-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

سراب خوش آب و رنگ صلح با طالبان / چالش هایی از جنس رویا

خبرگزاری مهر-گروه بین الملل : دیروز دوشنبه خبری مبنی بر توافق دولت افغانستان برای صلح با طالبان تحت شرایط خاص منتشر شد که به رغم زنده کردن امیدها برای برقراری ثبات در این کشور نگاهی دقیق به آن نشان می دهد شرایط مد نظر کابل به حدی خاص هستند که رسیدن به صلح را غیر ممکن می سازد.

شورای عالی صلح افغانستان که ریاست آن در ابتدا بر عهده "برهان الدین ربانی" رئیس جمهور سابق این کشور بود روز دوشنبه سندی را منتشر کرد که در آن چارچوب های اصلی صلح با افغانستان را ترسیم کرده بود.
به موجب این چارچوب ها، مذاکره با طالبان تنها به شرطی آغاز می شود که این گروه از خشونت علیه شهروندان افغانی دست کشیده، روابط خود با القاعده را قطع کرده، و قانون اساسی افغانستان را که به حقوق شهروندی و آزادی از جمله حقوق زنان احترام می گذارد را به رسمیت بشناسد.
همین یک بند از چارچوب های مورد نظر دولت افغانستان نشان می دهد که تا رسیدن به نقطه آغاز صلح یعنی مذاکره کابل با طالبان، افغانها راهی بس دراز و دشوار را باید بپیمایند.

چالش های موجود بر سر راه صلح افغانستان
-قطع رابطه طالبان با القاعده : 10 سال پیش از امروز، تنها دلیل برای حمله نظامی آمریکا به افغانستان، حضور گسترده اعضای شبکه القاعده و رهبر این گروه" اسامه بن لادن" در داخل خاک افغانستان و مهمان نوازی ومیزبانی طالبان از این گروه بود. به دنبال حملات یازدهم سپتامبر سال 2001 میلادی، امریکا و متحدانش تحت رهبری  جرج بوش حملات گسترده ای را حتی بودن موافقت کلی سازمان ملل متحد، برای سرکوب اعضای شبکه القاعده وطالبان درداخل خاک افغانستان آغازکرد که منجربه سقوط امارت اسلامی طالبان و روی کار آمدن نظام جدید درافغانستان شد. اما اکنون پس ازگذشت 10سال دانشگاه نیویورک در گزارشی می نویسد که" رهبران طالبان آماده اند برای خاتمه جنگ در افغانستان به رابطه خود با القاعده پایان دهند". این گزارش حاصل تلاش های  دو محقق آمریکایی بنام های "الکس استریک ون لینشوتن و فلیکس کوهن" در ولایت قندهار است. نویسندگان این گزارش می گویند" طالبان آماده اند که اطمینان دهند از افغانستان بعنوان پایگاهی برای حملات تروریستی استفاده نمی شود، اما سیاست آمریکا فرصت بیشتری برای القاعده در جذب اعضای جوانتر این گروه فراهم کرده است".
نکته ای که ذکر آن ضروریست آنکه ، طالبان با حملات نظامی آمریکا به دلیل حمایت از القاعده وجا دادن اعضای این گروه در داخل خاک افغانستان، 10 سال قبل حکومت بر افغانستان را در شرایطی که 95 درصد خاک افغانستان را تحت تسلط خود داشت، از دست دادند. اما هرگز، دست از جنگ و همراهی با القاعده برنداشت و اکنون می توان این پرسش را مطرح کرد که چه دلایلی برای قطع روابط طالبان با القاعده وجود دارد؟

عده ای از کارشناسان معتقدند که دلیل اصلی نزدیکی طالبان با القاعده ارتباط عاطفی میان بن لادن و "ملا محمد عمر" رهبر معدوم طالبان بود و اکنون که هر دوی آنها کشته شده اند دیگر دلیل محکمی برای ارتباط این دو گروه وجود ندارد اما وجود مورادی چون مشترک بدون دیدگاه های دینی و ... جدایی این دو گروه مسلح را از یکدیگر بسیار مشکل نشان می دهد.

-احترام به حقوق شهروندی پس از گذشت 10 سال از سقوط رژیم طالبان در افغانستان، هنوز هم شماری از افغانها از خطر بازگشت این گروه به اریکه قدرت نگران اند. روزنامه "افغانستان" چاپ کابل در این باره می نویسد : حالا هم مثل 10 سال پیش مردان در برخی از مناطق افغانستان از ترس شلاق طالبان، ریش شان را نمی تراشند. اما در دیگر بخش های کشور در حالی که مردم از شلاق طالبان هراس ندارند، امنیت آنان هر از گاهی با حملات طالبان تهدید می شود.

طالبان در سالهای گذشته نشان داده که اهمیتی برای حقوق شهروندی افغان های قائل نیست . برای مثال در دوره گذشته انتخابات، طالبان تهدید کرده بود که انگشت افرادی را که به پای صندوق های رای می روند قطع می کند و ...

وجود مواردی از این دست نشان می دهد که طالبان برای پذیرفتن حقوق شهروندی افغان ها باید یک دوره خودسازی را طی کند زیرا در غیر این صورت یا کابل باید از قید این شرط خود بگذرد یا آنکه صلح در افغانستان همچنان کیمیایی نایاب باشد.

احترام به حقوق زنان : از سال 2001 به بعد، نهادهای مختلف حقوقی داخلی و خارجی در افغانستان شروع به کار کردند و بر اساس تلاش این نهادها تا حد زیادی وضعیت حقوق بشری زنان، در افغانستان، تغییر کرد؛ اما با وجود همه کارهایی که در راستای دفاع از حقوق زنان و ظرفیت سازی برای آنان، در عرصه های گوناگون، صورت می گیرد هنوز هم زنان، اصلی ترین قربانیان نقض حقوق بشری و خشونت های گوناگون در افغانستان هستند.

عدم اجرای قوانین، عدم تساوی جنسیتی، دیدگاه ها و برخوردهای سنتی، تقابل ارزش های مدرن و سنتی در جامعه، نا امنی ها و فرهنگ قومی- قبیله ای، از مهم ترین مواردی هستند که با زیر شاخه های متعدد، منجر به نقض حقوق بشری زنان، به شکل گسترده در پایتخت و مخصوصاً ولایات، می شوند.

سالانه موارد متعددی از خشونت علیه زنان، از طریق رسانه ها و نهادهای حقوقی، ثبت می شود؛ اما نباید انگاشت که موارد درج شده از خشونت، آمار قطعی و کلی است؛ زیرا بسیاری از خشونت های صورت گرفته تا هنوز به دلیل فقدان امنیتی و آگاهی های حقوقی و در مواردی هم به دلیل مسائل فرهنگی و سنتی، هیچ گاه گزارش داده نشده اند.

رعایت حقوق زنان از سوی طالبان در کشوری که هنوز مردم عادی آن به این اصل احترام نمی گذارند اصلی است که شاید کودکان امروز افغان در سنین میان سالی و یا حتی کهنسالی خود شاهد آن باشند. مواردی چون مسموم کردن دختران دانش آموز توسط طالبان که گزارش های متعددی از آن منتشر شده، ترس دختران دانشجوی افغان از حضور طالبان در کلاس های درس دانشگاه ، برخورد شدید با دخترانی که قصد تحصیل حتی در سطوح ابتدایی دارند و ... نشان می دهد که نگاه طالبان به زنان همان نگاهی است که اعراب دوران جاهلیت داشتند و از همین رو احترام به حقوق زنان از سوی طالبان امری دست نیافتنی است.

نتیجه آنکه همین سه مورد جزئی نشان می دهد که شرایط تعیین شده از سوی دولت افغانستان به عنوان پیش شرط آغاز مذاکرات صلح با طالبان چنان دست نیافتنی هستند که رسیدن به آرامش را در این کشور دست نیافتنی می کند.