-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ دی ۱۰, شنبه

ما و جادۀ غير افغانيِ صلح

سرمقالۀ هفته نامۀ پیام مجاهد

روند مصالحه با طالبان به كجا مي‌رود؟ از یک‌سو شنیده می‌شود که امریکایی ها 9 ماه پيش مذاکرات فشرده‌يی را با طالبان در آلمان و قطر شروع كرده بودند و امروز نتیجه‌ي آن گشایش دفتر نمایندگی طالبان در قطر مي‌باشد. از سوي ديگر، هفته‌ي گذشته اعلام شد که طالبان نیز گشایش دفتر در قطر را پذیرفته و به معامله با امریکايي‌ها تن در داده اند.
این در حالی است که از چهار سال بدین سو، حکومت افغانستان از ساز وکارهای گوناگونی در اين مسير سود برده است اما توفيق چنداني حاصل نكرده است.
این تحولات نشانِ شفاف از روند صلح با طالبان به دست نمی‌دهد؛ اول این که طالبان با چه شرایطی مذاکره با امريكا را پذیرفته، چه امتیازی به امریکا پرداخته و چه چیزی به دست آورده اند؟ گروهی که در چهارسال گذشته با تصلب تمامي هنجارهاي اسلامي و اخلاقي در برابر مردم افغانستان قرار گرفت و با تمام توان به تخریب سازه‌های افغانستان و کشتار مردم بی‌گناه پرداخت؛ هزاران خانواده را به سوگ نشانید و جز به تشکیل امارت اسلامی و اجرای شریعت به گونه‌ي دلخواه خود قانع نبود، چگونه شد که به یک باره از آسمانِ خواسته‌هاي خود به زیر کشیده شد و این گونه ذلیلاًنه تن به مذاکره داد؟ پذیرش مذاکره در بيرون از كشور، به معنای آنست که طالبان جز نمادهای تحجرِ دست آموز و دست پرورده‌ی بیگانه‌ها نيستند و اسلام و شریعت را وسیله‌يی برای خشونت ساخته بودند و برای کشتن و خون ریختن نیز از هیچ خشونتی ابا نورزیدند. امروز اما با تمام حقارت در دست بیگانه‌ها قرار گرفته اند و چونان موم تغییر می یابند.
پرسش دوم آنست که حکومت افغانستان چرا در این رابطه مواضع و دیدگاه‌های متناقض ابراز می‌دارد؟ و یک روز رد و روز دیگر می‌پذیرد.
مگر غیر از آنست که حکومت افغانستان به رغم شعار صلح‌جويي که سر داده، هیچ گاه برای ایجاد روند معقول، ساختارهای مناسب نساخته و به صلح و به آینده طالبان، با دیدِ کم‌عمق و بي‌مایه نگریسته است؛ در حالی كه می‌باید و لازم بود که حکومت ظرفيت‌هایي در این زمینه ایجاد می‌کرد و ذهنیت مردم را آماده پذیرش صلح با طالبان می‌نمود؛ اما با تأسف، این ضعف و ناتوانی به قدری روشن و انکارناپذیر است که حتا طالبان از مذاکره با اين حکومت طفره رفته و مذاکره با امریکایی‌ها را نسبت به دولت قانوني و انتظارات مردم اين سرزمين، ترجیح داده اند. ممکن است بخشی از این سرباز زدن‌ها از سوي طالبان، نتيجه‌ي وابستگي آنها باشد اما از آنجایی‌که آنها متعلق به جغرافیای افغانستان هستند، ناگزیراند بپذیرند که در آینده باید در همین جغرافیا زندگی کنند و با همین مردم در آمیزند! اما اين مواضع ناهمگون ایالات متحده امریکا با حکومت افغانستان، راه به کجا خواهد برد و آینده صلح چگونه خواهد شد؟ پرسشي است كه ذهنيت‌ عمومي را به خودمشغول داشته است.
آگاهان بدين باور اند که امریکا، به دلایل گوناگون باید روند صلح با طالبان را در پیش مي‌گرفت و تا سال 2014 که از افغانستان خارج می‌شود، با پیروزی و سرخ‌رویی از افغانستان خارج شود. از سوی دیگر، وضعیت اقتصادی امریکا و انتخابات ریاست جمهوری در آن کشور، می‌‍طلبد که حزب حاكم از جنگ افغانستان دستاورد بزرگ داشته باشد و به عنوان یک برگ برنده به رخ مردم خود بکشد تا از انتقادها در امان بماند. آنچه مايه‌ي تاسف است، بی خبری حکومت افغانستان در اين‌گونه امر خطير است‌؛ زیرا، امتیازهایی که امریکا به طالبان خواهد داد از جیب آن کشور نخواهد بود بلکه از جانب افغانستان به آنها پرداخته خواهد شد.
اكنون حكومت افغانستان دو گزینه در پیش رو دارد:
باید تمامي دیدگاه‌ها و مواضع امريکا در اين باره را رد کند.
پذیرش روند جديدي كه تازه در قطره ايجاد شده و پیوستن به روندي که خود واجد آن نبوده است.
پذیرفتن گزینه‌ي اول برای مردم و حکومت افغانستان در اوضاع كنوني داراي اشكالات مختلف است؛ در حالي كه مستقل بودن و اراده داشتن اين حكومت را نشان مي‌دهد. گزینه‌ي دوم نيز در صورتي درست است كه شرايط و موارد مشخص از سوي دولت افغانستان وجود داشته باشد و از تمامي ظرفیت‌های لازم سود جوید و در بده و بستان‌هايي که میان طالبان و امریکایی‌ها صورت می‌گیرد حضور فعال داشته باشد و از منافع ملی کشور دفاع کند.