-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

مبالغه در قدرت نظامی جمهوری اسلامی

مجید محمدی، جامعه شناس


سخنانی از قبیل این که ایران قدرتمند ترین کشور منطقه و یک ابرقدرت است، "آمریکا در مقابل انقلاب اسلامی به زانو در آمده است" (آیت الله علی خامنه‌ای، ۱۰ جوزا ۱۳۹۰)، "ما بدون تسلیحات هسته‌ای به‌اندازه کشورهای دارای سلاح هسته‌ای قدرتمند و قوی هستیم" (علی اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی، خراسان، ۸ جوزا ۱۳۹۰) و قدرت جمهوری اسلامی رو به تزاید است دقیقا به همان اندازه اعتبار دارد که ایران امروز آزادترین و دمکراتیک ترین و سعادتمندترین کشور دنیاست.
هر دو دسته سخن از زبان گروهی صادر می‌شود که بر ایران حکومت می‌کنند.
اما چرا آنها این گونه سخنان را تکرار می‌کنند؟ چه روش‌هایی برای القای این نظرات دارند؟ آیا مشاهدات کسانی که در درون سیستم کار کرده‌اند تایید کننده یا ناقض این سخنان و مواضع است؟

همنوازی اقتدارگرایان ایرانی و نو محافظه‌کاران آمریکایی

این راهبرد چگونه در میان حلقه قدرتمندان تقویت می‌شود؟ رسانه‌های دولتی و شبه دولتی چهار منبع برای تقویت موضع خود مبنی بر افزایش قدرت جمهوری اسلامی دارند:
منبع اول، مواضع نیروهای نو محافظه‌کار و طرفداران جنگ علیه رژیم اسلامی است. آنها در قدرت جمهوری اسلامی اغراق می‌کنند تا زمینه را برای حمله نظامی در شرایط مناسب آماده کنند.
منبع دوم سخنان و مواضع مقامات و گروه‌های راستگرای اسرائیلی است. این مقامات به جای سخن گفتن صریح و دفاع از راهبرد خود مدام بر مبالغه بر قدرت نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی می‌افزایند. از همین جهت است که سخنان بنیامین نتانیاهو و جان بولتون به تمامی و با تیترهای بزرگ در رسانه‌های دولتی و شبه دولتی جمهوری اسلامی تکرار می‌شود.
منبع سوم، آرا و نظریات کارشناسان نظامی روسی است که برای فروش تسلیحات و خدمات خود به تمجید از قدرت جمهوری اسلامی می‌پردازند تا از دلارهای نفتی ایران سهمی به آنان اختصاص داده می‌شود. این مواضع چاشنی سخنان نو محافظه‌کاران آمریکایی و راست گرایان اسرائیلی قرار می‌گیرد. علاوه بر آن، مقامات جمهوری اسلامی خود به تامین منابع مالی موسساتی مثل مرکز مطالعات ایران معاصر روسیه می‌پردازند تا بعدا از زبان رئیس این موسسه در رسانه‌های دولتی گفته شود که "آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی در برابر ایران ناتوان هستند" (کیهان، ۵ خرداد ۱۳۹۰؛ رجب صفراف این سخن را در ۳۰ جدی ۱۳۸۹ گفته بود) یا "ایران دمکراتیک‌ترین کشور منطقه خاورمیانه است" (روسیران، ۳۰ جدی ۱۳۸۹)
و منبع چهارم، گفته‌های کسانی است که رسانه‌های دولتی و شبه دولتی آنها را مأموران سابق MI۶ یا CIA می‌خوانند تا سخنان آنها باور پذیر باشد. همه این جاسوسان سابق و ارادتمندان فعلی جمهوری اسلامی از تضعیف قدرت آمریکا و اسرائیل در منطقه و بر آمدن قدرت جمهوری اسلامی سخن می‌گویند.
رسانه‌های دولتی آن بخشی از گزارش رسانه‌های غیر فارسی زبان را که خوشایند خود بیابند "اعتراف" نام می‌گذارند. بخشی دیگر از "اعتراف" غربی‌ها به قدرت فزاینده ایران از نگاه رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی هشدارهای رسانه‌ها و کارشناشان در مورد تهدیدات جمهوری اسلامی برای صلح منطقه ای است که در رسانه‌های دولتی دستکاری شده و به صورت "به - خود- روحیه- دهنده" از آنها استفاده می‌کنند.

معجزاتی که اهل فن از آن خبر ندارند

عکس‌های دستکاری شده


تصاویری که از آزمایش موشک‌های شهاب سه در یکی از مانورهای سپاه پاسداران منتشر شد، دستکاری شده بود
کسانی که مدتی در سپاه و ارتش جمهوری اسلامی و نیز در دانشگاه‌ها و صنایع ایران کار کرده باشند، می‌توانند گواهی دهند که ادعاهای مقامات ایرانی بر قرار گرفتن در قله علم و تکنولوژی عموما جنبه تبلیغاتی دارد.
بسیاری از ایرانیان اهل علم و فن به دلیل غرور ملی از بیان شرایط ناگوار علم و تکنولوژی در کشور خودداری می‌کنند. کشوری که مدام در حال از دست دادن نخبگان دانشگاهی خویش در جریان فرار مغزهاست چگونه قادر است جزیره‌های خلاقیت و ابداع را شکل داده و آن قدر از آنها مراقبت کند تا دهها سال بعد نتیجه دهند؟ کشوری که پایش در دانشگاه و صنعت و علم (که پایه های هرگونه پیشرفت تکنولوژی هستند) می‌لنگد چگونه می‌تواند در حوزه‌های تکنولوژی دفاعی شق القمرهایی صورت دهد که در حوزه‌های دیگر کاملا ناتوان از آن بوده است؟ چگونه می‌توان پی برد که همه تجهیزاتی که سپاهیان به آنها می‌بالند در داخل کشور ساخته شده‌اند؟ کشوری که در پی خرید هر گونه تسلیحات نظامی در دنیاست چگونه خود به توان تولید آنها دست یافته است؟ ناظران مسائل ایران هیچ راهی برای راستی آزمایی سخنان رهبران جمهوری اسلامی مبنی بر افزایش قدرت نظامی حکومت ندارند.
حتی اگر از درون سیستم خبر نداشته باشیم، به نحو تحلیلی می‌توان گفت که ادعاهای مقامات ایران در مورد قدرت بلامنازع خود درست نیست. نظامی که دهان‌ها را می‌بندد و صداهای مخالف را خفه می‌کند نمی تواند قدرتمند باشد. قدرت یک کشور به قدرت و سر بلندی و کرامت تک تک افراد آن است. چگونه حکومتی که تک تک شهروندان خود را هر روز و در موارد متعدد تحقیر می‌کند می‌تواند قدرتمند باشد؟

واردات و فتوشاپ

از همین جهت می‌توان بخشی از ادعاهای مقامات حکومت ایران را صرفا به پای خریدهای نظامی آنها از کشورهایی مثل روسیه و کره شمالی و چین گذاشت. بخشی از ادعاهای مقامات نیز با فتوشاپ دستکاری و به جامعه تحویل شده‌اند (مثل آزمایش ارسال موشک‌های میان برد). حکومتی که به خرید قاچاقی هلیکوپترهای کهنه اسرائیلی در اسپانیا یا هواپیماهای دست دوم روسی می‌پردازد، احتمالا از قدرت فنی چندان بالایی برخوردار نیست و نمی تواند ابر قدرت یا حتی قدرت منطقه‌ای باشد. این ادعاها نه تنها از منظر مواجهه با مردم فریبکاری است بلکه به علت تحریک رقبای سیاسی جمهوری اسلامی به حمله نظامی غیر مسئولانه است.

رنسانس تبلیغاتی علمی

در مورد رشد علمی در دوران جمهوری اسلامی اغراق‌های عجیب و غریبی صورت گرفته است، مثل این سخن رهبر حزب الله لبنان: "بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، ایران در سطح بین‌الملل از نظر علمی بسیار رشد داشته و رشد علمی ایران ۲۵۰ میلیون برابر شده است". (حسن نصر الله، تابناک، ۱۲ جوزا ۱۳۹۰)
در مدعای رشد علمی در ایران، عمدتا به رشد مقالات علمی استناد می شود. اما رشد انتشار مقالات تنها عقب افتادگی‌های دهه‌‌های شصت و هفتاد را تا حدودی جبران کرده است و به تنهایی معرف پیشرفت علمی و فنی نیست. سرانه بودجه پژوهشی، سهم بودجه پژوهش در تولید ناخالص ملی، تعداد پژوهشگران حرفه‌ای و تعداد اختراعات ثبت شده به عنوان شاخص‌هایی مهم برای نشان دادن اهمیت و میزان پیشرفت علمی در تبلیغات دولتی کاملا فراموش شده‌اند.

پس از سقوط

صدام حسین، رهبر پیشین عراق به افکار عمومی بین المللی چنین القا کرده بود که یک قدرت منطقه‌ای است که با دشواری می‌توان آن را شکست داد و در صورت حمله به وی، منطقه در آتش انتقام وی خواهد سوخت (و برخی نیز وانمود می‌کردند که وی چنین قدرتی دارد)
اما پس از سقوط رژیم حکومت او مشخص شد که بسیاری از این ادعاها صرفا نمایش بوده و توخالی است.
امروز جمهوری اسلامی نیز احتمالا چنین وضعیتی دارد و تنها در صورت سقوط آن توخالی بودن بسیاری از ادعاهای مقامات بر مردم ایران و جهانیان روشن خواهد شد.
اما رهبران جمهوری اسلامی نشان داده‌اند که از هر آنچه در اختیار دارند برای بقای خود استفاده می‌کنند. بدین ترتیب تهی بودن بسیاری از مدعیات آنها به معنای خطرناک نبودن آنها نیست.