-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

جادۀ حمله به ایران، ازداخل هموار می شود


مجتبی ذالنور جانشین سابق نمایندگی رهبر در سپاه پاسداران، که مدعی است خود را بازنشسته زودهنگام کرده، روز شنبه در قم با مصطفی کواکبیان دبیر کل حزب مردم‌سالاری مناظره کرد.

وی که در دوران خاتمی رهبری کفن پوشان حرفه ای قم علیه خاتمی را داشت و کبوتر جلد بام خانه مصباح یزدی است، در این مناظره که خبرگزاری کار(ایلنا) آن را منتشر کرده دولت خاتمی را مسئول "لو رفتن" برنامه هسته ای ایران معرفی کرد که در واقع به معنای تایید اهداف نظامی این برنامه و ادعاهای امریکا و اسراییل بود. زیرا لو رفتن برنامه هسته ای صلح آمیز که معنا ندارد. ذوالنور گفت:
"یکی از عوامل لو رفتن برنامه هسته‌ای ایران دولت خاتمی بود که فضایی درست کردند که دنیا روی سر ما ریختند."
برای یافتن رد پای آنها که ایران را به کام حمله نظامی می کشند و در قلب حاکمیت کنونی نفوذ کرده اند و روی ریل قطار اسرائیل و امریکا حرکت می کنند، چه سندی معتبر تر از این؟

دوالنور که به حامی سرسخت احمدی نژاد شهرت داشت در این مناظره نیز با جدا کردن حساب اطرافیان احمدی نژاد از وی آنها را یک غده چند گرمی در کنار وزن 100 کیلویی دولت نامید. وی گفت :
"اگر بدنه دولت یک وزنه ۱۰۰ کیلویی باشد، جریان انحرافی در درون آن، یک غده چند گرمی است، اما این غده یک تومور بدخیم است که کنار مغز و نخاع این بدنه قرار گرفته و جراحی آن کار سختی است."

سراسر سخنان ذوالنور حکایت از وحشت از عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات داشت که آن را زیر پوشش بی اهمیت بودن این حضور توجیه کرد. وی درباره انتخابات مجلس گفت:
"نظام، نگرانی از اشتباه مردم ندارد، چون نیت‌های مردم پاک است اما شاید در مصداق‌شناسی اشتباه کنند. پس کسانی هم که به میرحسین موسوی رأی دادند هم کار درستی کردند"
 ظاهرا انتخابات مجلس نزدیک است و دیگر از سخنرانی های آتشین علیه موسوی و کروبی خبری نیست. این گفته های ذوالنور هم بیانگر چیزی نیست جز آگاهی از میزان محبوبیت موسوی و کروبی در میان مردم و قصد وی برای جمع کردن رای.

ذوالنور سپس در توجیه پشتیبانی خود از احمدی نژاد گفت: معتقدیم اگر احمدی‌نژاد پشت ماشین انقلاب رفت تا از قم به تهران برود، جریان انحرافی او را از مسیر صحیح‌تر منحرف کرد و ماشین انقلاب را به جاده ساوه انداخت و گفت در جاده ساوه انار هم می‌خریم، اما در نهایت به سمت تهران می‌روند و هدف گم نشده است، اما اگر موسوی پشت ماشین انقلاب می‌نشست و قرار بود از قم به تهران بیاید، سر از اراک و کرمانشاه و در نهایت آن‌ور مرز ایران در می‌آورد و بعد خداحافظ شما. حتی اگر رهبری هم در این مسیر ایست می‌داد، به ایست او توجهی نمی‌کردند.
ذوالنور همچنین به ماجرای تحصن طلاب قم در دوران محمد خاتمی اشاراتی کرد که نشان داد تمام این تحصن ها و راه افتادن کفن پوشان با برنامه ریزی جامعه مدرسین حوزه علمیه و شخص رهبر انجام شده بود که با تهدید خاتمی به استعفا متوقف شد. ذوالنور گفت:
"در تحصن طلاب در مسجد اعظم قم برای برکناری مهاجرانی، آقای خاتمی به مرحوم آیت‌الله مشکینی تلفن کردند که این تحصن را تمام کنید؛ آقای مشکینی گفتند این‌ها با حرف من نیست شما تضمینی بدهید که مهاجرانی را بر‌می‌دارید من بگویم تحصن را تمام کنند؛ آقای خاتمی در پاسخ گفت مگر می‌شود با حرف هر‌کسی وزیر را برداشت؟ آقای خاتمی تأکید کرد: مهاجرانی کاره‌ای نیست، او مجری برنامه‌های فرهنگی من است؛ مشکل این طلبه‌ها من هستم و من استعفا می‌دهم. بعد از این تلفن، آیت‌الله مشکینی به رهبر معظم انقلاب تلفن کرده و ماجرا را گفتند، رهبر معظم انقلاب هم به آقای مشکینی گفتند به طلاب بگویید، تحصن را جمع کنند؛ دوباره آقای مشکینی گفتند طلاب به حرف من گوش می‌دهند، اگر امکان دارد چند جمله‌ای را شما بفرمایید من بنویسم و برای آن‌ها بخوانم تا تحصن را جمع کنند. بعد آقای مشگینی به مسجد اعظم که خود من هم در آن‌جا بودم آمدند و سخنان رهبری را خواندند که ای مالک‌اشترها برگردید؛ این مالک‌‌اشترها برگردید اشاره به جریان جنگ امام علی با معاویه دارد که دشمنان شمشیر در زیر گلوی امام علی(ع) گذاشتند و گفتند به مالک‌اشتر بگو برگردد؛ یعنی تهدید به استعفای آقای خاتمی از رییس‌جمهوری، شمشیری بود زیر گلوی علی."