------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

امریکا خواهان تغییر حکومت درکابل است


امریکا خواهان تغییر حکومت درکابل است.
گزارش ها بیانگروضع خاص در روابط واشنگتن وکابل اند. بی اعتمادی وبهره گیری از فرصت ها به منظور اعمال فشار بریکدیگر همچنان سرجایش باقیست.  وقتی دراواسط 1387 دموکرات ها درکنگرس امریکا، ازکنار زدن رئیس جمهور کرزی سخن راندند، گرمای رابطه میان کابل وواشنگتن هرگز بسان سال دوره حکمروایی جورج بوش نبوده است. تلاش های برخی حلقات درواشنگتن وکابل برای آشتی واقعی دو طرف، به نتیجه نرسیده است. بارک اوباما درچندین نوبت رئیس جمهور کرزی را به مبارزه علیه فساد وخودسری در امرحکومت داری و دادگاهی کردن فسادسالاران تشویق کرد؛ اما هیچ جواب عملی درکابل دیده نشد.
ایران با استفاده از سردی رابطه میان کابل وواشنگتن سرکیسه را شل کرد وهزاران تن از مأموران افغانی الاصل خویش را به طرفداری از کرزی به کار گماشت تا پل رابطه میان امریکا و کابل را برای همیشه درهم بشکند. این کشور تا حدودی درین راستا پیروزی هایی داشته است. مگر گمان می رود که امریکا خود می خواهد که پای مداخله ایران هرچه بیشتر در گرداب افغانستان داخل شود. چنانکه اکنون رژیم ایران توانایی خروج از ورطه بحران افغانستان را از دست داده است. رهبران ایران خود این راه را برگزیده اند وهمواره تصریح داشته اندکه جنگ با امریکا را درخارج از ایران دنبال خواهند کرد. ایران درجنگ نافرجام مخفی علیه امریکا، حکومت کابل را به گرو  گرفته است. این چیزیست که باعث اختلافات  ودو دستگی درکابینه افغانستان شده است. مخالفان نزدیکی با ایران درکابینه مثلت ( جنرال رحیم وردک، حضرت عمرزاخیل وال وهدایت امین ارسلا ) اند. با این حال کفۀ حمایت از ایران به دلیل ارسال بسته های پول به تمامی مقامات ارشد( برای هریک به طورجداگانه) حکومت را درحالت برزخی قرارداده است که آیا میان امریکا و ایران کدامیک را انتخاب کنند؟! مقامات ارشد می دانند که درفهرست سیاه واشنگتن ومتحدان غربی جا دارند. مجموعه این مسایل، کشمکش میان واشنگتن وکابل را هرچند بی صدا باقی مانده، وارد مرحله فرسایشی ساخته است.


تکیه برفاکتور پاکستان – طالبان
وضع طوری است که امریکا برای ارسال کمک های سخاوتمندانه مانند گذشته برای توسعه وبازسازی افغانستان علاقه چندانی ندارد. تجهیز واختصاص بودجه برای تقویت ارتش ملی، حالت رنجباری را برای مقامات آن کشور به وجود آورده است. یک سوال اساسی آن است که ارتش در آزمایش های آینده به چه کسی وفادار خواهد بود؟ به نظر می رسد که سیاست واشنگتن درمقابله با چالش "کابل" با بمباران و حمله به کاخ قدرت همراه نخواهد بود؛ درین بازی ( بازی درمیدان بن بست) پاکستان وطالبان ابزار مناسب برای حل قضیه اند. بازی طوری آغاز شده است که پاکستان ظاهراً با پایگاه امریکا درافغانستان مخالفت می کند؛ مگر به شرط تأمین رابطه استراتیژیک ونظامی میان افغانستان و پاکستان، دست از مخالفت خواهد برداشت. زرداری رئیس جمهور پاکستان اخیراً گفت:
فکرمی کنم حدود 12 سال است که امریکا درگیر افغانستان شده و بدون شک که حوصله همه درحال به سررسیدن است به ویژه حوصله مردم امریکا که درپی جواب برای سوال هایشان هستند.
سخنان زرداری نیازی به تشریح ندارد. یعنی امریکا چانس پیروزی را از دست داده، حوصله نظامیان ومردمش هم تمام شده، وباید یا شکست خود را قبول کرده فرار کند؛ یا آن که به پیشنهادات مفید ومکرر پاکستان توجه کند و افغانستان را از راه پاکستان اداره کند و سیاست های آینده اقتصادی وسیاسی و نظامی این کشور را طراحی کند. سیاست مقابله آمیز کابل با امریکا، فساد سالاری، عدم تفریق دوست ودشمن، عدم تعریف تروریست وبرادر  ونزدیکی خطرآمیز با ایران ( دشمن امریکا) شرایطی را به وجود آورده تا امریکا پیشنهادات پاکستان را معقول وارزان تلقی کنند تا هم اداره افغانستان به آسانی تأمین شود و هم متحد استراتیژیک قدیمی خویش را برای همیشه خوشنود نگهدارند.
صدراعظم یوسف گیلانی درسفر اخیرش به کابل عنوان کرد که " امریکا دیگرتوان حضور مؤثر و مفید درمنطقه را ندارد و اتکای بیش از حد افغانستان به امریکا، سبب خواهد شد تا افغانستان همکاری کشورهای همسایه را از دست بدهد."
این سخنان درواقع نرم کردن زمین برای پاشیدن بذر های بعدی است. آقای گیلانی افزود:" افغانستان وپاکستان باید همکاری های استراتیژیک درعرصه نظامی داشته باشند." هرگاه مقامات کابل به این امر راضی شوند" پاکستان برای مهار کردن گروه طالبان تلاش خواهد کرد."
یعنی طالبان دردست پاکستان است وهمکاری استراتیژی نظامی با پاکستان ( به قول گیلانی) ضامن آرامش درافغانستان است. مسلم است که پیشنهادات پاکستان بالاثر مشورت های مقامات واشنگتن صورت می گیرد که هدف ازآن، اعمال فشار وپایان دادن به سرکشی های حکومت کابل است که ایران درآن دست بالا دارد. همچنان این مانور ها گول زدن ایران است تا سرپنجه های آهنین خویش را بیشتر درکاسه افغانستان فروببرد؛ زیرا مجموع سیاست های رئیس جمهور احمدی نژاد به حقانیت سیاست های واشنگتن نسبت به رژیم ایران گواهی داده است.


اختلاف درکابینه دولت
فشار های امریکا وایران بر حکومت کابل برای حفظ و دستیابی به امتیازات بیشتر، وضع روانی غیرقابل تحملی را ایجاد کرده است. هر وزیر کابینه خصوصاً معاونان رئیس جمهور، از عواقب قضایا که ممکن است همه چیز را وارونه کند،  دستخوش اضطراب اند. خصوصاً آنانی که نام های شان به طور درشت درفهرست متحدان ایران درج شده است؛ مانند عمرداوود زی رئیس دفتر رئیس جمهور. اختلاف در کابینه بعداز  رخنه یک تروریست به حریم وزارت دفاع و رهایی 541 طالب و فرماندهانی که به قیمت خون صد ها نفر خارجی وداخلی از میدان های جنگ دستگیرشده بودند، افزایش یافته است. حالا هم نیروهای خارجی میگویند که طالبان خیلی قوی شده اند و هم خود طالبان ازپیروزی های گیچ کننده خویش سخن میگویند . گپ به جایی رسیده که شب نامه های طالبان به طورعلنی نشر می شود و رادیوی بی بی سی برخلاف گذشته، مصاحبه سخنگوی طالبان را به حیث یک نیروی سوم نشر می کند. جالب این جاست که دفتر مطبوعاتی نیروهای امریکایی دربگرام خود از" حملات پیچیده" طالبان خبرمی دهند و حالت دفاعی به خود می گیرند و طوری نشان می دهند که تمام قدرت را باید به کار گرفت تا دربرابرحملات طالبان حالت دفاع به خود گرفت!
از سوی دیگر طالبان در اعلامیه های خویش چنین می نویسند:
"مجاهدین در سطح ولایت علاوه بر کمیسیون نظامی شورای سرتاسری جهادی نیز دارند که بموقع برگزار می گردد.
در پانزده ولسوالی ولایت مسؤلین ولسوالی ها منظم بامور جهادی پرداخته تشکیلات شان از نظم خاصی برخوردار بوده تمامی لوائح و هدایات مقام رهبری امارت اسلامی تطبیق گردیده از سوی افراد و ادارات مربوطه و ذیربط مرعی الاجراء می باشد. در سطح ولایت رئیس محکمه و اعضای آن طور منظم تعیین و تنظیم گردیده بکارشان مشغول میباشند. اکثر مردم چونکه ادارات رژیم دست نشاندۀ کابل ملوث برشوت خوری وضعف اجراات می باشند به آنها مراجعه نکرده بعلماء کرام که از سوی امارت اسلامی بحیث قاضی تعیین گردیده روزانه مراجعه نموده طبق شریعت غرای محمدی صلی الله علیه و سلم فیصله و اصدار حکم گردیده اجراات صورت می گیرد."
آیا این مانور ها به معنای آن نیست که طالبان دیر یا زود( خواهی نخواهی) به علت ضعف وبی کفایتی وظلم وجور رژیم فساد سالاران درکابل ممکن است حمایت کامل مردم را به سوی خود جلب کنند. درصورتی که مردم قیام کنند و قیام شان برضد فساد و خودسری و خیانت موجه ومعقول هم است، نیروهای خارجی چه کاری از دست شان ساخته است؟ تفسیراین سخن آن است که واشنگتن اکنون قانع شده است که به کمک پاکستان و نیروی طالبان، رژیم را تغییر بدهد یا تغییر را طوری عملی کند که یک حکومت انضباطی قایم به وجود آید که ثمره تدبیر پاکستان و مصلحت امریکا باشد. بی تردید پاکستان وعده داده است که درصورت پیروزی طالبان، دست آورد های ده سال اخیر را که جزو ارزشها وامتیازات حضور غربی ها درافغانستان است، حفظ خواهد کرد.
دامن به تبلیغات درمورد قدرت گیری طالبان از سوی نیروهای جهانی و پاکستان، بیانگر این نکته هم است که "سپردن مسئولیت امنیت برخی شهر ها و ولایات به ارتش ملی،" یک قمار از قبل باخته شده خواهد بود. درین گیرودار حکومت کرزی قصددارد دربدل امضای پیمان نامه روابط استراتیژیک با امریکا، دست به معامله و امتیاز گیری بزند. ارجاع مساله به ولسی جرگه و مخالفت برخی از اعضای حکومت نظیراسماعیل خان فرمانده معروف جهادی درحوزه جنوب غرب( فعلا وزیرانرژی وآب) وبسم الله محمدی وزیرداخله با اعمار پایگاه های امریکایی درافغانستان سنگ هایی اند که حکومت کابل پیش پای امریکایی ها می اندازد. می توان استنباط کرد که احتمالاً میان اسلام آباد وامریکا درخصوص تعیین چه  گونگی نظام آینده و نقش افغانستان درمنطقه توافقات اعلام ناشده ای حاصل شده است. شورای صلح برسرهیچ بازی می کند؛ قطعه اصلی دردست پاکستان وامریکاست. شاید حوادث بعدی عیناً به همان شکلی که درمقال حاضر مطرح شد، اتفاق نیافتد، مگر حکومت کنونی از پاسخ به سوالات ابتدایی درموردحل بحران کشور عاجز است. باید جا خالی کند.



ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

احتمال شروع دو باره جنگ داخلی


احتمال شروع دو باره جنگ داخلی

فشار پاکستان برامریکا و حکومت افغانستان افزایش یافته است. هدف آن است که پاکستان مسئولیت ادارۀ افغانستان را دردست خود گیرد. این همان رؤیایی است که پاکستان تا کنون درپی آنست. آزادی کلیه فرماندهان و کادرهای طالبان از زندان ها و معاملۀ پشت پرده از سوی شورای صلح با پاکستان و طالبان، کم کم زمینۀ قناعت پاکستان را فراهم کرده است. پاکستان فعالانه درتلاش است که درین میان، نظرمقامات واشنگتن را نسبت به برنامه های خویش درافغانستان که هم پاسدارمنافع امریکا وهم باعث اطمینان پاکستان خواهد بود، جلب کند. مقامات غربی برسر دوراهی قرارگرفته اند که آیا به طرح پاکستان گردن بنهند یا آن که مانند گذشته درانتظار بمانند تا یک حکومت با کفایت، مسئول، قوی وشریک مطمئن برای غرب درافغانستان ایجاد شود؛ کاری که تا هنوز به دلایل مختلف انجام نشده است.
عامل دیگری که دست پاکستان را در دنبال کردن برنامه هایش باز می گذارد، عمیق شدن ناامیدی ونارضایی مردم از حکومت کنونی و حضور بی فایده جامعه جهانی است. مضاف برآن، مردم خواهان همکاری با جامعه جهانی وحکومت نیستندو دنبال راه نجات خویش از سلطه دزدان، فاسدان و گروه بازان اند که چهره های شان برای مردم بسیار خسته کننده شده است.
نشانه هایی دیده می شود که همزمان با نزدیک شدن امواج انقلاب های مردمی از شمال افریقا وسوریه به سوی آسیای مرکزی وایران، توجه امریکا با توجه به حساسیت دیرینه ای که نسبت به تغییر رژیم درایران دارد، به آن سو جلب شود و مسئولیت اداره افغانستان را عمدتاً ( مانند سال های نود) به دوش پاکستان بگذارد. مسلم است که پاکستان اداره افغانستان را به وسیله طالبان وشورای صلح روی دست می گیرد تا یک پوشش بنیاد گرایی خطرناک را درمنطقه به وجود آورد.
 این خطرکاملا جدی است و نخستین نتیجه گیری ازین وضع آن است که کشور برای یک جنگ داخلی دیگر آماده می شود. طالبانیزه شدن روزتا روز حکومت افغانستان درواقع شروع همین روند است. چهره های سیاسی معامله که تا کنون یا درداخل یا از خارج دولت به ایفای نقش به نفع پاکستان وایران مشغول بوده اند، حالا نیز تحرکاتی را شروع کرده اند. وضعیت به ما هشدار می دهد تا برای نجات دست آورد ها درعرصه های دموکراسی، جنبش پارلمانی، حراست از آزادی های عقیده و دست آورد ها درزمینه های حقوق بشر که درسال های اخیر به دست آمده است، بیش از گذشته حساس باشیم.
نگذارید کشور به وسیله سیاست مداران مزدور، معامله گر ومشتاق جیفه های ناچیز دنیایی، یک باردیگر درورطه یک جنگ بنیاد برانداز فرو رود.


ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

اخبار پنهان



 اگرگوشه ای از پردۀ رازهای درونی اردو سازی و ترتیبات درخصوص تشکیل ارتش ملی را بالا بزنیم چه چیزی رامی بینیم؟
نخستین چیزی که به چشم می زند، سهل انگاری درتأمین نیازهای نظامیان ومنسوبان ارتش است. یونیفورم های ارتش ملی سخت فریبنده وظاهری است. زیرپوشش یونیفورم آدم هایی نفس می کشند که  سخت پریشان، افسرده، فقرزده و از لحاظ سلامتی بدنی وروانی در وضع ناجوری قرار دارند. درسرنوشت یک ارتش چه اهمیتی دارد که چند جنرال بلند پایه وکسانی که به منابع مالی وامکانات فراوان دست شان دراز است، درتلویزیون ها ظاهر شوند یا در نمایش های رسمی محکم محکم قدم بردارند؟
هیچ کس نگفت که حقیقتاً چه اتفاق افتاد که یک افسر ارتش، زندگی خود و دیگران را طعمه آتش خشمی کرد که یک لحظه سراپایش را فراگرفت و دقایقی بعد، همه چیز رنگ تأسف و اندوه به خود گرفت. نادیده انگاشتن جوهره تلخ نارضایتی درارتش، دروضع جنگی فعلی، عصیان های خونباری را درقبال خواهد داشت.
نیروهای خارجی و مقامات وزارت دفاع دربارۀ رویداد خونین هفتم ثور درفرودگاه کابل مهر سکوت برلب زده اند. نامه های خبری از هر دو طرف، کوتاه نوشتند که یک افسرپیلوت درنتیجۀ یک "مشاجرۀ لفظی" هشت نظامی امریکایی را از پا درآورد. مشاجره برسرچه بود که این چنین معرکه آفرید؟ اگر مشاجره هایی ازین دست، امری معمولی درنظرآید، باید انتظار مشاجره های بی حساب دیگر را هم باید داشت؟! آزادی بیان واطلاعات همیشه از سوی حکومت افغانستان محدود شده است. درین ملک همه چیز را پنهان می کنند تا زخم خونین انگیزه اصلی چنین کشتار، دهان باز نکند. دموکراسی مطبوعاتی درافغانستان امروز، متأسفانه این گونه است.
دگروال احمدگل افسرپیشین وبا تجربه نیروی هوایی ارتش را چه چیزی واداشت تا ماشه را به هدف کشتن همکاران خارجی خویش  چنان بکشد که تا آخرین گلوله، تفنگش بغرد؛ تاعقدۀ صاحبش را به بهای از دست دادن زندگی شیرین، بی سرپرستی هفت فرزند به اضافۀ داغداری خانمش خالی کند. آیا برای انسان مواقعی پیش می آید که برای رها شدن ازتوفان درونی، فقط یک چانس باقی می ماند؟
افسران ونظامیان مسلکی درین کشور، درسال های تجاوز پشت تجاوز، خیلی ها رنج برده اند و به اندازه تجربه وتحصیل شان، دردوره های مختلف"انقلاب" ها و"انفلاق" ها دردرون خویش گریسته اند. افسرانی که برای افغانستان ( نه  برای دزدی وزمین خواری ورشوه وغصب ملکیت عامه) جنگیده اند، هماره در تنگدستی زیسته اند.
برسر دگروال احمدگل که به قول عام، سرخود را درارتش کشور سفید کرده بود، چه حال افتاد که یک باره، ازهفت فرزند وزن  وزندگی خویش روی برتافت و برای آرامش خویش، زندگی هشت هم نوع دیگرخویش را برباد داد؟
او دربیست سال اخیردرنهایت رنج وتعب و"غم نان" زندگی را سپری کرده بود. درهمین سال ها که بی نانی وفشار اقتصادی سخت فشارش داد، یگانه سرپناه خود را ( اپارتمان سه اتاقه) خود در"بلاک های هوایی" را فروخت تا برای فرزندانش قوت ولایموتی فراهم کند. درد او را هیچ رژیم و حاکمی نفهمید و کسی از حال این افسر دردمند چیزی نپرسید. پیوستن به اردوی ملی بعد از سال ها رنج نیستی و فقراعصابش را نجات نداد و خوره سال ها پریشانی چنان برجانش افتاده بود که گاه سر از پا نمی شناخت و از متاع ارزان خشم و خشونت ناخواسته خویش تبعیت می کرد. اما روز هفتم ثور1390 آخرین نمایش زندگی او بود. هیچکس نفهمید که درآن روز، چه گونه از برخورد مغرورانه و سرد نظامیان خارجی به ستوه آمد؟ چه شنید؟ چه گفت چه گونه فریاد کشید و چطور یک باره تفنگ برداشت تا غم های بیست ساله اش را بالای نظامیان خوش پوش خالی کند؟
این نکات را به خاطری نوشتم که تصویربالنسبه روشنی از ماهیت و ترکیب ارتش ملی درذهن ما ایجاد شود. آیا افغانستان با چنین نظامیان خرد شده و درهم شکسته، به دفاع از خاک و میهن خواهد رفت؟ آینده بس خطرناک است.ارتش بدون انگیزه و اعتماد، صرفا سیاهی لشکر است که به درد هیچ کاری نمی خورد. خاصه این که ارتش و پلیس شب وروز کشته می دهد و ده هاهزار معلول برصف معلولان اضافه می شود تا طالب و تروریستی را گیر می اندازند برای مجازات. که جامعه از دست شان درآرامش باشد، اما خیلی قشنگ، بخشی از حکومت به همکاری وهمیاری پاکستان و همین خارجی ها طی یک نمایش تأسف بارهمه را رها می کنند تا به قول خود شان، جنگجویان دو باره به پایگاه های شان برگردند. پس دگروال احمدگل ها چه تکلیفی دارنددرین کشور تا جان های شان را برای هیچ قربان کنند؟

اخبار پنهان



امریکا، درانتظار برخورد
سنگین در ایران است
گفته می شود، در ارتباط با اختلافات اخیر میان دولتی ها(احمدی نژاد)، بیت رهبری (خامنه ای) و گروهی از فرماندهان سپاه که اخبار و شایعات آن تا قلب مطبوعات و مجلس راه یافته، خلاصه گزارشی مهمی از امریکا به تهران مخابره شده است. این گزارش درباره دیدگاه های محافل پرنفوذ در حاکمیت امریکا و بویژه نظر چند تن از نظریه پردازان امریکائی است. از جمله برژینسکی، پولاک و جیمزروبین. در همین گزارش روی آخرین نظر برژینسکی تاکید شده که گفته است «ما در انتظار برخورد سنگین و خونین در ایران هستیم و دراین برخورد، احمدی نژاد دست بالا را دارد!»
در بخش دیگری از همین خلاصه گزارش آمده است که «خامنه ای بی پشتوانه است. فرماندهان سپاه دنبال قدرت و پول هستند و این دو اهرمی است که آنها برای کسب آن از احمدی نژاد پشتیبانی می کنند.»
گزارش تاکید می کند که درحال حاضر امریکا تمایلی به هیچگونه مذاکره و تماس با ایران ندارد و منتظر نتیجه حوادثی است که پیش بینی می کند.
منبع ارسال کننده این خبر به پیک نت، تاکید کرده است که احتمالا در آینده نزدیک بخش هائی از این گزارش در رسانه ها انتشار خواهد یافت.
همین منبع اضافه کرده است، چهره پشت بسیاری از حوادث در دولت "ثمره هاشمی" است و رحیمی معاون احمدی نژاد در حقیقت منشی اوست.


ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

خبر پنهان


پس از افشای فهرست نام های کلاهبرداران درکابل بانک، تماس میان چهره های ردۀ اول مافیا که سرمایه های مردم را به باد فنا داده اند، افزایش یافته است. تا نشر این خبر، تماس میان کلاه برداران برای برون رفت از بازخواست قانون و واکنش مردم شکل اضطراری به خود گرفته است. تصمیم اول کلاه برداران فرار از کشور و حداقل غیابت از شهر کابل است. آن ها ترس ازآن دارند که .
. ممکن است بعد از نشر خبردر مورد به افلاس کشیده شدن کابل بانک، یک رشته نا آرامی ها و عکس العمل های مردم را  سبب شود. 
خبرحاکیست که مهره های درشت مافیا ( برادران رئیس جمهور ومعاونش) نسبت به افشای نام های شان به حیث دزدان پول مردم درکابل بانک، از سوی آقای عبدالقدیرفطرت  سخت خشمگین شده اند. اما آقای فطرت واقعاً از خود شجاعت نشان داده و من از جانب خودم برای ایشان چنین مسئولیت شناسی و جسارت را تبریک میگویم.
هرچند گروه کلاه برداران رسماً به دزدی و خیانت مالی متهم شده اند، مگر هیچ نیرویی درحکومت اراده نخواهد داشت تا حق مردم را از جیب های آنان برون کند ویا آنان را به دادگاه معرفی کند.
به نظرمن اگر بحران کابل بانک به مرحله حساسی برسد، احتمال دارد مردم به تأسیسات این بانک حمله ورشوند و یا ملکیت ها و خانه های کلاه برداران را مورد هجوم قرار دهند. 
مردم! نگذارید خاینان از چنگ تان فرار کنند. از مردم سوریه و لیبیا ومصر چیزی بیاموزید..

اخبار پنهان


فرار زندانیان طالب ازبازداشتگاه قندهار، با استفاده از ابزارهای پیشرفتۀ مهندسی وبرنامه ریزی استخباراتی دقیق
صورت گرفت که در نوع خود درتاریخ منطقه وافغانستان بی سابقه است. بخش هوادار پاکستان بی تردید ازین عملیات ازقبل مطلع بودند. این عملیات بدون رضایت امریکا، انگلیس، پاکستان وبخش طالب پرور حکومت کنونی امکان نداشت.این حادثه کمی بعد از سفر نخست وزیررضا گیلانی به کابل صورت گرفت وسپس ظاهراً خبری به رسانه ها درز کرد که پاکستان مخالف پایگاه سازی امریکا درافغانستان است.
تحلیل وضع نشان می دهد که این خبر از ریشه نادرست است وبرعکس بین امریکا و پاکستان برسرپایگاه سازی درافغانستان توافق حاصل شده است. درین توافق رؤیای پاکستان تعبیر شده و با پیشرفت حوادث بعدی، کنترول امور افغانستان در سطح منطقه به پاکستان واگذار شده است.فرار سازماندهی شده طالبان جزو همان توافق است. بدین ترتیب، طالبان پا به پای حوادث که از انقلاب های کشورهای عربی سرچشمه گرفته و به سوی ایران نزدیک می شود، به تدریج آماده می شوند تا به حیث یک نیروی تعیین کننده و رهبری کننده درافغانستان تجدید حیات کنند.از همین حالا پیش بینی هایی وجود دارد که با شروع جنگ داخلی درایران ، توجه امریکا از حوزه افغانستان به سوی محور های انرژی بزرگ ایران معطوف می شود و افغانستان همچنان به حیث پسکوچه استراتیژیک درحیطه صلاحیت پاکستان قرار می گیرد. لنگر اندازی امریکا به سوی ایران، در واقع عبور به سوی مأموریت جدید است و بدین وسیله افغانستان به حیث زراد خانه، گذرگاه و یا جبهه عقبی احراز موقعیت می کند.
بخش ائتلافی حکومت آقای کرزی شامل مارشال فهیم و آقای ربانی ازین امرمطلع اند و علی الظاهراز وضع خویش راضی به نظر می رسند؛ اما تغییرات درحا ل وقوع به سونامی سیاسی شباهت دارد و ما باید منتظر حوادث باقی بمانیم.


ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۵, دوشنبه

داستان کوتاه من چه کنم؟


داستان کوتاه
من چه کنم؟
نویسنده: رزاق مامون

داستان کوتاه عشق و جنگ


داستان کوتاه
عشق و جنگ
نویسنده: رزاق مامون

داستان کوتاه مرا بازداشت کن


داستان کوتاه
مرا بازداشت کن
نویسنده: رزاق مامون

داستان کوتاه خدایان جنگل میمیرند


داستان کوتاه
خدایان جنگل میمیرند
نویسنده: رزاق مامون

داستان کوتاه صاعقه


داستان کوتاه
صاعقه
نویسنده: رزاق مامون

متن مکمل داستان

داستان کوتاه گیتا


داستان کوتاه
گیتا
نویسنده: رزاق مامون

متن کامل داستان


نمایشنامه زلزله


نمایشنامه
زلزله
نویسنده: رزاق مامون


متن کامل کتاب

داستان کوتاه مهره



داستان کوتاه
مهره
نویسنده: رزاق مامون


لینک مکمل

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

داستان کوتاه گره

داستان کوتاه
گره
نویسنده: رزاق مامون

لینک مکمل

داستان کوتاه دختری میمیرد


داستان کوتاه
دختری میمیرد
نویسنده: رزاق مامون

لینک مکمل

داستان کوتاه طلوع


داستان کوتاه
طلوع
نویسنده: رزاق مامون

لینک مکمل

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کتاب
احمد ظاهر چگونه ترور شد؟
نویسنده: رزاق مامون

لینک مکمل کتاب

داستان کوتاه

داستان کوتاه
رویا
نویسنده: رزاق مامون

لینک مکمل

خط قرمز ایران


مقاله سیاسی
خط قرمز ایران
نویسنده:رزاق مامون

لینک مکمل




نمایشنامه عبدالخالق





لینک مکمل کتاب

حق پادشاهی

     

حق پادشاهی
هفته آخر زندگی حبیب الله کلکانی




پرده اول


پرده دوم


پرده سوم


پرده چهارم و پنجم

نمایشنامه افشین

نگاه مخفی




"نگاه مخفی"
بخشی از روز نوشت ها رزاق مامون


راز خوابیده/جلد دوم




"راز خوابیده - جلد دوم"
معمای مرگ فاروق یعقوبی

به زودی منتشر می شود.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

راز خوابیده/جلد اول

Click the link to read this book:




"راز خوابیده "
اسرار مرگ دکتر نجیب الله



دانلود کتاب رد پای فرعون


رزاق مامون

زنده گینامه قلمی رزاق مامون















من رزاق مامون متولد سال 1343 در کابل ، دوره ابتدایی تحصیل را در متوسطه سید جمال الدین افغان و دوره ثانوی را در لیسه شیرشاه سوری سپری کرده ام. من دراصل از ولایت پنجشیر هستم اما زادگاه اصلی و بستر شخصیت فکری و خانواده گی من شهر کابل است و از لحاظ نسب با تمام انسان ها درهر جای عالم و درهر جغرافیا که در برابر بی عدالتی به عنوان شر مطلق مبارزه می کنند، رابطه دارم. من از شانزده ساله گی دارای تفکرات سیاسی بودم و در یک محیط سیاسی اندیش پرورش یافتم. از ابتداء در دو بستر فکری سیاسی چپ و راست پرورش یافتم اما دیریست که از چهارچوب سازمانی بستر های فکری چپ و راست خارج شده ام . اما جوهره های اصلی که مرا در پهنای انسان بودن و برای انسانیت و مراد غایی رهنمونی می گشت، با تمام قوت درمن باقیست و من به برکت همین جوهره هنوز می توانم مدعی شوم که غایت مطلوب من انسان شدن و تلاش برای انسانی زیستن است. البته درین امر گاه گاهی من بیش از حد معمول شتابزده و احساساتی عمل می کنم.
ازاوایل سال های شصت خورشیدی که در زندان بودم به ادبیات روی آوردم. در ابتداء گرایش به سرایش شعر داشتم اما به زودی متوجه شدم که شهروند خوبی برای این دنیای پیچیده و لطیف نیستم . شاید من دنیایی داشتم که در قلمرو شعر نمی توانستم این دنیا را نفس بکشم و درونی کنم. تغییرات ذهنی من سریع تر از آهنگ دوره های اولیه شعر سرایی بود به همین سبب، یک مشت سروده ها را به آتش ریختم و خودم را تحویل دنیای داستان نویسی کردم. از سال های نیمه اول شصت به داستان نگاری کوتاه روی آوردم . حاصل کار های ادبی برای فعلاً این ها اند:

رمان عصرخود کشی ( دوجلد) جلد اول هشت سال پیش در 470 نسخه در پشاور چاپ شده اما جلد دوم انتشار نیافته است.
نمایشنامه افشین( درهفت پرده- چاپ نشده)
مجموعه داستان های کوتاه سلام برعشق( چاپ شده)
مجموعه داستان کوتاه "مرا بازداشت می کنند." ( چاپ شده)
نمایشنامه زلزله ( چاپ شده)
نمایشنامه عبدالخالق ( نوجوانی که نادرشاه را ترور کرد)
چند خط سرخ ( مجموعه یی از مقالات در رد نظرات دکتر حق شناس- چاپ نشده )
احمدظاهر چه گونه ترور شد؟ ( چاپ کابل )
راز خوابیده: اسرارمرگ دکترنجیب الله ( همراه با اسناد خطی وانکارناپذیر- چاپ شده )
رازخوابیده: (جلددوم- سقوط دکترنجیب ورازمرگ فاروق یعقوبی- چاپ شده)
رمان ناتمام " بی شباهتی "
حق پادشاهی- نمایشنامه در پنچ پرده ( چاپ شده)
مسعود در نبرد استخباراتی: ( تحقیقات- چاپ شده)
تکنوکرات های مسلح - مجموعۀ مقالات سیاسی ( چاپ شده)

اما مأموریت کاری برای زنده گی کردن، روز نامه نگاری است و بلافاصله پس از رهایی از زندان هفت ساله درسال 1366 در نشریات مختلف به کار پرداختم .
از سال های 1371 تا 1375 مدیر مسوول هفته نامه کابل بودم .
بعدا مدت 5 سال خبرنگار بخش فارسی رادیوی بخش بی بی سی بخش افغانستان در پشاور کارکردم .
سپس چهار سال در رادیوی آزادی به حیث خبرنویس و روزنامه نگار وظیفه اجرا کردم . در سال 2006 به تلویزیون طلوع رفتم و کمتر از یک سال گرداننده گی برنامه «گفتمان» را بر عهده داشتم . حالا بی کار هستم.