-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

لطفاً جاسوس های کلان را هم بگیرید!

آرمان ملی- نویسا
کشته شدن نظاميان غربى در قرارگاه هاى نظامى بيشتر از سوى حلقات استخباراتى منطقه سازمان دهى شده است نه از سوى گرداننده گان مدارس دينى در پاکستان.

 برخى منابع گفته اند معاون حوزه آسيا پسفيک وزارت امور خارجه، معاون اداره انکشاف دهات ننگرهار، يک کارمند گمرک هرات و يک کارمند دولتى در فراه شامل چهار نفرى اند که اداره امنيت ملى آنان را به نام جاسوس بازداشت کرده است.
خبر بازداشت اين چهار نفر که اداره امنيت ملى آنان را کارمندان پائين رتبه دولتى معرفى داشته در حالى منتشر مى شود که سال هاست از نفوذ گسترده جاسوسان و گماشتگان خارجى در دستگاه دولت حاکم سخن گفته مى شود، مگر هيچگاه اين جواسيس شناسايى نشده و در پنجه قانون قرار نگرفتند.
به باور آگاهان سياسى، خبر گرفتارى چهار نفر ياد شده درست زمانى منتشر مى شود که دو مشاور بلند پايه امريکايى در حساس ترين بخش وزارت امور داخله (سوق و اداره) که حتا بلند رتبه ترين افسران پوليس حق داخل شدن به آنجا را ندارند در روز روشن کشته مى شوند و قاتل به بسيار ساده گى نا پديد مى گردد.
يک کارمند پيشين اداره امنيت ملى مى گويد، آنچه ما برداشت کرده ايم کشته شدن نظاميان خارجى به گونۀ زنجيره يى و مسلسل آنهم در داخل قرارگاه هاى نظامى بيشتر به ترور هاى سنجيده شده شباهت دارد تا حملات کور کورانه انتحارى. بدون شک قتل دو مشاور امريکايى در وزارت امور داخله، کشته شدن چند مربى فرانسوى در داخل يک پايگاه نظامى در تگاب ولايت کاپيسا، قتل دو امريکايى از سوى يک پوليس در ننگرهار اينها بيشتر ترور هاى سنجيده شده يى اند که بايد افراد مشخص از بيرون بروند، اين را مى توان انتقام جويى نام داد تا تحقق يک برنامه تروريستى.
اين کارمند اداره امنيت ملى بدون آنکه به جزئيات برود ادامه مى دهد وقايع اخير که در دهلى، تبليسى گرجستان و بنکاک تايلند اتفاق افتاد و در آن به شهروندان اسرائيلى آسيب رسيد مقصر، استخبارات ايران دانسته شد. به همين گونه قتل 26 منسوب نظامى پاکستان که به احتمـال قوى وابسته به ISI بودند از سوى طيارات بدون سرنشين امريکا در مومند ايجنسى استخبارات ايران و پاکستان را عليه امريکايى ها که حضور گستردۀ انسانى در افغانستان دارند عقده مند ساخته است، اين را نبايد از نظر دور داشت که کشته شدن نظاميان غربى در قرارگاه هاى نظامى بيشتر از سوى حلقات استخباراتى منطقه سازمان دهى شده است نه از سوى گرداننده گان مدارس دينى در پاکستان.
اين وقايع اعتبار مسؤولان امنيتى افغان را نزد دوستان غربى شان کاهش داده حتا باعث به تعليق در آوردن سفر دو وزير کابينه افغانستان به امريکا شده است.
در چنين موقع حساس دولت افغانستان و به صورت ويژه ادارات امنيتى بيشتر اکت فعـال بودن مى کنند، خبر گرفتارى چند تن را به ميان مى کشند که گويا براى استخبارات منطقه کار مى کردند، اين حرکت بيشتر غرض پرده پوشى به ضعف هايى است که در روز هاى اخير از سوى ادارات امنيتى افغان سر زده است.
اين افسر پيشين امنيتى مى گويد: جاسوس، جاسوس است خورد و کلان ندارد. ما از گرفتارى اين چهار نفر استقبـال مى کنيم و اميدواريم چهره هاى کلانى که در حلقات بلند تر براى خارجى ها جاسوسى مى کنند و عملاً دولت را چون موريانه مى خورند نيز به دام بيافتند و حق مردم از اين خائنين ملى گرفته شود.
احمد سعيدى کارشناس مسايل سياسى که زمانى به عنوان دپلومات در پاکستان کار کرده مى گويد: جاسوسى در افغانستان براى يک حلقه مشخص ننگ و بى غيرتى نيست. من در باره اين چهار نفر تبصره يى نمى کنم، مگر اين نکته را واضح مى سازم: وقتى که رئيس دفتر رئيس جمهور از ايران پول مى گيرد اين جاسوسى نيست، کسى به کسى پولش را مفت نمى دهد. بدون شک در مقابل پول خود تقاضا هم دارد.
ديگر اين که خانواده هاى شمار زيادى از مقامات دولتى در بيرون از کشور مشخصاً در ايران و پاکستان زنده گى مى کنند، آنها در پاکستان و ايران کرايه خانه مى دهند، مصارف بلند دارند و. . . اين مصارف را کى تمويل مى کند چه ضمانتى وجود دارد که خانواده هاى اين بزرگواران در قيد و گرو سازمان هاى استخباراتى نباشند، چرا مقامات به اين گونه قضايا رسيده گى نمى کنند و خانوادۀ آنها را به افغانستان انتقـال نمى دهند که گرفتارى يک مامور گمرک را اينگونه بـال و پر مى دهند.
يک ژورناليست افغان مى گويد، چند سال پيش شوراى وزيران از گرفتارى دو مقام به اتهام جاسوسى سخن گفت، مگر هيچ وقت هويت اين دو مقام افشا نشد.
بهتر است که چهار نفر در دادگاه مردمى قرار گيرند و جواب دهند که چه خيانتى را عليه مردم شان مرتکب شده اند، نشود که اين چهار نفر نيز زمانى صاحب مقام بلند گردند و به ريش مردم بخندند. سجيه خبرنگار آزاد افغان مى گويد، خبر مبنى به گرفتارى چهار مامور دولتى به عنوان همکارى با استخبارات کشور هاى منطقه هم شيرين است و هم تلخ.
شيرين به اين معنا که گرفتارى اين افراد مى تواند هشدارى باشد براى کسانى که از طريق استخبارات منطقه به جاسوسى گماشته شده اند و تلخ براى اين که پيوسته و هميشه چه در قاچاق مواد مخدر و چه در خدمت استخبارات بيگانه و چه در فساد، افرادى گرفتار مى شوند و مجازات مى گردند که در رده هاى پائين دولتى کار مى کنند، ولى آنانى که رهبرى شبکه هاى بزرگ قاچاق، فساد و استخباراتى را برعهده دارند مصون و آرام اند، اين دليل مى تواند در استناد به گفتۀ مشعل سخنگوى رياست عمومى امنيت ملى بازگو گردد که اين افراد مامورين پائين رتبه اند.
اگر عميقاً به اين موضوع پرداخته شود هستند فراوان کسانى در نظام که به کشور هاى منطقه و استخبارات آنها کار مى کنند.
يکى دو مورد هم در گذشته ها اتفاق افتاده بود که يک يا دو تن کارمندان از ادارات مهم دولتى به عنوان جاسوس بازداشت شدند. ولى چند روز بعد آنها رها شدند و پروندۀ آنان بسته شد. مسألۀ جاسوسان بيگانه و نفوذ آنان در دستگاه هاى حکومتى گپ تازه يى نيست، بلکه در سال گذشته حتى اين موضوع در جلسۀ شوراى وزيران نيز مطرح گرديد و رسانه ها گزارش دادند که عنصر فروخته شده به بيگانه ها شناسايى گرديده اند، اما پس از رسانه يى شدن اين موضوع دگر يادى از آنها نشد که کى ها بودند و چه مى کردند و چه شدند.
به هر حـال، اين که مامورين پائين رتبه دولتى مى توانند محرمات دولت را به دسترس استخبارات همسايه ها قرار دهند آنانى که در رده هاى بلند حکومتى کار مى کنند و رابطه و علاقه به کشور ديگر دارند به ساده گى محرمات را نا محرم مى سازند.
به هر حـال در گذشته ها مى گفتند، قانون به تار هاى تنيدۀ عنکبوت ماند، قدرتمندان از آن عبور مى کنند و ضعيفان در آن گير مى مانند.
از گفته هاى بالا چنين بر مى آيد که مردم جداً خواستار صراحت مقامات دولتى در اين موارد اند و بايد دولت تعريف مشخصى از جاسوسى و جاسوسان داشته باشد.