-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

بحران سخت وترسناکی در پیش است/ مقامات، خانواده های شان را به خارج می فرستند




احمدسعيدي کارشناس مسايل سياسي يکي از آناني است که آئينۀ افغانستان را درسال هاي بعد از 2014 مکدر وغبار آلود مي بيند. او درگفت وگو با روزنامه آرمان ملی هشدار مي دهد، هرگاه مردم در محور يک انديشۀ ملي که به آن وفاق ملي نام مي دهند جمع نشوند، ديگر افغانستان را بايد غرق در خود ديد و تنها بايد نسبت به سرنوشت آن انگشت گرفت و تأسف خورد.
آقاي سعيدي به آرمان ملي گفت: سقوط حکومت طالبان و تحولات بعد از آن براي افغان ها توأم با اميدواري بود، مگر اين اميدواري ها دير دوام نکرد وحـالا مردم مأيوس و ديگر اعتماد به آينده و آناني که چرخ سياست را در دست دارند ندارند، زيرا مردم به اين باور بودند که در حمايت و کمک جامعه جهاني ديگر محدوديت ها وحساسيت هاي گذشته تکرار نخواهد شد، مگر امروز مردم با عکس آن مواجه اند و اميدها سرچپه شده است.
اين که افغانستان در ده سال گذشته آنهم درچتر حمايت قواي بين المللي مؤفق به اين نشد تا مسير تحول، امنيت و انکشاف را بپيمايد: آقاي سعيدي مي گويد:
عدم شناخت دقيق جامعۀ جهاني از وضعيت اجتماعي، سياسي و جغرافيايي افغانستان واين که رهبري افغانستان به دست يک مديريت ضعيف، ناکارآمد وناتوان افتاد واين اداره نتوانست خود را با انکشافات جهاني همگام سازد، اعتماد کشور هاي بيروني را حاصل کرده نتوانست ودر کسب اعتماد ملي نيز کوتاه آمد.
همۀ اين عوامل دست به دست هم داده و افغانستان را در منجلاب سياست فرو برد، از طرف ديگر باور بيهوده وبي مورد را که حکومت افغانستان نسبت به پاکستان داشت وپاکستاني ها با استفاده از چهره هاي بسيار محکم که در داخل نظام موجود داشتند و دارند به حکومتداران افغان وحمايت کننده گان بين المللي شان مي گفتند: طالبان نابود شده وديگر وجود ندارند و دولت خوش باور افغانستان هم هيچگاهي پي نبرد که در آن طرف خط ديورند کمپ ها ايجاد شده، مخالفانش تربيه وتجهيز مي شوند و فردا براي سقوط نظام آماده مي گيردند. با اين باور وخوشبيني هاي طفلانه دولت افغانستان و با اين اعتماد بدون قيد وشرط امريکايي ها نسبت به دولت پاکستان، طالب به يک نيرو وبالاخره به يک عامل بي ثباتي جهاني مبدل شد.
افغانستان دچار يک بحران جدي است، بحران امنيت، بحران اداره، بحران اقتصاد و بالاخره بحران اعتماد، همۀ اين ها حلقوم مردم غريب وبي خبر ما را مي فشرد، مردم رنج مي برند، مگر دولت آقاي کرزي به عنوان يک دولت جهت مهار نمودن بحران در کشور هيچ تدابيري ندارد، بالاخره سرنوشت يک ملت در مخاطره است، تروريزم در وجود همسايه هاي شرير و در رأس پاکستان مي خواهد، اين ملت را خوار و خمير نمايد.
چهره هاي مزدور وبيگانه پرور در داخل نظام حقيقت را مي بينند، مگر وارونه جلوه مي دهند، کابينۀ موجود ودولت موجود عملاً با همين نظام وفادار نيستند.
سعيدي به ادامه گفت: از جمله 24 وزير کابينه،48 وزير مشاور وهفتادوسه معين، تنها خانواده شش تن آنان در کشور زنده گي مي کنند، خانواده هاي سايرين همه در بيرون از کشور اقامت دارند.
مسؤولان در ارگان هاي امنيتي که مسؤوليت تأمين امنيت کشور را دارند، خانواده هاي شان يا در لندن اند ويا هم در دبي ... فرزندان شان دراين خاک نيستند. کساني که بايد جلو گرگ را بگيرند، خود به جان اين مردم گرگ گشته اند.
آنچه را دولت آقاي کرزي در رابطه به فساد بيان مي دارد، دروغ و اغوايي بيش نيست، به گونۀ مثـال صديق چکري بايد وزير حج و واوقاف مي شد، او از پارلمان 50 رأي گرفت، چون آدم صادق نبود، آقاي کرزي همين آدم نادرست را معين ساخت و سرپرست وزارت حج مقرر کرد تا زمينۀ رشوت را براي او آماده نمايد. ديگر نادر آتش که هوانوردي را چور کرد، از سوي خانوادۀ همين آقاي کرزي مقرر شده بود عنايت الله قاسمي ميليون دالر را اختلاس کرد و ازهمين ميدان هوايي محترمانه به بيرون از کشور فرستاده شد و موارد ديگر.
بناءً همين حاکميت،همين ادارۀ موجود در اختلاس و رشوه يا مستقيماً شريک است ويا از آن حمايت مي کنند. احمد سعيدي در وجود چنين مشکلات باور ندارد که حکومت بيکار و بي مديريت حامد کرزي بعد از سال 2014 بقا بياورد. او قطعاً به سقوط حکومت بعد از سال 2014 معتقد است ودليل مي آورد:
1- دولت افغانستان يک اردوي سه صد هزار نفري وپوليس دوصدهزار نفري با يک کميت مشخص در امنيت ملي مي خواهد، درحـالي که بودجه داخلي افغانستان توان پرداخت حقوق وامتيازات آن را ندارد، بحران اقتصادي دامنگير اروپا و امريکاست، آنان نيز حاضر نيستند همچو اردويي را که بيشتر تنظيمي وقومي است تمويل نمايند. بودجه عادي دولت به گونه قسمي وبودجه انکشافي به صورت مجموعي از سوي جامعه جهاني تمويل مي شود، هرگاه حمايت کننده گان خارجي اين آقا نباشند آيا دولت کرزي بقا خواهد آورد.
2- دوصدويازده هزار افغان به نحوي از سوي انجوهاي خارجي تمويل مي شوند، هرگاه کار اين انجوها بعد از سال 2014 متوقف گردد، معاش وامتياز دوصدويازده هزار افغان از آن ها گرفته مي شود، درحـالي که دولت موجود توان جذب دوصدويازده هزار بيکار را ندارد.
3- دولت با نمايش هاي تبليغي وسياسي سالانه 30 تا 40 هزار نفر را شامل مؤسسات تحصيلات عـالي مي نمايد وبه ده ها دانشگاه و مؤسسات تحصيلي خصوصي اجازه فعاليت داده بعد از اين هر سال حداقل 20 هزار دانشجو فارغ مي شود.
درحـالي که خود دولت توان جذب آنان را ندارد و دخل و خرج دولت آقاي کرزي معلوم نيست، هيچ برنامه و پاليسي براي سياست داخلي وخارجي وجود ندارد، بالاخره همين نظام براي بقاي خود هيچ پلان ندارد. رياست جمهوري، وزارت خارجه و بالاخره دولت به صورت کل از سياست داخلي وخارجي چيزي نمي دانند و افغانستان درعمق سياست هاي خارجي جهان داخل نيست.
احمدسعيدي اضافه داشت: فساد اداري بيشتر از همه عمر حکومت آقاي کرزي را کوتاه ساخته است، آنچه را اين آقا به آدرس مبارزه با فساد اداري بيان مي دارد، دروغ است. او دريکي ازبيانيه هاي خود از فساد اداري در دستگاه دولت، دولتي که رهبري آن به دست خودش است انتقاد کرد، درعين زمان گفت(که به خارج نبريد، هرچه مي کنيد درداخل کنيد) درحقيقت آقاي کرزي مردم را به گرفتن رشوت تشويق کرد وبه گونۀ ديگر خودش فتواي رشوت و اختلاس را صادر نمود.
احمدسعيدي به صراحت گفت که اين نظام خيلي پوسيده است، برخي وزارتخانه ها بين رئيس جمهور ومعاونين او تقسيم است. تعدادي از وزارتخانه ها هم حق موروثي رهبران جهادي است. بناءً در حکومت آقاي کرزي صداقت، تحصيل، تعهد، وطن دوستي ارزش ندارد، پس از اين گونه نظام مي توان توقع بقا داشت؟
احمدسعيدي گفت که عامل بدبختي اين کشور، زمامداران اند، نه مردم. زمامداراني که بي عدالتي را رشد دادند، فساد را چاق ساختند، بر ملت پشت کردند، مردم را درقمار معامله گريي،قوم گرايي گذاشتند. بهتر است مردم به هر قيمتي که مي شود با اين زمامداران تصفيه حساب نمايند و آنان را دريک دادگاه ملي نه دراين دادگاه ميان تهي، محاکمه نمايند، دراين کشور وضع هم خوب خواهد شد و دنيا هم اعتماد خواهد کرد.