح شده ما سعی می کنیم با هم پیمانان خود و کشورهای غربی درباره این موضوع به تفاهم برسیم.
هنوز این مسئله تمام نشده بود که بحث اظهار نظر معاون رئیس جمهور امریکا نسبت به جریان افراط مطرح شد. معاون رئیس جمهور امریکا برای اولین بار با صراحت بر این نکته تاکید کرد که ما مشکل ماهوی با جریان افراط نداریم و می توانیم با آن ها وارد تعامل شویم. این یک اتفاق مهم بود. این اظهار نظر بیانگر نوع جدیدی از سیاست های امریکا و کشورهای غربی نسبت به جریان افراط است.
البته هنوز مجموعه افکار عمومی و رسانه ها در حال کنکاش درباره این موضوعات بودند که بحث آزادی پنج نفر از زندانیان جریان افراط از زندان گوانتانامو مطرح شد. امریکایی ها ضمن انتشار این خبر گفتند که این پنج نفر به دفتر جریان افراط در دوحه تحویل داده خواهند شد. مجددا شخصی که به عنوان سخنگوی شورای عالی صلح مطرح است نسبت به این موضوع اعتراض کرد. البته سعی کرد این اعتراض را در الفاظ دیپلماتیک بگنجاند اما گفت که اگر قرار است این افراد آزاد شوند باید به دولت افغانستان تحویل شوند نه به جریان افراط.
لذا به نظر می رسد اگر همه این اتفاقات را کنار هم بگذاریم، نوعی تغییر در سیاست های امریکا و غرب را نسبت به دولت افغانستان مشاهده خواهیم کرد. به عبارتی می توان گفت مجموعه وقایعی که اتفاق افتاده بیانگر عبور سیاست های جدید امریکایی ها و غربی ها از دولت افغانستان و رئیس دولت افغانستان است که تا کنون محور مذاکره با جریان افراط به حساب می آمده است. رئیس دولت افغانستان هزینه های فراوانی را با دور زدن قانون اساسی، وقایعی که در جریان دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان صورت گرفت و با همه کم مهری هایی که نسبت به پارلمان صورت گرفت، به افغانستان وارد کرد و بنابر امتیاز دهی به جریان افراط داشت. او سعی می کرد که هر نوع تعاملی با جریان افراط از کانال رئیس دولت انجام پذیرد و او در محور این مسئله قرار گیرد. تحولات جدید از این نظر اهمیت دارد که سیاست های جدید غرب و امریکا در جریان مذاکره با جریان افراط هم به نوعی عبور از اسلام آباد است و هم عبور از کابل.
بنابراین به نظر می رسد غرب از تعامل به واسطه دولت و شورای عالی صلح با جریان افراط عبور کرده و سیاست تعامل مستقیم با آن ها را برگزیده است. این تغییر سیاست به معنی عبور از محور قرار دادن رئیس دولت افغانستان و تا حدودی اسلام آباد در امر گفت و گو با جریان افراط است