------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

محقق: اگرامریکا «مرد» است، فرارنکند!


 مشخصۀ عملیات بین المللی، ازتعریف سنتی دوست دایم ودشمن دایم چیزی درخود ندارد. زمانی که منافع ایجاب می کند؛ دوست به دشمن ودشمن به دوست تبدیل می شود.

محمدمحقق رهبرحزب وحدت اسلامی مردم افغانستان درسالروز مرگ استاد مزاری گفت:
ما هیچ گاه خارجی ها را نخواستیم که به افغانستان بیایند و هیچگاهی هم نمی خواهیم که از افغانستان بیرون شوند.
وی افزود:
 امریکا خودش آمد؛ حالا می خواهد فرار کند. اگر امریکا «مرد» است به وعده هایش عمل می کند."
آقای محقق، نسبتاً واقع نگرترین رهبرجهادی است که منافع مردم خود را هیچگاه برای دستیابی به امتیازات دولتی قمارنزده است. اما ایشان نیزدرهمان کشتی لرزان زوال سیاسی حضوردارد که کل محموله اش، داروندار «تنظیم ها» ودست آوردهای سیاسی آنان است. وی می داند که چالش ها این بارخطرناک تراز گذشته ظاهرخواهند شد. نکتۀ مهم درسخنان آقای محقق انگشت گذاری روی «فرار» امریکا از افغانستان است. از لحن آقای محقق برداشت می شود که ایشان نیز مانند بسیاری از مردم باور کرده است که امریکا ازافغانستان «فرار» خواهد کرد.
آیا امریکا که نظام جهانی را کنترول می کند، بی هیچ هدف وپیش زمینه یی پا به حوزۀ منطقه گذاشته است؟ چه گونه می شود به آسانی نتیجه گرفت که چهل کشوردنیا با سازوبرگ نظامی وانباشته های پول، هم رکاب امریکا به منطقه به خاطر رسیدن به مرزهیچ وپوچ آمده اند که بعد، «فرار» کنند؟
 دردنیای پیشرفتۀ کنونی کلیه امور روی خط منافع بزرگ وحیاتی درحرکت است. حرکت جهانی از محورهای کوچک تا گستره های قاره یی، به طور معمول، برپایه تحقیق، مطالعه، ارزیابی علمی ونتیجه گیری شفاف ونهایی صورت می پذیرد. یعنی حرکت از مبداء تا رسیدن به مقصد، به طور کامل مدت ها قبل از شروع حرکت، مشخص شده ونتیجه گیری های شفاف ومتوقعه حاصل می شود وآنگاه تصمیم بزرگ برای عملیات استراتیژیک اتخاذ می شود.
مردی ونامردی درفرهنگ قدرت های امروزی، وابسته به منافع شان است. اصول جهانی این است که با چه نیروهایی همرایی کنند که منافع کلان، حفظ وتأمین شود. فهم امریکا وغرب از واژۀ «مردی» کاملا با برداشت سنتی شرق زمین به خصوص افغان ها از ریشه متفاوت است.
دراجندای پروژه جهانی پیاده شدن به افغانستان، عقب نشینی وفراراصلاً قید نشده است. به جای فرار، معامله، کش وقوس، مانور وبازی های بسیار پیچیده با نیروهای بومی ومنطقه یی درج شده است.
امریکاییان از معامله و رفاقت با گروه های جهادی، بخشی ازمنافع خود را تأمین کردند؛ واکنون دورۀ گذار به یک مرحلۀ مهم تراست که نقش گروه های جهادی درآن ازاهمیت گذشته برخوردار نیست. غرب به وعده هایش عمل کرد وتمامی گروه های مجاهدین ضدطالبان را براریکۀ قدرت آورد؛ تقویت کرد؛ وتمام طبقات دولت وحکومت را دراختیارآنان قرار داد. این که حکومت پس ازطالبان، کفایت لازم، مدیریت ملی؛ ظرفیت نظام سازی مسئولانه را نتوانست پایه ریزی کند و به طبقات ودسته های مافیایی، گروپ بازی، قومی، شخصی واتحادیه های غارت واقتصاد سیاه مبدل گردید؛ کدام جهت ماجرا را باید به شلاق ملامت کشید؟
حکومات «مؤقت» ، «انتقالی» و«انتخابی» که درآن تمام رهبران وقوماندانان تنظیم ها روی صحنه آمدند وده ها میلیارددالر خارجی جهت ایجاد نهاد های قانون گذاری به مصرف رسید؛ چه گونه از چهارسال به این سو، درتقابل ودشمنی بیشترازنرم افزاری با خارجی ها به خصوص با امریکا قرار گرفته و به هیچ برنامۀ اصلاحات گردن نمی نهد؟
همه رهبران نوبت به نوبت روی صحنه آمدندو دراثرکشمکش ذات البینی ازصحنه پریدند. پاسخ گویی به نیازهای مردم به فراموشی گذاشته شد وجای عدالت ونظام سازی ملی را، دیوهای بدمست فساد، باندبازی، غارت گری ومافیای اقتصاد سیاه اشغال کرد. اما امریکا واروپا هنوز هم دهان بوجی باز گذاشته واز یک سو تابوت سربازان خود را از افغانستان انتقال می دهند وازسوی دیگر، هزینه های بزرگ را درآتش بحران افغانستان می ریزند. آیا این همه کشتاربزرگ وخراجی تاریخی برای آن است که «فرار» کنند؟
امریکا فرار نمی کند؛ فقط دنبال شرکای مطمین درکابل، اسلام آباد وتهران است. تهران واسلام آباد با پروژۀ تغییرات جغرافیای اقتصادی منطقه که ازسوی امریکا وجهان دنبال می شود، ماهیتاً مخالف اند. بدبختانه امریکا وجهان معتقد شده اند که یگانه متحدشان (حکومت کابل) که حداعظم به کمک امریکا روی صحنه آورده شدند، شریک استراتیژیک وبا اعتماد نیست؛ آشکارا به سوی پاکستان وایران دور خورده است. این وضع برای پروژۀ بین المللی درمنطقه بسیارخوفناک است وآنان به طورمنظم کارمی کنند تا نگذارند روی گردانی تیم کابل به سوی پاکستان وتهران به خطری حیاتی برای مدیریت بین المللی مبدل شود.
بنا برین، بحث «فرار» کاملاً منتفی است. چاره جویی، پیشگیری ومانور های بدیل دردستورکارآنان قرار دارد. یکی ازمیدان های مساعد برای مانور، چانه زنی با طالبان ونشان دادن چراغ سبز به استراتیژست های پاکستان است که از دیری به این سو، اشتهای به دست آوردن کنترول افغانستان را درسر دارند.
«فرار» درعملیات بین المللی تعابیردیگری دارد. فرارظاهری به معنای بازگشت قطعی واستوارکردن پا برزمین هدف است. یک گام به عقب، دوگام به جلوگذاشتن است. مشخصۀ عملیات بین المللی، ازتعریف سنتی دوست دایم ودشمن دایم چیزی درخود ندارد. زمانی که منافع ایجاب می کند؛ دوست به دشمن ودشمن به دوست تبدیل می شود. به طورمثال؛ تیم حاکم برکابل که از درک ماهیت حرکت بین المللی عاجزاست، با اقتداء به شگرد های فرسودۀ محلی، حاضراست به هربهای ممکن، ازسیستم ظالمانۀ فساد سالار دولت وحکومت، به شرط حفظ منافع حدوداً پنجصد نفر، سرنوشت کشور را به قمار بدهد وبا امریکا یخن به یخن شود.
امریکا وجهان، گلاویزشدن به شیوۀ دودهقان گرسنه را صدها سال پیش تجربه کرده ورها کرده است. همه چیز را با لبخند ونرمش وکرنش جواب می دهد؛ اما هرگز، یک وجب از روند برنامه ریزی شدۀ خویش برای دلخوشی چند ملوک الطوایف عدول نمی کند. امریکا وجهان درپروریدن
گرگ بچه به جان گرگ کلان، مغز پخته دارد. هیچ گاه خود را با رهبران تنظیمی درتقابل قرارنمی دهد. ابزارهای کارساز ومهیب دیگری دم دست دارد که به حساب گمراهان تاریخ درقلمروی جنگ زده وشهید داده ( افغانستان) برسد.
همه شاهدند که جامعه بین المللی درپنج سال اخیرازهروسیله یی جهت ایجاد انتظام نیرومند دولتی و کندن ریشۀ باند سالاری تنظیم ها وگروه های غارتگربهره برد تا یک حاکمیت «انتخابی» ایجاد شود که هم حافظ منافع افغانستان وهم شریک معتبردنیای امروز باشد؛ اما تیم حاکم ائتلافی، دست به کودتا زدند؛ روند مختل شد و جامعه بین المللی با ابقای چهره های فساد سالاروجنگی که دررهبری پیشرفتۀ دولت وحکومت ازسواد و پیشینۀ سالم ولازم برخوردار نیستند، دربرابریک عمل انجام شده قرارگرفت.
دولت، حکومت، حتی نهاد های مدنی واقتصاد غیرحکومتی با استفاده از قدرت دولتی انحصاری شد که نخستین لرزۀ درهم شکنندۀ آن، غارت دسته جمعی 900 میلیون دالر درکابل بانک بود.
حالا آقای محقق جواب دهد که جامعۀ بین المللی وامریکا غیرازین که با گورگن های منطقه یی تیم حاکم درکابل کنار بیاید ویا مانور کند، برای حل بحران چه راهی را باید درپیش گیرد؟
برای خروج ازبن بست، امریکا «فرار» نمی کند؛ فقط خودش را کمی کنارمی کشد تا خالیگاه امنیتی واقتصادی هولناک، تیم حاکم فساد سالار را با خشم مردم ازیکسو وپیشروی طالبان به سوی «دشمنان» اصلی شان درکابل مواجه کند.
تیم حاکم درکابل هنوز خوابزده و نزدیک بین است. ازگرفتن زندان بگرام کیف می کند؛ روزهای بعد، هدیۀ توقف عملیات شبانه هم روی میزشان خواهد بود.
آقایان! به جشن ها وضیافت های پیش پا افتاده دل خوش نکنید. میلیون ها نفردرافغانستان وصدها میلیون نفردرقلمروهای جامعۀ بین المللی که درین جا حضور دارند، درکشتی استراتیژیک سواراند. شما نمی توانید کشتی را سوراخ کنید.