------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه

تعارف ضد واقعی مارشال فهیم در برابر ایران


کشانیدن معاون رئیس جمهورمملکت به وسیلۀ سفیرایران به داخل سفارت ایران، یک مانور موفقانۀ سیاسی دربرابر امریکا وغرب است.

حضورمارشال فهیم قسیم هم به عنوان معاون رئیس جمهور وهم به حیث یک فرمانده نظامی که از گذشته با حلقات استخباراتی ونظامی ایران رابطۀ نزدیک دارد؛ از نظر سیاسی «تجدید میثاق» با رژیم ایران بود که نتایج آن کاملاً بر ضد منافع ملی افغانستان آشکارخواهد شد.
حوادث آینده به این حرکت جواب خواهد داد.
مارشال فهیم درجمع ده ها تن از سران حکومت وتنظمیم ها بود که به سفارت ایران رفتند وادای دین کردند. وی به شکرانه گی همه نعماتی که از سوی ایران دراختیار چند رهبر تنظیمی ونظامیان صاحب افراد مسلح قرارمی گیرد؛ ازنام مردم افغانستان این چنین تعارف کرد:
ایران روابطی شفاف، روشن، براساس حسن همجواری، همدردی و احساس دینی با مردم افغانستان دارد که بدون تردید این‌‌ها همه در تحولات مثبت افغانستان تأثیر گذار است!
باید تذکر داد که اسماعیل هنیه صدراعظم حماس و سیدحسن نصرالله رهبرحزب الله لبنان نیز عیناً با همین الفاظ حق پول هایی را که از جیب مردم ایران به جنگ نصرالله وحماس مصرف می شود، ادا می کنند. البته قابل درک است که روابط ایران با فهیم ورهبران تنظیم ها به هدف مقدمه چینی مقابله با امریکا وغرب درخانۀ افغان ها، درپس پرده «بسیارشفاف» می تواند باشد؛ مگراین حساب وکتاب از منافع «مردم افغانستان» کاملاً جداست.
کشانیدن معاون رئیس جمهورمملکت به وسیلۀ سفیرایران به داخل سفارت ایران، یک مانور موفقانۀ سیاسی دربرابر امریکا وغرب است. این درشرایطی صورت می گیرد که دولت کابل قدم به قدم با تصامیم بهانه سازانه وتحریک آمیز، دربرابر جامعۀ جهانی سد ومانع ایجاد کرده وضرب الاجل ها صادر می کند که تازه ترین مورد آن، اصرار برگرفتن، اداره وکنترول زندان بگرام است.
آقایان فراموش می کنند که مردم به خاطر دارند، شکستن چند مرتبه یی زندان قندهار را که ازآن تمامی آتش نفسان طالب بیرون ریختند و به قول ذبیح الله مجاهد« با سلامتی با مجاهدین یکجا شدند!»
این حرکت ممکن است بنا به محاسبۀ مارشال فهیم نیز درنوع خود یک مانور دپلوماتیک علیه امریکا وغرب باشد؛ آن هم درشرایطی که ایران دریک قدمی برخورد نظامی و ویرانگر با دنیا قرار گرفته واز هم اکنون گیوتین سرکوب روشنفکران تحت نام «معاندین» را درچهارراهی های کشور فعال ساخته است.
به کارگیری واژه های «روابط شفاف» ، «براساس همدردی واحساس دینی» به طور قطع با واقعیت های سیاست ایران واوضاع کشور ما مطابقت ندارد واز بنیاد غلط است.
سفیرایران هم با هیجان ولبخند ازسازماندهی چنین مانور، یک خطابۀ خسته کن رسانه یی را برای حضار تقدیم کرد که نشان می داد ایران گل وگلزار شده وفقط  همین مانده که افغان ها ازنعمت حمایت ایران دربرابر امریکا خود را محروم نسازند ودنیا وآخرت خود را تباه نکنند. «فهرست» لاف های دکترفداحسین مالکی، بس طولانی بود؛ صرفاً چیزهایی را که مردم ایران را دردوزخ ولایت فقیه انداخته، از قلم انداخته بود: مثلا
نفس های اقتصاد ایران به شماره افتاده اما سفیرایران درکابل از پیشرفت های ایران گزافه می بافد. یک کیلوگوشت به چهل هزارتومان رسیده ورژیم به مبادلۀ جنس به جنس با کشورها روی آورده است. درکدام کشور دیده شده که مبلغ یک مورد رشوه، به سه هزار میلیارد تومان برسد وکسی هم دستگیرومجازات نشود؟ درتمام کره زمین فقط هوگو چاوز وبشاراسد که وی نیز درحال پریدن است، به عنوان متحدان ایران باقی مانده اند وفهیم قسیم شاید نفرسومی باشد.
هزاران روشنفکر ودگراندیش ایرانی درزندان ها پیرمی شوند وکسی ازآنان خبری نمی گیرد. زنان وخواهران شان را به گرومی گیرندتا دم نزنند. تمام بانک های ایران درسطح جهان تحریم شده و خدمات انتقال پول متوقف گشته است و خطرفلج اقتصادی دریک قدمی رسیده است. شرکت های نفتی بزرگ جهان یکی پی دیگر ازمعامله نفتی با ایران پا عقب می کشند وجای بازار نفت ایران را عربستان سعودی پرمی کند.
بهارعربی درحال تبدیل شدن به «بهارایرانی» است. توفان به منطقه نزدیک می شود؛ اما دکتاتورها ومعتادان به جیفه های دنیا درافغانستان فکرمی کنندکه همه چیز رو به راه است.