-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

هشدار برای فروپاشی اجتناب ناپذیر« مقاومت» ضدطالبان


درحالی که سریال ترورفعالان گسترۀ ضد طالبانی، توقف ناپذیر معلوم می شود، نشانه هایی انکارناپذیر از شروع یک جنگ جدید میان طالبان و گروه های «ضدطالبان» نیز روز تا روز برجسته ترمی شود. بدون شک چنین رویارویی استخوان شکن، ازسوی جامعۀ بین المللی وقدرت های منطقه یی تحت نام « جنگ داخلی» ارزیابی خواهد شد.

رهبران سیاسی چسپیده به قدرت، بی تردید اشتباهات نابخشودنیی  را مرتکب شده اند که اکنون به این حال وروزافتاده اند. مسأله این است که راه حلی پیدا شود که مردم ما تاوان لغزش های محافظه کاران حرف نا شنو را متقبل نشوند.
دولت، گام به گام ابتکار ونفوذ خود را بروضعیت عمومی از دست می دهد. این چیزی است که ازمدت ها پیش قابل پیش بینی بود و حالا شاخص های اصلی خود را آشکار می کند. طالبان درمیدان های گرم نبرد، مصمم به جنگیدن تا ایستگاه آخر هستند. گزارش ها می رسانند که سران ردۀ دوم گروه های جهادی و«مقاومت» به طورمشخص نتیجه گرفته اند که نیروهایی از داخل ودرسطح منطقه، ازهرجهت به هدف خروج آنان از بازی، پیوسته نزدیک می شوند. شخصیت های نسل اول ونسل دوم جهاد ومقاومت، هرچند عملیات گردآوری اسلحه وآرایش جبهات جنگی را با سرعت از سر گرفته اند؛ اما موقعیت و عنصرزمان را تا حد زیادی درسال های اخیراز دست داده اند. این ها درکرسی های دولت باید می آموختند که با ابزارهای دیروز نمی توان به جنگ چالش های امروز رفت. کرزی وائتلافی ها اقلیت، دربازی قدرت، باردیگر، کشورومردم ما را به سوی یک جنگ موهوم نزدیک کرده اند.
گذشته ازین، نیروهای مجاهدین ازهیچ رهگذری دریک ظرف سیاسی ونظامی نمی  گنجند ودرحال حاضر، صرفاً درمحدودۀ صدوراعلامیه ها وشعار ها به اجماع رسیده اند وازنظر عملی، درهم شکسته، دستخوش بحران اعتماد، سراسیمه و فرورفته در کین توزی های شخصی اند. درگذشته، پدیدۀ یی به نام «احمدشاه مسعود» و« پروفیسور ربانی» درمسند مدیریت جنگ وسیاست درصحنه حضور داشتند. محوروجود داشت و ماشین رزمی می غرید و دربرابرتهدید حیات وممات ازسوی طالب وپاکستان، مردم را به دورخود فرامی خواند. اما وضع کنونی طوردیگر است. ملاامام مسجد منطقه یی که زمانی گهوارۀ «مقاومت» بود، خود دست به کشتن مهره های «مقاومت» می زند!
حالا از دورۀ دفاع ازافغانستان دربرابرطالب وپاکستان ده سال سپری شده است وشکست وریخت های فکری، سیاسی و مدیریتی، چنان عمیق است که خطر فروپاشی سریع این طیف اجتماعی وسیاسی بیش از هرزمان دیگری مسلم گشته است.
اینک درنبود سکانداران اصلی، ودرحالی که رابطه «محافظه کاران» برسرباقی ماندن درقدرت، با مردم، طالبان، پاکستان وامریکا کم رنگ ومشکوک شده است، ائتلاف های واکنشی، به بازگشت اعتماد ومورال رزمی مردم نخواهد انجامید. این طیف ده سال تمام به خواسته های مردم پشت کردند وحالا که دوباره روبه سوی مردم دارند، شعور اجتماعی ازآنان جواب می خواهد. رهبران ضدطالبان درحال حاضرظاهراً به تدابیرذیل نیاز دارند:
یک: ازشعارهای کرزی درتقابل با جهان غرب به خصوص امریکا فاصله بگیرند. این آقایان به حد کافی، خود را دربازی های قدرت، با جامعه بین المللی مواجه کرده اند.
دو: با امریکا به طورشفاف وارد تماس ومذاکره شوند.
سه: تا زمان رسیدن به یک موقف جدید با امریکا، از تسلیم شدن زودهنگام به وسوسه های اطلاعات ایران برای کمک نظامی ویا مالی پرهیز کنند.
چهار: برای جلوگیری ازکشتار و ظهورحاکمیت بی رحم طالبی، راه را برای رهبران نظامی وسیاسی جوان باز کنند.
پنجم: ازتهدید های لفظی بی حاصل خود داری کنند.
ششم: این ادعای غلط را کنار بگذارند که گویا سقوط نظام کنونی به معنای ظهوردوبارۀ قدرت طالبانی است. این برداشت محصول مغزهای محافظه کارانی است که ازتحلیل ودرک اوضاع ناتوان اند وفهمیده ونا فهمیده خود را با جامعه جهانی درتقابل قرار داده اند.
دست آوردهای دموکراتیک ده سال اخیر، به طورعمده، ثمرۀ تلاش جامعه بین المللی به ویژه ایالات متحده امریکا بوده است وخون خزانۀ حدود پنجاه کشور جهان درین راه به کارگرفته شده است. سهم محافظه کاران درایجاد این دست آورد ها بسیار اندک است وای چه بسا که درین ده سال سنگ اندازی های زیادی از سوی آنان درین پروسه مشاهده شده است.
حال  پرسش کلیدی این است که نیروهای ناتو آیا درکدام جناح ایستاده اند؟ اکنون این باور دراذهان عمومی همه گیر می شود که اگر نیروهای ناتو درین ماجرای مرموز، صرفاً موضع تماشاگر هم داشته باشند، ممکن است جنگ داخلی میان حکومت و طالبان، پس از یک دوره گذر از «حمام خون» موجب تغییرات سیاسی شود که همزمان، ساختارهای دولتی واجتماعی را به پارچه های مختلف تقسیم کند. انگیزه های ته نشین شدۀ چنین خطری هنوز درذهنیت های طرف های جنگ زنده است.
درین ماجرا جامعه جهانی نباید اجازه دهد که ساختارهای نوبنیاد ازبین بروند. تیم حاکم درقدرت درجنگ مخفی و«نرم» با امریکا، هم خودو هم دست آوردهای بزرگ ده سال را با خطرمواجه کرده است. گروه های سیاسی و«مقاومت» اگرواقعاً اراده یی برای نجات مملکت دارند، ابتداء باید راه را برای اصلاحات داخلی درصفوف خود شان هموار می کردند که نکردند. همه چیز دردست محافظه کاران دوره جنگ باقی ماند و از ظهور وایجاد اقتدارنسل تحصیل یافته وحامل افکارسالم جلوگیری صورت گرفت.
بنا برین این قضیه اهمیت حیاتی دارد که امریکا وجامعه بین المللی همسویی وتماس خود با جریان های جوان وسالم اندیش را بیشتربسازند. جامعۀ گسترده یی که با حاکمیت مطلقۀ طالبان درتضاد قرار دارند، اکنون به طورچشم بسته از یک اقلیت کوچک محافظه کار که هستی و اقتدارشان را درمعامله های پشت پردۀ قدرت دست به دست کرده اند، فرمان نمی برند وبه حیث اجیران جنگی آن ها به خاطرحفظ منافع چند چهرۀ «منفرد» به خدمت درنمی آیند.
چنان که دیده می شود هنوز هم درمیان گروه های ضد طالبان، کمترین تصفیه حساب سالم صورت نگرفته است. این اصل نباید فراموش شود؛ تازمانی که رهبری با اراده وازنظرسیاسی واقع بین درین «ائتلاف ها» سربالا نکند، شکست اجتماعات ضد طالب درچهارگوشه افغانستان ظرف ماه های اخیر اجتناب ناپذیراست. مقابله با خطرات بیرونی، مستلزم استحکام وابرام فکری وتشکیلاتی از درون است. تغییراز درون باید صورت بگیرد. صف اقلیت محافظه کار باید بشکند. جامعه بین المللی باید مردم را برای حفظ پیروزی های دموکراتیک یاری کنند.