------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه

سی وسه سالگی شکست تاریخی برای مردم ایران



نویسنده: آن که درسایتش نوشته است: بسپاریم برسنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی عرضه گان این برهه از تاریخ، ما بوده ایم.

پی آمد انقلابی که از سوی توتالیتاران مذهبی ربوده شد وسه نسل مبارزرا به انهدام کشید.
«کاهش سن جرم
 کاهش سن فحشا به 11 سال
 کاهش سن اعتیاد به 10 سال
افزایش بیماران اعصاب و روان به میزان 34 درصد
 افزایش طلاق و  ناکامی یک‌سوم ازدواج‌ها
 افزایش بیکاری به میزان 40 درصد
افتضاح گرانی، بی ارزشی پول وترس


سی وسه سال از انقلاب مردم ایران می گذرد ، انقلابی که خواستار برپایی حکومتی اسلامی و نه دموکراسی بود. انقلابی که با توجه به اسناد و پژوهش های تاریخی، بزرگترین اشتباه تاریخ معاصر کشورمان لقب گرفت.
در آن برهه حساس که کشور در تمامی ساختارها به سرعت در حال پیشرفت و نوآوری بود و تنها حلقه مفقوده حکومت پهلوی توسعه سیاسی بود، نابخردانی روشنفکرنما دست در دست روحانیت گزارده و به جای اصلاح ساختار سیاسی کشور خواستار اسقاط نظام شدند و در این میان خمینی شخصی بود که توسط این به اصطلاح روشنفکران به عنوان نماینده مردم و  تحت نام سخنگو و رهبر انقلاب معرفی گردید.
روشنفکرانی که خود، به یار در میدان پاگذاشته شان، شاپور بختیار هم مجال ندادند و مست در سودای قدرت ، تکیه بر شخصی زدند که نه تنها به آنان پشت کرد بلکه دودمان آزادی خواهان و میهن پرستان را هم سوزاند.   به قول یک خبرنگار آلمانی، خمینی با روشنفکران به ایران آمد و از روی پله های هواپیما به  آغوش ملایان رفت. اکنون نیز، خاطیان عرصۀ روشنفکری- سیاسی با این شم قوی سیاسی! و با وجود این اشتباهات تاریخی در کارنامه سیاسی شان همچنان بر حقانیت خود و کینه تکراری و ملال آور خود با خاندان پهلوی پا می فشارند.
اکنون پس از سی و سه سال که از این اتحاد شوم میگذرد؛ می پردازم به حاصل کار ایشان برای مردم رنج دیده مان، پیش کشی که طی این سالها با بی خردی ایشان بر جان و مال مردم سرزمینم رفته ، احمدی نژاد یا موسوی ، رفسنجانی یا خامنه ای با هم در قدرت طلبی و استحکام قدرت فرقی نمی کنند . همه  موافق استحکام نظامند . حفظ این نظام سراسر فساد مافیایی را یکی در زیرنام عدالت خواهی و دیگری درزیرنام اصلاح طلبی پنهان می کنند.
به ایران امروز بنگریم:
اقتصاد ورشکسته حاصل نظریه“ اقتصاد مال خر است “ آقای خمینی است .
میانگین تورم  به 30 درصد رسيده و خانه كارگر معتقد است، قيمت كالا‌ي اساسي مصرفي و اصلي 35 درصد تورم یافته است.  
برآورد حد اقل مخارج در تهران معادل بیش از 2.5 برابر درآمد خانوارهای متوسط است .
با اعلا‌م خط فقر 850 هزار توماني از سوي شوراي‌عالي مزد ،  انسانهای زیر خط فقر بیش از 14 میلیون بر آورد می شوند . بعضی از متخصصین تعداد افراد زیر خط فقر را بر اساس کمبود میزان مصرف کالری در روز  30 میلیون برآورد می کنند .
به برکت نظریه حذف آقای خمینی  امروز ایران بیشترین فرار مغزها را در جهان دارد .
اعتیاد بیداد می کند .  آمار 5 میلیونی و مصرف بالای مواد مخدر تنها از لحاظ هزینه 19 درصد در آمد نفتی کشور یعنی 3.6 میلیارد دلار  را به خود اختصاص داده است . پدر و مادری  در ایران نمی یابی که نگران به اعتیاد افتادن فرزند خود نباشد .
اقتصاد مبتنی بر تولید مدتهاست  نفس آخرخود را  کشیده است  . ورشکستگی کارخانجات چای کشور ؛ نساجی کشور ، شکر ، و  … پیامدهای مدیریت ضد تولید و سیاست  واردات زدگی حکومتهای متعدد در این نظام خصوصا حکومت آقای احمدی نژاد است .
واردات  بیداد می کند . مدیریت فروش نفت و خرید از خارج همان مدیریت شاهنشاهی است و شاه در سال آخر سلطنتش  روزی 5 میلیون و 700 هزار  بشکه نفت صادر میکرد و در حکومت آقای خاتمی  زنگنه وزیر نفتش آرزوی صدور 7 میلیون بشکه را در روز در سر میپروراند.و به نفت  تنها به عنوان منبع در آمد نگاه  میکرد.و جز استخراج و فروش حراج نفت که سرمایه نسلهای آینده است، سیاستی دیگر که نشان از تمایل به استقلال و ادغام نفت در اقتصاد و چرخه تولید داخلی است نداشتند.
در واقع در عمل  و روش همان روش  دوران شاه را اتخاذ کرده اند و اکنون نیز حکومت احمدی نژاد ادامه میدهد.
اگر امروز ایران بصورت کامل محاصره اقتصادی شود ، 3 ماه از لحاظ تامین مواد غذایی دوام نخواهد آورد . ایران بزرگترین وارد کننده گندم جهان است . با واردات بیش از 7 میلیون تن در سال . یادمان نرود که مصدق  در اوج محاصره اقتصادی ، گندم صادر می کرد. واردات بی رویه مواد غذایی ، میوه و پنبه ، کشاورزی را بی آینده کرده است .
«کاهش سن جرم
 کاهش سن فحشا به 11 سال
 کاهش سن اعتیاد به 10 سال
افزایش بیماران اعصاب و روان به میزان 34 درصد
 افزایش طلاق و  ناکامی یک‌سوم ازدواج‌ها
 افزایش بیکاری به میزان 40 درصد
اینها بخشی از فاجعه اجتماعی ایران است که حاصل 33 سال سیاست خشونت طلب نظام ولایت فقیه و همچنین نابخردی عده ای روشنفکر در 33 سال پیش می با شد .به جرات می توان گفت انقلاب اسلامی بزرگترین شکست برای ایران در تاریخ معاصر است و کشور را نه به «عقب» که به «ناکجا آباد» برد.
اکنون که نظام از زنان می ترسد ، از جوانان و مدل موی آنها می ترسد ، از تعداد دانشجویان زن می ترسد ، از کارگران معترض به دریافت نکردن حقوق خود می ترسد ، از دانشجوی خواهان خوابگاه می ترسد ، از دانشجوی معترض به وضع موجود وحشت دارد ، از معلمین ، بازاریان ، محصلین و حتی از نیروهای خودیمی ترسد ،آیا زمان آن نرسیده که دست هایی که برای اتحاد بسوی مان دراز است را بدون دادن هزینه و فقط برای نجات میهن و سرزمین مان بفشاریم و همگام وهمدل برای رهایی و آزادی بجنگیم.
شما را بخدا تا دیر نشده دست از این کینه جویی بر دارید و به خواست مشترک یک ایرانی آزاده بیاندیشیم و در کنار هم قرار گیریم.بخاطر خندیدن کودکانمان در آزادی ، نبود تعرض به زنان و دخترانمان و بخاطر سربلندی ایرانی در منطقه و جهان ، ارزش آن را دارد که دست از این عداوت ها برداریم و در مقابل استبداد نه بگوییم و برای تغییر برخیزیم