------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

بازی در میدان افغانستــان نمی گنجد

روزنامۀ آرمان ملی
عبدالقدیر علم
معنی گشایش دفتر رسمی طالبان در قطر این است که این بازی در میدان کوچک افغانستان نمي گنجد واثرات ونتايج آن فراتر از جغرافیای افغانستان است.
کارشناسان وبازیگران ماهر کشور های غربی خصوصاً امريکا وآلمان به نماينده گي از اروپا گشایش دفتر رسمی طالبان در قطر را که مصادف با آغاز سال نو میلادی است به فال نیک گرفته تلاش دارند مذاکرات را از لایه های پیچیده وپنهان به منصه ظهور آورده، روند مذاکره ومصالحه آشکار وعلنی با طالبان را ازدوسیه خونین ، پر آشوب وافتضاح آمیز 2011 جدا و بخت خودرا با گشایش دفتر طالبان در آستانه سال نو 2012 میلادی وآغاز مذاکرات به خاطر تغییر استراتیژی در سطح منظقه وجهان آز مایش کنند.
هدف از مذاکره با طالبان : امريکا با گشودن باب مذاکره ومصالحه با طالبان تنها روی معضلات وپرابلم هاي افغانستان حساب نمي کند بلکه هدف از گشایش این دفتر تجدید نظر در سیاست های بزرگ امريکا در منطقه وجهان اسلام است. امريکا روی هر هدفی که به افغانستان وعراق حمله کرد با وصف تحمل تلفات سنگین مـالی وجانی به هیچ صورت رضایت حامیان روز های نخستین را بدست نیاورد. در عراق کسانی که پای امريکا را به منطقه کشانیدند در نهایت با بر پايی تظاهرات بر امريکا نفرین فرستادند وخروج نیرو هایش را ازآن کشور بدون هیچ قدر دانی جشن گرفتند که برای امريکا پیام خیلی بدی بود.گذشته از آن در عراق پایه های نظامی را گذاشتند که به هیچ صورت به نفع امريکا نبوده بلکه از ولایت فقیه ایران دستور مي گيرد یعنی نتیجه تمام قربانی های امريکا در عراق به نفع ایران بوده است.
به همین ترتیب در ولايت هاي مختلف افغانستان بیشتر از طالبان مردم عادی وشخصیت های برجسته حکومتی نسبت به حضور امريکا سر تکان مي دهند وخروج نیروهای امريکا از افغانستان را لحظه شماری مي کنند ونفوذ روز افزون جمهوری اسلامی وتشکل سازمان هاي متمايل به روسیه وایران در افغانستان وتحولات روسیه هم نقش خودرا در باز نگری سیاست امريکا در منطقه دارد. با در نظر داشت این واقعیت ها وپا فشاری کشور های سنی وسلفی پرور عرب،امريکا تصمیم دارد بـالای نیروهایي سرمایه گذاری کند که بتواند اشتباهات یک دهه قبل را نسبتاً جبران وخاطر کشور های چون سعودی، قطر، کویت و حتی یمن را نسبتاً آرام سازد.
اشتباهات چگونه جبران مي شود؟هرگاه وضع در عراق به همین منـوال ادامه پیدا کند دیر یا زود حکومت عراق دچار بحران وتزلزل سیاسی گردیده،چهره های جدید سنی مذهب که از ایران خاطره خوشی نداشته با کرد ها نیز میانه خوبی داشته باشند دوباره بر سر اقتدار خواهند آمد وامريکا مجبور است به خاطر جلب رضایت کشور های هم پیمان عربی اش خصوصاً سعودی،قطر وکویت همین مسیر را دنبـال کند ،چه حکومت فعلی عراق به خاطر داشتن روابط حسنه با جمهوری اسلامی ایران مورد تأئید عربستان سعودی نبوده در مسیر مخالف اهداف استراتيژيک امريکا در منطقه حرکت مي کند.مردم امريکا از رهبران کاخ سفید حساب مي گيرند ومی پرسند حمله بر عراق که باعث رکود اقتصادی در جهان وافلاس در امريکا شد چه دست آورد برای امريکا داشته است؟
امريکايی ها خون دادند ومـالیات پرداختند تا حکومتی به میان آيد که از رهبر جمهوری اسلامی ایران دستور بگیرد؟ لذا دست آورد های حمله به عراق نه مورد تأئید مردم امريکاست ونه هم کشور های عربی هم پیمان غرب. با آنکه روابط بین امريکا وایران به شدت تیره شده اشغال وحریق سفارت انگلیس توسط بسیج وسپاه قدس حرکت این جریان را سریعتر ساخته وکس باور نمي کند که انگلیس این حرکت سپاه را بی پاسخ بگذارد.
قطر به جای سعودی وترکیه:فکر مي شود قطر روی سه دلیل محل مناسب برای سیاست گذاری های آینده امريکا پنداشته مي شود.
اول زیر فشار قرار دادن پاکستان است که گویا امريکا در شرايطی که روابطش با پاکستان خوب نیست بدون اعتنا به پاکستان در کشور دیگری با طالبان معامله مي کندواگر مسأله را از منظر زیر فشار قرار دادن پاکستان تحلیل کنیم این واقعیت را باید تأئید کنیم که پاکستان در عربستان سعودی نفوذ نسبی دارد ومیتواند درپروسه مداخله وآنرا به نفع خود سبوتاژ کند واما قطر بطور کل در حیطه اداره امريکاست وافراد نفوذی پاکستان در آن خیلی محدود است.
دوم عدم اطمينان امريکا از پیروزی در این بازیست،امريکا این مذاکره را با شرايط روز وتوازن اوضاع دنبـال مي کند واز نتیجه این مذاکرات خیلی ها هم مطمئن نیست به همین دلیل قطر را بر گزیده است چون قطر کشوریست که تا هنوز وارد بازی های بزرگ نشده است وشکست معاهدات منعقده در قطر به امید ها نقطه پایان نمی گذارد چون سعودی در جایش هست.اما اگر این مذاکرات که برایش پایان مثبت پيش بيني نمي شود در عربستان سعودی برگزار شود در صورت شکست اعتبار سعودی منحیث هم پیمان معتبر امريکا در جهان اسلام صدمه می بيند .
سوم هدف از گشایش این دفتر در قطر آغاز بازی در کشور های عربی هم هست یعنی امريکا می خواهد علاوه از پاکستان وافغانستان در سیاست گذاری هایش از همین نقطه در کشور های عربی نیز تجدید نظر کند ومي خواهد در یک زمان واز یک محل از تمام جوانب ذیدخل تعهد واحد ومشترک بگیرد یعنی ایجاد حرکت های ضد ایرانی وروسی در منطقه در کشور های عربی وجنوب آسیا در سالي که گذشت قطر در تحولات منطقه خیلی فعـال بوده ومنحیث جوجه نو پرواز تقريباً باور واطمينان امريکارا جلب کرده است.قطر به خاطر تنش احتمـالی بین قطر وایران در مورد استخراج نفت محل متنازع ومشترک به حمایت دراز مدت امريکا شدیداً نیاز دارد وهمین است که از همین حـالا خودرا برای دوستی آماده ساخته از آزمون های خطر ناک عبور مي کند.
بازی در میدان افغانستان نمي گنجد:طوری که قبلاً عرض شد امريکا در صدد تغییر وباز نگری سیاستش در کل منطقه است و مذاکرات هم اصلاً بین امريکا وطالبان است نه طالبان وحکومت افغانستان. انتخاب قطر هم به این خاطر است تادر تعهدات بعدی نماینده های استخباراتی کشور های عربی هم پیمان امريکا نیز شامل باشند و طرح حکومت هايی را پی ریزی کنند که جلو نفوذ رو به افزایش روس وایران را در منطقه بگیرد.اين که شورای عـالی صلح ویا حکومت افغانستان از جریان مذاکرات بی اطلاع اند یک حقیقت مسلم است واین دفتر به خاطر حل مشکلات افغانستان باز گشائی نشده بلکه بازی بزرگتر از آن است که در محدوده افغانستان خلاصه شود.
از قرائن بر مي آيد که طالبان از سال پار به اين سو تغییر تدریجی در پالیسی های گذشته خودرا پذیرفته اند مثلاً نرمش وانعطاف در برابر مکاتب وداشتن نصاب تعلیمی مشترک با حکومت ویا مدارا با کارمندان پروژه های انکشافی در مناطق نا امن وحـال زمزمه آتش بس در برخی ولايت ها وپایان دادن به محاصرۀ اقتصادی نورستان تا علنی شدن مذاکره با امريکا در قطر با کنار گذاشتن شرط خروج نیرو های خارجی از افغانستان.وقتی توافق بر سر آتش بس در برخی مناطق حاصل شده باشد باید منتظر گذار به سوی حکومت متمايل با طالبان یا طالبان میانه بود که آهسته آهسته سراسر افغانستان را فرا خواهد گرفت.
باز گشایی مکاتب در ساحات زیر کنترول طالبان، پذیرش آتش بس در چندین ولایت وختم محاصره اقتصادی نورستان وحاضر شدن نماينده گان طالبان در قطر در دفتری که امريکا برای شان گشوده همه حکایت از تغییر روش در اصول بنیادین سیاست طالبان دارد احتمـالاً امريکا دربدل تغییر رهبری طالبان وپذیرش برخی شعار های خود که باز گذاشتن مکاتب وداشتن محاکم عدلی وقضائی واحترام به حقوق بشر است امتیازات بیشتری را برای طالبان بدهد.
دولت امريکا اعلام کرده است که مذاکرات با طالبان در سال جدید میلادی (2012) شتاب بیشتری بگیرد بلی .