-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

دلایل عقب گشت دوبارۀ امریکا به سوی طالبان

پروژه طالبان نا تمام مانده است. امریکا سیاست پیشروی درمأموریت آسیایی ازطریق افغانستان را کنار نمی گذارد. دشواری های موجود جدی تلقی می شوند. نخست، استفاده ازفرصت ها برای برنده شدن درکشمکش منطقه یی مهم وزمان طلب است. درین معرکه، طالبان باید به عنوان خطرزنده ودایم، ازچهارچوب قدرت رسانه یی نیز بتوانند تصویرخود را به مخاطبان برسانند.

منابع درواشنگتن، بی تردید ازدرد سرهایی که ممکن بود ازناحیۀ ناشکیبایی وامتیازطلبی های اسلام آباد بروزکند، آگاه بوده و دربرابرآن آمادگی دارند. اهمیت استراتیژیک پاکستان برای پیروزی مأموریت آسیایی امریکا تا آن جا می تواند اهمیت داشته باشد که هرگاه پاکستان بخواهد با اتخاذ روش تقابل وحتی جدایی از امریکا، قدرت خود را به رخ بکشد، بازهم امریکا به هربهای ممکن اجازۀ چنین کاری را به آن کشور نخواهد داد.
اکنون دربسترمنطقه، کشورتازه یی درحال شکل گرفتن است که ازهمین حالا «بلوچستان بزرگ» نام گرفته است. این اجنداء اذهان سردمداران اسلام آباد را به لانۀ اجنات سرکش مبدل کرده است. جنگ استراتیژیک ودردناک، این بار با متحد قدیمی باید دنبال شود. ذخایرعظیم بلوچستان سکوی حیاتی برای مهارزدن خیز اقتصادی چین به منطقه است. این پروژه به معنای تجزیۀ پاکستان است وکابوس آن ازهمین حالا رهبران اسلام آباد را دیوانه کرده است.
بنابرین امریکا وپاکستان ازموقعیت تعامل به تقابل خطرناک پیش می روند. ناکامی امریکا درمدیریت پروژۀ استراتیژیک درمحور افغانستان وبلوچستان، برای استراتیژی سازان کاخ سفید غیرقابل تصور است.
برای پیروزشدن درمنازعه، دردست داشتن مؤثرترین حربۀ فدائیان هوشمندو پرانگیزه ( طالبان) هم برای پاکستان وهم برای امریکا حیاتی پنداشته می شود. طالب، دافع هرگونه مانع وسبوتاژ درجنگ استراتیژیک به حساب می رود. به همین سبب، بازارمراجعه به طالبان به عنوان متحد درهم کوبنده، برای همه بازیگران خاموش ضروری است.
پاکستان با اطمینان ازین واقعیت که درکارزار تولیدات طالب، هنوزهم یک کشور«مادر» به حساب می رود، ازموضع قدرت وطرف باصلاحیت درمعامله های کلان با امریکا پیش می آید.
امریکا به یاری عربستان سعی دارد با دادن امتیازات کلان به پاکستان، ابزارطالبان را از چنگ آن کشور بیرون کند. پاکستان احساس می کند که درین صورت دایرۀ محاصره به دورآن کشور کامل ترخواهد شد. بحث تجزیۀ بلوچستان برخرمن بی اعتمادی آن کشورنسبت به نیات غرب وامریکا آتش زده است. ازهمین جاست که موضوع اتحاد با گروه های «مجاهدین» درافغانستان در صدرسیاست کنونی جنرالان پاکستان قرارگرفته است. این بار ظاهراً معادله را تغییر می دهند.
 درجنب اتحاد منطقه یی شامل تیم حاکم درکابل، ایران واسلام آباد واحیاناً روسیه، ایجاد پایه های متحد متشکل از مجاهدین افغان، طالبان پاکستان وطالبان افغانستان با پشتوانۀ کشورهای منطقه به منظور مقابله با سیطره جویانه وتباه کنندۀ امریکا وشرکاء نیز درنظرگرفته می شود.
بدین ترتیب، جنگ ذات البینی منطقه یی اول باید به نتیجه برسد وسپس این پرسش مطرح شود که ازچه راه هایی می توان صلح وثبات را به افغانستان برگرداند.
گروه های مجاهدین به شدت سرخورده شده اند ودنبال متحدی می گردند تا برای زمین نخوردن، دست شان را بگیرد. این دست، همان دست آشناست که باردیگربه سوی شان درازشده است. راهی جزفشردن دست پاکستان برای گروه های مجاهدین وجود ندارد. امریکا گروه های مجاهدین را همکارمطمئن تلقی نمی کند. ایران با همان رفتاراستفادۀ ابزاری به سوی شان می آید واز جانب دیگر، ظرف انگیزۀ مجاهدین برای جنگیدن مانند گذشته، نمی جوشد ودربرابر گردوخاکی که طالبان درمیدان های جنگ برپا داشته اند، آزمایش پس نداده اند. امریکا دوست ومتحد مجاهدین نیست وعلایم تازه نشان می دهند که این بار پروژۀ طالبان را که یک هدف آن، ازصحنه خارج کردن طیف رهبری مجاهدین ازعرصۀ سیاسی است، مطابق به نیازهای جدید به کارمی اندازند. چیزی که این بارکم دارند، همکاری اجرایی پاکستان است که ممکن است با پرداخت تاوان گزاف دوباره به دست آید.
فکرمی شود که اگرعربستان وواشنگتن روی پروژۀ احیای مجدد طالبان با شدتی لازم کارنکنند، درمیدان رقابت منطقه یی به هدف شکارطالبان به حیث ابزار تعیین کننده درکشمکش ممکن است چیزهای زیادی را از دست بدهند که جبران آن دشوار باشد. ایران تحت فشارهای همه جانبه، توان مشارکت تضمین شده درامراتحاد با پاکستان وگروه های مجاهدین را ندارد. هرآن ممکن است درآن جا اتفاقی روی بدهد که همه چیز را وارونه کند.
پاکستان، گروه های افراطی وهزاران مدارس تولید کنندۀ تبه کاران انتحاری دربرابرامریکا ایستاده اند تا پاکستان را حفظ کنند ویا حقوق آن را بستانند. رویکرد مجدد به سوی گروه های مجاهدین درافغانستان برای پاکستان اهمیت کلیدی دارد. جنرالان پیر وبازنشستۀ ارتش پاکستان محاسبه کرده اند که ازین پس یک سرجنگ خاموش کنونی، درپاکستان وسردیگرآن، درمسیرهندوکش خواهد بود. مجاهدین راهی ندارد جزاین که با پاکستان ملحق شوند ویا این که هستی سیاسی ونظامی خود را به طورکامل ودایم دراختیار طالبان وامریکا قرار دهند ومحو شوند.
پنتاگون درصدد کاهش مخارج جنگ برونمرزی درافغانستان است. این هدف با بهره گیری ماهرانه ازظرفیت محاربه یی بومی حاصل شده می تواند. معامله با طالبان، یک گام مهم نزدیک شدن به سوی هدف است. ازهمین رو، تشدید روحیۀ ضد امریکایی وکفار «قرآن سوز» درحلقات طالب ومجاهد بیش ازهرزمان دیگر شعله ورمی شود. اسلحه درهرجا وجود دارد. تسلیح روانی باید تا مرز انفجار ادامه یابد. امریکا متوجه این جریان شده است. اما به هربهای ممکن قصد دارد ازتلفات امریکاییان بکاهد؛ مخارج کمرشکن را کسری بخشد وهمچنان حضورقایم درافغانستان را تأمین کند.
با این اوصاف، مذاکرات با طالبان درقطربسیارحیاتی وجدی است. طالبان وزن واهمیت قضیه را درک می کنند وبه چیزی کمتراز گرفتن قدرت کامل راضی نیستند. تاکید به قدرت کامل، به معنی اعلام جنگی است که هیچ کسی ازعاقبت آن مطلع نیست.
امریکا وغرب درده سال اخیر درایجاد یک ساختارسیاسی متحد جامعۀ جهانی درکابل ناکام ماند. افادۀ چنین شکست به اشکال گونه گون به چشم می خورد. اشاعۀ فساد وغارت، باندبازی، نفوذ سلایق هرکشوربه وسیلۀ وزیران گماشته شده، هرج ومرج دراجرای پروژه های توسعه، نفوذ بی سابقۀ اطلاعاتی ایران وپاکستان ومهم ترازهمه، تقابل وجبهه آرایی تیم کابل برضد جامعۀ بین المللی به منظورحراست ازجایگاه دولتی ومالی ازمظاهر کلی وارونه شدن محاسبه های قبلی واشنگتن درافغانستان است.
اکنون برای غلبه بروضع موجود، یک دوره عقب نشینی گام به گام واحتیاط آمیز لازم است. امریکا درافغانستان تقریباً تمامی متحدان خود را دراسلام آباد وکابل ازدست داده است و ازسوی اشباح خطرات منطقه یی درمحاصره افتاده است. شکستن این محاصره، تلخ، اما غیرقابل تضمین می نماید. حصول وفاداری واتحاد طالبان، بخشی از رسیدن به امیدواری های جدید است نه کل آن. طالبان درصورت رسیدن به توافق یک جانبه با امریکا، ازعقبۀ پاکستان نگران اند. شاید درجنگی درگیرساخته شوند که جنگ میان طالبان افغان وطالبان پاکستانی باشد.
درهرحال، این مسایل به طورکل، درقید احتمالات قابل مطالعه اند. اما امرمسلم این است که منطقه وافغانستان به تغییر زودرس وعینی نیازمند است.