-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

جلسۀ مشورتی درارگ؛ جستجوی کلید صلح بدون آدرس


تا این دم، اجندایی به نام «صلح» ازنوعی که سران جهادی وحکومتی خواهان آن اند، رؤیایی است که درعمل، مفقود وغیرحاضراست وحتی کاربرد داخلی چندانی ندارد. 


باردیگرچهره های مهم سیاسی ودولتی تحت عنوان «جلسۀ مشورتی» درارگ ریاست جمهوری گردهم آمدند وساعت های متوالی دربارۀ «صلح» به گفت وگو نشستند. حاصل جمع صحبت ها، طوری که درنامه خبری ریاست جمهوری افغانستان آمده، تاکید مجدد بر«ادامۀ پروسۀ صلح» بوده است. این درحالی است که «تاکید» متناوب ولاینقطع برادامۀ صلح، ناقض فیصله های قبلی سران سیاسی ودولتی پس ازترور استاد ربانی به شمار می رود.
درجلسۀ  مشورتی، مثل گذشته، از گشایش بن بست وآدرس طرف دعوا، هیچ نکته یی امیدوار کننده مطرح نشد؛ اما کمافی السابق، برادامۀ صلح با یک جناح خیالی اصرار شده است. این بازی دیگر نمی تواند ادامه پیدا کند. به نظرمی رسد که استعمال واژۀ «صلح» وتکرار شعارهای بی اثردرین باره، حالا برای خود اعضای جلسه مشورتی ریاست جمهوری نیز خالی ازجذبه شده است.
این درحالی است که امریکا نیزبرای یافتن «آدرس» طالبان، دست به دامن مولانا سمیع الحق شده است. هردوجناح- کابل وواشنگتن- می دانند که آدرس اصلی نزد پاکستان است وپاکستان این کلید جادویی را درجیب خود قایم کرده است. کلید ترسناک دیگری هم وجود دارد که درجیب سران گروه مشورتی کابل، مخفی است. کلید دولتی دورخ دارد: اصلاحات ریشه یی درنظام کم رمق ولرزان. وآشتی با جامعۀ بین المللی. وضع طوری درحال تکوین که سران گروه مشورتی، اعم ازرهبران جهادی ومهره هایی که دراطراف رئیس جمهور، ازگوشه وکناراروپا وامریکا لغزیده وحالا دردایرۀ یک بن بست گیرافتاده اند، توان آوردن اصلاحات بنیادی را از دست داده اند. اصلاحات یعنی سقوط دم ودستگاه کنونی که درترکیب یک هزار نفری، کل سرنوشت افغانستان را درانحصار خود کشانده است واین سرنوشت را حتی حاضر نیستند با خود مردم تقسیم کنند. ازسوی دیگر، بازسازی اعتماد میان امریکا وتیم کابل، که بتواند «شاه کلید»ی برای حل مسأله قلمداد شود، ازامکان به دور است. انتخابات امریکا گام به گام نزدیک می شود و جناح های جمهوری خواه ودموکرات، تا زمان تصفیه حسابات خود شان، دروپنجرۀ مدیریت برون مرزی – افغانستان- را قفل می زنند. شعارهای تحویل گیری مسئولیت امنیتی کمرنگ ترشده وموضع درشت پاکستان دربرابرامریکا وحکومت افغانستان، خود به خود به تقویت طالبان می انجامد.
تا این دم، اجندایی به نام «صلح» ازنوعی که سران جهادی وحکومتی خواهان آن اند، رؤیایی است که درعمل، مفقود وغیرحاضراست وحتی کاربرد داخلی چندانی ندارد.