------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۱۲, شنبه

گوانتانامویی وحشت ناک درمرکز ایران


زندان لنگرود قم. نقطه ای مرکز ایران، نزدیک به پایتخت و کمی آن طرف از شهر خون و قیام. شهری که قرار بود مرکز تشعشع آفتاب عدالت باشد و صادر کننده ی آرمان های انسانیت و معنویت.
این روزها اما گزارش ها از زندان مرکزی قم نشان می‌دهد وضعیت فجیعی به مراتب بدتر از کهریزک در این زندان برقرار است. این گزارش از آزار و شکنجه گسترده انسان ها در زندانی در ۱۰ کیلومتری قم پرده بر می‌دارد. این زندان که زندان لنگرود نام دارد و به گوانتاناموی قم مشهور است، اخیرا به محل تازه ای برای نگهداری و شکنجه زندانیان سیاسی مبدل شده است.
این زندان که در جاده قم به کاشان قرار دارد، به دلیل تعداد بیش از حد زندانیان و امکانات کم و نیز اقدامات تحقیرآمیز مسئولان زندان، با مشکلات بسیاری روبه‌روست. روابط غیراخلاقی موجود، که طبق برخی گزارش‌ها برای بعضی از زندانیان به ممر درآمد تبدیل شده است، بر دامنۀ مشکلات این زندان افزوده است. این مسئله به خصوص در بند جوانان که محل نگهداری محکومان زیر ۱۸ سال است، بیشتر به چشم می خورد.
بر اساس این گزارش که به تازگی در اختیار کلمه قرار گرفته، مأموران زندان برخی زندانیان را به قصد تنبیه در فضای باز به میله های چراغ برق بسته و با ریختن آب سرد روی آنها ساعت ها در هوای سرد نگه داشته اند.
در ماههای اخیر حدود پانزده نفر از محکومان مواد مخدر و سایر جرایم، در زندان لنگرود قم اعدام شده اند. این تعداد علاوه بر محکومانی است که در نوبت اعدام قرار گرفته اند و بر اساس برخی شنیده ها تعداد آنها بین ۸۰ تا ۱۲۰ نفر است. همچنین بنا بر گزارش ها به تازگی گروهی از زندانیان سیاسی از زندان وزارت اطلاعات در قم به این زندان منتقل شده اند.
طی چند ماه گذشته این اولین باری نیست که فرد یا افرادی با گزارش های خود از زندان های کشور وحشت را از نظام قضایی و سازمان زندان ها در دل می آفریند.
چندی پیش بخش هایی از نامه سید هاشم خواستار، فعال فرهنگی و معلم در بند مشهدی به رییس قوه قضاییه، منتشر شد. در بخشی از این نامه ی تاثر برانگیز آمده بود: سالن ۴ بند قرنطینه که در تیر ماه ۸۷ آنجا بودم ۲۰۰ متر مربع مساحت و ۲۰۰ نفر جمعیت داشت که می گفتند به ۲۵۰ نفر رسیده و در تاریخ ۱۳/۰۹/۸۹ ، ۴۵۶ زندانی داشته که سرانه هر فرد از فضای آن نیم متر مربع می باشد و این مساحت فقط گنجایش نصف گوسفند را در آغول دارد. قبلا که هوا گرم بود از هوا خوری که وسایل ورزشی درآن نصب بود و ایرانیت روی آن گذاشته بودند استفاده می کردند، اما با سرد شدن هوا دیگر از آن استفاده نمی کنند و مجددا با گذاشتن بخاری، به عنوان فضای اسکان زندانیان استفاده می کنند.
سالن ۴ بند قرنطینه هشتاد تخت یکنفره دارد که به صورت دو نفره از هر تخت استفاده می کنند و زندانیان به صورت کتابی فشرده و بین تخت ها و زیر تخت ها می خوابند. سالن ۱ که مخصوص افراد معتاد است در آن زمان ۳۰۰ نفر و اکنون به روایتی ۱۱۰۰ نفر زندانی دارد. در سالن ۴ بند ۵ که ۱۳ اتاق ۱۵ تختی دارد، جمعیت آن به ۹۵۰ نفر رسیده است که در مسجد و جلوی توالت ها می خوابند و سالن ۱ و ۲ و ۳ هم بهتر از سالن ۴ نیست. بند ۴ هم آنقدر زندانی دارد که جلوی توالت و روی پله ها و ایستگاه پله ها می خوابند هنگام حمام یکنفر زیر دوش و ۱۰ نفر در صف هستند . سرپرست سابق بند ۶٫۱ مرتب به مولوی های اهل سنت متعرض می شد که ریشتان را کوتاه کنید که آنها می گفتند در حد یک مشته در مذهب ما واجب است و ایشان به آنها گفته ریش شما دل ما را سیاه میکند. این همه نا به سامانی ها و اعدام ها دلش را سیاه نمی کند ولی ریش مولوی ها دلش را سیاه می کند.
همچنین اردیبهشت ماه سال جاری مهدی محمودیان ، روزنامه نگار و زندانی سیاسی که در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد از وقوع تجاوز جنسی به زندانیان در این زندان خبر داده بود. محمودیان در نامه اش به رهبری از وقوع تجاوز جنسی در زندان رجایی شهر خبر داده و نوشته بود: در زندان رجایی شهر هر کسی که کمی زیبایی در چهره داشته باشد و احیانا زوری در بازو نداشته باشد و یا پول خوبی در حسابش نداشته باشد که باج بدهد به دیگران، به زور در سالن های مختلف و هر شب در یک اتاق گردانده می شود و هر مفعولی صاحبی دارد و از این بابت پولی به دست می‌آورد و بعد از چند وقت هم او را به دیگری می فروشد.
وی در ادامه این نامه آورده بود: در بندهای مختلف زندان رجایی شهر عمل لواط بصورت امری معمولی و قابل پذیرش در آمده است که ظاهرا مسئولین زندان برای کمتر شدن آلودگیهای آن وسائل بهداشتی مورد لزوم افراد را آزادانه در اختیار زندانیان قرار می دهند.
در بخشی از این نامه تاکید شده بود: اینجا در زندان رجایی شهر تحت امر شما فرزندان و شهروندان کشور تحت امرتان با قیمت دویست و پنجاه هزار تومان اجاره داده می‌شوند ودر این سیستمی که شما مسئولیت آن را دارید هیچ دادرسی نمی‌یابند.
وی در ادامه نامه اش اشاره کرده است که از صد ها مورد از این روابط که با رضایت طرفین و به صورت آزادانه و شاید صرفا بخاطر چند نخ سیگار و یا یکبار مصرف مواد صورت میگیرد می گذرد و از زندانی جوانی می گوید که طبق مشاهده یک زندانی سیاسی، در طول یک شب ۷ مرتبه به او تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکایت می کند به انفرادی (یا به گفته مسئولین زندان سوئیت) منتقل می‌شود بدون اینکه هیچکدام از متجاوزین حتی مورد سوال واقع شوند.
او همچنین در بخش های دیگری از این نامه به وجود ضرب و شتم در زندان اشاره کرده است اینکه زندانیان عادی به راحتی در زندان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. وی به شرایط بازجوییهای غیرقانونی در زندانها نیز اشاره ای کرده است و از آنچه بر سر متهمان حوادث پس از انتخابات رفته نیز سخن گفته است.
وی خطاب به رهبری نوشته بود: نمی دانم بعد از انتشار این نامه چه سرنوشتی در انتظارم است اما به خدای بزرگ و ائمه اطهار و همین طور به خون تمام شهدای راه آزادی و به خصوص شهدای یک سال اخیر سوگند یاد می کنم این مطالب عین واقع است و در زندان های تحت امر شما رخ داده است.
هفته ی قبل از این نامه هم ضیا نبوی، دانشجوی محروم از تحصیل و یکی از زندانیان حوادث پس از انتخابات در نامه ای خطاب به محمدجواد اردشیر لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه بخشی از شرایط زندان کارون اهواز را توصیف کرده بود.
ضیا در این نامه از شرایط غیر انسانی این زندان سخن گفته بود، شرایطی که به قول او توصیفش از عهده قلم و حتی هر گونه دوربین فیلم برداری و عکاسی خارج است و تنها وضعیتی مرزی بین زندگی انسان و حیوان را به نمایش می گذارد.
ضیا نوشته بود: آنچه در این جا می گذرد حقیقتا “ورای حد تقریر” است و قابل بازنمائی نیست! من چنین وضعیتی را نه پیش از این تجربه کرده بودم و نه جائی خوانده یا شنیده بودم. هیچ فیلمی یا داستانی تاکنون زندان را این گونه تصویر نکرده بود و هرگز در مخیله ام هم نمی گنجید که چنین جایی ممکن است وجود داشته باشد! شاید بتوان گفت که همه ی مصیبت های اینجا از این نکته بر می خیزد که انسان در یک محیط بسیار کوچک و بسته و به غایت آلوده با شمار زیادی از انسان های متفاوت و نامتناجس مواجه است و مجبور است تمامی لحظات خود را در چنین وضعیتی بگذراند. واقعا برای خودم هم جای سوال است که چگونه می توان توصیف کرد جایی را که حتی هوای سالمی برای تنفس و یا چند متر فضای خالی برای قدم زدن وجود ندارد! در این چند ماهی که در این زندان به سر می برم گاهی وقتی افکار و رفتارم را در طول شبانه روز مرور می کنم به نتایج عجیبی می رسم، احساس من این است که کم کم زندگی ام از محتوای انسانی تهی می شود.
اکنون در گزارش موجود از “گوانتاناموی قم” به موارد مشابهی اشاره می‌شود که نشان از تکرار فجایع مشابه در زندان‌های شهرهای مختلف کشور دارد.
متن کامل این گزارش که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
وضعیت نابسامان حقوق بشر در زندان لنگرود
زندان مرکزی قم معروف به زندان لنگرود که در ۱۰ کیلومتری جادۀ قدیم قم- کاشان واقع شده، همانند سایر زندانهای کشور، به دلیل تعداد بیش از حد زندانیان و امکانات کم و نیز نگاه تحقیرآمیز مسئولان زندان به زندانیان، با مشکلات بسیاری روبه‌روست.
وجود بیش از چهار هزار زندانی در این زندان، که بیش از سه برابر ظرفیت حقیقی آن است، باعث ایجاد وضعیت نابسامان اخلاقی و بهداشتی در این زندان شده است. کیفیت نامناسب غذای زندان، علاوه بر وجود حشراتی از قبیل ساس و شپش در آسایشگاه ها، گذران حبس را برای زندانیان دشوار کرده است و این غیر از وجود زندانیان مبتلا به ایدز و هپاتیت است که در کنار سایر زندانیان نگهداری می شوند. برخی بندهای این زندان دو تا سه برابر تعداد تخت های موجود زندانی در خود جای داده اند و کمبود تخت و فضای مناسب برای خواب تا حدی است که بسیاری از زندانیان شب را در هواخوری ها و راهروها سپری می کنند.
روابط غیراخلاقی موجود، که طبق برخی گزارشات برای بعضی از زندانیان به ممر درآمد تبدیل شده است، بر دامنۀ مشکلات این زندان افزوده است. این مسئله به خصوص در بند جوانان که محل نگهداری محکومان زیر ۱۸ سال است، بیشتر به چشم می خورد. برخوردهای خودسرانه و غیرقانونی مسئولان زندان با برخی زندانیان متخلف نیز وخامت وضع انسانی این زندان را دوچندان کرده است. از جمله گزارش شده که در مواردی مأموران زندان برخی زندانیان را به قصد تنبیه در فضای باز به میله های چراغ برق بسته و با ریختن آب سرد روی آنها ساعت ها در هوای سرد نگه داشته اند.
اعدام های خاموش و ساخت اتاق جدید اعدام
بنا بر این گزارش، در ماههای اخیر حدود پانزده نفر از محکومان مواد مخدر و سایر جرایم، در زندان لنگرود قم اعدام شده اند. این تعداد علاوه بر محکومانی است که در نوبت اعدام قرار گرفته اند و بر اساس برخی شنیده ها تعداد آنها بین ۸۰ تا ۱۲۰ نفر است. آخرین این اعدامها مربوط به نیمۀ دوم آذر ماه است که دو نفر از زندانیان مواد مخدر پس از تأیید حکم از سوی دیوان عالی کشور در محوطۀ این زندان اعدام شدند.
اخیرا مسئولان این زندان دست به کار ساخت اتاق جدیدی برای اعدام شده اند که در آن به روش مکانیزه تری اعدام انجام خواهد شد. شنیده ها حاکی از آن است که برخی از زندانیانی که به عنوان کارگر در این زندان به بیگاری گرفته شده اند از کمک به ساخت این مکان خودداری کرده اند.
بازرسی های نامناسب و غیر شرعی
بنا به گزارش فعالان حقوق بشر قم، تمام بازداشت شدگان و زندانیانی که وارد این زندان می شوند، بدون تفکیک از نظر نوع جرم، در بدو ورود به بهانۀ جلوگیری از ورود مواد مخدر به زندان، مورد بازرسی نامناسب قرار می گیرند. در این بازرسی ها، به جای استفاده از سگ های موادیاب و دستگاه های الکترونیکی، با بازرسی بدنی، حدود شرعی و کرامت انسانی زندانیان زیر پا گذاشته می شود و حتی زندانیان سیاسی نیز گاه به همین بهانه مورد تحقیر و اهانت قرار میگیرند، و زندانیانی که به این وضع اعتراض می کنند با برخورد بد مسئولان زندان روبرو می شوند.
سوییت یا گوانتانامو
در بخشی از زندان لنگرود قم، اتاق هایی ۲ در ۳ به نام سوییت وجود دارد که برای نگهداری محکومان به اعدام و مجرمان خطرناک و نیز تادیب سایر زندانیانی که به تشخیص مسئولان مربوطه مستحق سختگیری شناخته شده اند، در نظر گرفته شده است. در این اتاق های شش متری که در بین زندانیان به گوانتانامو شهرت دارد، زندانیان محروم از هواخوری و نور هستند، گاه تا پانزده نفر در آنها گنجانده می شوند و زندانیان مجبورند به صورت کتابی بخوابند؛ به هر یک از این زندانیان نصف سهمیۀ معمول هر زندانی غذا و پتو داده می شود؛ در گوشۀ هر یک از این اتاق ها یک دستشویی به صورت اوپن وجود دارد که با دیواره ای ۳۰ سانتی متری از محوطۀ اتاق جدا شده است و از آن به عنوان حمام نیز استفاده می شود. همین امر افزون بر وجود ساس و حشرات دیگر، وضع بهداشتی سوییت ها را بسیار بغرنج کرده است.
نگهداری یکی از زندانیان عقیدتی در سوییت
مهدی پاکروان زندانی عقیدتی که به اتهام “افساد فی الارض به واسطۀ عقاید انحرافی” چند ماهی است با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شده، در هفته های اخیر به سوییت زندان منتقل شده است و در کنار تعدادی از محکومان به اعدام و مجرمان خطرناک نگهداری می شود. انتقال این زندانی عقیدتی به سوییت در حالی است که به گفتۀ یکی از نزدیکان وی، او بیش از ۱۰۰ روز نیز در ادارۀ اطلاعات قم در سلول انفرادی بازداشت بوده و هم اکنون وضع جسمی مناسبی ندارد.
جزئیات بیشتری از پروندۀ اتهامی مهدی پاکروان در دست نیست. اما گزارش ها حاکی از آن است که با توجه به ممانعت دادگاه ویژه روحانیت از دسترسی او به وکیل و نیز انتقال مهدی پاکروان به سوییت زندان، احتمال صدور حکم اعدام برای او وجود دارد و قاضی پرونده، حسین بهرامی، قصد دارد در بایکوت خبری کامل حکم اعدام این زندانی عقیدتی را صادر کند. پیش‌تر نیز حسین بهرامی، قاضی دادگاه ویژۀ روحانیت که به قساوت و بیرحمی شهرت دارد، برای تعدادی از متهمان این دادگاه حکم اعدام صادر کرده است. از جملۀ این اعدام شدگان حسین اصفهانیان نژاد طلبه و معلم قمی است که به گفتۀ یک منبع آگاه در دادگاه ویژه، در سال ۱۳۸۵ با اعمال نفوذ یکی از مأموران وابسته به نهادهای امنیتی، با اتهامات ساختگی اخلاقی به اعدام محکوم شده است.
زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان لنگرود
در حال حاضر سه زندانی سیاسی و دو زندانی عقیدتی در زندان لنگرود مشغول سپری کردن دوران محکومیت خود هستند. احمدرضا احمدپور، روحانی عضو جبهۀ مشارکت و از اعضای بلندپایۀ ستاد مهدی کروبی در قم که اخیرا با حکم قاضی حسین بهرامی به اتهام نوشتن شکواییه به دبیرکل سازمان ملل متحد به سه سال حبس در زندان اهواز و ده سال تبعید به ایذه محکوم شده است؛ حسین گودرزی و سید محمد صالحی از اعضای ستاد روحانیون حامی میرحسین موسوی که آنها نیز توسط قاضی بهرامی به اتهام ساخت و تدوین مستند، به اسم کهریزک، به یک سال و نیم زندان محکوم شده اند؛ مهدی پاکروان که پرونده اش در مرحلۀ رسیدگی در دادگاه همچنان مفتوح است و هم اکنون در سوییت زندان نگهداری می شود؛ و سید فاخر موسوی از روحانیون تبعیدشده به قم که به اتهام “انتشار افکار انحرافی” به زندان و اقامت اجباری در قم محکوم شده است. از تمام فعالان حقوق بشر در ایران و خارج از کشور انتظار می رود ضمن پیگیری وضع این زندانیان و تماس با مراجع بین المللی برای جلوگیری از پایمال شدن حقوق انسانی شان، از ظلم و اجحاف بیشتر در حق آنها جلوگیری کنند.