------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

میوۀ «مقاومت ملی» طالبان را امریکا می چیند یا تیم حاکم؟

تجارب جنگی دربیست سال اخیر نشان داده است که تصرف خالیگاه های استراتیژیک جنگی درجنوب وشرق، به وسیلۀ طالبان، خواهی نخواهی با سرعت برمناطق شمال غرب ونواحی مرکزی کشور دامنه می گیرد. 



خبرها حاکی اند که بحث راه اندازی «مقاومت ملی» علیه امریکا درمحافل ومجالس برخی افراد سرشناس درکابل وقندهار پیوسته مطرح می شود. این درحالی است که امریکاییان علاقه مند کم رنگ کردن حضورفعال جنگی خویش درافغانستان اند. امریکا از این چنین «بودن» درافغانستان خسته وبیزار شده است. بودن دربن بست، خرج وتلفات انسانی را بالا برده و اکنون ازنظر آنان بقای استراتیژیک درافغانستان بدون فراهم کردن تغییر دردناک و به شدت دراماتیک درعرصۀ قدرت، نا ممکن است. بنا برین همه حوادث متناقض، خونبار، مرموز وکش وقوس های تبلیغاتی درهفته های اخیر، با هم رابطه دارند.
تاریخ افغانستان نشان داده است که تغییر بزرگ درین کشور، همیشه با شعار«جهاد» و« مقاومت ملی» تعریف شده است. امروز نیز عبدالرحیم ایوبی عضو پارلمان افغانستان هشدار داد که دیگر صبر مردم افغانستان به سر آمده و سرانجام مردم به ویژه ساکنان جنوب این کشور مجبور خواهند شد که مقاومت ملی را در برابر نظامیان خارجی اعلام کنند.
او گفت با قیام مردمی در افغانستان دیگر هیچ قدرتی توان مقابله با مردم افغانستان را نخواهند داشت، همانطور که تاریخ شهامت مردم این کشور را در حافظه خود دارد.
بازهم تاریخ گواه است که هیچ  کسی ازنتایج آخری «مقاومت ملی» خبر ندارد جز آنانی که درسطح منطقه یی روی آن سرمایه گذاری می کنند تا میوۀ حاصلات خود را درسبد خود بگذارند.
سوال این جاست: امریکا چه خیال دارد؟
واقعیتی تکان دهنده یی که درین سوال وجود دارد؛ همان پاسخ امریکایی ها به سوال بالا است. یعنی این که آنان از مقاومت ملی حمایت می کنند!!
تجربه نشان داد؛ آنانی که راه را برای قدرت طالبان درعرصۀ داخلی گشوده بودند؛ درسال 1375 نخستین کسانی بودند که یا به پاکستان و یا به کشورهای غربی گریختند. دراردوگاه حکومت و«تنظیم ها» ی شامل درحاکمیت ده سال اخیر، ترس وتردد حکفرماست. هرچند با شدتی تمام نسبت به ظهور طالبان درقدرت سیاسی مظنون اند؛ کمتر اعتراف می کنند که مجموعۀ سران درحاکمیت ازنظرعملی، رفتاروکردار ومدیریت سیاسی، خود زمینۀ به قدرت رسیدن طالبان را آماده کرده اند. کمپ حکومتی ها، درانتظار یک توفان برخاسته ازنا کجا آباد معامله های پنهانی برخود می لرزد. کفایت مدیریتی ازبین رفته، مردم ازمظالم حکمای محلی به فغان رسیده و از محور محافظه کاران روی گردان شده اند وبذرطالبان درشمال درحال به ثمر نشستن است.
سران شامل دردولت و یا درجبهۀ اپوزیسیون دربارۀ این که کشتارنظامی امریکایی به دلیل اختلال ذهنی ضارب بوده، یا علت دیگری درمیان است، درورطۀ تردید غلت می زنند. هرکس ازخود سوال می کند که درعقب این زلزله های خونبار، چه اهدافی می تواند پنهان باشد؟
اپوزیسیون هنوز هم از روی اشتباه نتیجه می گیرد که یکی ازکلید های جادویی این تحرکات ودرامه سازی ها درجیب حامد کرزی است. فراموش می کنند که حامد کرزی وتیم محافظه کاران درهمان کشتیی سوار اند که طیف اپوزیسیون را نیز به نقطه یی نا معلوم حمل می کند.
استخبارات منطقه یی محاسبه می کند که به اصطلاح تنور مخاصمت با امریکا داغ است ومی توانند با بسیج توده های برافروخته، نان اهداف خود را بزنند. اما یک بحث کلیدی وبسیار حساس به آدرس حامیان «قیام ملی» مطرح است:
برفرض اگرازیک جهت جنگ وجهاد برضد امریکا آغاز شود؛ وازجانب دیگر، امریکا واقعاً خواستارجا خالی کردن ازمیدان های جنگ علیه دهشت افگنی درکشور باشد وموازی با کارزار مخالفت عمومی، نیروهای خود را کنار بکشد؛ خالیگاه بزرگی درمناطق جنگی دهن بازمی کند که غیراز لشکرهای ذخیرۀ طالبان؛ هیچ نیروی دیگری نمی تواند آن را پرکند.
تجارب جنگی دربیست سال اخیر نشان داده است که تصرف خالیگاه های استراتیژیک جنگی درجنوب وشرق، به وسیلۀ طالبان، خواهی نخواهی با سرعت برمناطق شمال غرب ونواحی مرکزی کشور دامنه می گیرد.
جنوب وشرق، مأمن وخانۀ طالبان به حساب می آید؛ اما هدف اصلی طالبان، وصل کردن جنوب وشرق به دیگرمناطق کشور است. اجندای اصلی طالبان این نیست که شمال وغرب ومرکز دراختیار«دشمنان» شان باقی بماند. برخلاف ده سال قبل، درشرایط حاضر، امریکا هیچ انگیزه یی برای دفاع ازشمال دربرابر مارش نامنظم و بسیار نا متعارف طالبان ندارد.
 تعریف دیدگاه استراتیژیک امریکا  درماهیت امر این است که نیروهای ضد طالبان درواقع نوع دیگری ازطالبانیزم مستقر درکابل ودرشمال است. خصوصاً درپنج سال اخیر، جامعۀ بین المللی، رهبران «مجاهدین» را مانع تغییرات سیاسی درافغانستان به حساب می آورند. سران سیاسی ونظامی «تنظیم ها» بودند که همزمان با عروج دموکرات ها درکنگرس امریکا، با سرعت به دور آقای کرزی حلقه زدندو ائتلاف انتخاباتی را به منظور پیشدستی درقبضه کردن دوبارۀ قدرت تشکیل دادند.
 برای تمدید قدرت محافظه کاران شخص رئیس جمهور بنا به مشورۀ تیم حاکم، بارها درتقابل با امریکا از طالبان به حیث «مقاومت ملی» یاد کرده است واکنون زمینه به شکل دیگری برای تنفس عمیق طالبان درسراسرافغانستان مساعد شده است. این بارشاید سیاست نانوشتۀ امریکاییان این باشد که واقعاً برای شکستن بن بست وخروج امریکا ازگرداب، طالبان یگانه نیرویی اند که می توانند مقاومت ملی را رهبری کنند ویک مرکزیت بسته وقوی ایجاد کنند.
چه کسی می داند؛ همان دهل مقاومت ملی را که تیم حاکم برای ترساندن امریکا می کوبید؛ حالا درشرایط حاضر، امریکا خوب ترازآنان این دهل را می نوازد!