-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

دیدگاه های رضا پهلوی تحت عنوان خط قرمز



رضا پهلوی: علیرغم تمایلم به نظام پادشاهی پارلمانی، به خواستاران «جمهوری پارلمانی سکولار» نزدیک هستم


رضا پهلوی گفته است: «امروز ارجحیت من، همراهی با آزادیخواهان برای رسیدن به دموکراسی سکولار در ایران فردا است. علیرغم تمایلم به نظام پادشاهی پارلمانی، خود را به هموطنان خواهان نظام جمهوری پارلمانی سکولار کاملا نزدیک می‌دانم
رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، در تازه‌ترین مطلب وبلاگ خود با عنوان «خط قرمز» درباره مواضع سیاسی‌اش توضیحاتی را نوشته است.
در ابتدای یادداشت رضا پهلوی آمده است: «جمع زیادی از هم‌ میهنانم در سایت بالاترین، به خاطر طرز برخورد دور از منطق و بردباری عده‌ای که خود را طرفدار من می‌نامند، خرده گرفته و نارضایتی خود را مستقیم و غیرمستقیم به من از طریق کامنت‌ها، پیام و یا ایمیل منتقل می‌کنند. 
فرصت را مغتنم می‌شمارم تا موضع سیاسی خود را بار دیگر شفاف با شما در میان گذارم.»
ولیهعد سابق ایران نوشته است: «من، رضا پهلوی، به عنوان یک دموکرات و مدافع حقوق بشر، دغدغه و مشکلات امروز ایران را نوع نظام آینده نمی‌دانم. امروز، ارجحیت من، همراهی با آزادیخواهان برای رسیدن به دموکراسی سکولار در ایران فردا است. امروز ارجحیت من، همراهی با آزادیخواهان برای رسیدن به دموکراسی سکولار در ایران فردا است. علیرغم تمایلم به نظام پادشاهی پارلمانی، خود را به هموطنان خواهان نظام جمهوری پارلمانی سکولار کاملا نزدیک می‌دانم، و دور و جدا از هر تمامیت‌خواهی، چه سلطنت‌طلب و چه از نوع دیگر. متاسفانه، عده‌ای دانسته یا نادانسته در دام تبلیغات سه دهۀ گذشته حکومت اسلامی افتاده و چشم بر مشکلات و معضلات اسفناک جامعه امروز ایران فرو بسته‌اند.»
رضا پهلوی می‌افزاید: «تلاش امروز ما یافتن راهی مسالمت‌آمیز برای گذار به سوی دموکراسی در ایران، بر مبنای «اتحاد و همبستگی» است. از بحث‌های حاشیه‌ای اجتناب کنیم، چرا که ما را از رسالت اصلی که در مقابل کشورمان ایران داریم دور می‌کند. دیروز را به تاریخ بسپاریم، اما با استفاده از تجربیات تاریخ، راه امروز را هموار سازیم. حکومت آینده ایران باید بر اساس اراده و مطالبات مردم ایران باشد، نظامی دموکرات و پارلمانی نه دیکتاتوری تک‌نفره. نظامی که پایه هایش بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر استوار باشد.»
فرزند محمدرضا پهلوی ادامه می‌دهد: «در دنیای امروزی، دو نظام سیاسی به شکل جمهوری و پادشاهی وجود دارد و در هر دو نوع نظام، دموکراسی و دیکتاتوری به چشم می‌خورد. به طور مثال فرانسه و یا هند نمایانگر نوع یک نظام جمهوری دموکراتیک و در مقابل کره شمالی و سوریه نمایانگر یک نظام جمهوری دیکتاتوری می‌باشند. همچنین نظام‌های پادشاهی سوئد و یا ژاپن نماد یک نظام پادشاهی دموکراتیک هستند و در مقایسه با بعضی نظام‌های پادشاهی غیردموکراتیک بیشتر در منطقه خودمان و جاهای دیگر است.»
وی تأکید می‌کند:‌ «برای من، محتوای حکومت اهمیت دارد نه شکل ظاهری آن. من به یک نظام سکولار که در آن جدایی دین از حکومت کاملا رعایت شود (به عنوان یک پیش شرط دموکراسی و حقوق بشر) و یک دموکراسی پارلمانی که حاکمیت مردم را تضمین کند اعتقاد دارم. چنین دموکراسی را می‌شود هم در فرمول یک نظام پادشاهی پارلمانی و هم در فرمول یک نظام جمهوری پارلمانی پیدا کرد.»
رضا پهلوی در پایان یادداشت خود نوشته است: «‌پس از گذار به سوی دموکراسی و آزادی در ایران، تدوین قانون اساسی و تعیین نوع نظام آینده با ملت ایران و نمایندگان مردم است، در فضایی کاملا آزاد و در شرایطی یکسان برای هر شهروند ایرانی. خط قرمز در جامعه امروز ایران بین جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه نیست. خط قرمز در جامعه امروز ایران بین دموکراسی‌خواهان و تمامیت‌خواهان است.»

۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

خانه پروین اعتصامی تخریب می شود

                         
خانۀ پروین اعتصامی شاعرۀ معروف زبان فارسی درخطرتخریب قراردارد.
پروین اعتصامی یک صد وچهارسال پیش به عمر سی وپنج ساله گی درگذشت. نام اصلی اش رخشنده است. اوتنها دختر یوسف اعتصامی بود. یوسف اعتصامی نویسند ومترجم و گردانندۀ ماهنامه «بهار» بود. مادرش اخترفتوحی فرزند میرزا عبدالحسین از واپسین شاعران دوره قاجاریه اهل تبریزوآذرباییجان بود.
پروین در سال ۱۲۹۱ به همراه خانواده‌اش از تبریز به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل آموخت. وی به مدرسه آمریکایی IRAN BETHEL  می رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. سپس مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.
پروین در نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ با پسر عموی پدرش «فضل الله همایون فال» ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه‌ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه‌ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی‌توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از مهریه اش در مرداد ماه۱۳۱۴ طلاق گرفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. در سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بر دانشسرای عالی، پروین به عنوان مدیر کتابخانهٔ آن، مشغول به کار شد. او ۳۵ سال داشت که درگذشت.

خانه پروین اعتصامی در محله تاریخی عودلاجان تهران (شهرداری منطقه 12) قدامت دیرینه دارد جزو میراث های فرهنگی ایران شمرده می شود.
 طی سال‌های گذشته شهرداری تهران یک پلاک این بنا را خرید و در راستای حمایت از سازمان‌های مردم‌نهاد در حال حاضر در اختیار کمیته ملی موزه‌ها (ایکوم) برای بهره‌برداری قرار داده است.2 پلاک دیگر خانه پروین اعتصامی در اختیار مالک خصوصی است که با مراجعه یکی از مالکان به دیوان عدالت اداری، حکم خروج خانه پروین اعتصامی از فهرست ثبت شده ملی صادر شد و مالک در حال حاضر با اخذ مجوز از شهرداری می‌خواهد مجتمع تجاری جای آن بسازد.

شهرداری یک بار یک سوم خانه پروین اعتصامی را خراب کرده است

محمد ابراهیم لاریجانی؛ مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران در گفت‌وگو با خبرنگار جامعه فارس می‌گوید: با تخریب خانه پروین اعتصامی مخالفیم اما از نظر میراث فرهنگی خرید و فروش خانه تاریخی غیر قانونی نیست و مالکان بناهای تاریخی می‌توانند تغییر کاربری، مرمت و خرید و فروش در ملک شخصی خود داشته باشند.وی ادامه می‌دهد: حفظ اثر تاریخی برای ما مهم است حتی اگر در بنای تاریخی کار اداری انجام شود نیز ما مشکلی نداریم.مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران درباره ویژگی خانه اعتصامی در محله عودلاجان می‌گوید: این ملک در 3 پلاک مجزا است یعنی یگک خانه به 3 قسمت تقسیم شده است که شهرداری چندین سال پیش یک پلاک آن را خرید آما تخریبش کرد و پس از اعتراض‌های میراث فرهنگی، بنای ساختمان را همخوان با دو پلاک دیگر ساخت.لاریجانی اضافه می‌کند که یک پلاک از این خانه در اختیار دو خواهر و پلاک سوم در اختیار یک تراشکار است. وی تأکید می‌کند که میراث فرهنگی نگران تخریب آثار تاریخی است، بناهای تاریخی نباید خراب شوند حال توسط هر کسی یا هر نهادی باشد فرقی نمی کندمدیر کل میراث فرهنگی استان تهران ادامه می‌دهد: مهم نیست چه کسی خانه پروین اعتصامی را می‌خرد هر کسی یا هر نهادی باشد، فقط این خانه تخریب نشود و از رانت استفاده نشود.لاریجانی می‌گوید: شهرداری الآن با هدف حفاظت اعلام کرده است که خانه پروین اعتصامی را می‌خرد که این همان مسئله‌ای است که میراث فرهنگی آن را اشاعه می‌دهد.وی از مردم ودستگاه‌های مختلف می‌خواهد که اگر می‌توانند بناهای تاریخی را خریداری کنند تا از تخریب آن‌ها جلوگیری شود چون اعتبارات سازمان میراث فرهنگی پاسخگوی خرید تمام بناهای تاریخی نیست.

مالک: 2 سال پیش میراث‌فرهنگی مشکل را حل نکرد اما شهرداری می‌خواست خانه را بخرد

ناصر قاضی؛ فرزند یکی از مالکان خانه پروین اعتصامی اعلام کرده است که " ۲سال پیش به سازمان میراث فرهنگی مراجعه کردیم تا مشکلات مربوط به فرسودگی و نیاز به مرمت خانه را حل کند که آنها توجهی نکردند. به هر دری رفتیم و شهرداری خواستار خرید خانه به قیمت واقعی زمین در محله عودلاجان شد."وی می‌گوید: برای رفع مشکلاتمان به دیوان عدالت اداری مراجعه کردیم و اصلاً خود این آقایان این راه را پیش پای ما گذاشتند. بنابراین در دیوان عدالت اداری مشکل خود را مطرح کردیم، چون واقعاً خانه قابل سکونت نبود و هنوز هم همین‌طور است. دو مرتبه به دیوان عدالت اداری مراجعه کردیم که حتی نماینده سازمان میراث فرهنگی در هیچ یک از جلسات حاضر نشد، دیوان عدالت اداری اعلام کرد که سازمان میراث فرهنگی به دیوان گفته است خانه پدری پروین اعتصامی از ثبت ملی خارج شده و آن سازمان خانه را نمی‌خواهد."وی تأکید می‌کند که ‌" ما هیچ شکایتی نکردیم، فقط گفتیم یک مرجعی به داد مشکلات ما برسد و خودشان این راه را گذاشتند جلوی پای ما که برویم و مشکلمان را در دیوان عدالت اداری مطرح کنیم.

دغدغه شورای شهری‌ها / شهرداری خانه را می‌خرد!

  احمد مسجد جامعی؛ عضو شورای شهر تهران هم می‌گوید:  این خانه در گذشته به سه قسمت تقسیم شد که یک قسمت آن را شهرداری منطقه خریداری و بازسازی کرد و در حال حاضر نیز به عنوان یک کانون فرهنگی میراثی فعال است؛ دو قسمت دیگر نیز در اختیار بخش خصوصی قرار دارد. وی ادامه می‌دهد: این خانه علاوه بر اینکه متعلق به این شخصیت است از لحاظ ارزش‌های معماری بویژه معماری دوره انتقال نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است ضمن اینکه معماری آن تحت تأثیر بناهای جدیدی که در اروپا ساخته می‌شده قرار دارد. عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران تصریح می‌کند: به طور معمول هنگامیکه بحث خرید چنین ملک‌هایی به میان می‌آید مالکان قیمت ملک را بی‌رویه افزایش می‌دهند ولی شهرداری در نظر دارد این خانه را با قیمت کارشناسی خریداری کند.وی تأکید می‌کند: درست است که دیوان عدالت اداری این بناها را از ثبت خارج کرده است ولی شهرداری می‌تواند مجوز ساخت بنا را ندهد البته شهردار منطقه نیز قول داده است تمام تلاش خود را برای جلوگیری از تخریب این خانه انجام دهد.

خانه پروین تاریخی است یا زمین خانه؟!

خانه پروین اعتصامی به این جهت تاریخی است که بنای آن تاریخی است اما ظاهراً مرمت بناهای تاریخی با کوبیدن و از نو ساختن آن‌ها اشتباه گرفته شده است گویی زمین آن تاریخی است و باید حفظ شود!اگر قرار است خانه تاریخی پروین اعتصامی حفظ شود یعنی بنای آن با مرمت‌های لازم حفظ شود نه اینکه یک بنا تخریب و تنها نمای آن هماهنگ با نمای قدیمی ساخته شود وگرنه چه فرقی دارد که بنا توسط مالک تخریب شود یا یک نهاد و دستگاه دیگری دست به تخریب آن بزند؟

شلیک توپ چاشت درکابل

به یاددارم که دردوران کودکی وقتی صدای توپ چاشت ازکوه گذرگاه بلند می شد، تکان می خوردم ونا خود آگاه احساس گرسنگی می کردم. بزرگان خانواده حکایت می کردند که توپ غول پیکر چاشت درزمان امیرحبیب الله خان به واسطه یک فیل بزرگ موسوم به «فتح بهادر» به گردنۀ کوه گذرگاه انتقال داده شده بود. پسران خاله ام قصه می کردند که توپ زن چاشت یک پیرمرد است که هر روز ساعت یازده ونیم با یک پشتاره باروت وپارچه های کهنه ظاهرمی شد و با جاگذاری باروت وتکه های فرسوده، تا ساعت 12 توپ را برای شلیک آماده می کرد. وقتی توپ شلیک می شد، از قله پایین می رفت.
شهرداری کابل بعد از ده‌ها سال در تلاش برای احیاء فرهنگ اعلام رسیدن زمان ظهر به روش سنتی شلیک توپ برای مردم ساکن در پایتخت افغانستان است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، شهرداری کابل روز گذشته در "دومین سمینار میلاد کابل" به دامنه کوه "گذرگاه" که به "تپه توپ" مشهور است، همزمان با رسیدن ظهر یک گلوله توپ شلیک کرد.

35 سال پیش زمانی که دسترسی به ساعت در افغانستان محدود بود، در روزهای عادی برای اعلام اوقات شرعی، ماه‏ رمضان برای اعلام اذان صبح و همچنین برای اعلام رسمی روزهای عید در کابل توپ شلیک می‏شد.

اما از 3 دهه گذشته این فرهنگ در کابل و سایر شهرهای افغانستان به دست فراموشی سپرده شده است.

به گفته ساکنان شهر کابل، در زمان‌های دور فقط  2 ساعت بزرگ در کابل وجود داشت، یکی در کاخ ریاست جمهوری و دیگری در منطقه "پل محمود خان" این ساعت‌ها از فاصله دور قابل مشاهده بودند، اما بدلیل دور بودن برخی محله‌ها از این مناطق تعداد زیادی از ساکنان کابل از زمان دقیق اطلاعی نداشتند.

مسئولان شهرداری کابل در گفت
وگو با خبرنگاران اعلام کردند: برخلاف گذشته در حال حاضر در اطراف کوههای کابل منازل مسکونی ساخته شده است و شهرداری در تلاش است، برای شلیک توپ منطقه مناسبی پیدا کند تا بتواند این سنت دیرینه را احیا کند.

"عبدالاحد عباسی" رئیس اداره آثار تاریخی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان گفت: در گذشته در کنار اعلام ظهر و شب، مأموران دولت
های گذشته زمانی که قصد داشتند، مجرمان را اعدام کنند با شلیک توپ او را از بین می‏بردند.

گفته می
شود، این توپ قدیمی در کارخانه اسلحه سازی کابل در دوران حاکمیت "امیرشیرعلی خان" که به حدود 150 سال قبل بر می‌گردد، ساخته شده است.

روز گذشته "دومین سمینار علمی، تحقیقی کابل" به میزبانی معاونت فرهنگی شهرداری کابل با هدف بررسی و تحقیق گذشته تاریخی، احیای تمدن و فرهنگ‌های تاریخی این شهر باستانی در پایخت افغانستان برگزارشد.

عقب نشینی؛ نتیجه معکوس دارد



درجلسه مشورتی «رهبران جهادی» به تاریخ ششم میزان درارگ ریاست جمهوری، آیت الله شیخ محمدآصف محسنی حضور نداشت. درآن نشست که پس ازشهادت استاد ربانی برگزارشد، دو گرایش نسبتاً تازه سیاسی از سوی رئیس جمهور ومتحدان جهادی مطرح شد. مورد نخست، «مذاکره با پاکستان» به جای «طالبان» و«پذیرش»مذاکره استراتیژیک با امریکا که پیش ازآن با بلند پروازی های غیرواقعی آقای کرزی همراه می شد. اتحاد جهانی درمقابله با تلاش های مجرد حکومت کابل با «امضای پیمان استراتیژیک» شکل دیگری به خود گرفته است. مقامات واشنگتن به هدف بی اثرکردن تلاش های ایران وسرکشی های «شخصی» تیم کابل درمقابله با امریکا به هدف گرفتن تضمین بقای تیم حاکم درقدرت، از موضع دیگری وارد میدان شده است. امریکا اکنون متحدان بین المللی خود، اتحادیه اروپا، بریتانا، ناتو وهندوستان را نیز درفهرست جریان هایی که باید با افغانستان تعهدات استراتیژیک امضاء کنند، اضافه کرده است. درین میان پاکستان نیزبرای رسیدن به امتیازات دلخواه، مشمول سیاهی لشکر است ونقش مجری تخریب حکومت کابل را برعهده گرفته است.
عقب نشینی تیم حکومت نمی تواند شبح یک تصمیم سری امریکا، اتحادیۀ اروپا و پاکستان را که نهایتاً شخص کرزی ومتحدان جهادی را هدف قرار داده است، از پیشروی مانع شود. این موقعیت لرزان کنونی، نتیجۀ ازدست دادن فرصت های قبلی است که جبران آن بعید به نظرمی آید.
 سوال اساسی که مطرح می شود این است:
آیا پاکستان حکومت کنونی را برای حل مسایل تاریخی وبحران جدی منطقه یی واجد شرایط می داند وحاضربه مذاکرۀ کارسازبا حکومت کابل خواهد بود؟ همین پرسش دررابطه به دیدگاه واشنگتن نیز دربرخورد با حکومت کابل می تواند مطرح شود.
اگرپاکستان پیش ازین به یک رشته خواسته ها وپیشنهادات مشخص قانع می شد، دروضع تازه که حکومت حاضر به پذیرش مذاکره با اسلام آباد به جای طالبان شده است، احتمال طرح شرط وشروط سنگین تر می تواند وجود داشته باشد. باخت در مذاکره با پاکستان درصورتی که هیأت آن کشورطناب دست وپاگیرتری را پرتاب کند، حتمی است. ازجمله ممکن است طرف مقابل ازافغانستان بخواهد که به دادن امتیازات بیشتری آمادگی داشته باشد واز افغانستان بخواهد که بسته یی ازخواسته های امروزی را لزوماً نباید با شرط های گذشته یکسان تلقی کند.
درهرحال، وضع به طورتأسف باری به زیان منافع افغانستان رو به دگرگونی است. قبل از یافتن پاسخ های مستدل ورسمی به پرسش های بالا، می توان به واقعیت جدید تمرکز کرد. واقعیت جدید آن است که پس از ترور استاد ربانی، حکومت کرزی ناگزیربه قبول یک «نرمش» نا به هنگام سیاسی به امید بقای تیم حاکم شده است که تعبیر اصلی آن، با نوعی عقب نشینی واکنشی پیوند دارد. اما این که آیا «زمان» کنونی به این نرمش چه گونه پاسخ خواهد داد، بحثی است که به ایجاد پروسه جدید وهمچنان به «زمان» نیاز دارد که دسترسی به چانس زمان اخیراً به شدت محدود شده است.
پاکستان مانند ایران، «حق» خود می داند که درنقش یک جانب عمدۀ بحران افغانستان اهداف خود را محقق کند. اهدافی که عناصر واجزای آن تا کنون درعقب میزمذاکره رسمی بیان نشده وصرفاً درپیام های عقب درهای بسته به تیم کابل منتقل شده اند.
به طورکل، با آن که آن پاکستان دربرابر ادعاهای شکسته وگذشتۀ دولتمردان افغانستان برسر«پشتونستان» کفاره های چند مرحله یی گرفته اند، بی ثباتی دردیدگاه های سران کنونی کابل را هم هنوز خطری برای بازگشت بهانه های تازه برای چنگ زدن به ادعا های گذشته تلقی می کنند.
هندوستان به طورسنتی، پشتیبان وهمکارحکومات افغانستان بوده است. به ویژه درده سال اخیر، هند درعرصۀ حضوراقتصادی وسیاسی، پاکستان را تا حدزیادی درصحنۀ افغانستان در انزوا کشانیده است. ژرفاپذیری وادامۀ حاشیه زنی پاکستان برای رهبران اسلام آباد همچون کابوس لرزاننده جلوه گرمی شود که براساس محاسبات آنان می تواند هستی پاکستان را تهدید کند.
خواست دیگرپاکستان، مداخله درتشکیلات نظامی وسیاسی افغانستان است که درواقع درچهارچوب «حق» خود تعریف کرده و از سوی مقامات آن کشور دردیدارهای رویارویی به رئیس جمهور کرزی بیان شده است.
حضورامریکا وتقویت مرحله به مرحله ارتش نوپا درافغانستان، به اضافۀ یاری هند وفوران سوء ظن عمومی مردم افغانستان نسبت به پاکستان، سران اسلام آباد را متوحش ساخته است. این نظریه برای آنان برجسته شده است که اگردرهمین مقطع، خطرات احتمالی را ازبین نبرند، ممکن است فردا  برای اقدامات بازدارنده برای پاکستان خیلی دیرباشد. ازهمین جاست که آی،اس، آی با استفاده از سردی روابط میان کابل وواشنگتن، با تمام قدرت، کوبیدن تأسیسات سیاسی واقتصادی وپیوند های ملی افغانستان را دردستورکار خود قرار داده است.
پاکستان درک می کند که با ضعیف ترین حکومت ازهم گسیخته وفاسد درکابل رو به رو است؛ حکومتی که با متحدان بین المللی خود نیز سرمدارا و تعامل مثبت ندارد. ازنظرآنان، حکومت نیم بند درکابل ازمردم خود وهمچنان از متحدان جهانی خود فاصله گرفته است. آنان محاسبه می کنند نباید گذاشت که درهم ریختگی مناسبات کابل وواشنگتن بازسازی شود؛ بنابرین بهترین زمان اعمال فشاربرافغانستان  وامریکا فرارسیده است.
دراسلام آباد بی تردید این واقع بینی وجود دارد که پاکستان هرگز قادرنخواهد بود به طوریک جانبه، افغانستان را به ضمیمه یا دنباله یی برای منافع خودش مبدل کند. آن ها حداقل درپی آن اند که با بهره برداری ازبحران وفرصت ها، طرح مدیریت مشترک امریکا- پاکستان درامور افغانستان را به واشنگتن پیشنهاد کنند.
بنابرین، این طوربرداشت می شود که جایگاه واعتبارتیم کابل درحدی نیست که بارسنگین چنین معامله های کلان را بردوش بکشند. درشرایطی که ضربات برتیم کابل نخستین پی آمد های خود را نشان داده، امریکا وپاکستان، پروژۀ سرنگونی حاکمیت کابل را به تأخیر نخواهند انداخت. آنان ازتغییرسیاست تیم کابل درمورد مذاکره مستقیم با پاکستان وشروع مذاکرات جدی برای امضای پیمان استراتیژیک با امریکا عملاً استقبال نخواهند کرد.
دریک سال اخیر، تیم حکومتی درکابل درهمکاری با حلقات اطلاعاتی ایران، با تکیه برشیوه های رسانه یی، تشکیل شورا ها ودسته های تبلیغاتی برخی چهره ها که ازآن ها به نام علمای دین نام برده شده، درداخل حکومت وخارج ازآن، کمپاین نا هم آهنگ وپراکندۀ مبارزه با امضای پیمان استراتیژیک با امریکا و ایجاد پایگاه های نظامی امریکا درخاک افغانستان را ادامه داده اند.
 به نظرمی رسد که برنامه ریزی امریکا وپاکستان درمقابله با روش های تحریک  آمیز حکومت کرزی نیزدرگرماگرم تیره شدن مناسبات بین کابل وواشنگتن انجام گرفته است. اکنون که نخستین نتایج برنامه مشترک پاکستان وامریکا برای زمینگیرکردن تیم کابل رونما شده است، نرمش حکومت کرزی، پروسه تقابل را توقف نخواهد داد.

بررسی حکومت های افغانستان


نصیرمهرین



صدارت سردارمحمد داؤودخان

                      (6 سپتامبر1953- مارچ1963)



                                                سردارمحمد داؤود خان

                                   
همانگونه که درطی سالیان صدارت شاه محمودخان، تبارز روبه تزاید پیچیده گیها رانگریستیم، صدارت سردارمحمد داؤود خان با بغرنجی های بیشتری همراه بود. زیرا در اوضاع جامعه و منطقه تغییرات زیادی رونما شده بود.  خاندان شاهی که درسالیان صدارت شاه محمود خان با اختلافات داخلی و جناح بندی ها مشغول بود،با موافقت شاه، سردارمحمد داؤودخان با وادا سازی شاه محمود به استعفا، مقام صدارت را به دست آورد. محمد داؤود خان به ساختارهای خود رایانه و ابزارپیشبرد آن با جدیت آغاز نمود.
درواقع به زعم خویش راهی رادرپیش گرفت که برآن بغرنجی ها وگرفتاری ها با پیاده نمودن پندارهای خویش غلبه  نماید.

آنچه درنخستین گام ها ازطرف حکومت جدید سردارمحمد داؤود برداشته شد،گونه یی از عقب گرد به دورۀ صدارت سردارمحمدهاشم خان بود. این عقب گرد که جلوه های نخستین آن در زمان شاه محمود خان دیده شده بود،ازطرف حکومت حدید، عمق و وسعت یافت. سرکوب ودرزندان نگهداشتن مخالفین ومعترضین ِاستبداد،طرفداران اصلاحات و مشروطه خواهی، ادامه یافت. بحث وموقف گیری ها ی زمان صدراعظم پیشین در پیوند با دولت پاکستان، پهنای دست وپاگیرتری برای افغانستان یافت. با آن هم تکاپوی دیکتاتوری به نوسازی ها وبرنامه ریزی های جدیدی آغاز گردید. این وجوه که صدارت دهسالۀ محمد داؤود را احتوا نمود، یکی از تأثیرگزارترین برنامه های سیاسی، اقتصادی کشورما دردهۀ سی وآغاز سال دهۀ چهل خورشیدی است.
 پیش از آنکه به مکث وبررسی آنها بپردازیم، با توجه به نقش مهم واساسیی که محمد داؤود در سمت وسو دهی آن داشت، به گونۀ فشرده به معرفی او می پردازیم :

محمد داؤود خان که تا صبح هنگام روز 26سرطان با پیش لقب سردارمحمد داؤود خان یاد می شد، پسرسردارمحمدعزیزخان( برادراندرمحمد نادرشاه وبرادرعینی سردارمحمد هاشم خان) است. اودرسال  1287 خورشیدی(18جولای سال 1909 )درکابل تولد یافت. در سال 1311 خورشیدی به فرانسه رفت. پس ازبازگشت به افغانستان (1310)، کورس های کوتاه مدت یکساله  را به پایان برد. با درنظرداشت لزوم دید بزرگان خانواده که آموزش دهی مقامات مهم نظامی واداری را برای همه جوانان خانوادۀخویش درپیش گرفته بودند، ازسن نوجوانی به وظایف مهم نظامی واداری گماشته شد. درسال 1311 در حالی که 24 سال داشت ویکسال از بازگشت وی به افغانستان سپری شده بود،جنرال شد. درسال 1314فرقه مشراول(تورنجنرال)نایب الحکومه وقوماندان عسکری قندهار وفراه،در سال  1317قوماندان عسکری، نایب الحکومۀ حکومت اعلی مشرقی،درسال 1318قوماندان قوای مرکزومکتب حربی، درسال 1325که 38 سال داشت،همزمان با ناسازگاری با صدراعظم شاه محمود خان،وزیر دفاع، 1326 به حیث سفیر افغانستان درفرانسه رفت.درسال  1328 به افغانستان بازگشت و دوباره وزیرحربیه( دفاع) شد. در( 16 سنبلۀ 1332سپتامبر 1953 صدراعظم افغانستان شد. داؤود خان درغیاب شاه کفالت او را نی زانجام داده است.
چنین وظایف مهم  که همواره با امرو دادن دستورونبودمانع ومخالف همراه بود،شخصیت اوراطوری شکل داد که دربازشناسی،حکومتداری،پیوند داشتن با قدرت وخصایل اداری وشخصی او حایزاهمیت است.

رئوس مهم سیاست حکومت سردار محمد داؤود خان:

الف : در امور داخلی:

- تکیه به ساختاردیکتاتورمأبانه وموقع ندادن به فعالیت سیاسی فرهنگی نیروی مخالف، موقع ندادن به آزادی هایی که سیاست حکومت را به اعتراض و انتقاد بگیرند.
  -   سعی درجهت ایجاد نوآوری های اقتصادی ،اجتماعی ،نظامی؛ افزایش مکاتب .

محمد داؤود خان رویکرد سرکوبگرانۀ حکومت پیشین را گسترش داد. پندارهایی را که درزمینۀ سمت وسودادن کشورفراگرفته بود،وازدریچۀ قدرت داشتن وحکومت کردن به مسایل می دید،به اجرأ می نهاد. قدرت عملی، دستوردر دست او متمرکز بود. پس ازمحمد داؤود خان ،برادرش سردارمحمد نعیم خان که سمت معاونیت اورا به عهداه داشت،ادارۀ اموررا سمت میداد. بقیه وزرا وحکام وکارمندان دولت،اطاعت گران اوامراوواجرا کننده گان دستورها ولزوم دیدهای سردار بودند. با آنکه صدراعظم عملا ًشخص قدرتمند حاکمیت بود،امابنابررعایت ظواهرامروچارچوب مشارکت حکومت سلطنتی،همراه با شاه صحبت و مشوره داشت. درطول مدت صدارت او،یکی از وزرای مورداعتماد اوعبدالملک خان عبدالرحیم زی، که تا حدودی تشبثات ابتکاری رابرای انجام برنامه های صدراعظم درپیش گرفته بود،با بهتان کودتا به محبس فرستاده شد.(1).

تعداددیگری ازاشخاص مطرح وصاحب ظرفیت های فرهنگی وسیاسی، که هنوز زندانی نشده بودند، وتعدادی بدون چنان علایقی، نیز روانۀ زندان شدند. آزار واذیت شکنجه های مختلف وجود داشت ( 2)

به این ترتیب حکومت اوبه حقوق فردی اعتنای نداشت. هیچگونه مصوؤنیت قانونی نیزرعایت نمی گردید. با آن هم حکومتگران در حالیکه قانون اساسی زمان محمد نادرشاه حاکم بود،طرز حکومت را شاهی مشروطه معرفی می نامیدند
محمد داؤودخان ازداشتن برنامه های برای تجدد بی بهره نبود. برای تحقق  آن منظور،نزدیکترین همکاران خویش رادرکابینه ازدوستان هم اندیش وهم رأی گماشت که بیشترین آنها از اعضای "کلوپ ملی" بودند.(3)  

در زمان صدارت او جدیت و تکاپویی  به کاربسته شد، که دورۀ صدراعظم پیشین را درمقایسه با خود درسطح سستی، بی تحرکی وبطالت نشان میداد. حکومت اودر پرتو چنان ساختاری،به وضع پاره یی ازقوانین پرداخت که اوضاع بغرنج ومتفاوت از زمانۀ صدارت محمد هاشم خان متقاضی آن بود. مانند قانون بانکها، قانون تجارت، قانون امورپولیس، قانون مخابرات وشاهراه ها وایجاد ارتش منظم تر. برای آنکه حکومت او نشان بدهد که با دورۀ پیشینه ازناحیۀ ایجاد تحرک فاصله دارد، اعتتراضات وانتقاداتی را نیزطرح میکرد. بطور مثال دریکی از موارد به دورۀ پیشین چنین  اعتراضی دارد:
 " به قول سالنامۀ سال 1332، حتی بطوررسمی هم که شده لایحۀ تقسیم وظایف دوایر ومؤسسات مالی در وزارت مالیه بکلی وجود نداشت. وازین رهگذر، مسؤولیت وصلاحیت مبهم مانده بود." (4)

برای انسجام طرح های درنظرداشته، به برنامه ریزی هایی پرداخت که ازسال 1955 زیر نام پلان های پنجساله آغازشد. درپلان پنجسالۀ اول،به رشد زراعت و نیاز های آبرسانی، برق، شاهراه ها جای مهم  داشتند. " درین پلان از جملۀ تقریبا ً 5/8  هزار ملیون افغانی سرمایه گذاری نو در حدود 50 در صد  به زراعت  وآبیاری تخصیص داده شده بود.14 در صد به مواصلات وانتقالات، 7 درصد به خدمات عامه ( معارف وحفظالصحه ( وفقط 3 د صد به صنایع معدن . . ."(5)
به رغم ناموفق ماندن برنامه های اقتصادی که حکومت او درنخستین پلان پنجساله در نظرداشت،وبه رغم فضای نامناسب سیاسی،موج حرکت بطی/ طبیعی وتأثیرات داد وستدمحدود تجاربا کشورهای خارجی،مؤسسات صنعتی نیز چندی تبارز یافتند. اما با تأثیرمنفی سرمایگذاری های خارجی،نقش منفی واردات و ندیدن روی سیاست تشویق آمیز حکومت، آنها مجال رشد لازم نیافتند. درحالیکه بانکها که زیرنظر حکومت قرار داشتند، رونق نسبی یافتند. (6)


 سالهای 1335و 1336حکومت محمد داؤودخان، به دنبال چند سال تپ وتلاش برنامه ریزیها و به دست آوردن منابع تمویل پلانها، اهمیت بررسی بیشترومشخصتر را دارامیباشند. متأثرازهمان پلانگزاری ها است که چندین شاهراه، بطورمثال شاهراهی که کابل را ازطریق کوتل سالنگ به شمال کشور وصل نمود، احداث گردید.
در عرصۀ رشد معارف، باید یادآور شد که " پلان پنجساله ی اول انکشافی درموردمعارف از1956 تا 1961 به توسعه ی مکاتب ابتدای متمرکز گردید. . . " درهمان سالهای تطبیق پلان اول، به تعداد مکاتب ذکورواناث، به موسسات تعلیمی، دارالمعلمین ها درولایات و فاکولته ها( فاکولته های زراعت وانجنیری درسال 1956) در کابل افزوده شد.
" درین دوره ی نخستین پلانگزاری ازصد درصد اطفال واجد شرایط شمول در مکتب تنها پنج در صد روانه ی مکتب شدند."
" سردار محمد داؤود برای جلب علاقه وتمایل قبایل آنسوی دیورند به جلب وتأسیس دومکتب لیله ی ثانوی در شهر کابل پرداخت وزمینه برای تعلیم هزاران نفراز مردم قبایل آنسوی دیورند درکابل مساعد شد." (7)

توجه به ارتش

تردیدی نیست که توجه به ارتش یکی از موارد بسیار مهم در سیاست حکومت سردار بود.
این توجه او را از روی کوشش هایی که منتج به ایجاد ارتش  وسیعتر گردید می توان شناخت.ارقام بودجۀ سال 1335( 1956) بهتر معرف آن است:
ازتمام بودجۀ سال 1335 که مبلغ  1/822 480 115 ملیون افغانی بود،برای وزرات دفاع مبلغ 284 590 366 ملیون اعلام شده است. در حالی که به امور معارف 988 354  ملیون، برای وزارت صحییه مبلغ 4831905  وبرای ریاست قبایل مبلغ 448 25 546
ملیون افغانی . این رقم در سالهای بعد تر افزایش قابل ملاحظه یی یافته است.(8)
انگیزه های حکومت  داؤود خان به ایجاد شبکه های جدید ارتش وتقویۀ آن از دو نیاز حکومتداری او برخاسته بود:
نخست، احساس نیازسرکوب مخالفین ودوم،تبارزقدرت دربرابردولت پاکستان وآنچه او حل  مسألۀ پشتونستان واختلاف با پاکستان می نامید.

تصمیم برداشتن  داوطلبانۀچادری
یکی ازاقداماتی که درسطوح اجتماعی درزمان حکومت سردارمحمد داؤود خان تبارز یافت،تعدیل تصامیم پیشینه یی در برابر اجبارپوشیدن چادری است. بار اول در زمان امان الله خان آغز شد. اما از زمان پادشاهی محمد نادرخان، زنان بازهم  ملزم به پوشیدن آن بودند.
 دور کردن چادری، درواقع برمیگردد به یک نیازوخواستگاه اصلاحات اجتماعی که ناگزیرمی شود،حضورزن را در اجتماع بپذیرد. هنگامی که حکومت داؤود خان به رفع آن محدودیت نخست به گونۀ بی سروصدا در کابل آغاز کرد، ازتجارب زمانۀ شاه امان الله خان غافل نبود. امان الله خان پیرامون حقوق نسوان سخن میگفت. اما خاندان سلطنتی درزمان حکومت داؤود خان آشکارا ازطرحی درین زمینه چیزی نگفتند. گمانی نیست که اعضای  خاندان سلطنتی درجلسات میان خود به نتایجی رسیده بودند که محتاطانه دست به چنین اقدامی بیازند. چند روزپیش آن که خانم رینب داؤود همسرسرداروملکه حمیرابدون چادری در کنار مردان خویش ظاهر شوند، صدراعظم کوشیده بود تادرحلقه های محدودی ازنظامیان ازاحتمال چنان تصمیمی به گونۀ تلویحی یادآوری نماید. به هرصورت گشایش آن اقدام درخورنیازجامعه بود. زیرا درجامعه یی که برنامه ریزی اش شامل حال زنان وازجمله ساختمان بیمارستان های زنانه وبقیه مؤسسات مربوط به زنان نیزباشد،دشواراست که ذهنیت رفع چادری نیزایجاد نشود.برداشتن داوطلبانۀ چادری دردورۀ حکومت اوحکایت از یکی ازمظاهرتجدد درحیات احتماعی افغانستان دارد.
آنچه بیش ازهمه درکشورهای مانندافغانستان درین زمینه مایۀ نگرانی را فراهم میاورد،واکنش خشم آلود محافظه کاران دینی است که قرائت وبرداشت ناسازگار ازدور کردن چادری دارند. تجربۀ زمان امانی نیزهمواره درپیش نظرکسانی میاید که در زمینۀ رفع محدودیت برای زنان در کل وموضوع چادری به صورت مشخص طرحی دارند.این نگرانی بود که حکومت داؤودخان در وقت اقدام به رفع حجاب، وسایل سرکوب مخالفین انرا دراختیارداشت. ازهمین رو بود،که واکنش معترضانۀ قندهاررابا نیروی قهری نظامی فرونشاند.

سرکوب شورش صافی،وسرکوب شورش مخالفین رفع حجاب که درقندهارصورت گرفت، نشان داد، که دربـــُعد داخلی پندارخویش دربخش توجه به ارتش توفیق دارد. اما از داشتن توان ونیروی ارتشی که بتواند  آرزوهایی او را دربرابر دولت پاکستان متحقق نماید، محروم ماند.
آن عدم موفقیت آرزوی او رادر ارزیابی از سیاست خارجی حکومت او پی می گیریم :

ب: امور خارجی


محمد داؤودهمانگونه که درحوزۀ پلانگذای ها وتشبثات عمرانی، مواصلاتی، ارتش ، رفع حجاب جدیت خاصۀ خودش را داشت،دزمینۀ تمویل وبه سرانجام رسانیدن پروژه های درنظرداشته اش، عمدتا ً به دریافت کمک وقرضه ازخارج می تپید. نخستین اقدام در راه دریافت قرضه وکمک ازایالات متحدۀ امریکا درزمان شاه محمود خان آغاز گردید. سردارمحمد داؤود دز زمان صدارت خویش آن تلاش را ادامه داد. حتا هنگامی که با گرفتن قرضه ها وکمک هاازماسکودست یازید، ازتلاش برای به دست پآوردن منابع تمویل برنامه ها وتحقق پان پنجساله بازنه ایستاد. (9)

اما چنانکه روشن است، پاسخ مثبت دریافت نداشت. این موضوع درنوشته ها وآثارمحققین خارجی وداخلی به گونه های مختلف به ارزیابی گرفته شده است.به ویژه هنگامی که شوروی به افغانستان لشکرکشید وتأثیرکاکردهای اقتصادی وفرهنگی ونظامی اتحاد شوروی در افغانستان ،طرف بحث ها ونتیجه گیری های مختلف قرار گرفت،موضوع طرف علاقۀ بسیار واقع شد. نگارنده این برداشت را قرین به واقعیت علل بی علاقگی ایالات متحدۀ امریکا و ندادن پاسخ مثبت به حکومت سردارمیداند که وی سیاست ستیزه جویانه یی را با پاکستان که متحد استراتیژیک امریکا بود درپیش گرفته بود. امریکا در واقع  با پاکستان پیمان ها وتعهداتی را منعقد نمود که تداوم حمایت قاطع از پاکستان را به عنوان جانشین سیاست بریتانیه ضمانت کند. با توجه به این عامل وافزون بر آن اهمیت نسبیی را که امریکا برای افغانستان قایل بود،نمی توانست هر دوکشوری را همزمان در کنار هم تقویه نماید، که سیاست تشنج افزایی دربرابرهمدیگررا در پیش گرفته بودند.(10 )
 برخی ها ازعدم کمک های امریکا ناراضی اند بدون اینکه سیاست مانع شوندۀ مخالفت با پاکستان را درحکومت سردارداؤودخان ملاحظه نمایند. وبرخی دیگرمراجعۀ حکومت داؤود خان به سوی شوروی را محکوم میکنند؛ بدون اینکه ازنیاز های قرضدوستانۀ سردار وزمینه های مساعد آن درشوروی عطف نمایند.
به هرحال تجارب بقیه کشورها نیزحاکی از آن است که اگرحکومتی تمویل برنامه هایش با اتکا به سرمایۀ ملی ودرکل با تکیه برمنابع ناچیزداخلی میسرنبود، دررشته های مختلف وپیمان ها وتعهدات کارسازکشورقدرتمند وقرض دهنده گی درهم پیچیده می شود.
محمد داؤودخان به سیاست پشتونستان خواهی ومخالفت با پاکستان ودل آزرده گی از  جواب های سرد ومنفی وامریکا (11)  
     
ادامه داد. اما نتیجه یی را که بارآورد، همسویی شوروی - کابل در قبال پاکستان در پیوند با پشتونستان خواهی، جلب کمک ها وقرضه های بیشترازشوروی،گرم بودن معرکۀ تشنج میان پاکستان – افغانستان بود.
دوکتورسیدعبدالله کاظم درین زمینه نتیجه گیریی  را ابراز نموده است  :
" طرح وتطبیق پلان پنجسالۀ اول وقسما ً پنجسالۀ دوم موجب تحول قابل ملاحظه در کشور گردید ولی تیره شدن روابط با پاکستان بطوربطور روز افزون از یکطرف وبابسته شدن راه ترانزیتی مشکل اقتصادی کشور را زیاد ساخت واز طرف دیگر موجب شد تا افغانستان بیشتر به دامن شوروی بیفتد . . ."(12)

در پایان به این موضوع بیشتر نظر می اندازیم :

حکومت محمد داؤود خان وروابط با اتحاد شوروی


اقدام سردارمحمد داؤودخان درپیوند باتأمین روابط گسترده با اتحادجماهیرشوروی، درتاریخ افغانستان و درتاریخ حکومت خاندان سلطنتی محمد نادرشاه بی سابقه است.
محمد داؤود از دوعامل برحذر دارندۀ روابط بیشتر با شوروی آگاهی داشت.
 یکی، نصب العین های خانوادۀ سلطنتی یا نصایح واندرزهای بزرگان خانواده.همان نصایحی که ازبرداشت ها ودستورهای امیرعبدالرحمان خان  در برابر روسیۀ تزاری نیزتأثیرپذیرفته بود واز زمان سلطنت محمدنادرخان تا اقدام محمد داؤود به درازا کشید. و دیگری ذهنیت عامۀ مردم. این ذهنیت عدم اتکأ وعدم اطمینان به شوروی را پایه های عقیده یی وضدیت با کمونیسم،استوار نگهداشت.

  پنداشته می شود که داؤود خان درحالی که این موضوعات را می فهمید، ازغلبه برآنها  اطمینان داشت. اولترازهمه او به رأی خود برای داشتن امکانات و قوی شدن دستگاه حاکمیت وپیاده نمودن برنامه هایش می اندیشید. وقتی حکومت سلطنتی به امریکا مراجعۀ چندین باره نمود و جواب لازم دریافت نداشت، شوروی به عنوان یکی ازمنابع مهم وآماده برا اومطرح شد وبه سوی آنها روی آورد. این تغییردرسیاست سنتی حکومات افغانستان را تغییری درشوروی کمک نمود. می دانیم که دیری ازمرگ جوزوف استالین، دیکتاتورشوروی (1953) سپری نشده بود، که رهبران جدید ماسکو بنای حمله بر اورا نهادند وسیاستی را درزمینۀ سیاست جهانی زیرنام همزیستی مسالمت آمیز،اعلان داشتند. آن موضعگیری می توانست برخی اززمامداران وکشورهای جهان را به پذیرش عدم ترس از شوروی متقاعد نماید. به ویژه زمامداران کشورهایی را که درهراس ایجاد شبکه ها ومداخلات تقویه کنندۀ کمونیست ها ویا متهم شدن به رابطۀ بیشتر با بی خدایان به سرمی بردند. مهارت دپلوماتیک( واگرنتایج چند دهۀ پسین آنرا نیزدرینجا درنظرآوریم؛ می شود گفت که مهارت های شیطنت آمیز) زمامداران شوروی درجلب برخی از کشورهای جهان موفقیت آمیز بود. با توجه به علاقمندی ونیازهای حکومت داؤودخان به دریافت امکانات از خارج، این تصورهم بعید به نظر نمیرسد که استالین هم زنده بود وحاضر میشد برای سردار کمک های مورد نیاز را بدهد، از گرفتن آن دریغ نمی کرد.

در پیوند سیاست حکومت او با شوروی ،سردارمحمد نعیم خان معاون صدراعظم و وزیر خارجه درمراسم خاکسپاری استالین اشتراک کرد. اعلان کمک امریکا به پاکستان در دسامبر 1953 به تحرک سردارافزود. آمدن نکسن معاون رئیس حمهور وقت به کابل وعدم موافقت دگر باره به دادن امکانات  به افغانستان،رهجویی سردار را بیشتر نمود.این بود که داؤود خان،با تشخیص رقابت های شوروی  وامریکا ،وبا توجه به موقف پاکستان که در پاکت نظامی سنتو پیوسته بود؛ سیاست پشتونستان را با انگیزۀ دریافت کمک از شوروی باهم گره زد. نخست کمک محدود 3.5 ملیون دالری را ازشوروی دریافت داشت. محمد داؤودخان در29مارچ سال 1955علیه پاکستان سخنرانی تندی نمود. فردای آن بیرق آن کشور درکابل از طریق مظاهرۀ فرمایشی به آتش کشیده شد.

در نوامبرهمان سال لویه جرگه( جرگۀ بزرگ ) را دعوت نمود که درآن دوموضوع یعنی خریداری اسلحه و موضوع پشتونستان ازمسایل اصلی طرف نیاز فیصله ها بود. فیصله های لویه جرگه همانگونه که ماهیت لویه جرگه ها است که تعدادی برلزوم دیدهای قبلی حاکمیت صحه می گذارند؛ مطابق آرزوی حکومت  داؤود خان به عمل آمد. به این ترتیب درسیاست خارجی افغانستان،خط فاصل باسیاست سنتی که درقبال روسیۀ تزاری وشوروی، وجود داشت ایجاد شد.  متعاقب آن رهبران شوروی  وارد افغانسنان شده وقرار داد 100 ملیون دالری میان حکومت ها منعقد گردید. با وجود تکیۀ بیشتر به اتحادشوروی ، سیاست دریافت کمک وبستن قرار دادهای مختلف با جهان غرب ا دامه یافت. پیش ازآن عضویت کشورهای غیرمنسلک،که از شرکت در کنفرانس باندونگ( آپریل 1955/ شهر باندون اندونیزیا) که گونه یی از توجیهات وابراز داشتن استقلال از دو قدرت جهانی بود، نیزدر توجیه حکومت داؤود خان مؤثر بود.
داؤود خان  به منظورعادی نشان دادن تأمین روابط گسترده با شوروی،دریکی از روزها هنگام صرف غذای چاشت با جنرال ها،در وزارت دفاع نترسیدن ازشوروی را ابراز نموده بود.(13)
حکومت داؤود خان با پیش گرفتن اقتصاد پلان گذاری شده که پایۀ اساسی واصلی آن را سکتور دولتی تشکیل میدهد،با انحصار سیاسی؛ وپشتونستان خواهی،( ودرتابعیت ازآن حضورتشنج با پاکستان )
پیوندعلایق شوروی – افغانستان را طی سالیان متمادی شکل داد.  
شایان یادآوری است که به رغم باز شدن دست وپای نفوذ اتحاد شوروی درافغانستان، روابط درسطوح مختلف به شمول روابط اقتصادی، تخنیکی وفرهنگی . . .، با بسا ازبقیه کشورهای جهان نیزوجود داشت.

با شروع دهۀ چهل خورشیدی،محمد داؤود خان با گرفتاری های جنجال آمیزویا اختلافات داخلی سرداران خاندان سلطنتی روبرو گردید. سردارعبدالولی ،سردار تازه نفسی که پسر کاکای شاه( فرزند مارشال شاه ولیخان)وداماد او بود،نیزدرامورادارۀ کشور،روبه روزقد برمی افراشت. ازقراین اوضاع آن وقت ونامه های انتشاریافتۀ یک دهه بعدترازآن تاریخ که ازطرف سردارداؤود خان انتشار یافت،به وضاحت روشن می شود که شاه با استفاده ازآن اختلافات داخلی و توجه مصلحتی به پیشنهادات داؤود خان، خواسته است داؤود خان راکناربگذارد و سلیقه های خود را به منصۀ آزمایش واجرأ بگذارد.
محمدداؤود خان درلزوم دیدهایی را که محمد ظاهر شاه پس ازاستعفای داؤودخان به کاربست،درصدارت دوکتور محمد یوسف خان بررسی می نماییم .
سطوردیده شده دربالا درین زمینه وضاحت دارند،که اشاره های فشرده وبررسی عمومی برای معرفی همه جوانب وزوایای حکومت محمد داؤود خان بسنده نیست. تاریخنگاری وبررسی های دقیق عصر نیزبه بررسی جزییات وموارد مشخص نیازدارد. بطورمثال تامل کارشناسانه به برنامه های پنجسالۀ حکومت او، همچنان وضعیت معارف ، زنده گی مردم افغانستان . . . در آن دهسال، به سخن دیگر،بررسی جامع به ارزیابی از حکومت او روح دقیقتر می بخشد.
 افزون برآن ازآنجایی که او با پیروزی کودتای 26 سرطان 1352 دوباره به حکومتگری آغازنمود؛ به برداشت های او ازادارۀ جامعه وعلایق سیاسی اش  و درواقع به آنچه در ادامۀ ایام صدارت نخستین خویش می اندیشید،در قسمت های آینده بیشتر می پردازیم.


توضیحات ورویکردها
-----------------    
1-      نصیر مهرین.کودتا های نام نهاد . کودتای نام نهاد عبدلملک عبدالرحیم زی  . تارنمای کابل ناتـهـ
2-      برای مزید معلومات ازدستگاه شکنجه از جمله به خاطرات مفصل مامور عبدالقیوم خان مراجعه شود. تارنمای کابل ناتهـ
3-     م. ص. فرهنگ افغانستان در 5 قرن اخیر ص 460
4-      سرخا.چگونگی پیدایش و رشد بورژوازی.ص 144 این کتاب از نظر منابع تحقیق واسناد سالهای مورد نظر کمک کننده است.
5-     م.ص. فرهنگ ص 466
6-     ص 148  چگونگی رشد بورژوازی .
7-      محمد اکرام اندیشمند .معارف عصری افغانستان ( 1389-1282 خورشیدی 2010 -1903 )ص 76/ 77
8-      چگونگی رشدبورژوازی  144
9-      محمد داؤود برای وزیر مالیه عبدالملک عبدالرحیم زی را که روانۀ  سفر رسمی به امریکا بود، گفته بود:" عمو هایم  سردار محمد هاشم خان وسپهسالار شاه محمود خان وهنچنان برادرم  سردار محمد نعیم  موفق بهئ جلب کمک های امریکا مشدند. امیکایی هابر پیشانی ما ستارۀ سرخ را می بینند. حال وظیفۀ خودت است که کمک های امریکا رابرای کشور جلب نمایی. . یادداشت های عبدالملک عبدالرحیم زی. (ارمغان زندان) صص هـ .و. به اهتمام بهاول عبدالرحیم زی. کابل 1388.
10- مراجعه شود به صباح الدین کشککی.دهۀ قانون اساسی. ص 6 و7
 صمد غوث سقوط افغانستان.زیر عنوان در جستجوی کمک
م.ص. فرهنگ .افغانسانددر5 قرن اخیر. از عنوان دیکتاتوری محمد داؤود خان
11- داکتر عبدالقیوم خان . نامه های داکتر قیوم خان. درین نامه ها که عنوانی برادرش داکتر عبدالظاهر پس از کودتای 26 سرطان نوشته شده اند، از آزردگی داؤودخان از امریکا  می نویسد. این نامه ها در سال 2010 در تارنمای خوشه انتشار یافته اند.
12- داکتر سید عبدالله کاظم . یک بررسی تحلیلی  تاریخی  ص 236
13- دگر جنرال محمدنذیر سراج .در کتاب " رویداد های نیمۀ دوم سدۀ بیست در افغانستان" گزارش را  مفصل آورده است.


------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بررسی حکومت های افغانستان نخست در تارنمای صدای آلمان انتشار میابند.