-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ بهمن ۵, چهارشنبه

قطع رابطه طالبان و القاعده، خواسته محال یا ممکن؟

روزنامۀ افغانستان
براساس گزارش رسانه ها مقامات بلند پایه پیشین و برحال امریکا می گویند که امکان دارد، بحث های اصلی در گفتگوهای میان امریکا و طالبان در هفته جاری در قطر آغاز گردد، این که این مذاکرات تاکنون آغاز گشته یا خیر هنوز روشن نیست. مقامات امریکایی هدف این بحث ها را ایجاد اعتماد میان دو طرف بیش از آغاز گفتگوهای رسمی می داند، با توجه به این اظهارات این نشست ها نیز سری است و رسانه ها از موضوعاتی که میان دو طرف مطرح می شود آگاه نیستند.

هم چنین در این گفتگو ها دولت و یا حکومت افغانستان حضور ندارند و نشست ها فقط میان امریکا و طالبان است، طالبان قبلا اعلام کرده بود که در نشست ها طرف مقابل آنان فقط امریکا است و با دولت کابل مذاکره ندارد، اما همانطوری که امریکا ابتکار این نشست ها را در اختیاردارد، به تدریج تلاش می کند تا بعد از ایجاد اعتماد میان امریکا و طالبان واسطه میان طالبان و دولت افغانستان نیز شود و در نشست های رسمی دولت افغانستان را نیز در این گفتگو ها شرکت دهد. زیرا یک مقام بلند پایه امریکایی گفته است که اگر گفتگوها میان امریکا و طالبان در قطر به خوبی انجام شوند، مقام های حکومت امریکا، طالبان و نمایندگان حکومت افغانستان هم در آن شرکت خواهند کرد و بدین ترتیب پل ارتباطی میان حکومت افغانستان و طالبان امریکا خواهد بود.
آنچه در این نشست ها مایه نگرانی افغانها شده این است که هیچ روشن نیست که میان طالبان و امریکا چه موضوعاتی مطرح می شود و ایا این موضوعات مطرح شده مورد قبول همه مردم افغانستان و گروهها و جناح های سیاسی افغانستان نیز هست یانه؟ از آنجایی که موضوعات گفتگوها روشن نیست برخی می گویند که جنوب افغانستان به طالبان واگذار خواهد شد و برخی دیگر می گویند که با تغییر قانون اساسی کشور باردیگر امارتی شبیه طالبان در کشور حاکم خواهد شد و از سوی دیگر چندی پیش رسانه ها گزارش دادند که امریکا خواهان برقراری آتش بس میان ناتو و طالبان شده است که این خواسته به شدت از طرف طالبان رد گردید.
آنچه موضوع جدیدی از گفتگوها در رسانه ها درز کرده است، موضع گیری اخیر مارک گروسمن، نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان و پاکستان گفته است. او در یک کنفرانس خبری مشترک با معاون وزارت خارجه افغانستان گفت: "برای افتتاح دفتر طالبان در قطر، نیاز به یک اعلامیه روشن از طرف طالبان برعلیه تروریسم بین‌المللی و در حمایت از روند صلح برای پایان دادن به کشمکش‌های مسلحانه داریم". او گفت تاکنون اتفاق مهمی در گفتگو با طالبان نیافتاده است و در مورد آغاز به کار دفتری برای طالبان در قطر باید تلاشهای بیشتری صورت گیرد.
آنچه از این موضع گیری برمی آید این است که امریکا تمام تلاشش این است که رابطه میان القاعده و طالبان را قطع کند و این بزرگ ترین خواسته امریکا از طالبان است و در صورت رسیدن به این هدف و به این خواسته ممکن است امریکا امتیازات زیادی را برای طالبان بدهد و به خواسته های دیگر طالبان تن در دهد.
این خواسته امریکا در واقع تکرار خواسته ده سال پیش امریکا قبل از حمله به افغانستان بود، بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 قبل از آن امریکا به افغانستان حمله کند، این کشور از طالبان خواسته بود که رابطه خود را با القاعده قطع کند، اگر گروه طالبان به این خواسته تن در می دادند، این احتمال وجود داشت که امریکا از حمله گسترده به طالبان خود داری کند و فقط مراکز القاعده را بمباران کند، امارت طالبان به رهبری ملاعمر از این خواسته سر باز زد و امریکا حملات گسترده ای را در افغانستان آغاز کرد و منجر به سرنگونی رژیم طالبان در کابل گردید.
اکنون سئوال اساسی این است که آیا گروه طالبان پس از ده سال نبرد با امریکا به این خواسته طالبان تن در خواهد داد؟ اگر چنانچه این گروه با این خواسته مخالفت کند آیا امریکا بازهم با این گروه مذاکرات خود را ادامه خواهد داد؟ و در صورت مخالفت با این موضوع اساسا زمینه ای برای گفتگو و اعتماد میان امریکا و طالبان باقی خواهد ماند؟ طالبان اولین خواسته امریکا را که برقراری آتش بس بود به شدت رد کرده و اکنون در برابر دومین خواسته امریکا قرار گرفته است، یعنی در برابر همه امتیازاتی که تاکنون امریکا برای طالبان داده و از جمله صد میلیون دالر برای دفتر طالبان اختصاص داده و رهبران بلند پایه این گروه را از زندان گوانتانامو آزاد کرده است، فقط امریکا یک موضوع را مطرح کرده است و آن این که طالبان باید رابطه خود را با القاعده قطع نمایند.
اگر امریکا به این هدف نایل آید، قطعا امتیازات بیشتری به این گروه خواهد داد، زیرا این خواسته آروزی است که امریکا در طول ده سال به دنبال آن بوده است. اما سئوال این است که آیا امریکا واقعا به این هدف نایل خواهد آمد؟تاهنوز طالبان در برابر این خواسته امریکا هیچ واکنشی نشان نداده است.
دایره کور تلاش ها و نشست های سری امریکا و طالبان نیز در همین جاست، زیرا گروه طالبان در بازی های سیاسی تا این اندازه تجربه پیدا کرده است که اگر مستقیما بگوید که رابطه خود را با القاعده قطع نمی کند، تمامی رشته هایی که برای مذاکرات رشته و امتیازاتی که بدست آورده همه پنبه خواهد شد و دیگر زمینه ای برای گفتگو باقی نخواهد ماند تا طالبان اهدافی را که در این مذاکرات دنبال می کند به آن برسد.
اما از سوی دیگر دست برداشتن از گروه القاعده نیز کار دشواری است، زیرا گفته می شود که هم اکنون القاعده بخشی از نیازمندی های مالی طالبان را تامین می کند، زیرا عربهای سرمایه دار سلفی در کشورهای عربی وقتی به طالبان کمک می کنند، به دلیل ارتباط این گروه با القاعده است و این القاعده است که از این سرمایه داران عرب برای طالبان پول جمع می کند.
اما از سوی دیگر گروه القاعده نیز در شرایطی نیست که بخاطر این گروه از امتیازاتی که امریکا برای طالبان قایل می شود، نادیده بگیرد، اگر امریکا به خواسته هایی که طالبان دارد و نیازهای مالی این گروه را تامین نماید و دیگر نیازی به کمک های سرمایه داران سلفی عرب وابسته به القاعده نداشته باشد و موفق به تغییر قانون اساسی کشور و نظام شبیه امارت طالبانی در افغانستان گردد، ممکن است طالبان رابطه خود را با القاعده لااقل برای مدت کوتاهی هم شده قطع کند و عامل سکوت طالبان در برابر خواسته امریکا نیز همین موضوع است.
این روز ها در واقع قبل از آن که طالبان با امریکا مذاکره کند هیئت های سری طالبان با برخی از نمایندگان القاعده در پاکستان و دیگر کشورهای جهان در حال رای زنی اند که این خواسته امریکا را چگونه جواب بدهند که هم برای امریکا مقبول واقع شود و هم قطع رابطه طالبان با القاعده تبدیل به خصومت و جدایی میان این گروه نشود.
در چنین وضعیتی بهترین گزینه توافق سری برای دو طرف برای قطع رابطه موقت با یک دیگر است تا گفتگوها در قطر ادامه پیدا کند و طالبان امتیاز لازم را کسب نماید.
به هرحال این تلاش ها ادامه دارد اما این که نتایج این گفتگوها تا چه اندازه مقبول مردم افغانستان و شخصیت ها و گروههای سیاسی کشور قرار می گیرد، هنوز روشن نیست و فقط نوعی نگرانی فضای سیاسی کشور را در بر گرفته است.