------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

اردوی ملی به سوی کودتا یا فروپاشی؟


سه صد هزار نفرات ارتش ملی وپلیس اگر با قحطی معاش وابزارهای رزمی مواجه شوند، یا لوله های تفنگ خود را به سوی حاکمیت برمی گردانند ویا این که درنتیجه بی بضاعتی مالی درجریان جنگ ها توان از کف می دهند وبه تدریج متلاشی می شوند.



مجموعه یی از اخبار واطلاعات می رسانند که برخی از والیان ومقامات عمدتاً «مجاهدین» دردولت افغانستان از سرعت گیری روند انتقال مسئولیت های امنیتی از نیروهای ناتو به ارتش ملی، احساس خطرمی کنند. بخش های دیگر حکومت که سند شهروندی کشورهای غربی را درجیب های خود دارند، هرگونه خطر درحال وقوع را برای خود خطر نمی دانند و به راحتی از کابل به خانه های خویش پرواز می کنند.
درمحافل روشنفکری، تحلیل گران وبرخی دسته ها درداخل حکومت، اقدامات شتاب زده حکومت برای گرفتن مسئولیت امنیتی و تحویلدهی بدون استدلال مسئولیت های امنیتی از سوی نیروهای خارجی، کم وبیش مایۀ تعجب شده است. تیم حکومت بدون مشوره با مردم عقب درهای بسته تصمیم می گیرد و فیصله های خود را که درجمع ده پانزده نفری اتخاذ می کند، از نام «ملت افغانستان» به آدرس امریکا وجهان مخابره می کند. روز گذشته عطامحمد نور والی بلخ افاده داد که نیروهای خارجی درجستجوی راه های خروج از افغانستان هستند و درکار تحویلدهی مسئولیت های امنیتی، کلوخ را درآب می گذارند و می گذرند. سران مجاهدین ورهبران تنظیم ها که از کمک های به ظاهربی پرسان امریکا واروپا در ده سال اخیر به نتایج گمراه کننده یی رسیده بودند، اکنون متوجه شده اند که سیر اوضاع برخلاف تصورات آنان درحال شکل گیری است وپس ازترور استاد ربانی، نسبت به نیات غرب درافغانستان عمیقاً مظنون شده اند و حالا راه خروج ازبحران را جستجو می کنند.  
ازاظهارات جناب نوربرداشت می شود که وی نیز شکایت ازآن دارد که امریکا ارتش ملی افغانستان را مجهز نکرده وبه تعهدات خود درباره انجام یک سلسله اقدامات تقویتی ارتش ویاری های اقتصادی عمل نکرده است. آقای نورنیز مانند تعداد زیادی ازمردم عام یقین کرده است که واقعاً نیروهای خارجی راه گریز می پالند. این تفکر درواقع فراموش کردن اهداف منظم واستراتیژیک جامعه بین المللی درافغانستان است. این گونه کش وقوس ها به معنای خروج از افغانستان نیست.  
این تحرکات به معنای رها کردن صحنه به طالبان وپاکستان وایران نیست.  این حرکات گیج کننده، درواقع، واکنش های تاکتیکی به فشارها واصرار های تیم حکومت درکابل است که به بدون تحلیل واقع بینانه ودرست از اوضاع ومعضل قدرت درافغانستان، طور پیش هنگام وشتاب زده مدعی اند که همه چیز را تحت رهبری خود درآورند و تا رسیدن موعد خروج امریکا وجهان از افغانستان، همه چیز را به نفع بقای چند تیم ائتلافی، به اصطلاح خود، «افغانیزه» کنند.
نتایج اسف بار این محاسبه خطا ازهمین حالا قابل درک است.
افغانیزه کردن امور دفاعی ورهبری سیاسی به مفهوم کامل کردن دایرۀ انحصارگری وخود سری درحوزۀ افغانستان است که نخستین ثمرۀ آن، تشدید جنگ داخلی، بازگشت به نارشیزم سنتی و ورود عمیق تر پاکستان وایران درپروژۀ مدیریت بحران است و با منافع آینده کشور وهمچنان با برنامه های جهانی درتضاد است. دولتی که ازهرنظر به جامعه بین المللی احتیاج دارد، بیهوده سنگ مستقل بودن را برسینه می زند. با این کار نمی توان افکارعمومی را قانع کرد. همچنان نیروهای جهانی به خصوص امریکا، درکوتاه مدت، ممکن است طناب را شل کنند؛ اما عقل سلیم را باید به کار برد که ایجاد فاصله میان امریکا و حکومت ضعیف کابل، زمینۀ سقوط دراماتیک حکومت را خود به خود مساعد می کند.
سیاست حکومت، پوچی چشم انداز ویرانگر خود را روز تا روز ثابت می کند. اگرفرض برین باشد که جامعه جهانی وارتش ناتو، خود شان را از تقابل جنگی با طالبان کنار بکشند، ظرف یک هفته، چیزی به نام حکومت، دموکراسی، پارلمان، حقوق بشر وآزادی رسانه ها و بازارگرم تجارت وجود نخواهد داشت.
 تعامل با جامعه بین المللی راه حفظ ونجات دست آورد های ده سال اخیر درافغانستان است.  درحالی که خزانه دردست امریکا واروپا قرار دارد، قهروناز حکومت کابل می تواند از همین اکنون، اشکال وحشتناک یک تراژدی را ترسیم کند.
افغانیزه کردن امور دفاعی و چنگ زدن به راه های خیالی حل افغانی مسأله افغانستان، بطلان خود رانشان داده است. دست کم درکوتاه مدت، چنین طرحی غیرعملی است. حل بحران افغانستان، به تلاش های یک گروه انحصاری که قدرت را میراث خدایی برای خودش تلقی کرده است، رابطه ندارد. سه حلقۀ بحران درافغانستان با هم درپیوند اند:
بحران داخلی، بحران منطقه ای وبحران بین المللی. تیم حاکم غیراز تقسیم واجاره دهی کرسی های بلاتغییرحکومت ودولت ( بنا به مصلحت جامعه جهانی وکشورهای منطقه) دست آورد سودمندی درزمینه حل تضاد منافع درسطح داخل به دست نیاروده است. نا سازگاری و مقاومت کشورهای منطقه درتضاد با حضور امریکا واروپا ادامه دارد وبرنامه های کلان درین بخش حساس ( جغرافیای نیمه درآسیای جنوبی ونیمه درآسیای مرکزی) درعقب اتاق های محاسبات وجود دارد.
دریک چنین احوالی، گرفتن مسئولیت های جنگی با دست خالی که اعتماد مضروب سیاسی وقومی موجود درافغانستان هنوز به درستی بازسازی نشده است، بسیار خطرناک است. نیروهای داخلی به طورکامل سردرآبشخور هزینه های بین المللی دارند. جنگ همه روزه پول وخون ولوژستیک می بلعد. ارتش وپلس به طورعمده، از ذخایرکمکی جامعه بین المللی تغذیه می کند تا دربرابر طالب بجنگد. اگر تنش موجود میان حکومت وامریکا به نقطه یی برسد که نباید برسد، سه صد هزار نفرات ارتش ملی وپلیس اگر با قحطی معاش وابزارهای رزمی مواجه شوند، یا لوله های تفنگ خود را به سوی حاکمیت برمی گردانند ویا این که درنتیجه بی بضاعتی مالی درجریان جنگ ها توان از کف می دهند وبه تدریج متلاشی می شوند.