------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

مدرسه های آموزش انتحاری درکندز


شماری از دخترانی که در مدارس دینی در ولایت کندز درس می خوانند، می گویند که در این مدارس برای آنان تبلیغ هایی ضد نیرو های خارجی و تشویق به حملات انتحاری می شود.

خبررادیو آزادی می نویسد: در این مدرسه ها بر علاوه تدریس آموزه های دینی، به تبلیغ بر ضد نیرو های خارجی و سخنانی در باره فواید حملات انتحاری نیز پرداخته می شود.

یکی از این دختران شوره نام داشت و محصل بود و دیگرش خود را تمنا یکی از شاگردان یکی از مکاتب ولایت کندز معرفی کرد.

آنان چشم دید های خود را با من چنین شریک ساختند:

«تبلیغ راجع به فرهنگ های بیگانه، تاکید به امریکایی ها، مثلاً می گویند ما این جرات را برای شما می دهیم یا شما را توانا می سازیم تا توسط قلم، کتاب یا حمله انتحاری کشور تان را از دست بیگانه ها پاک بسازید.
بیشتر به انتحاری بودن تاکید می کنند و می گویند که انتحاری بودن در دین حق است.» 

« در این مدرسه ها بعد از ختم درس تبلیغ می کردند، قاری ما در میان گپ های خود در باره امریکا می گفت، در باره جنگ امریکا و افغانستان می گفت، کسانی که آنجا می روند شستشوی مغزی می شوند، در این مدرسه ها شاگردان را علیه امریکا تحریک می کنند، شاید برای شان بگویند که شما بروید و خود را انتحار کنید، به خاطری که اگر شما خود را انتحار کنید به جنت می روید.
قاری ما یک رقم وحشتناک بود، وقتی طرف چهره اش می دیدم می ترسیدم، وقتی طرفم می دید وحشت زده می شدم، فکر می کردم همین طالب است و به جان من آمده تا مرا بزند.»

به گفته شوره و تمنا، استادانی که در این مدرسه ها تدریس می کنند همه در پاکستان درس های دینی را فرا گرفته اند.

به اساس گزارش ها، در حال حاضر در کنار هزاران پسر، در حدود 700 تا 750 زن و دختر جوان در مدرسه های ولایت کندز مصروف آموزش اند.

رفتن به این مدارس و اشتراک در تبلیغ هایی بر ضد حضور نیرو های بین المللی در این  کشور و تشویق دختران و پسران به انجام حملات انتحاری چه تاثیری می تواند بر روان این دانش آموزان داشته باشد؟

شوره و تمنا از تاثیرات جدی روانی بر روان دختران و پسران دانش آموز در این مدرسه ها  نیز چشم دید هایی دارند:

«
زمانی که یک ماه در این مدرسه ها بروی و تبلیغ را بشنوی کاملاً از زنده گی نا امید می شوی، یکی از دوست هایم است این مدرسه ها بر وی تاثیر جدی گذاشته است، وی می گوید اگر مرا شوهرم اجازه دهد در مقابل وطنم خود را فدا می کنم، وی روابط خود را با فامیل خسر، پدر و حتی با اولاد های خود قطع کرده است.
یکی از کسانی دیگری است، وی عضو فامیلم است بار ها می گوید، اگر آدرسی از انتحاری ها پیدا کنم خود را انتحار می کنم

«
یکبار مدرسه بروی دلت از دنیا سیاه می شود، دو پسر کاکایم به مدرسه رفته اند، آنان از وقتی که مدرسه رفته اند ریش خود را دراز مانده و چشمان شان را سرمه می زنند.
اهنگ های طالبان را در تلفن های خود ثبت کرده و همه گی را می ترسانند حتی این طور شبی شده که تلفن را به خانه ما روان کرده اند.
وقتی ما آن آهنگ ها را دیدیم ترسیدیم، طالبان مردم را از موتر پایین می کردند و تیر می بستند، و سرشان را همرای کارد می بریدند.
روز هایی شده است که ما را مدرسه تخارستان برده اند و در هنگام تبلیغ همه دختران گریه کرده اند که چرا در این دنیا زنده گی می کنیم، چون آنان از سوی استادان تحریک شده و در آخر یک انتحاری می شوند

خواستم با این دو پسر و یا مادران شان نیز گفتگویی داشته باشم، اما موفق نشدم.

گزارش هایی وجود دارد که با گذشت هر روز به شمار زنان و دختران در مدرسه های ولایت کندز افزوده می شود.

برخی از دانش آموزان این مدرسه ها می گویند که استادان شان برای آنان وظیفه  می سپارند تا زنان و دختران بیشتر را نیز به این مدرسه ها جذب کنند.

در باره ایجاد مدارس دینی برای دختران در ولایت کندز و روند تدریس در این مدرسه ها، با تعداد زیاد از وکلای ولایت کندز در ولسی جرگه صحبت کردم، اما آنان از وجود این مدرسه ها اظهار بی اطلاعی کردند.

از این میان یگانه وکیلی که از این موضوع آگاهی داشت، اما به گفته خودش چنین حالتی را از نزدیک ندیده شکریه پیکان بود.

خانم پیکان می گوید که شمار زیاد از جوانان از ولایت کندز با او تماس گرفته و موضوع تبلیغ به انجام حملات انتحاری را با وی شریک ساخته اند:

«
تلفن های متواتر و مکرر و لحظه به لحظه از سوی شماری از جوانان از ولایت کندز برای من آمده که این گونه مدرسه ها ایجاد شده و نه تنها پسران حتی دختران را نیز در این مدرسه ها جذب کرده اند، و با سوی استفاده از نام اسلام  تبلیغات را علیه دولت و قوای خارجی برای جوانان می کنند، و ذهنیت جوانان را مغشوش ساخته و بالاخره این ناشی از این خواهد شد که خدای نخواسته بی راه شده و انتحاری تربیه شوند

زمانی که این مسایل را با معیینیت تعلیمات اسلامی وزارت معارف در میان گذاشتم، معیین این وزارت در حالی که این موضوع را رد نکرد، اما گفت که ممکن این یک عمل فردی باشد نه گروهی.

شفیق صمیم معیین تعلیمات اسلامی وزارت معارف افغانستان از نماینده گان ولایت کندز در ولسی جرگه انتقاد می کند که چرا چنین موضوعات را با این معیینیت در میان نمی گذارند:

« این قضیهء امروز نیست بلکه پارسال هم بود، امکان دارد این یک تصادف فردی باشد اما از مدرسه به شکل منسجم این گونه استفاده صورت نمی گیرد.
از وکیل صاحب ها، سناتوران و برادران و خواهرانم تقاضا دارم که موضوع را با معییت تعلیمات اسلامی در جریان بگذارند.
من هیچ وقت به یک شخصی در مدرسه هایی ما اجازه نمی دهم که علیه دولت، دین و عنعنه هایی ما تبلیغات سو کند.» 

شفیق صمیم می گوید: هدف از ایجاد مدرسه های دینی در افغانستان جلوگیری از رفتن جوانان افغان به مدرسه های بیرون از این کشور است.

در حالی نگرانی ها در مورد تشویق و ترغیب دختران و پسران افغان در مدارس دینی ولایت کندز به بنیاد گرایی مذهبی وجود دارد، که به اساس گزارش ها، پیش از این به صدها و شاید هم هزاران جوان افغان در مدارس دینی پاکستان آموزش های تروریستی را فرا گرفته اند.

گزارش ها نشان می دهند که برخی از مدارس دینی در پاکستان از سوی حزب جمعیت علمای اسلام به رهبری مولانا فضل الرحمن اداره می شود.

برخی ها به این باور اند که بسیاری از جوانان در سنین مختلف در این مدارس جذب می شوند و پس از فراگیری آموزش های بنیاد گرایی مذهبی، در افغانستان و پاکستان دست به اجرای فعالیت های تروریستی می زنند.