------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

اپوزیسیون درحال ظهور درافغانستان

 نویسنده: رزاق مأمون
منبع منتشرکننده: فارسی رو

«اپوزیسیون» درفرهنگ سیاسی امروز افغانستان یک واژۀ نسبتاً جدید است که درچهارچوب تعاریف متداولی که در نظام های سیاسی وجود دارد، به درستی نمی گنجد. گروه های سیاسی، بازمانده های دورۀ جهاد علیه شوروی و درمرحلۀ بعد تر، جنگجویان مسلح برسردستیابی به قدرت برای یکدیگرشاخ وشانه می کشند.  طوایف سیاسی وقومی، پس از سقوط طالبان مجبور شدند رزمایش سیاسی- مدنی را فرابگیرند. یک روی این گروه ها، نظامیگری ویک روی دیگرشان سیاسی گری عامیانه است. مشخصۀ قابل تاکید چنین دسته ها آن است که درمبارزۀ مدنی مشروط به رعایت قانون اساسی واساسات دموکراسی، ازتجارب لازم وجا افتاده، تا حد زیادی محروم اند.
مهم ترین معضل جماعت های سیاسی، آن است که «دموکراسی» موجود پیش ازآن که ازبسترطبیعی توسعه عمومی اقتصاد وحصول ظرفیت برخاسته باشد، ثمرۀ «شعارهای سیاسی به نام دموکراسی» است.
به این ترتیب، اگردربحث آسیب شناسی سیاسی، مسأله ادامۀ جنگ دریک دهۀ اخیرهم اضافه شود، تعریفی که از «اپوزیسیون سیاسی درافغانستان» می توان به دست داد، نه آن چیزی است که الگوی آن دردیگرکشور ها مشاهده شده است.
اپوزیسیون فعال درافغانستان مانند آنچه دراشکال مختلف ومنعطف درپاکستان وهند به چشم می خورد، قوام نیافته است. می توان گفت اپوزیسیون کمرنگ درحال زایش است واگرشرایط مناسب پدید آید، جناح بندی های روشنتر درقالب احزاب سیاسی زنده وحاضردرصحنه، جایگاه خود را به مرور مشخص خواهد کرد.
درحال حاضر، اپوزیسیون کنونی بعد از انشعاب خاموش میان «تنظیم های اسلامی» ودرنتیجۀ تنش میان نیروهای شامل درحکومت کنونی، به وجود آمده است. ویژگی ها تا کنون برجسته نیستند اما یک نگاه نشان می دهد که رگه هایی ازغرب گرایی، اسلامیست ها ومارکسیست های سابق دربدنۀ اپوزیسیون بافت خورده اند. ستون فقرات اپوزیسیون، اسلامیست هایی هستند که هنوزهم با جبهه آرایی ونظامیگری خداحافظی نکرده اند. 
اپوزیسیون درسه طبقه قابل تشخیص اند: قدرت طلب ( شامل تنظیم های رقیب)، اصلاح طلب ( شامل حلقات مدنی وغیرجهادی وروشنفکری) وجناح مسلح ( شامل طالب، حزب اسلامی وگروه حقانی)
هویت اپوزیسیون قدرت طلب وجناح مسلح با ابزارهای قهری وخشونت گرایی عجین است. ضعیف ترین اردوگاه اپوزیسیون درحال حاضر، اپوزیسیون اصلاح طلب است که دستش درهیچ جایی ازقدرت بند نیست ودرواقع گروگان دو ضلع نیرومند قدرت طلبان وخشونت گرایان به شمار می روند. این وضع ناگزیرسبب شده است تا علی رغم حضور قدرتمند نیروهای خارجی که مأمورحفظ تعادل قلمداد می شوند، جناح های قدرت طلب ( ائتلافیون درون حکومت وبرون ازآن) با جناح خشونت گرایان( طالبان، حزب اسلامی وگروه حقانی که کل نظام را نفی می کنند) به آسانی رو درروی هم قراربگیرند.
اپوزیسیون قانونی واصلاح طلب
هرچند درظاهرامر، رهبران ردۀ نخست اردوگاه های سیاسی- اپوزیسیون-  (ائتلاف ملی وجبهۀ ملی) ازگذشته تا به حال، کم وبیش ریشه های خود را دربدنه دولت، حکومت وحتی «ارتش ملی» حفظ کرده، دربرون ازساختاررسمی، خود را برای رقابت های سخت با اپوزیسیون «سخت افزار» (طالبان وگروه حقانی) آماده می کند. ماهیت ساماندهی تحرکات کنونی، دردوبسترمخالف (سیاسی ونظامی) قابل توضیح است. اپوزیسیون اصلاح طلب ازچندین زاویه با حکومت برسراقتداروجوه مشترک دارد. این احتمال به مرور پررنگ ترمی شود که ممکن است درنتیجۀ فشارهای بعدی، اپوزیسیون وحکومت برسر«تقسیمات» قدرت ومقابله با طالبان، با هم کنارآیند.
تحلیل رایج درین سوی ماجرا یکی هم این است که با شکستن احتمالی کشتی اقتدار حکومت، اپوزیسیون اصلاح طلب ومنتقد کنونی دولت نیز جان به سلامت نخواهند برد. گزارش هایی وجود دارد که برنزدیکی ناگزیزمیان تیم حاکم واپوزیسیون اصلاح طلب دلالت می کند. اگرکاربه جاهای نازک بکشد، اتحاد مجدد اپوزیسیون با دستگاه دولت، بیشترجنبۀ نظامی خواهد داشت وتلاش خواهد شد تا باردیگر، ده ها هزارتن از«مجاهدان» را که اسلحه برزمین نهاده اند، وارد میدان های تقابل بسازد.  اما رهبران دو ائتلاف « ائتلاف ملی وجبهه ملی» کار را از آوردن تغییرساختاری دردستگاه حاکم شروع کرده اند که هم با مخالفت قاطع تیم حکومت و همچنان با بی میلی ایالات متحده امریکا مواجه شده است.
دوائتلاف موجود ازرهگذرمنافع وتشکیلات با هم شبیه اند. درحالی که هنوز درمنازعۀ قدرت به نقطۀ تصفیۀ حساب های درونی با یکدیگرنرسیده اند، سرگرم بازی برای گرفتن امتیازات از دولت وجامعه جهانی هستند. علایم مشهود حاکی ازآن است که «دوائتلاف» به اندازۀ تیم حاکم درارگ، آسیب پذیراند. شمایل «ائتلاف ها» واضحاً به رشته های نازکی شباهت دارند که با اندک کش وقوس حوادث، مانند گذشته ممکن است «متلاشی» شوند.
جایگاه اپوزیسیون مسلح
شل کردن طناب «جنگ» امریکا علیه «تروریزم» شرایطی را پدید آورده که همه چیزدرگرو این پرسش قرارگرفته است که فیگورسیاسی اپوزیسیون مسلح خشونت گرا با امریکا چه شکلی را اختیارخواهد کرد؟ گزارش های مؤثق می رسانند که «تفاهم مخفی» طالبان با امریکا، اپوزیسیون اصلاح طلب (گروه های مجاهدین) را وحشت زده کرده است.
دردهۀ نخست حضورجامعۀ بین المللی درافغانستان، سخن ازکارزارمبارزه با تروریزم طالب والقاعده درمیان بود. درفاز بعدی، فرضیۀ تغییرترکیب «دشمن» ( جداگزینی القاعده ازطالب) با تغییر«تعریف» از دشمن همزمان شده است. دگرگونی های تودرتو، جناح بندی های اردوگاه دولت وشبه دولت درکابل را درآشفتگی واحساس خطرفروبرده است.
نخستین مظهرچنین خطری آن است که اپوزیسیون «قانونی» خود را ناگزیرمی بینند که برای بیمه کردن آیندۀ شان، باردیگربه ابزارهای «غیرقانونی» ( دستیابی به اسلحه وآرایش جبهات نظامی) متوسل شوند. این چیزی است که نظام دموکراتیک را با سقوط مواجه می کند.
برخی سران «اصلاح طلب» ازجمله آقای حاجی محمدمحقق وقسماً احمدضیاء مسعود، ازآمادگی ها برای مقابلۀ قهرآمیز با حملات ونمایشات طالبان ازطریق زوروخشونت، سخن می گویند.
با این اوصاف، به نظر می رسد که وضع به هم ریختۀ کنونی، مانع ادامۀ بازی خاموش بین امریکا وطالبان (تروریست ومتحد القاعده) نشده است.
می توان حدس زد که تعاملات (بیشترتبلیغاتی) ماه های اخیر، مانورهای روانی درآستانۀ نزدیک شدن موعد انتخابات ریاست جهوری درامریکا است. دموکرات ها می خواهند مشت خود را باز کنند ودست آوردهای دل خوش کن به مردم امریکا نشان بدهند. قابل تصورنیست که این بازی جدید، حاصل فعالیت ها ورایزنی های یک شبه بوده است. زمینه پردازی ها تا رسیدن به این مرحله، دست کم پنج سال را دربرگرفته وحالا اعمارخانۀ دپلوماسی برای «طالبان» به بخشی ازسیاست خارجی امریکا درمحور افغانستان بدل شده است.
اپوزیسیون «مسلح» هنوز به علامت دشمنی دم تکان می دهد. دپلوماسی پختۀ پاکستان درمدیریت قانون بازی، بی صدا عمل می کند. تا زمان بروزیک رشته اتفاقات دررسانه ها، همه چیز به طورزیرزمینی شکل می گیرند. توضیح منطقی مسیرمخفی تعاملات این است که غرب وامریکا، سرگرم نقشه اندازی جدید ساختارسیاسی برای افغانستان، پس ازسال 2014 هستند. زیرمجموعه های اطلاعات ریز وقابل تحلیل حکایه ازآن دارند که تیم کنونی قدرت درکابل و«اپوزیسیون» حاضردردرون وبرون ازدستگاه دولت، ابتکارسیاسی ونقش تعیین کنندۀ خود را درحوادث بعدی از دست خواهند داد. هرچند، تصورحضور کمرنگ «گروه های مجاهدین» با معنای بازگشت طالبان به قدرت رابطه یی ندارد؛ جایگاه «طالبان» نسبت به «دشمنان» تنطیمی شان، قوی تراز همیشه خواهد بود.