-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۹, سه‌شنبه

سرمایه گذاری ایران بالای حماس ضرب صفر شده است؟

حماس فرزند اضطراری اخوان المسلمین است. از نظرمبانی فکری هیچ سنخیتی با رژیم تهران ندارد. نزدیکی با تهران ثمرۀ جبرموقعیت وبهره گیری از فرصت است. حماس بهترازهر مرجع دیگری می داند که تعارض تهران با اسرائیل یک تجارت سیاسی است وبیشتر جنبۀ بازی با احساسات مسلمانان منطقه دارد.


بعد از یک سال سکوت حماس در مورد بحران در سوریه، اسماعیل هنیه بالاخره این سکوت را شکست و از معارضه سوریه حمایت کرد. این اقدام انعکاس های متفاوتی داشته است. دیپلماسی ایرانی این مسئله را در گفت و گو با حسین شیخ الاسلام، قائم مقام پیشین وزارت خارجه بررسی کرده است:

به نظر شما اعلام حمایت اسماعیل هنیه از معارضان سوری را می توان یک چرخش در مواضع حماس دانست؟

حماس از یک طرف زائیده اخوان المسلمین است و در واقع دنباله اخوان المسلمین در داخل فلسطین است،‌از طرف دیگر در سوریه متولد شده است. این حافظ اسد بود که وقتی انور سادات و شاه حسین پادشاه اردن معاهدات صلح را امضا کردند، مقاومت را ادامه داد و در پرتو ادامه مقاومت، حماس متولد شد و مقاومت فلسطینی به وجود آمد. در جریانات اخیر، در داخل حماس کشمکشی بین دو جناح ایجاده شده است؛ جناحی که دین حماس به دولت سوریه را مد نظر قرار می دهد و به مشکلاتی که به سوریه از قبل پشتیبانی حماس وارد آمده اشاره می کند و جناحی که ریشه اخوانی را مد نظر قرار می دهد و تحت فشار ساختارهای حزبی اخوان المسلمین، قرار دارد. فشارهای ساختارهای حزبی اخوان از سوی شاخه های این جریان در ترکیه، سوریه و تونس به حماس تاثیرگذار بوده است و حماس که تلاش می کرد موضع میانه داشته باشد، به یک طرف گرایش بیشتری پیدا کرده است.

به نظر شما این مسئله در طولانی مدت می تواند بر محور مقاومت تاثیرگذار باشد؟

این بستگی به اوضاع داخلی سوریه دارد. در هر صورت ما باید تلاش کنیم که این اشتباه حماس باعث لطمه خوردن مقاومت نشود.

به نظر شما موضع حماس اشتباه بوده است؟

بله؛ اکنون که همه کشورهای پشتیبان اسرائیل در تونس جمع شده اند که از معارضه سوریه حمایت کنند و عربستان سعودی تلاش داشت که از این جلسه این بیرون آید که باید معارضه سوریه مسلح شود و موضوع را به سمت جنگ داخلی سوق دهیم تا فضا برای دخالت بین المللی فراهم شود، حماس نباید این موضع گیری را انجام می داد. در تونس چه کسانی دور هم جمع شده اند؟ خانم کلینتون، وزرای خارجه کشورهای طرفدار اسرائیل، سران اتحادیه عرب و ... . معلوم است که این جلسه،‌ جلسه دولت های طرفدار مقاومت نبوده است. این موضع گیری حماس می تواند این معنا را داشته باشد که حماس هم در کنار شرکت کنندگان در این نشست قرار گرفته است. این غلط است و موضع درستی نیست. این موضع کسانی که با اسرائیل ضدیت می کنند نیست. حماس باید در کنار کسانی بایستد که از مسئله فلسطین و مقاومت حمایت می کنند.

برخی تحلیل گران با توجه به توافقاتی که فتح و حماس با هم انجام داده اند، معتقدند ماهیت حماس به مرور از یک گروه مبارز تبدیل به یک گروه سیاسی می شود. این مسئله تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟

صحبت هایی که حضرت آقا با آقای هنیه انجام داده اند پاسخی است به این سوال. آقا در این صحبت ها به مسئله عرفات اشاره کردند اما در انتها گفتند که البته ما به شما مطمئن هستیم و می دانیم که شما ایستاده اید. آقای هنیه هم در پاسخ به فرمایشات آقا تاکید کرد که برای ما فلسطین من النهر الی البحر آرمان است و ما سلاح را زمین نخواهیم گذاشت و به مبارزه ادامه می دهیم.
همان طوری که شما اشاره کردید این گرایش در حماس در حال شکل گیری است. این گرایش از آن جا ایجاد شد که محمود عباس در حال زوال بود. یعنی نتوانسته بود که حداقل چیزی که حتی فلسطینی های سازشکار می خواستند و حتی امریکا و اروپا هم بر آن صحه گذاشته بودند، یعنی توقف شهرک سازی را به دست آورد. وقتی قطعنامه توقف شهرک سازی ها به شورای امنیت رفت، امریکا در مقابل چهارده رای موافق، این قطعنامه را وتو کرد. محمود عباس دیگر برگی برای بازی نداشت. محمود عباس خواست که ژستی ضد اسرائیلی بگیرد و خواست که کرسی سازمان آزادی بخش فلسطین که یک کرسی ناظر است، ‌به کرسی دولت مستقل فلسطینی تبدیل شود. اما در واقع چیزی عوض نمی شد.
این مسئله نیاز داشت که محمود عباس بتواند بگوید که من رئیس هر دو قسمت فلسطین یعنی هم غزه و هم کرانه باختری هستم. حماس این نیاز محمود عباس را متوجه شد و در مقابل برخی مسائل را درخواست کرد. این اساس آشتی ملی شد. حماس احساس می کرد که در انتخابات قبل پیروز شده و اکثریت مجلس قانونگذاری فلسطین را به دست آورده و اگر الان انتخابات دیگری برگزار شود، با توجه به جو بیداری اسلامی، حتما کرسی ها بیشتری را نیز به دست خواهد آورد. آن وقت اگر اتحادی میان کرانه باختری و غزه وجود داشته باشد، می تواند نخست وزیری برای هر دو قسمت تعیین کند. بنابراین شرط کرد که انتخابات انجام شود و آن چه لازمه انتخابات بود، یعنی انتخابات قانونگذاری، انتخابات رئیس و مجلس ملی و بازسازی سازمان آزادی بخش فلسطین انجام شود. زمینه این کار این بود که زندانی های دو طرف آزاد شوند؛ امکانات حضور دو طرف در هر دو منطقه غزه و کرانه باختری فراهم شود؛ انتخابات ظرف یک سال آینده برگزار شود.
اما هم حماس و هم فتح معتقد بودند که این اقدامات باید توسط یک دولت تکنوکرات صورت گیرد. دولتی که حزبی نباشد و از یک طرف پشتیبانی نکند. فتح، سلام فیاض را معرفی کرد که مورد قبول حماس قرار نگرفت. این موضوع که چه کسی مامور تشکیل دولت شود، محل اختلاف شد و کارها را عقب انداخت. در نهایت خالد مشعل با این تحلیل که هر کسی هم نخست وزیر شود تحت نظر رئیس باید فعالیت کند و رئیس هم ابومازن است، پس بهتر آن است که خود او را به عنوان نخست وزیر هم بپذیریم. بدون این که این مسئله در داخل حماس پخته شود، خالد مشعل این توافق را در دوحه امضا کرد. اما جناح مترقی حماس این مسئله را قبول نداشت. علاوه بر این بر اساس قانون فلسطین یک نفر نمی تواند دو سمت نخست وزیری و ریاست سلطه را به طور هم زمان داشته باشد.
بنابراین این گرایش سیاسی در حماس وجود دارد. محمود عباس اساسا به مقاومت اعتقاد ندارد. در نهایت به مقاومت مردمی اعتقاد دارد. حماس اساسا قدرت خود را به دلیل مقاومت مسلحانه به دست آورده است. حماس چون توانست امنیت اسرائیل را تهدید کند، مورد اقبال مردم قرار گرفت. اگر حماس اسلحه را کنار بگذارد، فرق چندانی با احزاب دیگر فلسطینی ندارد. برخی عناصر در داخل حماس نیز تحت فشار محمود عباس قبول کردند که باید مقاومت مردمی را پیگیری کرد. به همین دلیل مقام معظم رهبری داستان عرفات را برای آقای هنیه توضیح دادند. عرفات و خالد الحسن و ابوجهاد، انقلابیون سازمان فتح بودند. این ها هم از اخوان تغذیه فکری می کردند اما انقلابی بودند. این ها باعث تحول سازمان آزادی بخش شدند ولی در طول زمان به دلیل سیاسی کاری و این که تصور کردند باید به خاطر مواضع سیاسی ای که به دست می آورند، امتیاز از مقاومت دهند، استحاله شدند تا به جایی رسیدند که در نهایت اثرگذاری خود را از دست دادند.

با توجه به این موضع گیری حماس و نیز بحران سوریه به نظر می رسد که حلقه های مقاومت در منطقه دچار چالش شده است. تاثیر این مسئله بر ایران چه خواهد بود؟

غرب برای جبران شکست هایی که از ایران و مقاومت خورده است علی الخصوص سقوط حسنی مبارک، تمام توان خود را بسیج کرده تا به مقاومت ضربه بزند. قطعا اگر مقاومت تضعیف شود، ایران یکی از اهرم های اساسی خود را از دست خواهد داد. البته ما تلاش کردیم و تلاش می کنیم که این اتفاق رخ ندهد. مقاومت دارای اهرم های دیگری مانند برادران حزب الله است. اما در هر صورت هر یک موضعی که مقاومت از دست دهد، حتما خسارت است.