-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

نامۀ احمدشاملو به مسعود رجوی رهبرسازمان مجاهدین خلق ایران

منبع: بلاگرانتی دکتاتورهای سال 90
نامه احمد شاملو و 13 تن از نويسندگان و شعراي ديگر به آقاي مسعود رجوي
مجاهد خلق مسعود رجوي- پنجم جوزای سال 1360
چهارم خرداد روز شهادت محمد حنيف نژاد, سعيد محسن, علي اصغر بديع زادگان, عبدالرسول مشكين فام و محمود عسگريزاده , بنيان گذاران سازمان انقلابي مجاهدين خلق ايران است. يادآوري اين روز براي مردم ما و همۀ مشتاقان آزادي و استقلال ايران فرصتي است در بزرگداشت خاطره  همه ای شهداي انقلابي خلق و براي شما و همرزمانتان , كه فعالانه راه آن مجاهدين شهيد را مي پوئيد به ويژه تجديد عهدي است با آرمان هاي مردان  و زنان از خود گذشته اي كه براي رهايي ايران بپا خاستند و با ايثار جان خويش سنگ بناي جنبشي انقلابي را بر زمين ميهن ما استوار كردند.
براي ما فرصتي مغتنم است كه در بزرگداشت اين روز تاريخي و اين تجديد عهد با شما و همه ي همرزمان مجاهدتان سهيم و شريك باشيم.
علي اكبر اكبري, ناصر پاكدامن, باقر پرهام, اسماعيل خويي, غلامحسين ساعدي, محمدعلي سپانلو, احمد شاملو, رويا كهربايي, عاطفه گرگين, هوشنگ گلشيري , نعمت ميرزا زاده, منوچهر هزارخاني, محسن يلفاني,
پاسخ آقاي مسعود رجوي به پيام احمد شاملو و ساير نويسندگان و شعرا
بنام خدا و بنام خلق قهرمان ايران
شاعر شاعران, خورشيد  درخشان  آّسمان ادب ايران , احمد شاملو
با سلام هاي انقلابي , پيام شورانگيز شما و 12 تن ديگر از نامدارترين درخشندگان منظومه ي « ادب و هنر» ميهن ستمزده مان , به مناسبت سالروز شهادت بنيانگذاران مجاهدين خلق ايران را دريافت كردم.
براي مجاهدين خلق و ميليشياي مردمي و براي همه ي انقلابيون ايران بطور اعم, جاي سرفرازي است كه اكنون بيش از پيش از حمايت شما و ساير دوستانتان برخوردار شده اند .
اگرچه اين مطلب هرگز چيز جديدي نبوده و از قديم الايام هر «ابراهيمي» كه قصد گذركردن از «آتش» داشت, شما و ساير رزمندگان ميدان «هنر» را در كنار خود  مي يافت . و چه خوب گفته بوديد كه :
«
امروز شعر, حربه ي خلق است
زيرا كه شاعران, خود شاخه اي زجنگل خلقند
نه ياسمين و سنبل گلخانه ي فلان
بيگانه نيست شاعر امروز با دردهاي مشترك خلق
او با لبان مردم لبخند مي زند
درد و اميد را با استخوان خويش پيوند مي زند....«
پس ما و هر آن كس كه « مژده شكستن زمستان» را در دل مي پروراند حق داريم كه مضافاً بر سلاح  هاي مادي, از تسليح به ديگر حربه ها ي معنوي خلق بر خود بباليم و بار ديگر بر بالين شهيدان والامقام خلق – تمامي خلق – سوگند ياد كنيم كه هم چنان تا قله ي «رهايي» سنگر مبارزات ضد استبدادي , ضد استعماري و ضد استثماري را ترك نگوييم .
مبارزه اي كه لاجرم در برابر ارتجاع و اپورتونيسم نيز قد برافراشته و خواهان حمايت فزاينده ي شماست.
پس اي حربه هاي معنوي خلق, شاعران و نويسندگان عالي مقام,
اجازه  مي خواهم از جانب بسياري از فرزندان خلق قهرمان و محرومي كه چه در دوران «زورعريان» و چه در دوران «فريب», يك آن نيز دامان ستمكشان را رها نكرده اند , بارديگر بر نياز تمامي خلق و نياز تمامي فرزندان جانبازش , بر ضرورت كار انساني و انقلابي خلاق شما تاكيد كنم.
برادر شما – مسعود رجوي  5/خرداد/