-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ شهریور ۹, چهارشنبه

رسمیت اعلام ناشدۀ طالبان درکنر


از ولایت کنر خبرمی رسد که رهبری گروه طالبان مستقر درآن ولایت دورافتاده، برامور فعالیت های معارف نفوذ کرده وعملاً جریان آموزش وپرورش درآن ولایت را تحت «نظارت» خود درآورده اند. خبرگزاری های محلی، از تسلط طالبان برمعارف ولایت کنر به نام «همکاری» یاد کرده اند. جزئیات همکاری طالبان با نهاد های معارف درکنرهنوز توضیح نشده، اما به نظرمی رسد که مأموران دولتی برای توجیه پذیرش خواسته های ونظارت طالبان برامورمعارف استدلالی را پیش می کشند که قرارداد نوشته ناشده میان آنان وگروه طالبان، به منظور جلوگیری ازحملات احتمالی آن بالای مکاتب وتأسیسات آموزشی است.
نظارت وهمکاری طالبان درمسایل آموزش وپرورش درشرق درحالی مطرح می شود که گروه طالبان دردیگرمناطق، ازجمله لوگر، غزنی ووردک، حریق مکاتب وآموزشگاه های دولتی را بخشی ازمبارزه شان برضد نیروهای خارجی قلمداد می کنند.
خبردیگری به نقل ازمقامات محلی کنرحاکی است که تحرکات جنگی وانتحاری طالبان درگوشه وکنار ولایت کنردرحال افزایش است و اگرنیروهای امنیتی بیشتری درآن جا اعزام نشود، خطرسقوط بخش هایی ازولایت وجود دارد. کنر افزون بر ارزش سوق الجیشی درجنگ ها، برای دسته های مافیایی وطالبان به دلیل اهمیت اقتصادی جنگلات آن، اهمیت زیاد دارد. ازهمین رو، حضورکمرنگ حاکمیت دولتی درآن جا، موقعیت ولایت را آسیب پذیرکرده است. 

چرا دادگاه ویژه برضد «تروریستان» تشکیل می شود؟

تروریزم ده سال است که به جان آدم ها وآبادی ها آتش می اندازد، اکنون روی چه علت، حکومت قصد دارد دهشت افگنان را دادگاهی کند؟
درین جا دو نکته است:
هفتۀ گذشته مردم  هلمند دو طالب را با سنگ کشتند. به روز سه شنبه نیز مردم ناحیۀ زیرکوه شیندند هرات یک فرمانده طالب به نام ملاجبار را «سنگسار» کردند. کم کم مقابله مردمی که از چند طرف با کشت وخون تباهی مواجه اند، یاد می گیرند که چگونه دادگاه های صحرایی مردمی را ایجاد کنند. حکومت بعد از ده سال، «دادگاه ویژه» برای مجازات تروریستان را تشکیل می دهد. آن هم معلوم نیست که کسی درین دادگاه ها به کیفر جنایات خود خواهد رسید یا خیر؟ مردم اعتماد خود را از دست داده اند.
علت تشکیل دادگاه ویژه حکومتی چیست؟
علت آن است که طالب وتروریست در ده سال گذشته، به طور پلان شده هیچ یک از مقامات، از جمله وزیر ووالی و بالاتر از آن را هدف قرار نمی داد. حالا وزیرکشی ووالی کشی، ارکان دولت را دستپاچه ساخته است. به نظرمی رسد که دادگاه ویژه هرگز قادر نخواهد بود که از عملیات طالبان به هدف کشتن وزیران ومقامات بلند رتبه جلوگیری بتواند. درده سال اخیرکه مأموران ارتش، پلیس، امنیت و مردم عادی درجن درجن به خون می غلتیدند، حکومت خم به ابرو نمی آورد و بازهم دربرابر آدم کشان صدای «برادری» بلند می کرد.
حالا احساس می شود که نوبت به مقامات رسیده است وخواب را از چشمان شان برون کرده، به فکر ایجاد دادگاه ویژه افتاده اند. یک فرد انتحاری می داند که خود را به کدام نقطه نزدیک کند. چنین فردی هرگز پایش عقب میز دادگاه ویژه نخواهد رسید. چنین فردی درخارج از تالار دادگاه، حساب خود را با افراد مورد نظر یک طرفه می کند. صدها طالب آتش نفس که اززندان ها رها شده و به قول ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان «صحیح وسلامت» به جبهات خود بازگشته اند، با چه نیرویی دو باره به دام بیافتند و آن ها را به دادگاه ویژه حاضر کنند؟
طالبان خود برای آقایان دادگاه شرعی تشکیل داده اند. دادگاه آن ها خرج ومصرف زیاد نیاز ندارد. فرش وموبل وکش وفشی هم درکار نیست. قاضی وسارنوال ووکیل مدافع فقط یک یا چند نفراند که می آیند تا فلان والی ووزیر وهر گناه و یا بی گناه را که دم راهشان قرار گیرد، یک جا ختم می کنند. دادگاه های تبلیغاتی و کلکسیونی از«کمیسیون» ها ره به جایی نخواهند برد.

«آب آلوبالو وانار جایگزین کلمۀ «شراب


معتضد تاریخ‌دان، نویسنده و مجری تلویزیونی نزدیک به حکومت ایران، در سخنانی بی‌سابقه به انتقاد از سانسور ادبیات درایران، سیاست های فرهنگی دولت را با شوروی سابق، آلمان نازی، چین کمونیست و کره شمالی مقایسه کرده و نوشته است: «گویا قرار (است) ادبیات یکسان و یک جور شود.‌‌ همان طور که قرار شده است هر یک از اقشار مملکت لباس یکسان بپوشند تا کاملا مشخص باشند»
به گزارش شفاف نیوز، معتضد در ادامه این مقاله که در مجله «امید جوان» به چاپ رسیده نوشته است: 
« قالب ساختن برای ادبیات و هنر و صنایع مستظرفه و هنر هفتم جواب نداد ... نویسنده با ابلاغ و بخشنامه سر‌شناس نمی‌شود. استعداد فیلم ساز به زور بلیط مجانی و اجبار همه اماکن به نمایش فیلم شکفته نمی‌شود. روزنامه نگار با دستور اداری صاحب ذوق و قریحه نشده و هنرمند به زور و فشار در دل مردم راه نمی‌یابد.»
معتضد در ادامه از کتاب هایی که در ارشاد ( منظوروزارت ارشاد است) دچار سانسور می‌شوند یا توقیف شده‌اند می‌نویسد: «چرا کتاب "سه تفنگدار" الکساندر دومای فرانسوی که سال‌ها با ترجمه منصوری چاپ می‌شد، درحال حاضر در ارشاد برای حذف کلمه شراب و جایگزین شدن «آب انار، آب آلبالو و آب زرشک» در گوشه‌ای گیر کرده است و در انتظار مجوز بسر می‌برد. یا این که چرا کتاب "زوال کلنل" محمود دولت آبادی ۲۸ سال در وزارت ارشاد خاک می‌خورد و چرا به کتاب "زمستان ۶۲" اسماعیل فصیح اجازه نشر داده نمی‌شود.»
این تاریخ‌نویس در ادامه می‌افزاید: «خیلی‌ها می‌انگارند به من به سهولت، اجازه نشر کتاب و تجدید نشر کتاب‌هایم داده می‌شود. در حالی که‌‌ همان مطالبی که من طی سال‌های گذشته از تلویزیون و رادیو می‌گفتم و میلیون‌ها نفر می‌دیدند و می‌شنیدند وقتی به صورت کتاب در می‌آید باید ماه‌ها منتظر بررسی و صدور مجوز باشم.... کسی مانند من که مجوز ۱۴۰ عنوان کتابش صادر شده چرا باید هنوز مورد شک و بدگمانی باشد؟»
او در انتهای این یادداشت انتقادی در دفاع از «دولت آبادی» نویسنده نام‌دار ایرانی می‌نویسد: «وقتی جلوی کتاب محمود دولت آبادی را می‌گیرند، (آدم) دلسرد می‌شود... افسرده می‌شود مانند اسماعیل فصیح که در ده سال آخر عمرش قلم را بوسید و کنار گذاشت و منزوی شده دست از نوشتن بر می‌دارد. دست از نوشتن برداشتن یک نویسنده یک ضایعه برای فرهنگ یک کشور است. شما مگر چند نفر نویسنده مانند محمود دولت آبادی دارید که نمی‌گذارید همه کتاب‌هایش انتشار یابد؟»
این انتقادات از سوی خسرو معتضد در شرایطی بیان می‌شود که وی از نزدیک‌ترین چهره‌های فعال در حوزه تاریخ نویسی به حکومت ایران است. او چندی پیش در گفتگویی با ایرنا مدعی شده بود که در ایران چیزی به نام سانسور وجود ندارد.

خطرماهواره ( دیش آنتن) بیشتر از بم اتم است.



آیت الله مظاهری رئیس حوزه علمیه اصفهان در خطبه های نماز عید فطر به روز چهارشنبه، گفت که خطر ماهواره از بمب اتم بیشتر است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) حسین مظاهری گفت: "حضور ماهواره در خانه های مردم در راستای جنگ نرم دشمن است."
به گفته آقای مظاهری نیمی از فساد جامعه متعلق به ماهواره است و حضور آن در خانه عذاب دنیا و آخرت را به همراه دارد.
روز گذشته نیز رئیس صدا و سیمای حکومتی ایران هم اخیرا شبکه های فارسی زبان خارج از ایران را متهم کرد با روش های غیراخلاقی بدنبال جذب مخاطبان ایرانی هستند.
چه نیرویی قادر است با شبکه های بین المللی ماهواره مقابله کند؟ به ویژه حکومتی که به جای ترس از خدا، از خشم مردم خود درهراس است، تا چه زمانی می تواند دوام بیارود؟ دستگاه های ماهواره درایران، به تنهایی «جنگ نرم» نیست؛ گسترۀ غیرقابل نظارت ماهواره های جهانی، درکشورهایی که عدالت وابتدایی ترین حقوق شهروندان زیرپا می شود، مقدمۀ انقلاب های خونبار وویرانگر است.



اختلاف کرزی با امریکا دربارۀ مذاکره با طالبان


منابع بین المللی اخیراً خبر دادند که طیب آغا نماینده ملاعمر که با هیأت امریکایی درآلمان مذاکره می کرد، بعد از آن که خبر مذاکرات مخفی افشا شد، ازآلمان فرارکرده است. اسوشیتد پرس به نقل از یک «مقام افغان»ادعا کرد که موضوع مذاکره طالبان با امریکا از داخل دفتررئیس جمهور کرزی افشا شده بود.
درگزارش ها آمده است که علت افشای هیأت طالبان به رسانه ها، ازاختلافات عمیق میان واشنگتن وکابل دربارۀ چگونگی مذاکره با طالبان خبر می دهد. به نظرمی رسد آقای کرزی از بیم آن که درنتیجۀ مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان، درحاشیه قرار بگیرد، سیدطیب آغا نمایندۀ ملاعمر درمذاکرات را افشا کرده است. اکنون امریکایی ها ناگزیرشده اند تا پای سلطان ریاض را به قضیه بکشانند واین درواقع آغازی برای تحرکات وسیع ترکشورهای منطقه درقضیۀ افغانستان است. ملاعمررهبر طالبان درپیام خویش درآستانۀ عید، برای نخستین بار، ازمذاکرات میان طالبان وامریکا بدون حضور پاکستان وحکومت افغانستان حمایت کرده است.
این کارشکنی ها که درسطح عالی دولت ها انجام می گیرد، نشان می دهد که هرکشورمنطقه یی می تواند درمسابقۀ اختلاف اندازی و برهم زدن پروسۀ سیاسی درافغانستان بدون مانع اشتراک داشته باشد. موضع جدید طالبان درمورد پیشبرد مذاکره با امریکا ( بدون اشتراک شورای عالی صلح دولت افغانستان ومقامات پاکستان) یک نکتۀ حساس است واین می تواند نظرات حکومت کابل واسلام آباد را دربرخورد با مذاکرات طالبان با امریکا با هم نزدیک کند.
از سوی دیگر، افشای جریان مذاکرات از سوی حکومت کابل سبب خواهد شد تا میکانیزم تماس های سیاسی پس ازین طوری تنظیم شود که حکومت افغانستان را درانزوای کامل قرار دهد. لازم به توضیح است که تلاش طالبان برای مذاکره سری با امریکا بدون مشارکت پاکستان دربهترین حالت به یک خواب شباهت دارد. پاکستان هنوز بازیگرمرکزی درین بحران است و سرانجام موفق شده است تا موقف طالبان را در دپلوماسی امریکا تثبیت کند.

پاسخ صریح کارشناس مسائل افغانستان در یک برنامه زنده تلویزیونی به دخالت ایران و پاکستان در افغانستان


ه‍.ش. ۱۳۹۰ شهریور ۸, سه‌شنبه

مذاکره مخفی ایران با مخالفان سوریه






اشاره:
ایران دست ودامن مخالفان سوریه را گرفته و با آنان وارد معامله شده است. مثل این که تاریخ مصرف بشاراسد برای ایران تمام شده است. اینک رژیم، بزرگترین متحد خود را از پشت خنجر می زند. مذاکرات مخفی نشان دهندۀ آن است که بشاراسد صددرصد درحال سقوط است وباید منافع ایران از خطر نجات یابد. انقلابیون سوریه دشمن قسم خوردۀ رژیم ایران اند. ایران سرمایه گذاری سنگینی درسوریه انجام داده و نگران ازبین رفتن پایگاه محوری خود در خاورمیانه است. لطفاً به گزارش زیرتوجه کنید:

روزنامه لوفیگارو به نقل از منابع مطلع اعلام کرد ایران در یکی از کشورهای غربی با مخالفان بشار اسد گفتگو کرده است.

بر اساس گزارشی که این روزنامه فرانسوی روز سه شنبه 30 – 8 – 2011 منتشرکرده است جورج مالبرونو از روزنامه نگاران ارشد لوفیگارو به منابع خاصی دست یافته که تاکید کردند چند تن از مسئولان ایرانی در یکی از پایتخت های اروپایی با نمایندگانی از مخالفان سوری دیدار کرده اند.

در این دیدار مساله نفوذ گروه های اسلام گرا و موضع مخالفان نسبت به حزب الله و همچنین امکان رسیدن به راه حل مناسب برای پایان دادن به بحران بررسی شد.

لوفیگارو همچنین تاکید کرده است حزب الله لبنان نیز به شکل مستقیم با مخالفان رژیم سوریه وارد گفتگو شده است و حسن نصرالله دبیرکل این حزب در سخنرانی اخیر خود در مقایسه با سخنرانی های پیشین خود از بشار اسد به شدت دفاع نکرد.

لوفیگارو به نقل از یکی از مخالفان برجسته رژیم بشار اسد تاکید کرد مخالفان نمی خواهند به ایران پشت کنند بلکه می خواهند روابط دوجانبه شاهد توازن و اصلاح شود و هیچگاه نمی خواهد موضعی خصمانه نسبت به ایران بکار گیرد.

روزنامه فرانسوی در مورد سفر امیرقطر به تهران گفت هدف از این دیدار ارسال پیام به حزب الله در مورد موقعیت آینده آن پس از سقوط حزب الله است.

علی اکبرصالحی وزیر امور خارجه ایران اخیرا از رژیم بشار اسد خواسته است " به مطالبات مشروع مردم عمل کند." و رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه نیز دخالت ایران در سرکوب مخالفان در سوریه را رد کرده است. 

ناظران نرمش موضع ایران نسبت به تحولات سوریه را نشانه نزدیک بودن سقوط بشار اسد قلمداد می کنند.

مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها از رژیم سوریه در برابر اعتراضات مردم برای برقراری دموکراسی و آزادی حمایت کردند.

با این حال اصلاح طلبان با مردم سوریه اعلام همبستگی کرده و تاکید کرده اند که حاکمان ایران ممکن است به سرنوشت بشار اسد دچار شوند.

از بین مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی ایران اکبرهاشمی رفسنجانی اما موضع متفاوتی با آیت الله خامنه ای و دولت گرفته و مردم سوریه را " مقاوم " خوانده بود.

او در ماه مه گذشته ضمن تاکید بر ضرورت احترام به خواسته های مردم برای برقراری دموکراسی گفته بود :" مردم یمن ماه‌هاست در خیابان هستند و شهید می‌دهند. در لیبی نیز مردم می‌جنگند و کشته می‌دهند. در سوریه نیز مردم مقاومت می‌ کنند. "

حامد کرزی وسردارداوود خان




درسال 1349  وقتی سردار داوود فقید به مقام وزارت دفاع وقت رسید، بلافاصله خواهان خریداری جنگ افزارهای پیشرفته از امریکا شد. این زمانی بود که جنجال های ارضی میان پاکستان وافغانستان برسر سرزمین های آن سوی «دیورند» ، خطرجنگ را افزایش داده بود. امریکا حامی پاکستان، حاضر به دادن اسلحه به افغانستان بود؛ اما شرط هایی گذاشت که به «مزاج» داوود خان جور نمی آمد. یک شرط عمده امریکا حل «مسالمت آمیز» معضل مرزی افغانستان با پاکستان بود؛ اما داوود خان بدون محاسبۀ واقعبینانه از وضعیت اقتصادی وجغرافیایی افغانستان پیوسته فهرست جنگ افزارهایی را که ارتش افغانستان به آن نیاز داشت، به واشنگتن گسیل می کرد.
نتایج آن همه تنش ها آن بودکه امریکا هرگز حاضر نشد به افغانستان اسلحه بفروشد. امریکا درآن زمان، افغانستان را ازنظردارای اهمیت استراتیژیک که دراولویت قرار داده شود، نمی دانست.  پس ازآن، امان الله خان ونادرشاه هم خواهان برقراری رابطه با امریکا به عنوان قدرت نوظهور شده بودند؛ مگر به لحاظ گسترۀ سلطۀ بریتانیا، امریکا دست دراز شدۀ سران کابل را نفشرده بود.
روابط امریکا و داوود خان پس ازآن، به سردی گرایید و سپس از خط توازن خارج شد. سفرخروشچف ودیگررهبران شوروی پیشین به کابل و اختصاص صد میلیون روبل کمک به افغانستان، «جنگ سرد» درسطح منطقه را به مرحلۀ حساس وبی بازگشت تقرب داد. مارشال ایوب خان رئیس جمهور آن زمان درپاکستان به مقامات واشنگتن هشدار داد که کمک صدمیلیون روبل به حکومت شاهی افغانستان، خطرامنیتی برای پاکستان وامریکا را تقویت می کند. او استدلال کرد که مجموعۀ بودجۀ سالیانه افغانستان از پنجاه میلیون دالربیشتر نیست؛ افغانستان این صد میلیون روبل را چه گونه خواهد پرداخت؟ مارشال ایوب به امریکایی ها گفته بود که بازپرداخت این مبلغ ازتوان اقتصاد افغانستان بالا است و داوود خان، کشورش را برای شوروی گرو داده است.
امریکا در تغییر دادن نظریه داوود خان ناکام ماند. وقتی نتیجه گرفت که داوود یک متحد «مطمین» برای منافع امریکا ومتحدان امریکا درمنطقه نیست، پا عقب کشید وکشتی افغانستان به سوی سواحل اهداف شوروی لنگرانداخت.
38 سال بعد از سقوط دولت داوود خان، حامدکرزی برای گرفتن اسلحه ( به گفتۀ خودش به کمتراز جنگنده های اف – شانزده هم قانع نخواهد شد) دست ودامن امریکا را گرفته است. رئیس جمهور قبل ازآن باید به این سوال جواب می داد که چه تعداد  پیلوت اف- شانزده درافغانستان وجود دارد؟  تجهیز ارتش ازرهگذرنفرات، جنگ افزار، فناوری جنگی و... که ارتش امریکا وناتو دراختیار دارند، از مطالبات «مصرانه» کرزی است. رئیس جمهور به این مسأله نمی اندیشد که امریکا وناتو تا زمانی که حکومت افغانستان را به طورکامل به عنوان شریک قابل اعتماد و پایدار تشخیص ندهد، هزینه وامکانات خود را برای دولت افغانستان تحفه نمی دهند.
رگ اصلی مسأله یا معضل همین است. این نکته اهمیت تاریخی دارد وباید سران مملکت با مغز سرد با این قضیه برخورد کنند. گفتن این که اگر شما اسلحه ندهید؛ اما از دیگران می گیریم، یک قمار از پیش باخته است. بنا به رؤیت اسنادی که وزارت خارجه امریکا منتشرکرده، عیناً تکرار بس خطرناک تر اشتباه داوود خان به شمار می رود.
مطابق این سند، سردار داوود درواپسین تماس هایش با امریکا، سردارنعیم –برادرش – را به واشنگتن فرستاد. او موفق شد با وزیرخارجه آنوقت امریکا – دالاس- دیدار کند. سردار نعیم فهرست جنگ افزار های مورد نیاز ارتش افغانستان را روی میز دالاس می گذارد. دالاس سوال می کند:
این اسلحه را برای مقابله با کدام دشمن می خواهید؟
این کنایه یی بود به داوود خان که سعی داشت برای غلبۀ قهرآمیز به هدف بازپس گیری مناطق «صوبه سرحد»، جنگ افزار بخرد. نعیم خان می گوید:
با خطر شوروی مقابله می کنیم.
دالاس می گوید:
از شوروی چه خطری متوجه شماست؟ افغانستان ضعیف با شوروی چه گونه مقابله می کند؟
نعیم خان مأیوسانه می گوید:
اگر شما اسلحه ندهید، مجبوریم از شوروی بگیریم!
( عیناً همان جمله یی است که 38 سال بعد، حامدکرزی به امریکایی ها اظهارکرد!)
دالاس می پرسد:
مگر مسلمانان خوبی مانند افغان ها چطورحاضر می شوند ازکافران سلاح بگیرند؟
نعیم خان می گوید:
دراسلام خوردن گوشت خوک به شرط زنده ماندن حلال است!
جمله آخری نعیم خان درواقع اتمام حجت تاریخی بود که سرنوشت افغانستان را به گونه دیگری طراحی کرد.
رئیس جمهور کرزی به عنوان سیاست مدار باید این نکتۀ بدیهی علم سیاست را بداند که قدرت های متحد، قبل ازهمه بالای متحدان آزمایش شده ومطمئن سرمایه گذاری می کنند نه بالای رژیمی که به جای سیرکردن شکم گرسنه گان و آبادی ویران ها و ریشه کن کردن خائنان دولتی، به هرسو چنگ می اندازد تا خودش را مسلح کند. هدف چیست؟

افغانستان درموقعیتی قرار ندارد که توان نظامیش، خطرات پاکستان وایران را دفع کند. ایران وپاکستان به طوردایم درارگ حضور دارند و یک لحظه کرزی را تنها نمی گذارند. کرزی به ارتش چه نیازی دارد؟
نکته یی را که امریکایی ها برای کرزی نمی گویند این است:
« شما به اسلحه نیاز ندارید. ارتش شما ضعیف وبی تجربه و مبتلا به بیماری فقدان انگیزه وفرار است. ما خود به وقت نیاز داریم تا پاکستان وایران را سرجای شان بنشانیم. این کاری است که شما تا پنجاه سال دیگراز اجرای آن عاجز خواهید بود. سعی کنید فاجعۀ جنگ های کوچه به کوچه دو باره در زندگی تان تکرار نشود. لااقل این هنرسیاسی را داشته باشید که درین چند چند کشور علیه چند کشور، مسیرمنافع تان را تشخیص کنید. این که به فکرکردن زیاد نیاز ندارد! درین دنیا حتی آدم نابینا هم راه دهان خود را گم نمی کند!
اخیراً روزنامه گاردین انگلیسی مقاله اش را چنین عنوان داد:
«صداقت و راستکاری بهترین حربه  دفاعی در افغانستان می باشد نه اسلحه.»
این عنوان خود یک کتاب است.
روزنامه نوشت: ناتو در نظر دارد که به ارزش دو ملیارد و هفتصد ملیون دالر کوه های آهن را به شکل اسلحه به افغانستان بفرستد. اما این عمل نمی تواند جانشین یک پولیس و قوای امنیتی باشد که مردم به آن اعتماد می کنند.
روزنامه  گاردین بعد از اشاره به مثال های زیاد فساد اداری در سیستم قضایی،  پولیس و دیگر ادارات افغانستان می نویسد حکومتداری سالم و حاکمیت قانون، بهترین راه دفاع برای حکومت رییس جمهور کرزی می باشد.
به نوشته روزنامه اگر ناتو واقعاً می خواهد مسوولانه افغانستان را ترک نماید، به همان اندازه که در سیستم نظامی افغانستان سرمایه گذاری کرده در سیستم عدلی آن نیز سرمایه گذار کند. زیرا هیچ کوه  اسلحه نمی تواند جای پولیس صادق و راستکار را پر کند.
بدین ترتیب، جامعه جهانی توپ را دوباره به میدان حکومت می اندازد.


مردي كه اگر تميز شود، مي‌ميرد!



جام جم آنلاين: مردي كه در دهستان دژگاه دربخش دهرم شهرستان فراشبند روزگار مي‌گذراند و به حاج عمو معروف است، از حمام گريزان است و مي‌گويد كه اگر تميز شود، مي ميرد!.

به گزارش ايرنا، عمو حاجي كه چهره‌اي همانند انسان‌هاي غارنشين دارد و كهنسال به نظر مي‌رسد كه حتي مردم عادي سن او را نزديك به يك قرن مي‌دانند، رنگ خاكستر گرفته و قشري ضخيم از چرك بر اندام او سنگيني مي‌كند.
چند سال پيش جوانان محل تصميم گرفتنند عمو حاجي را به رودخانه ببرند تا آبي به بدن اين مرد برسد، به همين منظور هنگامي كه عموحاجي در خواب بود او را در عقب يك وانت گذاشتند تا او را در رودخانه حمام كنند اما وقتي به رودخانه رسيدند، ديدند عمو حاجي در عقب وانت نيست زيرا او پيش از رسيدن، خود را به بيرون از وانت انداخته بود تا مبادا بدنش با آب آشتي كند وعمو حاجي همان جا گفته بود اگر تميز شوم، مريض مي‌شوم.
عموحاجي از خوردن هر نوع خوراكي تازه و نوشيدن آب بهداشتي پرهيز مي‌كند به گونه‌اي كه اگر به زورهم به او آب گوارا بنوشانند، عكس العمل منفي نشان مي‌دهد و به شدت ابراز ناراحتي مي‌كند.

حيوانات مرده و گنديده لذيذترين غذاها

لذيذترين غذاها به قول خودش، حيوانات مرده و گنديده است و فرقي ندارد كه اين حيوان حلال و يا حرام گوشت باشد.
اين سالخورده كه گفته مي‌شود به دليل مشكل عاطفي كه در ايام جواني براي او رخ داده از مردم و اجتماع گريزان و گوشه عزلت و انزوا برگزيده ساليان سال است كه در زير مكاني مسقف ماوا ندارد و در گرما و سرما درهواي آزاد به سر مي‌برد.
برخي از جوانان و نوجوانان دژگاه براي عمو حاجي مرغ، گربه، روباه، خارپشت و حتي مار مرده مي‌برند او اين حيوانات را در گودالي در اطراف خود دفن مي‌كند و پس از چند روز با آتشي كه در اين گودال مي‌افروزد، آن را نيم پز مي‌كند و با ولع خاصي مي‌خورد.
عمو حاجي پس از آن با خوردن آب گنديده كه در يك حلب زنگ زده و حشرات مختلف در داخل آن شناور هستند، وعده غذايي را به پايان مي‌برد.
ليوان او يك حلب 5 /4 كيلويي روغن است و او با استفاده از اين حلب روزانه نزديك به پنج ليتر آب مي‌نوشد.
لباس پوشيدن اين مرد در دهستان دژگاه كه داراي گرماي نزديك به 50 درجه سانتي گراد است شگفتي آور است زيرا او تمام لباس‌هايي را كه مردم اين منطقه برايش مي‌آورند، پس از بريدن آستين‌هاي پيراهن و پاچه‌هاي شلوار با دندان، آنها را برتن مي‌كند.
لوازم زندگي او شامل يك چماق است كه پيشتر پلوس وانت بوده است و وزن آن 17 كيلوگرم است، استكان چايخوري اين مرد عجيب يك كلاه ايمني اسقاطي است و چند حلب كهنه روغن نباتي است كه بچه‌هاي اين دهستان با آفتابه در اين حلب‌ها براي او آب مي‌ريزند.
عمو حاجي يك پيپ استثنايي هم دارد كه از يك زانوي سه اينچي آب تشكيل شده كه او سرگين ( فضولات)حيوانات را در آن مي‌ريزد و آتش مي‌زند و به آن پك مي‌زند و با هر مرتبه پك، دود پر حجمي از دهانش خارج مي‌شود.
افزون بر اين كه شست و شوي بدن، ظرف آب و بهداشت براي او معنا ندارد، خود را با سوزاندن موهاي زايد بدن اصلاح مي‌كند.
محل زندگي اين مرد رويگردان از بهداشت و مردم، محل تجمع سگ، گاو و چهارپايان محل است.
به نظر مي‌رسد تا كنون كارشناسان بهداشت با عموحاجي مواجه نشده‌اند.
شهرستان فراشبند در فاصله 164 كيلومتري جنوب غربي شيراز، واقع شده است.

بخش تازه روزنگاشت های رزاق مأمون





هفتم سنبله – 1390
یازده بعد از ظهر
فردا عید است؟ یا آن که حساب عید وبرات را ازکف داده ام؟ مگرنه؟  این هم یک حلقه یی دیگر برزنجیره عید هایی که رفته اند واین سلسله را پایانی نیست. تا جایی که به یاددارم، درروزهای عید نوعی مأیوسی برمن غلبه کرده است. مگر ایام عیدهای کودکی را کم کم به یاد می آورم که دیگربازگشتنی نیستند. چه بی خبری رازناکی!
هیچ یک از مقاطع حیات را نمی شود به درستی تعریف کرد. اصلا نمی شود گوشه کوچکی ازعالم وجود را تعریف کرد. این ها که به جایش... اصلا می شود حالت لرزان یک مارمولک را که برای یافتن شکاری ازمخفیگاه برآمده است، تعریف کرد؟ گردش باد لای زلفان درختان شعراست؟ آهنگ است؟ بی آزاری وراز است؟ آری.. است...است... وازین «است» ها بسیار درخود دارد... همه چیز درخود رها شده و درحرکت و... ودل من با این دلجوشی های ذهنی نمی تواند کنار بیاید.... در عالم واقع، درچهارچوب عرف که می بینی ناخود آگاه همه از درون خویش به سوی برون فرارمی کنند ...درجامعه می نگری، همه به جای نقبی زدن برانبوهه باطن خویش، بیشتر ناظر دیگران اند!
همه اش فراراست... ازچیزی وچیزهایی همه موجودات درحال فرار اند... تلاش برای آرامش، خود نوعی فرار است... ازچیزی که درذات انسان نیست کشفش کند... وبرایش اهمیتی داشته باشد.
قانون هذیان مگر درذره ذره حیات حاکم است؟
غنی خان شاعرپشاوری گفته است من که این عالم را می بینم یک پهنای بی صاحب است... این بی صاحبی ...این که هیچ کس صاحب هیچ چیزی، هیچ حالتی، هیچ اتفاقی نیست... نشود آن چه هست ازجنس یک پنداری باشد که انسان قادر به شناختش نیست؟
 ها ... رشته از دستم دررفته بود. داشتم درباره رازهای ازدست رفته می نوشتم... پول عیدی روزگار کودکی چقدرارزش داشت... نمی توان باور کرد. آن پول ها درعین آن که پول بالذات کشندۀ معنویت وارزش های ناگفته خدایی دروجود انسان وزندگی است، درنظرم منبع جوشان ارزش بودند! همان یک روپیه!
می رفتم... دوباراسب چرخکی سوارمی شدم...

ساعت سه
من با نوشتن کتاب «رد پای فرعون» و«رازخوابیده» دربرابر طاغوت تنها ماندم. این را تجربه نکرده بودم. اما مشیت اقدس الهی، معجزه نجات خود را برمن آشکار کرد. طاغوتی ها وجاسوسان طاغوت دردولت افغانستان ولانه های شیطانی استخبارات درکابل روسیاه شدند. مشیت خدا بالاتر از تلاش دوزخیان روی زمین است. حالا احساس می کنم درحال فروپاشی اند... می بینمشان ذره ذره می پوسند.حس می کنم درنجات من حکمتی بود که این جان شیفته من به آن پاسخ خواهد داد؟
ساعت سه ونیم
هماره به این می اندیشم که مظلومیت انسان افغانستان را بالاخره نقطه پایان خواهد بود؟ حتی ظالم ترین های ما، قربانیان مقدراتی اند که از تاریخ ما سرچشمه می گیرد؛ ازجغرافیاو...

ساعت سه
جنگ مادرگناهان وریشۀ خبائث است. آفرین برمردم من، که هنوز ایستاده اند.
به این خبرتوجه کنید:

"نسرين منصور الفرقاني"، دختر 19 ساله‌اي است كه براي قذافي آدم‌كشي مي‌كرده است.
به گزارش ايسنا، نسرين، 19 ساله كه اسير انقلابيون شده و درحال حاضر در بيمارستان است، مي‌گويد 11 نفر از انقلابيون ليبي را كشته است.

اين دختر 19 ساله كه يكي از هزاران دختر و زن جوان تحت اختيار و رهبري معمر قذافي، رهبر فراري ليبي بوده است، مي‌گويد: خانواده‌ام از رژيم قذافي حمايت نمي‌كردند. من مجبور بودم انقلابيوني را كه زنداني بودند، با شليك تير از پا درآوردم؛ چراكه اگر اين كار را نمي‌كردم آنها مرا مي‌كشتند. من 11 نفر را طي سه روز كشتم و اصلا نمي‌دانستم آنها چه‌كار كرده بودند.

وي گفت: اولين نفر را كه كشتم، يكي ديگر را وارد اتاق كردند. مردي كه وارد شده بود از جسد خونين افتاده بر روي زمين شوكه شد. با اين حال به سمت او شليك كردم و او را نيز كشتم. من 11 انقلابي را با خونسردي كامل از پاي درآوردم.

براساس گزارش روزنامه ديلي ميل، نسرين 19 ساله هم‌اكنون زنداني انقلابيون ليبي است و به شدت نگران زندگي خود است. وي تعدادي از انقلابيون را كشته و امكان بخشش و عفو برايش وجود ندارد.
وي همچنين گفته كه مورد سوء‌استفاده جنسي اعضاي ارشد ارتش قذافي قرار گرفته است.
اين دختر جوان افزود: من تا پيش از شروع فعاليت‌هاي انقلابي آزارم به هيچ‌كس نرسيده بود، عادت كرده بودم كه زندگي عادي و نرمالي داشته باشم.
در همين حال روانشناس بيمارستاني كه نسرين در آن بستري است، گفت: نسرين هم‌ يك قرباني است. برادر اين دختر جوان به ما گفت كه خانواده‌اش تلاش كردند تا اين دختر را از گارد ويژه حفاظت بيرون بياورند، اما از جانب سربازان تهديد شدند. تمامي دختران در گارد حفاظت قذافي مورد تجاوز قرار گرفته و سپس آموزش مي‌ديدند.
نسرين منصور الفرقاني با سقوط طرابلس به دست انقلابيون زماني كه مي‌خواست فرار كند از طبقه دوم ساختماني كه در آن انقلابيون را به قتل مي‌رساندند، به پايين پريد و دست و پايش شكست.
ساعت سه وپانزده
درین روزها فیلم ها وگزارش های کشور آشوب زدۀ لیبی را دنبال کردم. خدایا... غارتگری درلیبی چقدر با غارتگرهای سال 1371 که رژیم نجیب سرنگون شد، شباهت دارند!
جنگ، قبل ازهمه، فضایل را دردرون انسان منهدم می کند. اما درتظاهرات اخیر درلندن هم تکرارهمان صحنه هایی را شاهد بودم که درکابل ودرتصاویر منتشره از لیبی مشاهده کرده ام.
کشورمتمدنی مثل انگلیس... وقتی لایه های شخصیت آدمی درجریان حوادث مانند کتاب ورق می خورند، تشابه صحنه های غارتگری چه گونه مرزتاریخ وتمدن وجغرافیا را درهم می ریزد. مثل این است که تمدن ها قادر به تحول طبعیت آدم ها نیستند... یا شاید من اشتباه می کنم.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه

امسال هم نماز عید فطر در تهران برای اهل سنت ممنوع شد



 در آستانه‌ی عید فطر امسال مسئولین استان تهران در پی ابلاغیه‌ای برگزاری نماز عید فطر اهل سنت در این استان را ممنوع کردند. نمایندگان سنی مجلس از احمدی نژاد خواستند "تا مسئله‌ی مذکور را پیگیری نموده و دستور مساعدت را به مسئولین ذیربط در استان تهران صادر نماید".
رونوشت متن نامه‌ی نمایندگان اهل سنت در مجلس به دبیر "مجمع تقریب مذاهب"، "مشاور رئیس جمهور در امور اهل سنت" و همچنین به "هیات امنای نمازخانه‌ی غرب تهران (صادقیه)" ارسال شده است.
"احضار رهبران اهل سنت در تهران به پلیس امنیت"
بر اساس گزارش "سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح ایران" هیات امنای اهل سنت غرب تهران (صادقیه) امسال رسما ابلاغیه‌ی ممنوعیت برگزاری نمازعید فطر را دریافت کردند. بدنبال آن هیات امنای نمازخانه‌ی غرب تهران از نمایندگان اهل سنت در مجلس درخواست کردند که به این مشکل آنها رسیدگی کنند.
در بخشی از این نامه آمده است: «سال گذشته بدعت جدیدی تحت عنوان ممانعت از برگزاری نمازعید اهل سنت توسط مسئولین استان تهران بنیان گذاشته شد. امسال نیز متاسفانه هیأت امنا به پلیس امنیت احضار و مراتب ممنوعیت مجددا به آنان ابلاغ گردید»
در بخش دیگری از این نامه اشاره می‌شود که شهروندان اهل سنت در تهران از مسجدی برخودار نیستند و با راه‌اندازی نمازخانه‌های اجاره‌ای در سال‌های گذشته آن را جبران کرده‌اند.
چرا نمایندگان اهل سنت نامه نوشتند؟
حسن امینی، حاکم شرع مردمی استان کردستان در گفتگو با دویچه وله توضیح می‌دهد که نمایندگان وابسته به پیروان اهل سنت در مجلس برای نخستین بار چنین "اعتراضی" می‌کنند. وی ضمن انتقاد از عملکرد این نمایندگان خاطرنشان می‌کند: «نمایندگان ما متاسفانه تابحال کمتر وارد اینگونه مسائل شدند و دراین باره صحبت کردند. من این اقدام را اما به فال نیک می‌گیرم»


"گفتگو با مقام‌های ایران شاید موثر باشد!"
در عین حال منابع خبری اهل سنت در ایران گزار ش دادند که ممنوعیت نمازخانه‌ها فقط مربوط به تهران نمی‌شود و در دیگر شهرهای ایران از جمله در اصفهان، شیراز، کرج و مشهد نیز اتفاق اقتاده است. رهبران دینی اهل سنت این مشکل را تاکنون بارها با مقام‌های ایران از جمله رئیس جمهور مطرح کرده‌اند.
نمازخانه‌ها به اشتباه تحت عنوان مسجد معرفی شدند
احمد اسماعیلی سخنگوی "شورای مرکزی سنت" یک گروه وابسته به اهل سنت ایران، به دویچه وله می‌گوید، تصمیم به بستن نمازخانه‌های اهل سنت در تهران از سوی مقام‌های بلندپایه کشور اتخاذ شده است. وی دلیل می‌آورد که شهردار نمی‌تواند نمازخانه‌ای را که بیش از دو هزار نفر نمازگزار دارد، تعطیل کند.
احمد اسماعیلی اشاره می‌کند که مسئولین "دعوت اصلاح"، گروه مربوط به اهل سنت در تهران، اشتباه کردند و نمازخانه‌های خود را به عنوان مسجد معرفی کرده‌اند. وی در این رابطه چنین توضیح می‌دهد: «آنها نمازخانه‌های کوچک پنجاه نفری، دویست نفری و یا بیشتر را هم به عنوان مسجد معرفی کردند. این اشتباه آنها سبب شد که حکومت رسما به آنها ابلاغ کند که نمازخانه‌ها را ببندند».
این کارشناس امور دینی اهل سنت در ایران اما می‌گوید: «ماه رمضان فرصتی بود شاید تجدید نظری بشود و از تعطیلی نمازخانه‌های اهل سنت جلوگیری شود به دلیل احترام به این ماه، اما متاسفانه مسئولین حکومتی نه تنها همکاری نکردند، بلکه تهدید هم کردند».
برگزاری نماز در پارک‌های تهران انجام خواهد گرفت!
با توجه به ممنوعیت نمازخانه‌های اهل سنت در تهران، یک منبع اهل سنت که از ذکر نامش خودداری کرد، به دویچه وله گفت که ادامه‌ی روند ممنوعیت فعالیت نمازخانه‌ها، آنها را مجبور می‌کند که در آینده در پارک‌های مختلف تهران نماز دسته‌جمعی برگزارکنند. بنابه گفته‌ی او بویژه پس از بسته شدن نمازخانه‌ی صادقیه گروه‌هایی از نمازگزاران تصمیم گرفته‌اند که نمازهای جمعه را در پارک‌های تهران برگزارکنند.
احمد اسماعیلی سخنگوی شورای مرکزی سنت هم می‌گوید، این اقدام پیروان اهل سنت در تهران به دلیل اعتراض به سیاست کنونی دولت در قبال اهل سنت است. این کارشناس امور دینی اهل سنت در عین حال تاکید می‌کند که این اقدام را می‌توان "راه حل ممکن و فعلی" هم تلقی کرد.
روز چهارشنبه نهم شهریور رسما در کشور عید فطر اعلام شده است و مقام‌های کشور و از جمله رئیس جمهور تاکنون به نامه‌ی "مجمع نمایندگان اهل سنت" مبنی بر آزادی برگزاری مراسم نماز عید فطر برای اهل سنت در تهران پاسخی نداده‌اند.
طاهر شیرمحمدی
 تحریریه: عباس کوشک جلالی

نسلی که نا شگفته می میرد - فرهنگ طالبی



سقوط قذافی: کابوس برای جمهوری اسلامی


حسین علیزاده- دپلومات سابق ایران

روابط جمهوری اسلامی و لیبی: تنفر در عین نیاز
آغاز جنگ نابرابر صدام علیه ایران (سنبله – شهریور 59)، جمهوری اسلامی  را در شرایطی قرار داد که برای خرید جنگ افزارهای نظامی که مورد تحریم غرب قرار گفته بود، متوسل به دیگر کشورها شود. ایستادن لیبی در کنار ایران، دو امتیاز بزرگ برای تهران به همراه داشت: تامین جنگ افزارهای نظامی و شکاف در جهان عرب برای حمایت یکپارچه از صدام که مایل بود جنگ خود را ، جنگ عرب علیه عجم جا زده تا خود را سردار قادسیه و فاتح دوباره ایران قلمداد کند.
اما نیاز دو کشور یک طرفه نبود. قذافی که خود را "رهبر انقلاب جهانی اسلام" خطاب می کرد، گمان بر این داشت که با بهره برده از نیاز جمهوری اسلامی به او، می تواند جمهوری اسلامی را برای انقلاب جهانی اسلام پشت سر خود داشته باشد. خیال خام قذافی، در اندک زمانی و پس از رفع نیاز جمهوری اسلامی به او  برای جنگ، نقش بر آب شد هنگامی که دید آیت الله خمینی و سپس جانشین او نیز همین سودا را در سر می پرورانند.
انقلاب اسلامی نیز رهبران خود را "ولی امر مسلمین جهان" قلمداد می کرد. معنای این سخن این است که قذافی باید در پشت سر ولی امر مسلمین جهان قرار گیرد. این تعارض آشکار تا بدانجا بود که حتی در اوج رابطه دو کشور، معمر قذافی هرگز حاضر به دیدار از جمهوری اسلامی طی سی و دو سال گذشته نشد. طی همین مدت نیز از طرف جمهوری اسلامی تنها یک سفر یک روزه توسط رییس جمهور وقت ایران (خامنه ای) در شهریور- سنبه 63 صورت گرفت که برای همیشه بی پاسخ ماند.معروف است که قذافی در پی اصرار های مکرر جمهوری اسلامی برای سفر به ایران، شرط خود را حضور آیت الله خمینی  رهبر جمهوری اسلامی در پای پلکان هواپیما اعلام داشته بود.
سردی مناسبات دو کشور تا آنجا بود که گروه دوستی پارلمانی ایران و لیبی، در هشت دوره مجلس شورای اسلامی یا هرگز تشکیل نشد یا هرگز فعال نبود. به رغم اجازه فعالیت دفتر فرهنگی لیبی در تهران و پخش "کتاب سبز" قذافی در تهران، لیبی هرگز اجازه فعالیت آزاد دفتر فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را در خاک خود نداد. اسلام ناب محمدی با تفسیر آیت الله خمینی از آن با اسلام قذافی با تفسیر مارکسیستی و گرایش پان عربیسمی هرگز با  یکدیگر سازگار نمی توانستند باشند.
محکومیت دایم ایران توسط لیبی تحت عنوان توهم اشغال جزایر سه گانه، دیگر موضوعی بود که فاصله ها را بین دو کشور بیش از پیش می کرد تا سببی باشد برای بازگشایی پرونده ربایش امام موسی صدر به عنوان اهرم فشاری بر قذافی.
فاصله گرفتن دو کشور تا بدانجا پیش رفت که در اوج لابی گری جمهوری اسلامی برای ارجاع نشدن پرونده اتمی اش به شورای امنیت، رأی ممتنع لیبی به قطعنامه 15 بهمن- جدی  84 نشان دوستی با تهران نبود. اما این اوج فاصله گرفتن طرابلس از تهران نبود. رأی مثبت لیبی به عنوان عضو غیر دائم شورای امنیت به قطعنامه 1803 شورای امنیت علیه پرونده هسته ای ایران، فاصله  دو کشور را از همیشه بیشتر کرد.
در چنین شرایطی آغاز شورش ها علیه معمر قذافی و سرکوب شورشیان با جنگنده بمب افکن های او از یک سو و توهم جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه "بهار عربی" الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران است از سوی دیگر، موجب شد که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی علیه قذافی به کار افتد.
اما  خوشحالی جمهوری اسلامی که در توهم صدور انقلاب خود به جهان عرب به سر می برد، دیری نپایید چرا که با صدور دو قطعنامه  1970 و 1973 شورای امنیت بر اساس فصل 7 منشور ملل متحد در دفاع از "حق صیانت حقوق شهروندی"  مردم معترض لیبیایی که مورد هجوم جنگنده بمب افکن های قذافی قرار گرفته بودند، موجب شد با ورود ناتو به صحنه معادلات داخلی لیبی، کابوس جمهوری اسلامی آغاز شود.
اینک جمهوری اسلامی و رهبر آن در برابر این پرسش قرار گرفته اند که اگر بهار عربی الهام گرفته از انقلاب اسلامی است(که مشخصه آن ضدیت با غرب و نظام سلطه می باشد) چگونه است که نظام سلطه خود در حمایت از جنبش مردمی لیبی در آمده است؟ چگونه است که مردم لیبی و دولت انتقالی هیچ مخالفتی علیه غرب نداشته و با روی باز از کمک نظامی ناتو استقبال کرده اند؟
نتیجه گیری:
1-    به یاد داریم که در اوج تنفر جمهوری اسلامی از صدام حسین وقتی که کلیه رسانه های جهان سقوط صدام را با پخش مستقیم اخبار به سمع و نظر جهانیان می رساندند، جمهوری اسلامی خبر سقوط دشمن دیرینه خود را هرگز پوشش مستقیم و زنده نداد. علت این واقعه ترس فراگیر جمهوری اسلامی از حمله امریکا به ایران بود.
اینک نیز شاهدیم که خبر سقوط قذافی نه با سرور و شادمانی و نه با پوشش مستقیم و زنده به اطلاع عموم توسط رسانه های داخلی ایران نمی رسد. دلیل این رفتار، کنترل هیجان ناشی از سقوط یک دیکتاتور است که می تواند در داخل ایران نیز تاثیر گذارد. جمهوری اسلامی نمی خواهد با حضور گستره مردم در خیابان ها دست به سرکوب کور آنان بزند که نتیجه اش می تواند دخالت نیروهای خارجی باشد. همچنان که جمهوری اسلامی نمی خواهد سرنوشت قذافی را برای بشار اسد ببیند که پل ارتباطی جمهوری اسلامی با حزب الله است. بنابر این نه تنها جمهوری اسلامی دریافته است که بهار عربی متاثر از انقلاب 57 نیست بلکه می تواند موجبات سقوط  بشار اسد و سپس سقوط جمهوری اسلامی را فراهم آورد یعنی همان دومینوی سقوط.
2-    جمهوری اسلامی، به درستی واقف است که بشار اسد نفر بعدی در دومینوی سقوط رهبران خودکامه خاورمیانه می باشد. این در حالی است که سوریه بر خلاف قذافی، مبارک و بن علی،  متحد استراتژیک جمهوری است. سرمایه گذاری های کلان جمهوری اسلامی در سوریه بر کسی پوشیده نیست. حضور پر رنگ سپاه پاسداران در سوریه تا آنجاست که حفاظت امنیت ساختمان سفارت ایران در دمشق در دست سپاه پاسداران قرار دارد. سوریه عقبه لجستیکی کمک رسانی جمهوری اسلامی به حزب الله لبنان است. بدون سوریه حزب الله توان هرگونه تحرک را از دست خواهد داد. به بیان دیگر سقوط بشار اسد، قطع بازوی عملیاتی جمهوری اسلامی (حزب الله) در لبنان است.