-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

طالبان؛ بازی پیچیده در سه نقش

با وصف آن که درچهاراطراف رئیس جمهور درارگ ، درچهاراطراف درون پایتخت و دورادور شهرکابل، طالبان دراشکال ملموس، گاه عیان و گاه نهان پرسه می زنند و آدرس های ثابت و متغییر آنان از چشم هیچ کس پوشیده نیست، تیم حاکم برکابل هنوز هم دنبال «آدرس» به دنبال طالبان افتاده است. تعجب این جاست که ظاهراً این آدرس تا هنوزهم  یافت نشده است.
تیم ائتلافی حکومت درواقعیت امر، درجستجوی آدرس تصمیم گیران اصلی درعقب حرکت طالبان اند که هرچند آدرس های غیررسمی ومماثل آن، درارگ، وزارت خانه ها، جمع مشاروان رئیس جمهور وپیک های فداکار درچهره های مختلف دردسترس قرار دارند، اما آن چه تیم حاکم برای معامله به آن نیاز دارد، آدرس «اوریجینل» است که تحت نام آی، اس، آی درقلمرو پاکستان قرار دارد.
پس ازفرونشینی گردوغبار حاصل از تروراستاد ربانی، تیم ائتلافی اکنون بازهم- از روی ناگزیری- با گفتن این که «تمام طالبان تروریست نیستند» درهمان جادۀ موهوم «مذاکره صلح با طالبان» می راند. هیچ یک از نیروها وشخصیت های سیاسی نگفته اند که طالب به طور دربست یک پدیدۀ تروریستی مطلق است؛ هرچند عکس این مسأله هم تا هنوز اثبات نشده است. آن چه تیم حاکم به دنبال آن است، هرگزیافته نخواهد شد. آی،اس، آی وطالبان همچون موجودات خارق العادۀ پوشیده ازانظار، دراطراف تیم حاکم حاضروناظر اند و مانند اجنات، براعمال وافکار تیم حاکم سلطنت می کنند. این که تیم حاکم نمی تواند آنان را مشاهده کند برای این است که آنان نمی خواهند که تیم حاکم را به عنوان یک طرف ماجرا درقضیه محاسبه کنند. این جاست که ماهیت لخت ودردناک مسأله هویت خود را آشکار می کند. حلقاتی که پس از ترور استاد ربانی، چند روزی به تقلا افتادند تا از خالیگاه ایجاد شده برای خود شان جای پایی دردستگاه رسمی تدارک کنند، اکنون به نومیدی افتاده اند وساز دوبارۀ مذاکره با طالبان را نا شنیده گرفته اند. گریز این آقایان از پرسش افکارعمومی محال است. احتمالاً نبض مسأله را دریافته وخاموشی را نسبت به هیاهو فکنی ترجیح می دهند.
طالبان تا جایی که امکان داشت، تیم حاکم را به نفع خود استعمال کرد و پروژۀ خود را درقبال حکومت، پایان یافته تلقی می کند. فراترازآن چیزبه درد بخوری را درچانتۀ آن ها نمی بیند. آزاد سازی چند مرحله یی فرماندهان وفعالان آزموده شدۀ طالبان از زندان های قندهار وبرخی زندان های دیگر، اعمال فشاربه منظور حذف نام های سران طالبان ازفهرست «سیاه» شورای امنیت ملل متحد که با تفاهم کامل با تیم حاکم درارگ عملی شد، دست آورد بزرگ وغیرقابل باوری بود که طالبان وتلقین گران پنهان شده درخلعت «مشاوران رئیس جمهور» وندیمان ایشان به نام «معاونان» و«رهبران جهادی» نصیب شدند. استخبارات پاکستان عملیات تلقینی را هدایت ونظارت می کرد؛ اما درپروژۀ مذاکره وتماس با طالبان، مشورت های حکومت ایران اثرگذار بود با این اشتباه که تیم حاکم، قصد داشت برای نزدیکی با «ابزار» طالبان، بدون هم آهنگی رسمی با پاکستان وامریکا به حرکت خود ادامه دهد.
رقابت منطقه ای برسراین که چه جناحی خواهد توانست طالبان را درحیطۀ اختیارات خود داشته باشد، داغ شده است. بعد ازترور استاد ربانی، جناح تیم حاکم برکابل به مثابۀ ضعیف ترین حلقۀ رقابتی، کلیه ابتکارات را از دست داده وبرای ادامۀ مشارکت درپروسه، راهی جز پیروی از عملیۀ صلح تحت رهبری امریکا وپاکستان ندارد.
طالبان به نوبۀ خویش درواقع به این نتیجه رسیده اند که اصطلاح ایرانی ها، تیم کابل درین ماجرا «عددی نیست.» آن ها سعی دارند با دراختیار گرفتن موقعیت منطقه یی بحران، موقعیت خود را تقویت کنند ودرنخستین گام تلاش دارند به ایجاد «دفترسیاسی» رسمی درعربستان، قطر یا ترکیه موفق شوند.  این طوربرداشت می شود که اختیارنمایندگی ازحوزۀ جنوب افغانستان، به عنوان یک امتیازغیراعلام شده، به طالبان اعطا خواهد شد. پیشرفت های بعدی درگرو رویداد ها وموضع گیری های تیم حاکم خواهد بود.