-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۲۱, یکشنبه

حامد کرزی به تنهایی محور دورۀ فروپاشی نیست

اشتباه تاریخی حامد کرزی این بود که بدون مشورت مردم وجامعۀ بین المللی به دور دوم ریاست جمهوری وارد شد؛  اما درواقع از سوی رهبران «تنظیم ها» گروگان گرفته شد.

برخی از سران مخالف طالبان ازجمله احمدضیاء مسعود بدون ارایۀ مدرک قابل اعتماد، از «احتمال» ائتلاف بین حکومت کابل، حزب اسلامی وتحریک طالبان پس ازسال 2014 سخن می گوید.
اگراین «احتمال» واقعی باشد؛ چرا باید این اقدام بسیارمهم به پایان سال 2014 حواله داده شود؟
سیمای فاجعه یی که هنوز ممکن است در شروع راه باشد، ازسوی سیاسیون بسیار زشت تصویرمی شود؛ مگراز گفتن دربارۀ  فاجعۀ درونی احزاب و موقعیت «افراد» طفره می روند.
موضوع مطرح شده، نوع دیگر بازی تبلیغاتی به منظور بسیج عمومی علیه طالبان به نفع «افراد» است. البته ازیک نظر قابل توجیه است. «اپوزیسیون» کنونی به اصطلاح از «بغل چپ» حکومت فساد سالار زاییده شده است وبی آن که به پس منظرنقش وموقعیت قبلی خود درتحکیم پایه های فساد وغارت اشاره یی بکنند، به خطر پیش رو نظردوخته است. خطرگسیختگی درونی گروه های دولتی و اپوزیسیون، ویرانگرتر از زور وهیبت طالبان است.
اپوزیسیون درزمینی بازی می کند که ساکنان زمین بازی، ازاثرمظالم زورگیران معاف از مؤاخذه وقانون، ونورچشمی های روستا نشین سیاسیون کابل نشین، به آتشگاه خشم وبیزاری مردم مبدل شده است. معماران سیاست های شکست خورده، عادت به دیدن واقعیت های به ظاهرنا مشهود بیزاری مردم ندارند.
به نظرمی رسد سرنخ ناپدید است. سیاسیون به تجربه دریافته اند که سیلاب دیگری درراه است. جز این که مردم را سد سیلاب کنند، راه دیگری سراغ ندارند. رسانه ها، اطلاعات مدیریت شده وغیرواقعی را به ذهنیت ها واریزمی کنند. مردم، از لابه لای اخبار گیج کننده و متناقض، بوی برده اند که چیزی ناگوار درپیش است. سیاسیون به جای آن که پذیرش مسئولیت کنند، چارۀ کار را درین می بینند که براعتبار هم تیمی های سابق خویش ( که دولت را دردست دارند) تازیانه می کوبند.
حامد کرزی به تنهایی محور دورۀ فروپاشی نیست. اعضای تیم حاکم به طور سرجمع بیست یا سی تن از دانه درشت های دولت وحکومت اند که پیش قراولان «اپوزیسیون» پسا دولتی، جزوهمان حلقۀ محرم شمرده می شوند.
 اشتباه حامد کرزی این بود که بدون مشوره با مردم وکسب حمایت جامعۀ بین المللی دردور دوم انتخابات ریاست جمهوری وارد شد وهنوزهم احساس نکرده است که درواقع گروگان گرفته شده است. شخص رئیس جمهورشاید برخود ببالد که رهبران جهادی ونظامیان را به خدمت گرفته است. اما مشخص است که همه به واسطۀ یک سرنوشت غیرقابل پیش بینی، اسیروغافلگیر شده اند.
 سیاسیون به امید آن که یاری ووفاداری مردم عام را جلب کنند، با چماق تهمت به رقبای خویش حمله ورمی شوند ومی گویند:
دولت افغانستان، طالبان و حزب اسلامی حکمتیار پس ازسال 2014 ائتلاف خواهند کرد.
اگر ایجاد چنین مثلث جدید سیاسی، که تا این حد درنظررقبا عاقلانه وبا اهمیت است؛ این قدر شعور دارند که نباید آن را به پس از 2014 موکول کنند!
گذشته ازین، منظوراز دولت افغانستان کی ها اند؟ تیم کرزی، جمیعت اسلامی، حزب وحدت اسلامی، اتحاد اسلامی، جنبش ملی وحزب وحدت جناح اکبری، جبهه نجات ملی، حزب اسلامی (جناح خالد فاروقی وارغندیوال) مساوی است به نهادی که دولت جمهوری اسلامی افغانستان نامیده می شود. هریک ازین «تنظیم ها» به قول آقای ستارخواصی « به حق خود رسیده اند.»
آقای ضیاء مسعود که نسبت به اتحاد طالب، دولت وحزب اسلامی چراغ سرخ روشن کرده؛ خود عضو جمیعت است؛ با این تفاوت که ایشان چهارسال ازجایگاه وبارگاه دولت لذت برد ودارایی اندوخت؛ سپس بنا به مصلحت جایش را به «برادر» دیگری ازجمیعت اسلامی دادند. تفسیرسخنان وی چنین است:
ازهمان تاریخی که فهیم قسیم به جای احمدضیأ مسعود معاون اول کرزی انتخاب شد، دولت حکومت ودولت، یک شبه «فاسد ورشوت خور» شده است. پیش ازآن پاک ترین دستگاه حکومت تاریخ افغانستان بود؛ چرا که آقای مسعود درآن زمان ساکت بود و دربسترلذت غلت می زد وهمه چیز درمسیرایده آل پیش می رفت!
  دولت وحکومت تنها درانحصار کرزی ومشاورانش نیست؛ قدرت اصلی اجرایی در دست کریم خلیلی ومارشال فهیم است. آیا فهیم وخلیلی دو نماینده از شورای نظاروجمیعت اسلامی وحزب وحدت با طالبان یکی می شوند؟
برفرض، خلیلی وفهیم راضی به ائتلاف با طالب وحزب اسلامی باشند؛ مگر هیچ تضمینی وجود ندارد که گروه طالب با فهیم وخلیلی اتحاد کند و دیگران حسرت بخورند که از خوان قدرت بی نصیب خواهند ماند.
اگر ( بنا به گفتۀ احمد ضیاء مسعود) طالبان یک گروه مذهبی وکاملا قوم گرا است، اتحاد فهیم وخلیلی با آن ها به معنی هموار کردن زمینه قتل عام مردم خود شان نیست؟
طالب ممکن است درکوتاه مدت، به اقطاب تنظیمی درخفا، این جا وآن جا، سری تکان بدهد؛ اما یک نکته کاملاً ثابت است که آنان هیچ گاه ماهیت ومأموریت خویش را فدای خرسندی دشمنان خویش نمی کنند و سران ردیف اول ودوم «تنظیم ها» را با یک چوب می رانند.
طالب بنا به خصلت ذاتی خود، نافی وسرخور تنظیم هاست، چطور با این ها ( دولت، به شمول خلیلی وفهیم وبسم الله محمدی) که هزاران طالب از دست شان کشته شده ائتلاف می کنند؟ یک سیاست پیشه باید طریق تهمت زدن ماهرانه را بیاموزد. چون سخن ازدهان برآید؛ دیگربرنیاید.
سرشت سیاسی وپیشینۀ تجربی طالبان این است که با کسی ائتلاف نمی کنند؛ ابتداء تنظیم های مخالف را منحل می کنند؛ بعد چغل می کنند وسپس بخش های زاید را حذف؛ و بخش به درد بخور را هضم می کنند. هیچ شاهد ومدرکی وجود ندارد ونداشته که طالبان با حزب اسلامی وجمیعت وحزب وحدت اسلامی ائتلاف کنند.
نکتۀ تعیین کننده که از سرخط ادعا های احمد ضیاء مسعود حذف شده، این است که درین جا، جامعۀ بین المللی حضور دارد. طالب وضد طالب تابع مدیریت بین المللی خواهد بود. دوران « به کس چی» برای همیشه ختم شده است.