-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

تأملی بر يک نظر تاريخي آيت الله محسني: ايران نه تنها مخالف گروه هاي سني است، بل مخالف گروه هاي شيعي نيز است!

ایران مشتی بر ایوان و امــا گرزی بر گـــردن مردم مظلوم افغانستان

برگرفته از روزنامه آرمان ملی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران فریاد های «ایران ایران مشتی شده بر ایوان» در رسانه های ایران بازتاب گسترده یی داشت. این ترانه چنان زبانزد خاص و عام در ایران بود که گویی از هر دروازه٬ کلکین و دیوار ها در شهر تهران تا آسمان طنین انداز بود.ما که در آنزمان دانش آموزی بودیم و هوای عصیان بر ضد رژیم دست نشاندهٔ تره کی را در سر می پروریدیم این ترانه برای ما هم خیلی جذاب و دلکش بود و گویی ورد زبان ما قرار گرفته بود ؛ البته به این امید که این مشت یگانه مشتی در تاریخ خواهد بود که بر فرق ستمگران گیتی سنگینی خواهد داشت.
کشور ما که مورد تهاجم بیرحمانهٔ شوروی سابق قرار گرفته بود و هر روز ده ها دانشجو٬ دانش آموز٬معلم٬ انجينير٬ داکتر و روشنفکر از طیف های مختلف جامعهٔ ما گروه گروه به زندان ها کشانده میشدند و ده هاي آنان زیر شکنجه های عمـال دژخیم شوروی در اداره های استخباراتی جان سپردند و صد های دیگر هم در پولیگون های مختلف زیر آوار های خاک گردیدند . ما که هر روز شاهد چنین جنایت رژیم کابل بودیم و هر روز بر نفرت ما بر نظام می افزود و این نفرت ها بود که به خشم انقلابیون افزود و بـالاخره سبب سقوط رژیم مزدور تحت حاکمیت نجیب را فراهم گردانید ؛ گرچه این خشم طوفان بر پا کرد و نبرد داد با بیداد را وارد مرحلهٔ جدیدی کرد و اما این داد و داد خواهی بـالاخره قربانی بیداد شد. بار دیگر داد به وسیلهٔ بيداد تاراج گردید.
این حرف که در آن زمان بر آن شک داشتم به مصداق واقعی پیدا کرد که تاریخ نبرد پایان ناپذیر داد است٬ بر ضد بیداد و در هر زمانی داد قربانی مي دهد بیداد قربانی هایش را بیرحمان به چپاول مي برد . با تأسف که در افغانستان‌ هم چنین شد و مردان پابرهنه ییکه در آنروز از وقار و عزت پرشکوهی نزد مردم ما برخوردار بودند و اما روند مبارزه و زمان سست عنصری٬ انفعالی و ناکارایی آنان را به نمایش گذاشت . در روند مبارزه ثابت شد که این ها آنقدر که تصور میشد٬ کمتر و کمتر از آن کوچک بودند وامروز چنان کوچک شده اند که با همه پنهان کاری ها در زیر عبا و قبای دروغین از پشت بام ریش های شان خود نمایی کرده نمی توانند.
ما که با دشواری های فراوانی در آنروز گار دست و پنجه نرم مي کرديم و هر روز منتظر به زندان کشیدن٬کشته شدن و مهاجرت را در سر می پروریدیم ؛ زیرا در آن روز این سه گزینه فرا راه‌ حتمی هر مرد و زن انقلابی و آزادی خواه‌ افغانستان‌ بود . هر شخصی که هوای مخالفت با نظام را داشت٬ پذیرش هرسه و یکی حتمی برایش امری ناگزیری بود.
ما که در دیگ آتشین نظام تحت حمایت شوروی هر روز بیشتر می سوختیم . به هر حرکت آزادی خواهانه ارج می نهادیم و آشکار است که انقلاب اسلامی ایران در این نوع ارجگزاری ها جایگاه خاصی داشت ؛ زیرا ما تصویر و دورنمای این انقلاب را در آثار مردان بزرگی چون داکتر علی شریعتی ٬ خامنه یی ٬ خمینی ٬ بهشتی٬ رجوی ٬ طباطبایی٬ مطهری٬ سید قطب٬ محمد قطب٬ آیت الله صدر و ... به تماشا می گرفتیم و از همین رو بر آن فخر و مباهات کرده و از آن استقبـال مي کرديم. به پیشواز پیروزی ها و شگوفایی های بیشتر آن شعار هایی چون «ایران ایران مشتی شده بر ایوان» ٬ «ما همه سرباز توایم خمینی» ٬ و... گویی ناخودآگاه زمزمه کرده و بر آنها حتا فخر مي کرديم. از همین رو بود که هزاران جوان افغان به کشور ایران مهاجر شدند ؛ زیرا ایران را به قول زعمای ایران ام القرای مستضعفین جهان تلقی مي کردند؛ اما دیری نگذشت که این ماه عسل پایان یافت و ارزش های اسلامی و جهان وطنی دینی این انقلاب قربانی ارزش های ملی و منافع ملی زمامداران ایران گردید.
زمامداران ایران در اولین فرصت جهاد مردم افغانستان را دستخوش معامله های سیاسی خود قرار دادند و خواستند که بجای یاری و همکاری صادقانه با جهاد مردم افغانستان به عکس به رهبری آن دست یابند و چرخ متلاطم آن را طور دلخواه خود به دوران آورند. برای رسیدن به هدف خود به گزینش و ترد فلان رهبر هم بسنده نکرده و سرنوشت آنان را با رژیم مزدور در کابل در معرض معامله قرار دادند . این معامله گری ها تا سرحد تجزیهٔ افغانستان‌ و زدن نقبی در ولایت های مرکزی آن ادامه یافت تا بـالاخره این آرزو های ایرانی ها در افغانستان‌ ناشگفته ماند ؛ گرچه به بخشی از آرزو های خود نایل آمده اند.
حـالا گپ به جایی رسیده که آن مشت را که ما گرزی نا شکننده یی بر فرق مستکبران تاریخ تلقی مي کرديم و حتا با قرار دادن مشت های خود در کنار آن با احساس غرور متحدانه بر ستمگران حمله ور میشدیم؛ اما امروز آن مشت مقدس٬گرزی بر فرق ملت مظلوم افغانستان قرار گرفته است. آن مشت اکنون به مثابهٔ شمشیر داموکلس بر فرق مردم ما نه تنها سایه افگنده بلکه گاهی به مغز ما هم فرود آورده می شود. اکنون که خیلی دیر شده است٬ مردم افغانستان‌ دریافته اند که زمامداران ایران بیش از آنچه که می گویند ٬ بیشتر از آن به کشور ما چشم طمع دوخته اند.
ایرانی ها با توجه به آزمندی های فراوانی که به افغانستان‌ دارند و همیشه با نگاه های تاراجگرانه به افغانستان‌ می بینند تا با نگاه های اسلامی و همسایه مدارانه تا باشد که برای همیش افغانستان فقیر٬ تنگدست و احتیاح را در کنار خود داشته باشند. ایرانی ها با این آزمندی ها گام به گام در رقابت با پاکستان مداخلات خود را به افغانستان‌ ژرفتر گردانیده اند.
پاکستان با نگاه های عمق استراتیژیک به بخشی از خاک های افغانستان‌ چشم دوخته و بیشتر اهداف جیواستراتیژیک را در افغانستان‌ دنبـال مي کند که بر اهداف جیوایکونومیک و جیوپولیتک ‌آن کمتر چربی دارد؛ اما ایرانی ها بیشتر با اهداف جیوایکونومیک به افغانستان‌ نگاه کرده و اهداف سیاسی و استراتیژیک خود را در درونمایهٔ‌ اهداف اقتصادی خود جویا می گردند. این ها چنان آزمندانه به افغانستان‌ نگاه مي کنند و کشور ما را از عینک منافع خود می بینند که حتا کاسهٔ اخلاص شماری روشنفکران افغان را که نسبت به ایران نظر نیکی داشتند٬ نیز سرچپه گردانیده است. از همین رو قشر روشنفکر و چیز فهم شیعه و سنی افغانستان بدون در نظر داشت مذهب مخالفت های خود را بر ضد هر دو کشور به ويژه ایران رنگ ملی داده و با روحیهٔ‌ اسلامی آبیاری اش مي کنند.
ایران با شیوه های غیر اسلامی در پی دخالت بی شرمانه بر افغانستان برآمده؛ اما در این راستا گام به گام در رقابت با پاکستان در این مدت قدم برداشته است.پاکستانی ها بیشتر در افغانستان نفوذ استخباراتی نموده؛ اما ایران که از نفوذ استخباراتی و نظامی کمتری در افغانستان برخوردار بوده است،در نهایت کوشیده تا این خلا را به وسيله فعالیت های استخباراتی اطلاعاتی و فرهنگی پر نماید.
چنانکه ایران در سال های جهاد تلاش مي کرد تا در کنار کمک های مـالی و نظامی برای گروه هاى جهادی شیعی و غیر شیعی و شماری حلقات سیاسی رسانه هایی را کمک مـالی نماید. این درحـالی بود که پاکستان به صورت روز افزونی در میان گروه هاى جهادی پشاور نفوذ کرده و در حقیقت افسار آنان را بدست داشت،به هر طرف که می خواست، آنانرا می کشاند؛ اما در این معامله بیشترین ضربه را مجاهدین و قیام آوران مومن متحمل میشدند که نمی دانستند، شماری رهبر نما ها چه معاملۀ زشت استخباراتی را بر سر آنان انجام مي دهند. نظامیان پاکستان که سخت مصروف نفوذ هر چه بیشتر استخباراتی خود میان گروه هاى جهادی پشاور بودند و هر آن شکار گروه هاى جهادی مقیم ایران را نیز در سر می پروریدند. چنانکه زماني که آیت الله محسنی از ایران به پاکستان فرار نمود و دارایی های بانکی وی توسط مقامات ایرانی بسته شد.
استخبارات پاکستان او را به وسيله حزب اسلامی حکمتیار شکار نمود و تمام مصارف نظامی و سیاسی او را به شمول کرایۀ خانه٬ به وسيله حزب اسلامی تمویل مي نمود. به خاطر دارم که روزی آیت الله محسنی که تازه از ایران آمده بود، در هوتل "دنز" پشاور کنفرانس مطبوعاتی داشت و از ظلم و ستم ایرانی ها برضد خود سخن گفت و از مداخلات ایران در امور جهاد افغانستان به ويژه مداخلات این کشور در امور گروه هاى جهادی مقیم ایران سخن گفت که به گفتۀ او ایران نه تنها مخالف گروه هاى سنی است؛ بلکه مخالف گروه هاى شیعی نیز است.
از گفته های او پیدا بود که زمامداران ایرانی نه تنها بر اصل حاکمیت ولایت فقیه در ایران؛ بلکه هوای چنین حاکمیتی را در سایر کشور ها نیز بر سر می پرورند. او در حـالی از مداخلۀ ایران در امور جهاد افغانستان سخن مي گفت که هزینۀ این کنفرانس مطبوعاتی اش را به گونهٔ غیر مستقیم استخبارات پاکستان تهیه نموده بود. اما ایرانی ها به بازی های سیاسی خود در امور افغانستان ادامه داده و از وجود مهاجرین افغان مقیم در این کشور استفاده های ناروای ابزاری مي کردند و هر زماني که مهاجرین به مخالفت رژیم ایران بر می خاستند. ایران به صورت فوری دست به اخراج آنان از ایران میزد و اتهاماتی را بر آنان وارد مي نمود.
چنانکه در سال 1369 یا 1368 شخصی به نام ارغندیوال به اتهام فعالیت های ضد ایرانی از این کشور اخراج گردید. در حـالي که ارغندیوال از ظلم و ستم ایرانی ها بر ضد مهاجران افغان سخن مي گفت و مدعی دفاع از حقوق بشری آنان بود. به مجردی که ارغندیوال وارد پاکستان شد و سخن از ناروایی های دولت ایران برضد مهاجران افغان به عمل آورد . ایران هم بی تفاوتی اختیار نکرده و تبلیغاتی را بر ضد او آغاز نمود و بر او اتهاماتی از قبیل جاسوس و غیره را وارد نمود.
دراین حـال نظامیان پاکستان به صورت فوری به سراغ ارغندیوال رفتند و او را به محور فعالیت های استخباراتی خود کشاندند. ارغندیوال هم در تفاهم با نظامیان پاکستان دست به تشکیل تنظیم افسران مهاجر زد و خواست افسران نظامی افغان را در بدل پول اندکی زیر چتر فعالیت های ارغندیوال استخدام نماید . خوب به خاطر دارم که شخصی به نام میر عبدالمـالک آغا که همکار ما در دفتر بود. روزی ناوقت آمد و از وی پرسیدم ؟
کجا بودید . وی پاسخ داد: به دفتر ارغندیوال رفته بودم. وی گفت که او حزب افسران تأسیس کرده و می گویند که برای افسران ماهانه مقداری پول مي دهد. وی علاوه کردکه در برابر پرداخت پول یادشده در مورد ساختار اردو، قرارگاه های نظامی و مراکز استخباراتی رژیم نجیب از افسران اطلاعات بدست می آورد. بعد ها شایع گردید که ساز و برگ طالبان که تنی هم در رکاب آنان در آمده بود، از همین جا آغاز شده بود . از اینکه مرکز فعالیت های ارغندیوال کویته بود ، گفته می شد که فعالیتهای ارغندیوال با شاخه های حامیان شاه سابق هماهنگی پیدا کرده است . این گوشه یی از تراژیدی ترین بازی های ایران و پاکستان در امور گروه هاى جهادی و مهاجرین افغان است که به گونۀ مشت نمونۀ خروار ارایه شد.
ایران که فعالیت های اطلاعاتی و استخباراتی خویش را بر ضد مردم افغانسان از زمان جهاد بدین سو تسریع بخشیده سفارت و قونسلگری های این کشور در پاکستان به ويژه قونسلگری این کشور در پشاور مرکز فعالیت های استخباراتی و اطلاعاتی وفرهنگی ایران یه شمار میرفتند. قونسلگری های این کشور که فعالیت های خویش را به وسيله چهار شورا در بخش های فرهنگی ، اطلاعاتی ، تعلیمی و سیاسی راه اندازی مي نمودند.
هر بخش آن در ساحات مربوطۀ شان فعال بودند و از کمک های به اصطلاح سخاوتمندانۀ اسلامی خود مردم افغانستان را بهره مند می گردانیدند. در حـالي که هدف اصلی آنان استخدام افغان ها برای به سر رسیدن اهداف ایرانی ها در افغانستان بود وبس. بخش فرهنگی و اطلاعاتی آن برای هماهنگی کمک های ایران برای شماری رسانه ها در پاکستان به ويژه در پشاور نقش داشتند. مقامات قونسلگری ایران در پشاور در دهه هفتاد خورشیدی می توان از آقای نیری و آرین پور یاد آوری کرد هر دو یکی پی دیگر مسؤوليت بخش اطلاعاتی قونسلگری ایران را در پشاور داشتند .
این گونه مداخلات ایران در بخش های رسانه یی و فرهنگی که از قبل آغاز شده بود و تا هنوز هم به شدت ادامه دارد. مثلی که در گذشته ها چندین روزنامه و نشریه را در پشاور تمویل مي کردند . اکنون ده ها نشریه و رسانه را در افغانستان تمویل مي نمايد. این گونه کمک های استخباراتی اطلاعاتی – فرهنگی منحصر به گروه هاى تشيع نبوده و حـال ایران اندکی سیاست های شیعی گرایی خود را مورد بازنگری قرار داده و دریای سخاوت های خویش را به مجرا های دیگری نیز به جریان افگنده است که نه تنها گروه ها وحلقه های سنی اسلام گرا حتی گروه هاى ملی گرا تا سرحد گرایش های چپ نیز از آنها برخوردار هستند.
تنها این نمونه یی از این گونه معامله های زمامداران ایران است.در حـالي که مي دانيم ایران ده ها رسانۀ چاپی ، تصویری وبرقی را به گونه های مختلفی در افغانستان حمایت سیاسی و مـالی مي نمايد و امکانات تخنیکی و فنی برای آنان تهیه مي دارد. این گونه مداخلات ایران تنها در سطح رسانه ها باقی نمانده و در موج وسیعی شامل مقامات ارشد دولتی تا سقف رییس جمهوري افغانستان ادامه دارد.
چنانکه روزنامۀ نیویارک تایمز در شمارۀ 23 اکتوبر خود موضوع مهمی را افشا نمود که حاکی از پرداخت بستۀ ميليون ها یورویی برای حامد کرزی است. این روزنامه به ادامه نوشته است که مقامات ایرانی در هنگام بازگشت کرزی از ایران این بستۀ پولی را برایش اعطا نمودند . به ادامه از پرداخت 2 – 6 ميليون دالر در ماه برای داوود زی خبرداده است. در این گزارش علاوه شده است که هدف ایرانی ها از پرداخت این گونه پول ها انقسام افغانستان میان امریکا،پاکستان و ایران است تا بتواند جایگاه سیاسی و مذهبی خویش را در افغانستان در هر حـالتی تثبیت نماید.
به ادامه به نقش عمر" داوود زی" رییس دفتر کرزی که در گذشته سفیر افغانستان در ایران بود ، نیز اشاره نموده است که او در تقسیمات این پول به گونه های مختلف جهت گسترش نفوذ ایران در افغانستان حامد کرزی را یاری مي نمايد. این گزارش به نقش داوودزی برای گسترش علایق ایران در افغانستان و ایجاد فاصله میان کابل و واشنگتن نیز اشاره کرده که داوود هر صبح برای کرزی گزارش داده و گویا در هر گزارش ذهنیت او را نسبت به غربی ها تخریب مي نمايد. به ادامه نوشته است که کرزی از این پول ها برای جذب افراد مانند اعضای پارلمان،موسفیدن قومی وحتی خرید طالبان استفاده مي نمايد .
کرزی در برابر این نوشتۀ نیویارک تایمز (۱) واکنش نشان داده و چنین گفت "دولت ایران سالی یک یا دو بار گاهی 6 صد و گاهی 7 صد هزار یورو به صورت رسمی برای دولت افغانستان کمک مي کند که این کمک ها را از سوی دیگر کشور های همسایه نیز می پذیریم و از آنها قدر دانی مینماییم که این پول از طریق ریاست دفتر ریاست جمهوری به مصرف مي رسد که به امر خودم به مصرف مي رسد و در مورد مصرف آن شفافیت وجود دارد. وی افزود از اینکه داوودزی مخالف فعالیت شرکت های امنیتی در افغانستان است . از این رو روزنامۀ نیویارک تایمز بر ضد او تبلیغات را به راه افگنده است.رادیو آزادی ، اخبار شب ، 25 اکتوبر و اما سفارت ایران در کابل با لحنی شگفت آور سیاسی این گزارش نیویارک تایمز را اهانت آمیز و مسخره عنوان کرد.
با شنیدن این گزارش به صورت فوری یک یاد داشت خلیل رومان در ذهنم تداعی کرد که او مدتی در ریاست جمهوری ایفای وظیفه نموده و در آن از توزیع پاکت های پول برای شماری ها به مثابۀ "مولف القلوب" یاد آوری کرده بود . در کنار این صاحب امتیاز روزنامۀ "افغان جرگه" زبیر" داوودزی" برادر عمر داوود زی در ذهنم خطور نمود . هر گاه این رابطه در دایرۀ استقرای ذهنی به کاوش گرفته شود، سررسانه های دیگر صوتی و چاپی هم به نحوی از زیر لحاف کمک های سخاوتمندانه‌ ایران برای ارگ کابل بیرون میگردند ؛ زیرا که هر کدام این ها از ارگ تغذیه میشوند و به نحوی دریای سخاوتمندانۀ ایران از جوی بدون سر و پای ارگ به سوی آنان جاری شده است.