-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

دیو تقابل میان کابل وواشنگتن قوی ترمی غرد


مقامات تأیید کردند که قاتل دو مشاور امریکایی، عضو افسران اطلاعاتی وزارت داخله بوده واز معرکه گریخته است.


عبدالصبورمشهور به سالنگی 25 ساله – آن پلیس مشکوک وآموزش دیده درپاکستان- به هنگام تیراندازی به سوی دومشاور امریکایی، اونیفورم پلیس به تن داشت. او اسلحه شخصی نیز با خود می داشت وگفته می شود که بعد از اجرای عمل، ناپدید شده است. مقامات وزارت داخله نمی توانند ادعا کنند که فرد نفوذی طالب با استفاده از لباس پلیس به افسران امریکایی حمله کرده است. هیچ کسی جزافسران وافراد اعتمادی قادر نیست به مرکزسوق وادارۀ امریکایی ها دروزارت داخله نزدیک شود.
حادثه یی دراماتیک روی داده است که می تواند درعقب آن، درامه های آینده خوابیده باشد. کشتن افسران مشاور، کسانی را بیشتر تکان داده است که ازخیزش های نامنظم ومخرب مردم عوام خیال بهره برداری داشتند وکیف می کردند. این رویداد، دربرابرروحیۀ تحریک شدۀ عمومی مردم پس ازقرآن سوزی بگرام، دیوار ایجاد کرد.
علی الظاهر مقامات پنتاگون ازین رویداد به سختی تکان خورده وآن را محکوم کرده اند. به راستی انگشت ایراد پنتاگون به سوی کیست؟ خشم فروخوردۀ مقامات امریکایی، بی تردید، مقامات حکومت کابل را هدف می گیرد. 
این حادثه دراوج تنش وتظاهرات اعتراضی مردم علیه قرآن سوزان دربگرام اتفاق افتاده وبا همان قضیه درارتباط است. درۀ بی اعتمادی وسوء ظن میان ارتش ناتو وپرسونل پلیس واردوی ملی افغان پیوسته چاکتر می شود. اما واقعیت این است که مغاک بدبینی وسیاه نمایی بین تیم کابل ومقامات کاخ سفید روز تا روز عمیق ترمی شود.
ترور دو افسرامریکایی دریک موقع بسیارحساس صورت گرفته که می تواند طرح تصمیم ناتو را نسبت به تیم حاکم که درروزهای اخیر، با اشکال مختلف از سلسله اعتراضات حمایت کرده است، عوض کند. تیم کابل که از یک «حکومت موازی یا سایه» درحول وحوش خود به شدت درهراس به سرمی برد، قرآن سوزی دربگرام را شری می داند که به خیرخودش تمام می شود. اکنون با زبان دراز امریکایی ها محکوم شده اند ومحکومیت خود را نیز پذیرفته اند. اما حلقات اطلاعاتی افغانی الاصل منطقه به گوش رئیس جمهور می خوانند که این کافی نیست؛ چیزی بیشترباید اتفاق بیفتد وهمین حالا باید اتفاق بیفتد که تنور گرم است و این فرصت طلایی دیگر به دست نخواهد آمد.
کوتاه آمدن وعقب نشینی امریکا وجامعۀ بین المللی از طرح کمک برای تغییرریشه یی سیاسی درافغانستان است. به نظراین حلقات، که درروزهای اخیر به طورواضح با «ستون پنجم» ایران وپاکستان دست اتحاد داده اند، باید زیرپای امریکا آتش روشن شود تا میدان رها کند ومیراث همه چیز به تیم غیرمنتخب «تنظیمی وجنگ سالاران» باقی بماند. ایران وپاکستان برسرسفرۀ بلایا وخون افغانستان جشن برپا کنند وصحنه شغالی شود.
این گونه عملیات ناسنجیدۀ اطلاتی شرایطی را فراهم می کند که خریطۀ خون ناگهان بترکد. تا این دم تمام کارکنان آموزشی ومشاورتی نیروهای خارجی به پایگاه های شان فراخوانده شده وهرگاه شکستگی حاصل از وضع ملتهب کنونی ترمیم نشود، ارتش ناتو تیم کابل را به حال خود رها می کنند. راه برای طالبان باز می شود.
به طوراعلام ناشده، ظرف روزهای اخیر، تیم حاکم، طالبان واستخبارات ایران وپاکستان دریک خط واحد قرار گرفته اند. تفاوت درین است که تیم حاکم دپلوماسی نرم اختیار کرده، طالب دستور کشتار سراسری داده وشبکه های ایران و پاکستان مثل همیشه سرگرم آتش افروزی زیرزمینی هستند.  باردیگرتکرار می کنم: وضع به گونه ای است که چانس طالبان را برای مارش به سوی کابل فراهم می کند.