------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۵, چهارشنبه

رهبران ایران می دانند که افسانۀ جمهوری اسلامی به آخرخطر نزدیک می شود

اتاق خبروتحلیل- محسن رضایی ازبنیانگذاران سپاه پاسداران واز دلبستگان «ولایت فقیه» دردستگاه حکومت ایران است. وی فردی خونسرد ومؤدب شمرده می شود؛ اما تحریم ها وخطراتی که ایران را هدف گرفته، او را نیز دستپاچه کرده است. وی برای رژیم نسخه راه نجات پیچیده که نشان می دهد که رژیم ایران دیگر به آخر خط رسیده است.
رضایی پس از شرحی درباره «سازندگی» وی و دوستانش و دولت وقت پس از جنگ هشت ساله ایران و عراق ادعا می کند همان زمان «متوجه شدم که اقتصاد کشور با اجرای هزاران پروژه هم به جایی نمی رسد و مشکل اقتصاد ایران، نه با نسخه رضاشاهی و نه با نسخه هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد حل نخواهد شد»! 


رضایی آنگاه به نگرانی خود می پردازد که گویی قرار است ایشان یک تنه به جنگ مشکلات اقتصادی برود تا جایی که باز مدعی می شود: «آنقدر من نگران بودم که به دانشگاه روی آوردم و تغییر رشته دادم از مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت به اقتصاد دانشگاه تهران تا بلکه بتوانم به مسئولین کشور کمکی بکنم»! 
رضایی با یک چرخش قلم با عوض کردن نقش رژیم و مردم در جنگی که رژیم فرصت های بسیاری را در آن از دست داد می نویسد: «با وجود آنکه فرصت های زیادی گذشته ولی ملت ایران می تواند با سربلندی از این جنگ هم بیرون بیاید»!

محسن رضایی در شرایطی که تحریم های همه جانبه و تحریم نفتی و مالی گلوی اقتصاد جمهوری اسلامی را به شدت می فشارد تازه به یاد آنچه افتاده است که بدون آنها اساسا اقتصادی نمی تواند وجود داشته باشد چه برسد به آنکه آنها را به عنوان راهکار برای «پیروزی ملت» در این جنگ اقتصادی پیشنهاد کرد: ایجاد اشتغال و رفع بیکاری، خنثی سازی تحریم ها، یافتن دوست در میان دولت های جدید منطقه پس از رویدادهای سال گذشته، دیپلماسی فعال و سازنده و مؤثر در روابط خارجی!

بزرگ ترین مشکل «راه حل» محسن رضایی اما در آنجاست که وی می خواهد مردم را به «صحنه» بازگرداند. در پایان وی تحلیل و راه های خود را با پرسشی به پایان می رود که سرنوشت رژیم به آن گره خورده است: «باید اندیشید که چگونه مردم را دوباره به صحنه بیاوریم»! و شکل هایی که برای آوردن مردم به «صحنه» پیشنهاد می کند بیشتر به شوخی شبیه است تا واقعیتی که بتواند جامه عمل بپوشد: یکی، تیمی که بتواند به اقتصاد شتاب دهد (کدام اقتصاد؟!) و دیگری، بازگشت روحیه شهادت طلبی به جای ریاست طلبی و دنیاطلبی!

محسن رضایی بدون اینکه نگاهی به تجملات زندگی خود و «یارانش» و همه زمامداران نظام بیندازد باز هم به شیوه همیشگی جمهوری اسلامی، از جیب مردم خرج می کند و می خواهد در «جنگ اقتصادی» نیز، مردم برای شهادت آماده شوند.