-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

افغانستان وچند پیمان استراتژیک




روزنامۀ ویسا- اکرام صدیقی
در شرایطی که باور های اکثر مردم بر نا امنی های بیشتر مخصوصاً بعد از سال 2014 می چرخد وپروسه صلح نیز روند مبهمی را طی می نماید، افغانستان کار های زیادی را این روز ها انجام می دهد:
همان گونه که  معلوم است پروسه انتقال به تدریج و با موفقیت در اقصی نقاط کشور در حال عملی شدن است  و مرحله دوم انتقال می رود که با کامیابی هر چه بیشتری این روند را موفق بسازد. شاید مساله انتقال مسولیت های امنیتی نخستین آزمون حکومت داری وظرفیت مردم افغانستان برای به عهده گیری مسولیت های ملی شان باشد. ازینرو تاکید رئیس جمهور بر عملی شدن این پروسه ونیز اظهارات رئیس کمسیون انتقال مبنی براینکه اگر افغان ها مجبور به علف خوردن هم شوند اما مسولیت های خود را خودشان به عهده می گیرند نشانه جدی وموثر استحکام یک ساختار ملی است. بیشترینه این باور برای تعدادی از تحلیلگران وروزنامه نگاران به وجود آمده بود که تقبل مسولیت های  امنیتی غیر ممکن است و کماکان نیروهای خارجی در کشور حضور خواهند داشت. مگر روندی که امروز جامعه جهانی ودر راس ایالات متحده امریکا در پیش گرفته است . سارکوزی رئیس جمهور فرانسه اگر چند اعلام کرد که روند آموزش دهی عساکر افغان را از سر می گیرد اما این مطلب را هم  به ناتو پیشنهاد کرد که قوای خارجی تا سال 2013 از افغانستان خارج شوند؛ چیز ی که قبلا برای آن سال 2014 تعیین شده بود. با این حساب در می یابیم که روند تحولات سرعت چشمگیری یافته و این از امکان به دور نیست که قوای  خارجی تا سال تعیین شده از کشور بیرون شوند وتعهدات جامعه جهانی برای کمک به افغانستان به جنبه های غیر نظامی تقلیل یابد.
مساله دیگر بحث بر سر دفتر طالبان در قطر است ؛ مساله ای که امیدواری ها برای صلح ونیز نگرانی های فزاینده ای را در مورد صلح همزمان با خود دارد. این روزها گفته می شود تعدادی از دیپلمات های گروه طالبان به قطر سفر نموده اند ونیز یکی از وزرای پیشین حکومت طالبان هم گفته است که این گروه، بنیاد گرایی را کنار خواهد  گذاشت. از سویی هم حکومت افغانستان همواره تاکید کرده که باید در پروسه صلح نقش اصلی وکلیدی را بازی کند. این خواست حکومت تا حدی شبیه خواسته های اپوزسیون نیز هست که آنان خود را طرف های اصلی با طالبان می دانند وحکومت را در پروسه صلح مورد انتقاد قرار می دهند. وجود این همه ناهماهنگی ونا همزبانی در مورد صلح که از نیاز های اولیه وضروری جامعه افغانی است همان گوشه نگران کننده پروسه صلح به حساب می آید مخصوصا که در این میان خطر سقوط ارزش های مدنی و حقوق زنان نیز متصور است.  اما روی دیگر قضیه که باعث امیدواری می شود خود مساله صلح است ولو به هر قیمتی باشد.  چون مردم افغانستان سخت بی صبرانه در انتظار صلح وآرامش به سر می برد.
بحث نظام غیر متمرکز که این روزها توسط جبهه ملی مطرح شده است نیز یکی از موضوعاتی است که می تواند تا اندازه ای در روند کار های روی دست حکومت تاثیر بگذارد. اگر چند که این سخن نیز زیاد گفته می شود که در حال حاضر ودر شرایطی که افغانستان در آن به سر می برد جایی برای گشودن چنین مباحثی وجود ندارد زیرا اولویت های مردم افغانستان چیز های دیگری است از جمله صلح  که برای تامین آن وفاق وباهمی ملی ضرورت است. تمام کسانی که داعیه آزادی و سرفرازی این آب وخاک را داشته باشند لاجرم نگران وضعیت آن در این بحبوحه نیز  خواهند بود. با این همه اما عقد چند پیمان استراتژیک که این روزها رئیس جمهور برای امضا گذاری آن در اروپا به سر می برد ، یکی از دستاورد های عمده حکومت به شمار می رود ؛ دستاوردی که ممکن است افغانستان را در رسیدن به مطالبات اش مبنی بر ایفای نقش کلیدی در پروسه صلح، تامین وتجهیز اردو و ساخت زیر بناهای اقتصادی کشور کمک برساند. از دیگر سو عقد این پیمان های راهبردی این امید را نیز تقویت می کند که انجام صلح نیز به نفع قانون اساسی کشور وحفظ دستاوردهای مدنی مردم افغانستان باشد. زیرا افغانستان اکنون یک عضو فعال جامعه جهانی است واگر نیروهای خارجی هم از کشور بیرون بروند ، مردم افغانستان به عقب بر نخواهند گشت مخصوصا اینکه شرایط وزمان نیز فرصت تشدد وعقبگرایی را از گروه های افراطی گرفته است.