-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

بازهم توهین امریکا به مقدسات مسلمان


امضای قرارداد استراتژیک، شکست مذاکرات قطر خواهد بود.
نوشته: احمدوحید مژده



...ورق اقدس قرآن که خدا نامهء ماست
پشت درهای مزابل به ته پا بنگر
طرفه کاریست که آن تشنه بخون مردم
برسر صلح هنوز است به دعوا بنگر
روح انسانی وی رفته نگونسار به چاه
علم نخوت وی فوق ثریا بنگر
بیخدا خانه خدا شد به دیار اسلام
غفلت مومن و ترسیدن بیجا بنگر...
استاد خلیل الله خلیلی


توهین به مقدسات افغان ها توسط نیروهای خارجی تازگی ندارد. در طول ده سال گذشته این نیروها دست به جنایات متعددی زده اند. ملا عبدالسلام ضعیف در کتاب خویش- تصویری از گوانتانامو- به موارد متعددی از توهین امریکائی ها به قرآن مجید در زندان بگرام اشاره داشته است. واقعهء سوزانیدن قرآن مجید در پایگاه بگرام، نخستین واقعه از این دست نیست.
بعد از اینکه خبر سوزانیدن قرآن مجید در پایگاه بگرام بگوش مردم رسید، مردم مسلمان افغان در سراسر افغانستان دست به تظاهرات زدند. در این تظاهرات عده ای از تظاهر کنندگان به دست نیروهای امنیتی به شهادت رسیدند.
پارلمان افغانستان به شدت در این مورد عکس العمل نشان داد و حتی عده ای از نمایندگان، خواهان اعلام جهاد علیه نیروهای امریکائی شدند، اما بعضی از اعضای پارلمان و رسانه های هوادار امریکا این تظاهرات را کاری تحریک شده از جانب همسایه ها دانستند.
مقامات امریکائی از اوباما گرفته تا فرمانده نیروهای امریکا در افغانستان جان آلن از مردم افغانستان به خاطر این ماجرا معذرت خواستند و این عمل را غیر عمدی خواندند. آیا آن ها هنوز هم نمی دانند که در این کشور خطوط قرمزی وجود دارد که عبور از آن را نمی توان با معذرت خواهی جبران کرد؟
تاکید امریکا بر این که سوزانیدن قرآن مجید کاری عمدی نبوده است، حتی در بعضی از رسانه های امریکا نیز مورد شک و تردید قرار گرفت و این مسئله مطرح شد که چگونه بعد از ده سال، هنوز امریکائی ها نمی دانند که توهین به کتاب مقدس مسلمانان می تواند پیامد های خطرناکی در پی داشته باشد. مگر عکس العمل هائی در موارد مشابه از جمله سوزانیدن قرآن توسط کشیشی در ایالت فلوریدا که بیشترین عکس العمل های خشونت بار را در افغانستان بمیان آورد فراموش شده بود؟
امریکائی ها به خوبی از احساسات دینی مردم افغانستان آگاه بودند و می دانستند که چنین کاری می تواند خشم و خشونت را در افغانستان تشدید نماید اما سوال اینست که وقتی چنین آگاهی وجود داشت، پس چرا باید امریکائی ها به صورت عمدی مردم را تحریک به خشم و خشونت می نمایند؟
یک دلیل می تواند این باشد که امریکائی ها هرچندگاه یک بار احساسات دینی مردم افغانستان را محک می زنند تا دریابند در طول ده سال گذشته، برنامه های شان در این کشور تا کدام حد موجب تضعیف این احساسات شده است. تکرار این گونه توهین ها به مقدسات به این منظور هم صورت می گیرد تا حساسیت ها در دفاع از ارزش های دینی تضعیف گردد.
اگر منظور چنین تجربه ای بود، باید گفت که این تجربه به شکستی سخت مواجه شد. نفرت از امریکا حتی در میان نیروهای مسلح به جائی رسید که تاکنون جان تعدادی از نظامیان امریکائی را گرفته است که با فیر گلوله از جانب نظامیان افغان هلاک شدند. حداقل دو تن از مشاورین بالارتبهء امریکائی در داخل محوطهء وزرات داخله به قتل رسیدند. بدنبال این واقعه، امریکائی ها دستور دادند تا مشاورین خارجی از رفتن به ادارات دولتی افغانستان خودداری نمایند. این ماجرا یکبار دیگر نشان داد که این ملت توهین به مقدسات خود را هرگز نمی تواند تحمل نماید و انگیزهء دفاع از مقدسات تنها منحصر به گروهی خاص نیست.
اما یک مسئلهء دیگر هم در این رابطه می تواند قابل دقت باشد؛ امریکا در این اواخر درگیر یک سیاست متناقض است. از یکطرف مذاکرات با طالبان در قطر آغاز شده است و مهمترین و اساسی ترین خواست طالبان، خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان است.
از جانب دیگر این مذاکرات موجب نگرانی هواداران امریکا در داخل افغانستان گردیده است. بعضی ها اکنون به این باور اند که شاید امریکا قصد خروج کامل از افغانستان را دارد و مذاکرات با طالبان را نشانه ای از عقب نشینی امریکا تلقی می کنند. امریکا برای دادن اطمینان به این گروه باید قرارداد استراتژیک با افغانستان را که حضور طولانی مدت نیروهای امریکا در افغانستان را تسجیل می کند، به امضاء برساند؛ درحالیکه شرط اساسی مخالفین مسلح به خصوص طالبان خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان است. پس امضای این قرارداد به معنی شکست کامل مذاکرات قطر خواهد بود.
امریکا نمی خواهد فرصتی را که بعد از سالها برای مذاکره با طالبان بدست آورده است، رایگان از کف بدهد و برای همیشه برنامهء مذاکره با طالبان را به فراموشی بسپارد و به جنگی طولانی مدت در افغانستان تن در دهد. بنابراین باید دست به اقداماتی بزند تا امضای این قرارداد به تعویق افتد به این امید که در مذاکره با طالبان و با دادن امتیاز، آنها را هم به حمایت از قرارداد استراتژیک تشویق نماید و این کار نیاز به زمان دارد.
امریکائی ها با این اقدام خویش، خشم مردم و عکس العمل پارلمان افغانستان را بهانه ای برای تعویق امضای قرارداد استراتژیک قرار خواهند داد تا از یکطرف از تضعیف روحیهء طرفداران امریکا در داخل افغانستان جلوگیری نماید و از جانب دیگر اوباما خود را از فشار جمهوریخواهان که می خواهد قرارداد استراتژیک باید هرچه زود تر به امضاء برسد، برهاند.
اما این بحران که امریکا می خواست بصورت کنترل شده بمیان آید، بیشتر از حد انتظار بود و به همین دلیل هواداران امریکا در افغانستان می گویند همسایه ها در تحریک مردم به خشونت دست دارند. اما آیا می توان با چنین تبلیغات، احساسات ضد امریکا را در ذهن مردم افغانستان کاهش داد؟
رسانه های حامی امریکا در افغانستان تلاش دارند تا این کار را به طالبان نسبت دهند و احساسات خودجوش مردمی را که قوم و گروه و منطقه نمی شناسد کتمان کنند اما موفق به این کار نخواهند شد.