------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۱۱, یکشنبه

سردرگمی و شتابزدگی سیاسی

روزنامۀ افغانستان- وقتی مذاکرات پنهانی مقامات آمریکا با نمایندگان طالبان در قطر و آلمان فاش شد و گفته شد که کشورهای آمریکا، قطر و آلمان بر سر گشایش دفتر نمایندگی طالبان در دوحه پایتخت قطر به توافق رسیده اند. این مساله حکومت افغانستان را نسبت به آینده این مذاکرات نگران کرد و به همین دلیل سفیر خود را از قطر فراخواند و در کابل نشست مشورتی دایر کرد و در این نشست اگرچه از بازگشایی دفتر نمایندگی طالبان در یکی از کشورهای اسلامی استقبال شد؛ اما اعلام شد که افغانستان ترجیح می دهد که این دفتر در یکی از کشورهای عربستان سعودی و ترکیه ایجاد شود.

چند روز قبل شورای عالی صلح از باز شدن دفتر نمایندگی طالبان در یکی از کشورهای خارجی استقبال کرد، شورای عالی صلح در واقع موافقتش را با ایجاد دفتر نمایندگی طالبان در قطر ابراز داشت؛ اما مشروط بر این که رهبری این پروسه را خود افغان ها به عهده داشته باشند.
از همان آغاز معلوم بود که حکومت افغانستان نمی خواهد با بازگشایی دفتر طالبان در کشورهای خارجی مخالفت کند به شرطی که از لحاظ صوری، شکلی و سمبولیک هم که شده پروسه مذاکره تحت رهبری و ابتکار حکومت افغانستان صورت گیرد.
حکومت افغانستان سه سال است که مساله صلح و مذاکره با مخالفان مسلح را در محور سیاست های خود قرار داده است و تمامی فرصت ها و امکانات در همین راستا به مصرف رسیده است؛ اما متاسفانه در طی این سال ها نه تنها کوچکترین گامی در راستای صلح با طالبان برداشته نشد که ناامنی رو به فزونی نهاد، اقتدار سیاسی حکومت زیر سوال رفت و طالبان به عنوان یک واقعیت سیاسی در عرصه بین المللی مورد شناسایی قرار گرفت. شاید یکی از دلایلی که مقامات کشورهای خارجی به صورت مستقل وجداگانه ارتباط شان را با طالبان برقرار نموده این بوده باشد که گروه طالبان نه به حکومت افغانستان بها می دهد و نه به آن اعتماد دارد.
به هر حال مذاکرات نمایندگان طالبان با مقامات کشورهای خارجی، مشروعیت بخشیدن به گروه طالبان و به حاشیه راندن حکومت افغانستان می باشد و بازگشایی دفتر نمایندگی طالبان در قطر به هر نام و عنوانی که صورت گیرد، روندی است که از سوی کشورهای خارجی به راه انداخته شده و بدون شک مطابق خواست ها و سیاست های آنها نیز به سرانجام خواهد رسید.
آنچه مایه تاسف مردم افغانستان است این است که دولت در سیاست های بزرگ خود همواره منفعل بوده و هیچگونه ابتکار سیاسی از خود نشان نداده است. دنباله روی از سیاست های دیگران که نتایج و پیامدهای آن به صورت مستقیم با امنیت جانی و مالی شهروندان تماس می گیرد، امری است که به هیچ وجه با منافع ملی و مصالح عمومی کشور و مردم سازگار نمی باشد. شهروندان افغانستان از حکومت و پارلمان که سیاست های کلی کشور را تنظیم می کنند، انتظار دارند که آینده سیاسی کشور را در برابر دستاوردهای زودگذر به قمار نزنند و منافع همه جانبه ملی را در روندهای سیاسی مدنظر بگیرند.
امروزه تفاوت چشمگیر و آشکاری میان رویکردهای ملی و سیاست های رسمی حکومتی به مشاهده می رسد و این تفاوت ها برآیند شکاف ها و گسست هایی است که در مناسبات دولت و مردم به وجود آمده است و چنانچه این شکاف ها ترمیم نشود و دولت و مردم به یک تفاهم ملی نزدیک نشوند، ممکن است آینده نه چندان درخشانی در انتظار مردم افغانستان باشد. حکومت همچنانکه ثبات و دوام آن تا هنوز بر حمایت های مردم متکی بوده، پس از این نیز باید این تکیه گاه ارزنده و مطمئن را از دست ندهد.
ابراز خوشحالی مقامات بلندپایه حکومتی در ارتباط با اظهارات جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا که گفته بود طالبان لزوما دشمن ما نیست، در حالی که واکنش های منفی گسترده را در کشور در پی داشت و حتا سفیر آمریکا در افغانستان و وزیر دفاع آن کشور در مصاحبه های خود کوشیدند به گونه ای سخنان معاون رئیس جمهور را ترمیم و توجیه نماید، می تواند سردرگمی و آشفتگی سیاست سازان کشور ما را برملا و آشکار نماید. سیاست های انفعالی، واکنشی و نبود یک استراتژی تعریف شده در افغانستان به این آشفتگی ها و شتابزدگی ها بیشتر دامن زده است.