-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

آخرین بخش سریال حکومت مجاهدین وآخرین رئیس جمهورجهادی - گفتار دوم رزاق مامون



 آخرین بخش سریال حکومت مجاهدین وآخرین رئیس جمهورجهادی

 چهار جنوری- 2012
دراواسط سال 1388، جامعۀ بین المللی از «انتخاب دوبارۀ حامدکرزی» به ریاست جمهوری و بازگشت همزمان مارشال فهیم به جرگۀ قدرت، یکی دوبار از زبان رئیس یوناما  مخالفت خود را اعلام داشته بود؛ اما طبق عادت، عقب نشینی سریع را برای جلوگیری از ایجاد تنش منفی با حکومت کابل ترجیح داد. انتخابات مظهری ازجنگ مخفی، نابرابر وسرشاراز غدروانحراف درمیان طرف ها بود؛ با آن هم جهان ناگزیرشد با بی میلی ازنتایج آن استقال کند. امریکا واروپا جام تلخ را برای خریدن زمان- به هدف مهندسی جدید پالیسی غرب درافغانستان- درعقب درهای بسته سرکشیدند.

درگیرودار هیاهوی رسانه ها واستقبال های ظاهری وزودگذر، تیم حاکم از شروع ماجرا به خوبی واقف بود که به چه قمارموهومی دست زده است. پایان همه چیز را حدس زده وخود را برای مقابله با پی آورد های سیاسی ونظامی آن آماده می کرد. 
اما درحقیقت، حکومت، چیززیادی به دست نیاورده بود. مشروعیت نیم بند تیم حاکم همان تازیانۀ سوزانی بود که  اپوزیسیون وجامعۀ بین المللی درجریان کشاکش های انتخاباتی، بربدن نرم تیم «محافظه کاران» فرود آورده بودند. تعبیروضع به این سیاق بود که : بارکج به منزل نمی رسد!
پرسش شایع این بود که تیم کرزی – فهیم- خلیلی چه پیروزی هایی را دردورۀ بعدی قدرت به دست خواهند آورد که دردوراول نیاورده بودند؟
تیم قدرت زیرباران انتقادات وسرزنش های داخلی وخارجی، با کوله بار مشروعیت «زخمی» بردوش، به جای جبران «ناکامی» های گذشته، بیشتراز عواقب بازگشت جنجالی خود به مرکز قدرت دوباره، هم خرسند وهم بیمناک بود. پس با سرعت خود را برای عواقب احتمالی ناشی از تقابل «نرم» با جامعۀ جهانی آماده کرد. این بخت آزمایی مجدد، درحالی صورت گرفت که رویارویی با مردم و اپوزیسیون خارج ازحاکمیت، بیش از پیش فربه ترشده می رفت وتیم قدرت، ازین که درغیاب تصویب وحمایت مردم، وبدون چراغ سبز امریکا ومتحدان، به سازوبرگ قدرت چنگ انداخته بود، ظاهراً ترسی ازخود ظاهرنمی کرد.
امریکا با عنایت به پاشنه آشیل یا به قول معروف، فشردن« ناخن افگار» ( ناکارآمدی وافلاس مدیریت سیاسی) تیم محافظه کاران، درچندین نوبت موضوع «اصلاح سیستم دولت داری ومبارزه با فساد فراگیر» درسطح دولت وحکومت را به میدان کشید؛ امری که درسطح داخلی نیز نسبت به اجرای آن، تشنه گی سراسری وجود دارد. رئیس جمهور امریکا حتی مهلت شش ماهه برای آزمودن تیم حاکم که آیا اراده وتوانایی برای ایجاد تغییر وریشه کن سازی فساد عظیم درحکومت نشان خواهد داد و یا خیر، اعلام کرد. کنفرانس ها ونشست های نمایشی وتبلیغاتی درکابل واروپا برگزار شد. همه نشست های پرهزینه به خاطر آن بود که نشان داده شود که تیم حاکم هرگز توان عمل به «تعهدات خود» را نخواهد داشت. یعنی این که ظرفیت دستگاه حکومت مدت ها پیش ته کشیده وتوجیه منطقی برای تعویض مدنی و اجتناب ناپذیر دررهبری سیاسی کشور درافکارعمومی بیشتربرجسته شود.
محافظه کاران چه گونه به واکنش برخاستند؟
از رئیس جمهور تا سخنگویان ووزیران، یک صدا تلاش کردند،  به فکرخود شان دامن امریکا را بالا بکشند. یکسربه رسانه ها بیانات دادند که درخت فساد ریشه دراقدامات «خارجی ها» دارد. میلیارد ها دالردزدی وغارت، کار خود کمپنی های امریکایی بوده است. این یک محاسبه خطا وجبران ناپذیر بود. محافظه کاران به جای آن که به انتقادات مردم، اپوزیسیون ونیازعمومی درسطح داخل پاسخ دهند وشبکه های غارت را مهارکنند، سازماندهی ضدحمله تبلیغاتی علیه خارجی ها را پیوسته کش دادند. به جای حل معقول معضل کابل بانک، ناظران امریکایی را ازصحنه طردکردند ودستگاه مخصوص ضدقاچاق را که ازسوی امریکا برای جلوگیری ازانتقال کیسه های دالر به میدان هوایی کابل ارسال شده بود، اجازه نصب ندادند. هرگاه تنش به جاهای حساس تقرب می کرد، واکنش های محافظه کاران، شکل شعارهای دورۀ جنگ سرد را به خود می گرفت. دعوای مستقل بودن افغانستان به میان می آمد وازحساسیت افغان ها برضد خارجی ها، داستان ها بافته می شد. کاربه جایی کشید که واژه های«اشغالگر» نصیب امریکا شد ومهر صفت تفضیلی «مقاومت ملی» برجبین گروه طالبان زده شد که سرمی بریدند وهمه چیز را با گلوله وآتش جواب می دادند.
حاصل آن همه «کشتی نرم» وتلخ، محافظه کاران با مردم وجامعۀ جهانی، فربه ترشدن بن بست سیاسی واقتصادی بود که آهسته اما پیوسته پیش می آمد. ایستگاه اول بن بست، همان طوری که کارشناسان وناظران اوضاع ازقبل هشدار داده بودند، پیروزی پاکستان ازیک سو و تثبیت تحریک طالبان به عنوان نیروی یک حکومت «بدیل» برای حاکمیت کنونی است. برای جامعه بین المللی ظاهراً راه دیگری نمانده بود.
ایرانی ها با مصرف ده ها میلیون دالر سعی کردند تا محافظه کاران را به هدف ایجاد درد سریا دام گذاری درباتلاق افغانستان برضد امریکا مبدل کنند. محموله های پول به عیان دراختیارمحافظه کاران قرار داده شد. به هریکی ازرهبران جهادی وشخصیت های تثبیت شده، به طورمنظم بسته های پول تحویل داده شد واطلاعات دقیق وجود دارد که اکنون نیزسلسله تحویلدهی پول ازایران به رهبران محافظه کار همچنان ادامه دارد.  ایران بازی دوسرباخت را به راه انداخت که نتیجه اش همانا چاق شدن خطرسیاسی واقتصادی مشابه درافغانستان وایران است. جامعۀ جهانی وقتی ازرسیدن آسان به همسویی با تیم حاکم سرخورده شد، ناگزیربه سوی پاکستان و طالبان دورخورد. امریکا برنامۀ بزرگ درمنطقه دارد وهرگز اشتباه درگیری مستقیم با تیم محافظه کاران را مرتکب نمی شود تا به راحتی بتوانند برضد آن ها «جهاد» اعلام کنند. نیروی طالبان، حاضروآماده و برخوردار ازحمایت های عملیاتی پاکستان درصحنه حضور دارد که نسبت به محافظه کاران کابل، ازظرفیت آتشین تکفیروفتوا برخورداراند. درامررویکرد به طالبان، فقط زمان لازم بود تا رنگ وپوشش موجه سیاسی به خود بگیرد. اکنون اعتبارطالبان ازنظرنظامی وسیاسی تأمین شده است.
سیستم بین المللی هیچ ملاحظه یی ندارد که چه کسانی ازین وضع خوشحال اند وچه نیروهایی همه چیز خود را می بازند. روند سیاسی- نظامی طبق برنامه تطبیق می شود. کمک های مالی به حکومت قطع شده وبحران بی اعتمادی همین اکنون ازدرون کابینه وحتی خانواده های حاکم آغاز شده است. تأسیس سفارت سیاسی طالبان درقطر، گذاربرنامه های عبوروتغییراز گردونۀ برنامه های روی کاغذ به عرصۀ اجرایی است. ظاهراً به نظرمی آید که طالبان درین عملیه به عنوان طرف تعیین کننده با امریکا درمعامله قراردارند. اما این طور نیست. درسال های اخیریک تیم دست چین شده شامل شخصیت های ارشد سیاسی ومتخصص درتفاهم با جامعه جهانی درداخل افغانستان برای ایجاد مقدمات گذار وانتقال قدرت به یک محور سیاسی مسئول فعال بوده وکار کرده است. بدین ترتیب، با سپری شدن مراحل بسیارپیچیده ودشوار مذاکره جامعه جهانی با طالبان، راه برای تغییرات جدید درعرصه رهبری سیاسی کشور بازخواهد شد. طالبان به عنوان برنده های میدان جنگ، درتلاش تعیین موقعیت کلیدی درساختارنظام آینده اند تا به عنوان مصدرقدرت تعیین کننده جایگاه خود را به دست بیاورند.
از روال پروسه یی که درقط شروع شده است، حداقل می توان دورنمای کلی آینده را برداشت کرد که ممکن است با پیشرفت مذاکرات درغیاب حکومت کابل، وعمیق ترشدن انزوای حکومت محافظه کاران درمقابله با بحران اقتصادی وحیثیتی درداخل، بحث ها دربارۀ تشکیل یک «حکومت مؤقت» درافغانستان به یاری جامعه بین المللی آغاز شود. به نظرمی رسد که آخرین حکومت گروه های مجاهدین درحساس ترین نقطه مرگ وبقا گیرمانده است. دیگر، حامدکرزی آخرین رئیس جمهورمجاهدین درموقعیتی قرارندارد تا به عنوان خوش پوش ترین رئیس جمهوردنیا مورد استقبال جهانیان قرارگیرد وازدانشگاه های معتبر، گواهینامۀ افتخاری دریافت کند. جامعه جهانی با مطالعۀ عمیق وضعیت داخلی وتماس دپلوماتیک درسطح منطقه، زمان لازم را برای ایجاد مدیریت جدید درحوزۀ افغانستان به دست آورده است.