-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه

پیام سیاه از کاخ سفید


مسعود احمدزاده ازچریک های فدایی خلق درسال های چهل درایران نوشته بود: "ما نه همچون ماهی در دریای حمایت مردم، بلکه همچون ماهی های کوچک و پراکنده در محاصرهَ تمساح ها و مرغان ماهی خوار به سر می بریم» و برای بقای سیاسی خود نه فقط به مخفی بودن که "به تعرض نیازمندیم تا باقی بمانیم."
سخنان بالا تا میزان زیادی تصویرگرموقعیت تیم حاکم درکابل است.
شرایط بن بست حکم می کند که پیام ازکاخ سفید، شفاف وسفید است؛ اما تیم حاکم آن را سیاه می بیند.
به نظرمی رسد که امریکا به عواقب خطرناک افزایش بی اعتمادی بین نظامیان خارجی و منسوبان اردو وپلیس حساس شده است. آن ها پیش بینی کرده اند که هرچه تقابل و بن بست درروابط کابل وواشنگتن ادامه پیدا کند، استخبارات منطقه ازخلاء به وجود آمده، بهره برداری می کنند وشکاف ازین هم عمیق تر خواهد شد. مسأله ازین بابت جدی است که تکرار حوادث ترور افسران ونظامیان خارجی، وضع را تا آن جا بدتر خواهد کرد که هیچ کسی قادر به جبران یا کنترول حوادث بعدی نخواهد بود.
واشنگتن وکابل به خط قرمز نزدیک شده اند.
تیم حاکم درکابل با کاهش کمک ها وگسیختگی از درون درگیراست وبرای حراست ازقدرت، توزیع اسلحه به مردم، معامله با ایران وپاکستان و ناسازگاری با جامعۀ بین المللی را دردستورکار خود قرارداده است. سرمایه داران خصوصی واقشارمرفه بساط کاروفعالیت خود را کم کم برمی چینند وازهرسو فریاد های «فاجعه می آید» به گوش می رسد. اکنون مسلم شده است که تیم حاکم شامل رهبران تنظیم ها و سیاسیون نظامیگر دردرون دولت، برای مقابله با جامعه جهانی وخطرات روزافزون طالبان، عزم خود را جزم کرده اند. معامله با امریکا برسرتمدید قدرت تیم حاکم پس از 2014 ناکام شده است. چیزی که باقی مانده فرصت کوتاهی است که صرف تدارکات برای آخرین جنگ برای حفاظت از «حق» تیم حاکم برای باقی ماندن درقدرت است. می خواهند بازهم شکست ها، ناکامی ها، ستم دردناک قوماندان ها بالای مردم، حق کشی وتقسیم تمام دولت وحکومت برای 500 نفر را درلفاف «مداخلۀ خارجی ها» مخفی کنند. گرضرورت افتد، برجبین جنگ سیاه آینده، لوحۀ «کفرواسلام» بیاویزند وزمان گروگانگیری سرنوشت مردم را طولانی ترکنند.
با این حربه ها دیگرنمی توان به مقصد رسید. تیم حاکم روی شانه های امریکا آورده شد وبرشانه های مردم گذاشته شد. حالا کاربه جایی کشیده که مردم زیرفشار این دسته، زمینگیرشده و امریکاییان نیز ازهمراهی با این گروه، نه این چیزی به دست نمی آورند؛ بل، به سوی تباهی درحرکت اند. بدیل حاکمیت کنونی مدت ها پیش درسطح داخلی تشکیل شده وطالبان به عنوان مانع عمده برسرراه اند. تغییرعمده درقضیه این است که درمعامله های جدید، طالبان درجایگاه معامله گراصلی نشسته اند وتعبیراولیۀ این کابوس، حذف تیم حاکم به عنوانی نهادی است که هم ظرفیت خود را از دست داده وهم تاریخ مصرف آن سپری گشته است.
چون ماشین تولید خطردرسطح داخلی نسبت به گذشته سریع تربه کارافتاده است؛ امریکاییان زود تر دست به کار شده اند. اندرس فوگ راسموسن وخلیلزاد به طورهمزمان وارد صحنه شده اند وبررئیس جمهورفشارآورده اند که قدم اصلی ونهایی را درامضای پیمان استراتیژیک به جلو بردارد. البته این به معنای تضمین بقای تیم حاکم درقدرت نیست وهمچنان از پذیرش «شرط» های سه گانۀ آقای کرزی ( قطع عملیات شبانه، تحویلدهی زندان ها واحترام به حاکمیت ملی افغانستان) خبری نیست. ازنظرتیم حاکم، «احترام به حاکمیت ملی» یعنی این که طرف اصلی ومستحق دایم العمردرقدرت « ماهستیم» وهیچ تغییری نباید الزاماً تعویض قدرت ازتیم حاکم به نهاد جدید باشد.
استدلال غیررسانه یی جامعۀ جهانی این است: درست است که تیم حاکم را ما به قدرت رسانیدیم؛ اما این تیم دیگربه ضرورت های افغانستان ونیازهای ما جواب نمی دهد. درداخل، بحران وخشم مردم ازفساد وبی عدالتی وتجاوز افزایش یافته ودرسطح جهانی، کارآیی واعتبارتیم زیرسوال رفته است. تیم حاکم به یک موجود التقاطی اهداف پاکستان وایران (دشمنان افغانستان وامریکا) تغییرماهیت داده است. بنابرین خطراز دست دادن دست آورد های ده سال اخیرومنافع بین المللی بیش ازگذشته افزون شده است. پس این تیم به زوریا به رضا باید جا خالی کند.
درظاهرامر، دبیرکل ناتو وخلیلزاد هم موفق نشده اند که بن بست بشکند. آن ها اتمام حجت را ابلاغ کردند. بعد ازین چه خواهد شد؟