-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

گزارش شاهد عینی ازکمپ مجاهدین خلق دریک صحرای متروک


نويسنده :حسن  طوالبه
سايت الحوار المتمدن

تلفني از راه دور به من وصل شد که به آن پاسخ دادم درحالي‌که به‌خاطر درد پشتم که از حرکت بازم داشته بود روي تخت دراز کشيده بودم. اما فردي که روي خط بود، روزنامه‌نگار برجسته، برادر محمد اقبال بود، که در روابط عمومي متخصص است و موضع اصولي ثابت در مورد موضوعات کشورش دارد، او مانند تمامي يارانش به آزادي براي هم‌ميهنان شان در تمامي شهرها و روستاهاي ايران فرا مي‌خوانند، آزادي بيان و گفتار و گفتن نظر حتي اگر مخالف نظر حکومت باشد، مثال آن در اين مورد مانند تمامي کشورهاي متمدن در جهان است، محمد اقبال که يک مبارز است درس مهندسي معماري خوانده است، اما مسايل کشورش، و پيوستنش به جهاد در راه آزادي و دموکراسي، او را يک مطبوعاتي مفيد بر ضد ظلم و ارتجاع آخوندهاي حاکم در ايران ساخته است.
با من از کمپ ليبرتي در نزديکي فرودگاه بين‌المللي بغداد تماس گرفت، که پادگاني است که نيروهاي آمريکايي مهاجم به سرزمين عراق به‌عنوان مقري براي مراقبت از سران اسير رژيم سابق برگزيدند. اين نيروها در اثر عواقب شکست مفتضحانه، به‌خاطر تلاش مقاومت عراق که خسارتهاي هنگفتي بر جانها و تجهيزات نيروهاي آمريکايي بر جاي نهاد به‌طور اجباري عقب‌نشيني کردند. آنها بعد از عقب‌نشيني اين خرابه را باقي گذاشتند، و سرقت محتوياتش آن را خراب اندر خراب کرد. دولت عراق تصميم گرفته بود که اين پادگان را کمپي براي اشرفيان که در کمپ اشرف از تقريباً 30سال قبل ساکن بودند قرار دهد. اين تصميم در پاسخ به خواست رژيم ايران گرفته شد، که سازمان اپوزيسيون مجاهدين خلق را از خطرناکترين نيروهاي اپوزيسيون ايراني در خارج کشور محسوب مي‌کند، اين اقدام اکثر سازمانهاي حقوق‌بشري و پارلمانها در اروپا و آمريکا را بر ضداقدامات دولت مالکي به‌ويژه در جابه‌جايي اشرفيان از محلشان با زور و اجبار و نيروي نظامي برانگيخت.
توافق بين نمايندگان سازمان ملل در عراق و دولت عراق بر سر مقدمات جابه‌جايي اشرفيان از کمپشان به کمپ جديد موسوم به (ليبرتي) که از آزادي جز نام در برندارد صورت گرفت. اين اقدام تأييدي بود براي طرح قاسم سليماني فرمانده نيروهاي قدس و سفير ايران در بغداد، مبني بر جابه‌جايي اشرفيان به زنداني که کشتارشان را به هر شيوه از جمله شکنجه روحي و جسمي آسان مي‌سازد.
با بررسي رويتي که همکار من محمد اقبال به من خبر داد، اين کمپ جز يک زندان مستحکم که نفسهاي زندانيان را دقيقه به دقيقه به شماره مي‌اندازد نيست. بر اين اساس دولت عراق مانع ورود مهندسان از اشرف براي بررسي محيط زيست ليبرتي و زيرساختهاي آن شد، تا واقعيت اين زندان جديد موسوم به آزادي افشا نگردد. درضمن اين طرح محدود نمودن اشرفيان با ممانعت از جابه‌جايي داراييهاي شخصيشان مانند خودروها و ژنراتورها و دستگاههاي تصفيه آب، و نيازمنديهاي درمان بيماران مي‌باشد، و مي‌دانيم که کمپ اشرف با نظارت سازمان مجاهدين خلق بنا گرديد و تمامي نيازمنديهاي زندگي آزاد شرافتمندانه در آن فراهم شده است، /در اين کمپ بيمارستان و زمينهاي ورزشي و ميدان نمايش و ژنراتورها و بسياري غير از اينها موجود است.
براي اظهار حسن‌نيت خانم مريم رجوي فرمان بجابه‌جايي 400تن از اشرفيان به‌عنوان دسته اول داد، و عملاً اين دسته به کمپ رسيد و پديده عجيبي را ديد، و يقين حاصل کرد که جاييکه بدان‌جا به‌زور جابه‌جا شدند جاي سکونت انسان نيست بلکه يک زندان از باقيمانده‌هاي نيروهاي اشغالگر است. همکارم اقبال به من خبر داد که آنها در يک زندان از بدترين زندانهاي جهان، و بدتر از زندانهاي رژيم ايران که همکار اقبال آن را قبلاً تجربه کرده بود هستند. در کمپ آب براي آشاميدن نيست، وي گفت که ما يک تانکر براي جابه‌جايي آب از مسافتي تقريباً 12کيلومتر تهيه کرده‌ايم همينطور گالونهاي آب را بر پشتمان حمل نموديم، وهمينطور آب براي شستشو وجود ندارد. و بالاتر از اين بين سازمان ملل و دولت عراق توافق شد که حضور نيروي عراقي در خارج کمپ و در درب اصلي باشد، اما واقعيت اين است که نيروهاي عراقي در همه جاي کمپ هستند، و يک نقطه خيلي نزديک به حمامها وجود دارد جاييکه امکان تعدي به زنان و مردان بر حسب طبيعت ويژه اين نيروي مسلح هست . اما گشتهاي پياده همه کمپ را در مي‌نوردند و مسلسل و سلاح کمري حمل مي‌نمايند، همکار اقبال آمار 39 دور اين گشتها را در مسافتي که بيشتر از 5 متر تا محلشان نيست شمرده است. مساله‌اي که اوضاع را بدتر مي‌کند نصب دوربين در داخل کمپ است که اين دوربينها متصل به سفارت ايران و نيروهاي قدس است، و اين طرفها امکان اطلاع از هرچيز کوچک و بزرگ از تحرکات اشرفيان در داخل اين زندان را دارند.
اين‌چنين رسوايي تبديل کمپ ليبرتي به يک زندان بزرگ هر روز بيشتر فاش مي‌شود. اکنون به‌خوبي مي‌توان علت عدم پاسخگويي دولت عراق به خواست 23تن از ژنرالها و وزرا و فرمانداران سابق و شخصيتهاي برجسته آمريکايي از جمله رودي جولياني شهردار سابق نيويورک و کانديداي رياست جمهوري در سال 2008 براي ديدار از کمپ ليبرتي به خرج خودشان، قبل از انتقال 400تن از ساکنان کمپ اشرف به اين کمپ را فهميد.
کارشناس تکنيکي سرپناه‌سازي در گزارش صادره به تاريخ 30ژانويه 2012 خود آورده بود که مساحت کلي کمپ ليبرتي 683هزار متر مربع است. اما به‌دليل کشيدن ديوارها بر روي اين زمين، مساحت به‌اندازه حدود 83هزار متر مربع کاهش يافته است، بسياري از ساختمانهاي قابل استفاده که تصاوير تبليغاتي آن توزيع گرديده در پشت اين ديوارها قرار گرفته تا ساکنان از آنها استفاده ننمايند.
به گفته محمد اقبال آب آشاميدني و آب براي شستشو وجود ندارد، ديروز ساکنان توانستند يک تانکر آب از مسافت 12 کيلومتري تهيه نمايند و آن را به کمپ اننقال دهند، و عجيب اين‌که حتي سوخت اين نقل و انتقالات نيز تأمين نمي‌شود. علاوه بر اين مجاري فاضلاب کمپ به‌دليل نشتي سر ريز شده، و اين اتفاق به‌شدت موجب آلودگي محيط کمپ خواهد گرديد.
آن‌چه که اوضاع را پيچيده‌تر مي‌نمايد اين است که طرف عراقي به ساکنان اجازه خارج نمودن زباله‌‌ها و آشغالهايي که جمع‌آوري نموده و در خودروي ويژه حمل زباله نهاده‌اند را نمي‌دهد.
حاصل جمع اين اعمال و اقدامات مشمئز کننده و نفرت انگيز، ساکنان را به فرستادن طوماري براي دبيرکل سازمان ملل بان کي‌مون که يک ماه قبل سال 2012 را ”سال پيشگيري ”در رابطه با اصل آر. تو. پي (مسئوليت حفاظت) اعلام کرده بود وادار نمود. اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران حاضر در کمپ ليبرتي از دبيرکل سازمان ملل بازگرداندن فوري خود به کمپ اشرف را خواستار شدند.
تعدادي از شخصيتهاي جهاني ابتکار مريم رجوي بجابه‌جايي 400تن از اشرفيان به‌عنوان دسته اول و به‌عنوان ابراز حسن‌نيت را مورد تأييد قرار دادند. در روز 11فوريه 2012 قاضي مايکل موکيزي وزير دادگستري سابق آمريکا در سخنرانيش در سميناري در نيويورک پيرامون ضرورت حفاظت از ساکنان کمپ اشرف گفت: ”من از اين‌که آن‌چه در زير تابلوي کمپ ليبرتي (آزادي) به‌عنوان يک کمپ با مشخصه معيارهاي انساني و مقياسهاي حقوق‌بشري ارائه شد را حتي ”يک زندان ”توصيف کنم بيزارم ”. و افزود: ”زندان محلي است که زندگي در آن سخت مي‌شود اما حداقل مکاني است که در آن زندانيان و زندانبانان از قوانين مشخصي پيروي مي‌کنند.. بنابراين کمپ ليبرتي را مي‌توان با محل ديگري مقايسه کرد که با اسم ”آزادي ”کاملا متناقض است و آن اردوگاه کار اجباري است که جابه‌جايي افراد به آن‌جا به قصد راندن به سمت فروپاشي جسمي و روحي است”.
وضعيت مصيبت‌بار در کمپ ليبرتي، سازمان ملل را فوراً به تحرک وا مي‌دارد، براي اين‌که به تعهداتش به اشرفيان، براي زندگي آزاد شرافتمندانه وفا کند، وگرنه اشرفيان بايد در کمپشان بمانند تا زماني‌که جابه‌جايي آنان به مکانهاي ثالث در جهان صورت بگيرد