------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه

چهره اصلی جمهوری کافرپرورظاهرمی شود/آمار نگران کننده ی "دختران فراری" ؛ دختران شبهای سرد، دختران روزهای تاریک!

سایت انتخاب- یکی از شب های سرد زمستان با خودروا م در حال عبور از یکی از خیابان های مرکزی پایتخت بودم که چهره دختر نوجوانی که گوشه خیابان ایستاده بود توجهم را جلب کرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی "انتخاب"؛ از روی کنجکاوی، ماشین را کنار خیابان پارک کردم و به او که از سرما دستانش را به هم می فشرد خیره شدم. معصومیت چهره اش زیر آرایش غلیظش محو شده بود. نگاهم به نگاهش دوخته شد. لحظاتی بعد پرسید: هی خانم، تو از این همه نگاه کردن خسته نشدی؟ توی قیافه من چیزی دیدی که اینطوری خیره شدی؟ 
پرسیدم چرا این موقع شب اینجا ایستاده ای؟ نگاهی سرد به من انداخت و بدون اینکه جوابم را بدهد با خنده ای تلخ سرش را پایین انداخت.


آواره در خیابان ها
از او خواستم تا پیش من بیاید تا کمی گرم شود، او هم بدون هیچ تعارفی قبول کرد. دلیل حضورش در خیابان را پرسیدم. گفت: تو از یک دختر که از خانه فرار کرده، انتظار داری این موقع شب کجا باشه؟ من شب ها به بعضی از مشتریانم مواد می فروشم. درآمد خوبی ندارم، اما همین که خرج روزمره ام در بیاد کافیه! 
روسری اش را درست کرد و نگاهی به خودش در آینه انداخت. از او خواستم تا از دلیل فرارش برایم بگوید. تا این حرف را از من شنید در ماشین را باز کرد تا پیاده شود، دستش را گرفتم و با اصرار از او خواستم، کوتاه از زندگی اش برایم بگوید. 
دخترک گفت: من از زمانی که چشم باز کردم پدرم را در حال مواد کشیدن دیدم. چند کلاسی درس نخوانده بودم که پدرم من و خواهرم را مجبور کرد با کیف مدرسه مواد جا به جا کنیم. زمانی که 15 ساله شدم پدرم به من گفت که باید با یکی از دوستان معتادش که 38 سال داشت ازدواج کنم. من هم روز عروسی فرار کردم تا از شر زندگی با خانواده ام رها شوم. حالا با گذشت 2 سال از این ماجرا به هر کاری دست زدم تا زندگی ام را حفظ کنم اما خودم هم نمی دانم که به کجا خواهم رسید ... 
از او پرسیدم که تنها زندگی می کند؟ سرش را به علامت نه، تکانی داد و گفت: تازگی ها با یک دختر بالاشهری که از خانه شان فرار کرده هم خانه شده ام. 
می گفت: هم خانه اش دختر بالاشهر است و به خاطر دوست پسرش فرار کرده؛ اما حالا از دوستش که قول ازدواج به او داده بود خبری نیست و او هم روی بازگشت به خانه شان را ندارد.

معضل دیروز و امروز
موضوع «فرار دختران» بحث امروز و دیروز نیست و معضلی قدیمی به شمار می رود؛ اما در سال های اخیر به دلیل روند افزایشی که داشته توجه آسیب شناسان اجتماعی را به خود جلب کرده است. 
چندی پیش مدیرکانون اصلاح و تربیت تهران اعلام کرد جرم 80 درصد دختران معرفی شده به کانون اصلاح و تربیت، روابط نامشروع و فرار از منزل است.
«خلیل اسدی» جامعه شناس در مورد دلایل «جدایی دختران از خانه» می گوید: بررسی ها نشان می دهد که دلایل زیادی از جمله ازدواج اجباری، طلاق، فقر اقتصادی، اعتیاد والدین یا خود فرد، زندانی بودن پدر یا مادر، خشونت و نبود رابطه صحیح بین والدین و فرزندان در این موضوع دخیل هستند. 
وی ادامه می دهد: در گذشته نه چندان دور تربیت فرزندان در خانه صورت می گرفت، ولی در چند سال اخیر رسانه های دیداری، شنیداری و سایت های اینترنتی، گروه دوستان و... سهم بسزایی در تربیت فرزندان ایفا می کنند؛ به این ترتیب، فرزندان در خانواده و اجتماع برای انتخاب راه درست بر سر دوراهی قرار می گیرند. در نتیجه ممکن است راه را به خطا بروند. به عنوان نمونه تعداد زیادی از دختران فراری اعتراف کرده اند که با دیدن برخی از فیلم ها به فکر قهر و فرار از خانه افتاده اند. 
این آسیب شناس می افزاید: فرار در بیشتر موارد با آسیب همراه است. دختران پس از فرار با بسیاری از جرایم آشنا می شوند که بر شخصیت آن ها تاثیرمی گذارد و از طرف دیگر آن ها که با فرار، تمام پل های پشت سرشان را خراب کرده اند دچار آسیب های شدیدی از لحاظ روحی و جسمی می شوند. 
این آسیب شناس اجتماعی تأکید می کند: این افراد با انتخابی نا آگاهانه و بدون تفکر، نه تنها به خودشان ضربه جبران ناپذیری می زنند بلکه شخصیت اجتماعی خانواده شان را هم تحت تاثیر قرار می دهند.

فرار؛ سرانجام بی توجهی به نیاز عاطفی

در این رابطه بسیاری از والدین گمان می کنند که با ایجاد شرایط مالی و اقتصادی خوب برای فرزندانشان دیگر نیازی به ابراز مهر و محبت ندارند. در این خانواده ها زمانی که نوجوان احساس کند به نیازهای روحی وی پاسخ داده نمی شود، برای رفع آن و دستیابی به یک همدل به دیگران متوسل می شود و در بسیاری اوقات فرار از خانه بدین مقصود انجام می گیرد. 
«محمد رضا دژکام» روان شناس با تایید این موضوع می گوید: برخی از افراد بر این باورند که اگر نیاز مالی و جسمی فرزندشان را تامین کنند دیگر هیچ مسوولیتی در قبال آن ها ندارند؛ در صورتی که این افراد سخت در اشتباهند. فرزندان بیش از هر چیز به این احتیاج دارند که نیاز های روحی شان از سوی پدر و مادر تامین شود. وی در ادامه می افزاید: نوجوانان در یک سنی نیاز به سنگ صبور دارند. وقتی والدین نسبت به این موضوع بی تفاوت هستند در نتیجه آن ها به گروه همسالانشان پناه می برند که در خیلی از موارد، می تواند خطرناک باشد. 
این روان شناس تصریح می کند: در گروه دوستان افرادی هستند که از سادگی دختران نوجوان استفاده کرده و آن ها را به فرار و حتی استفاده از مواد مخدر تشویق می کنند تا به اهداف شوم خود دست یابند. وی با بیان اینکه یکی از عوامل اصلی فرار دختران از خانه، اعضای خانواده هستند، ادامه می دهد: اگر امنیت روانی در خانه وجود نداشته باشد و فرزند از لحاظ عاطفی و احساسی تامین نشود در نتیجه برای فرار از کشمکش های درون خانه، تنها راه را در فرار می بیند.

راه بازگشت را باز کنیم
«دژکام» توضیح می دهد: وقتی دختری از خانه فرار می کند، انگ دختر فراری به او می خورد در نتیجه بازگشت او به خانه بسیار سخت و دشوار خواهد بود. بررسی ها نشان می دهد که اوج سن فرار دختران از خانه بین 12 تا 18 سال است. دقیقاً زمانی که دوره بحران شکل گیری شخصیت نوجوانان است. به گفته این روان شناس، بعد از فرار دختر از خانه آسیب هایی مثل اعتیاد، تجاوز و... در کمین آن هاست و دختر هم نمی تواند برای مقابله با آن کاری انجام دهد چون راه بازگشتی را برای خود نمی بیند. 
وی به خانواده ها توصیه می کند: وقتی دختری از خانه فرار کرد اتفاقی است که افتاده و خانواده ها باید سعی کنند دختر را پیدا کنند و اجازه دهند به زندگی برگردد و در رفتارشان تجدید نظر کنند و ببینند که کجای راه را اشتباه رفته اند. والدین باید سعی کنند مثل یک دوست با فرزندانشان رفتار کنند و از نظر عاطفی و احساسی آن ها را تامین کنند.
* ندا جعفری