-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

عنقریب قیام مردم افغانستان به رهبری آیت الله امام خامنه یی به پیروزی خواهد رسید




روزنامۀ آرمان ملی- صابرفهیم

ما اگر به رسانه های کشور های منطقه به ویژه به دو کشور همسایه نگاه کنیم به وضوح می توانیم دید که رسانه های این دو کشور همسایه به صورت سیستماتیک و هماهنگ شده با منافع ملی شان حرکت می کنند. به طور مثـال می شود از تلویزیون جیوی پاکستان نام برد، این تلویزیون همه روزه در مورد دوکشور همسایه اش ( افغانستان و هندوستان) که با هم تضاد منافع دارند، میز گرد ها و برنامه های سیاسی را برگزار می کند و تمام برنامه های این تلویزیون در محور منافع ملی این کشور (پاکستان) می چرخد.
تلویزیون جیوی پاکستانی روزانه چندین بار در مورد فعـالیت های طالبان در افغانستان گزارش و برنامه های تلویزیونی را نشر می کند، مهمان های مختلف که بیشتر شان جنـرالان بازنشستۀ اردوی پاکستان، و اعضای پیشین ادارۀ استخبارات پاکستان (ISI) و ملاهای تندرو پاکستانی هستند، آنان را دعوت نموده و نظریات شان را در مورد طالبان و خشونت های افغانستان به نشر میرساند.
تلویزیون جیو و دیگر رسانه های منطقه، گروه تروریست کوچک طالبان را چنان هیولای بزرگ جلوه می دهند که گویا تمام مردم افغانستان و قسمت اعظم پاکستان و مناطق قبایلی از آن ها حمایت می کنند، هر چند در این روند ( بزرگ جلوه دادن طالبان) تنها رسانه های منطقه نه بلکه سازمان های استخباراتی این کشور ها با تبانی با هم تلاش می کنند، اما موضوع بحث ما تنها نقش رسانه هاست.
درست همین گونه رسانه های هدفمند افغانستان نیز می توانند برای منافع ملی شان فرصت های بی شمار را که در این دو کشور همسایه وجود دارد و میتوان به حیث ابزار از آن استفاده کرد، از دست ندهند. یکی از این فرصت ها که بسیار مهم و در عین حـال برای پاکستان و ایران درد آور است، موضوع جدایی طلبی بلوچستان از پاکستان است، رسانه های افغانستان می توانند به صورت عـالی از این وضعیت برای منافع ملی شان سود ببرند، یعنی رسانه های ما می توانند با یک تیر دو فاخته شکار کنند، زیرا اکثریت بلوچ ها در قلمرو هردوکشور ایران و پاکستان قرار دارند که بدون شک جدایی بلوچ های پاکستان تنها در قلمرو پاکستان خلاصه نمی شود، یقیناً که دامن ایران را نیز مي گيرد. همه روزه باید حد اقل یک برنامه در هر رسانۀ افغانستان در مورد جدایی بلوچ ها منتشر شود. این به معنای آن نیست که ما بخواهیم کشور های همسایه را با مشکل مواجه سازیم، بل هدف ما این خواهد بود تا افغانستان از این موضوع امتیاز گرفته و حکومت های این کشور ها را مجبور به عقب نشینی در برخورد خصمانۀ شان در قبـال افغانستان سازیم. زیرا در روابط بین الملل همه سیاست ها به اساس منافع ملی کشور ها تدوین می گردد.
این تنها تلویزیون جیو نیست که در سمت و سو دادن مردم و جامعه بر ضد منافع افغانستان و مردم این سرزمین تلاش می کند. رسانه های ایرانی هم در سوق دادن افکار عامه بر ضد منافع افغانستان دست بـالايی دارند. در تمام اخبار و گزارشات که مربوط به افغانستان می شود کوشش می کند افغانستان را یک کشور اشغال شده معرفی نموده و احساسات افغان ها و ایرانی ها را نسبت به حضور نیروهای بین المللی بر می انگیزد.
من منحیث یک خبرنگار هیچگاه نمی خواهم و نخواسته ام که رسانه های این دو کشور همسایه را مورد انتقاد قرار دهم و از آن ها شکایت کنم، من می دانم که بیطرفی یکی از اصول اساسی خبرنگاری است، اما این بیطرفی هیچ گاهی نمی تواند در تقابل با منافع و ارزش های ملی قرار گیرد، رسانه های ایرانی و پاکستاني حق دارند بخاطر منافع ملی و بقای کشور های شان هر گونه نشرات کنند و این گونه نشرات از پخته گی آن ها حکایت می کند، زیرا رسانه های این دو کشور هدفمند هستند و به اساس یک خط فکری و هدف ملی در حرکت اند که این اهداف و خطوط را منافع ملی شان برای آن ها ترسیم کرده است.
اما متأسفانه در کشورم افغانستان این گونه نیست، گلایه و شکایت من از رسانه های به ظاهر افغانی است که از سوی کشور های همسایه تمویل شده و بر ضد افغانستاني ها نشرات می کنند. شماری از رسانه هايی که به ظاهر افغانی اند و توسط ایران و پاکستان تمویل مي گردند، کم نیستند. این گونه رسانه ها مستقیماً یا برای منافع ایران فعـالیت می کنند و یا برای منافع پاکستان، این چنین رسانه های به ظاهر افغانی همواره و بی شرمانه به اختلافات مذهبی و قومی در افغانستان دامن می زنند و از جزئی ترین موضوع سوء استفاده کرده آن را آنقدر بزرگ جلوه می دهند که گویا تمام بدبختی های افغانستان در آن متبلور شده است.
برخی از رسانه های افغانستان از تظاهرات صلح آمیز مردم و احساسات پاک مردم افغانستان به بدترین وجه آن سوء استفاده کرده و آن را با نشرات غیر مسؤولانۀ شان یا واضح تر بگویم نشرات غرض آلود شان، تظاهرات را به خشونت کشانیده و با عث شهادت شماری از مسؤولان امنیتی و شهریان افغان شدند.
شماری روزنامه ها و نشریات که از سوی ایران تمویل می شوند کم نیستند. اخیراً یکی از این روزنامه ها بسیار زیاد تلاش کرده تا مردم افغانستان را به آشوب و اغتشاش دعوت کند، این روزنامه و شمار دیگری از رسانه های تصویری و صوتی که از طرف ایران تمویل می شوند از تظاهرات و احساسات پاک مردم افغانستان سوء استفاده کرده اند، تا از یک سو بتوانند پول بیشتر از تمویل گران شان به دست آورند و از سوی دیگر بتوانند به امیال شوم و شیطانی شان فایق گردند. همین رسانه ها بودند که به نحوی از انحا تلاش کردند آشوب ها و کشتار و به آتش کشانیدن دکان ها، موتر ها و جایداد های مردم افغانستان را توجیه کنند.
این رسانه های مغرض، مردم را به قیام علیه دولت افغانستان دعوت کرده و در جای هم تمام شرم، غیرت و حیثیت را کنار گذاشته به مردم افغانستان اطمینان داده اند که "عنقریب قیام مردم افغانستان به رهبری آیت الله امام خامنه یی به پیروزی خواهد رسید."
همچنان منصفانه نخواهد بود که اگر گروهي از تروریستان بخاطر کشتن ما و به آتش کشیدن شهر و خانۀ ما آستین بـالا زده باشد و نیروهای که از ما حراست و دفاع می کنند، جان مي دهند در یک ردیف قرار دهیم. یعنی اگر از جان باختگان هر دو طرف به عنوان کشته یاد کنیم، بدون شک انصاف نکرده ایم، زیرا آن یکی برای کشتن ما آمده بود که جان داد و این یکی که می خواست از ما دفاع کند قربان شد از هم فرق دارد، از لحاظ دینی و اسلامی هم باید کسانی را که در راه دفاع مردم و کشورش جان می دهند شهید نامید.
شما این موضوع را می توانید در رسانه های منطقه ( ایران، پاکستان و هندوستان) به وضاحت ملاحظه فرمائید. اگر سربازان ارتش و یاپولیس پاکستان در رویارویی با طالبان و یا هر گروه دیگری تندرو در پاکستان کشته می شوند، آنان را رسانه های پاکستانی شهید می خوانند. به هیمن ترتیب شما متوجه خواهد شد که در رسانه های هندوستان و ایران و دیگر کشور ها از همین شیوه در راستای منافع ملی شان عمل می کنند.
خبرنگاران و روزنامه نگارانی که در نشر و پخش مطالب شان آزادی ندارند و شامل کار در یکی از رسانه های که اهداف کشور های خارجی به ویژه همسایه ها را تعقیب می کنند، مشغول اند باید بدانند که روزی خواهد رسید که ایشان مواخذه خواهند شد، بناءً ایجاب می کند که روزنامه نگاران و رسانه های هدف مند با هم یک سو شده و در مقابل رسانه های که در تضاد با منافع ملی و ارزش های اسلامی ما قرار می گیرند ايستاده شده و از رسالت آزادی بیان و خبرنگاران دفاع نماییم، زیرا تداوم این حـالت باعث بدنامی رسانه ها درافغانستان شده و مردم ما اعتماد به رسانه ها را از دست خواهند داد.
علاوه بر این که رسالت یک رسانۀ هدفمند اطلاع رسانی و انعکاس حقایق است از جانبي هم ایجاد فضای امنیت روانی برای شهروندان، دفاع از آزادی و ارزش های ملی از مکلفیت های اساسی آن می باشد. بناً حکومت به عنوان مجری قانون هر چه زوتر جلو آن عده از رسانه ها را که فتنه می انگیزند، به آتش اجانب هيزم میریزند و خشونت، ترور و وحشت را توجيه می کنند بگیرد، در غیر آن حکومت افغانستان پاسخگوی آسیب های بزرگ که ناشی از نشرات این گونه رسانه ها بوجود می آید خواهد بود و این مصداق بزرگی از خیانت به ارزش های ملی، اسلامی، تمامیت ارضي و ملی افغانستان است.